وقتی میگویم اصول و قواعد روزنامهنگاری در اروپا و آمریکا وقتی به ایران و کوبا و ونزوئلا و روسیه و کلا کشورهای مخالف آمریکا میرسد کشک است، از روی تعصب کور حرف نمیزنم.
مثلا همین ماجرای دستگیری و آزادی علی شاکری را نگاه کنید. این آقا یکی از اعضای بنیانگذار و فعال اتحاد جمهوریخواهان است که رسما یک گروه اپوزیسیون مخالف جمهوری اسلامی است که برای سرنگونی جمهوری اسلامی تلاش میکند. اهداف و روشهایش البته با مجاهدین خلق و سلطنتطلبان تفاوت بسیاری دارد، ولی به هر حال مشروعیت حکومت فعلی ایران را قبول ندارد و در پی تغییر آن از بیرون است.
حالا اگر دقت کنید در تمام گزارشهایی که پس از دستگیری این آقا دربارهاش نوشتهاند، حتی یک کلمه هم جایی نیامده است که همین آقای شاکری معصوم و بیگناه در واقع عضو یک گروه عمدهی اپوزیسیون ایرانی است. همهی گزارشها فقط به تاجر بودن او و اینکه یک مرکز صلح در کالیفرنیا دارد اشاره کردهاند.
آخر بر اساس کدام قاعدهی روزنامهنگاری بخش به این مهمی از بیوگرافی یک نفر را که بطور مستقیم میتواند انگیزهی احتمالی دستگیریاش را شرح دهد مخفی میکنند؟ این قواعد همه کشک است دیگر و فقط برای وقتی است که به نفعشان باشد، مثل بسیاری چیزهای دیگر مثل حقوق بشر و دموکراسی که فقط موقعی وارد ماجرا میشوند که منافع سیاسی آمریکا و اروپا را جلو ببرند.
البته از خانم رابین رایت که راستش را بخواهید در عمل نمایندهی پروپاگاندای بخش دموکرات وزارت خارجهی آمریکا در روزنامهی واشنگتنپست است، زیر پا گذاشتن این قواعد بعید نیست. ولی از روزنامهنگاران ایرانیای که این طرف و آن طرف برای رسانههای کشورهای دشمن مردمشان کار میکنند و ادعای انصاف و پایبندی به اصوال روزنامهنگاری هم دارند بعید است که این طوری خودشان را به نفهمی بزنند.