برای اشتراک ایمیل‌تان را وارد کنید: یا به این نشانی یک ایمیل بفرستید: EditorMyself-subscribe@googlegroups.com
Excerpt: Translation of an article about Bernard Kouchner's role in justification for Iraqi invasion under the pretext of humanitarian intervention.

زمانی که نیکلا سرکوزی، رییس جمهور آمریکاپرست فرانسه به کاخ الیزه رفت، مشخص بود که سیاست خارجی فرانسه به سمت منافع آمریکا خواهد چرخید. انتخاب برنار کوشنر که در ظاهر یک چهره‌ی دروغی سوسیالیست و چپ از خود ساخته است، به این گمانه‌زنی‌ها رسمیت بخشید. چرا که سابقه‌ی کوشنر در مدیریت دخالت ناتو در بحران بالکان و همین‌طور حمایتش از حمله به عراق چهره‌ی واقعی او را نشان می‌دهد.

مقاله‌ی پایین درباره‌ی سابقه‌ی کوشنر در جا انداختن مفهومی ظاهرا موجه با عنوان «دخالت بشردوستانه» یا Humanitarian intervention است که راه را برای حمله‌ و اشغال غیرقانونی آمریکا به عراق باز کرد و برای توجیه جنگ اقتصادی و حتی نظامی علیه ایران هم بکار می‌آید.

برنار کوشنر : متخصص در تبلیغ «دخالت بشردوستانه»

نوشته دایانا جانستون
مترجم: رستم پورزال
منبع: Counter Punch

انتصاب برنارد کوشنر به مقام وزیر خارجه فرانسه به بهانه‌ی «آغوش باز نسبت به چپ» تلخ ترین حقه ایست که رئیس جمهور جدید «نیکلاس سارکوزی» به حزب سوسیالیست فرانسه زده. مرام کوشنر پرهیز از سوسیالیزم است ، اما حزب نامبرده سالهای سال به این منظور که از شهرت کوشنر بهره ببرد ، مانع نشده که او از حزب برای ترقی خود استفاده کند . این ادعا که کوشنر تازگی به «راست» گرویده صحیح نیست و حزب فرصت طلب سوسیالیست نخواسته توجه کند که کوشنر از ۳ دهه پیش راست گرا بوده . چپ بودن کوشنر پس از شورش انقلاب وار دانشجویان و کارگران فرانسه در مه ۱۹۶۸ به پایان رسید ، اما وی هنوز با استفاده از اعتباری که آن زمان بدست آورد از ارکان محافل نخبگان «چپ خاویار خور» رسانه هاست.

جای تعجب نیست که کوشنر در دولت محافظه کار پرزیدنت سارکوزی وزیر باشد ، زیرا سارکوزی در آخرین سخنرانی خود بیش از انتخابات ، ایده آلیسم مه ۱۹۶۸ را محکوم کرد که به قول او «با تحمیل نسبیت اخلاقی و ذهنی شرارت را معادل شرافت قرار داده و جامعه را گمراه کرده.» وی حتی مفاسد تجار را نیز شورش مه ۱۹۶۸ دانست که «عفت نظام سرمایه داری را ضعیف و قبح استثمار را سبک کرده.» در جریان شورش مه ۱۹۶۸ برنارد کوشنر از رهبران اعتصاب دانشکده پزشکی دانشگاه پاریس بود. اما ضدیت او با نظام موجود دیری نپائید به این معنی که چهارماه بعد داوطلب شد با یک تیم پزشکی مامور دولت در منطقه قحطی زده بیافرا خدمت کند. این هیئت پزشکی بخشی از مداخله فرانسه در نیجریه بود که شامل رساندن مخفیانه کمک نظامی به شورشیان تجزیه طلب منطقه نفت خیز بیافرا هم میشد.

اندکی پیش از آن که غائله بیافرا توسط دولت نیجریه متلاشی شود، کوشنر به پاریس بازگشت و از پزشکی به پروپاگاند تغییر مسیر داد. اولین فعالیت تبلیغی او این بود که در تشکیل «کمیته مبارزه با نسل‌کشی در بیافرا» به سازمان جاسوسی فرانسه کمک کرد. سپس در دسامبر ۱۹۷۱ سیزده پزشک سازمانی بنام «پزشکان بدون مرز» تاسیس کردند که از آن میان کوشنر از ابتدا وظیفه تبلیغات سازمان را بعهده گرفت.

تا آن زمان سنت این بود که در سازمان غربی به پیروی از صلیب سرخ بین المللی در اختلافات داخلی کشورها بیطرف بمانند تا دسترسی آنها به مناطق جنگ زده بلامانع باشد. «پزشکان بدون مرز» از راه یادآوری جنایات آلمان نازی توانست افکار عمومی را علیه بیطرفی بسیج کند. اما جانبداری از یک طرف علیه طرف دیگر دعوا از دو فرض غلط ناشی میشود. اول این که در هر معرکه، حتما یکی از طرفین «خوب» و ستم دیده و طرف دیگر «بد» و ستم گر است . فرض غلط دوم اینست که غرب میتواند (با استفاده از توجیهات رسانه ها) بزور صلح و عدالت برقرار کند. بتدریج طوری شد که انتقاد از این دو فرض خلاف انسانیت معرفی میشود. آنچه در بیافرا گذشت الگوی مداخله گران در اختلافات داخلی دیگر شد ، به این معنی که کشورهای زورگواز جنبش های تجزیه طلب حمایت میکنند و پس از آن که دولت مربوطه به سرکوبی شورشیان می پردازد ، دلسوزان خارجی با پخش تصاویر و تفاصیل دلخراش آن سرکوبی را «جنوساید » جلوه داده و دول غربی را به تهاجم نظامی تشویق میکنند.

از آغاز تا پایان دهه ۱۹۷۰ در همان حال که ناتوانی فرقه های چپ راه را برای «فلاسفه جدید» ضد کمونیست فرانسه هموار میکرد ، کوشنر خوب به فواید آنچه باید «مصیبت پردازی در رسانه ها» نامید پی برد. فعالیت او زمانی به اوج خود رسید که با همراهی «فلاسفه جدید» و رسانه ها توانست افکار عمومی را روی » فرار قایق سواران » از ویتنام متمرکز کند. این مجموعه به اصطلاح دلسوز البته با دلیل مهاجرت هزاران ویتنامی ، یعنی ویرانی کشورشان در اثربمباران متعدد آمریکا ، کاری نداشتند و خدمتی هم به بازسازی ویتنام نکردند. هدف تبلیغات آنان فقط این بود از راه «تبعیدگاه» معرفی کردن ویتنام ، جنبش آزادی بخش آن کشور را رسوا و آمریکای متجاوز را تبرئه کنند. تغییر مسیر پر هیجان «چپ» فرانسه به سوی «حقوق بشر» بدون در نظر گرفتن متن و پیشینه مصیبت ها مدیون تلاش این مجموعه است . احتمالا تصادفی نیست که برنامه آنان با شعار حقوق بشر پرزیدنت کارتر و برژینسکی برای اعاده حیثیت برباد رفته آمریکا همزمان و همقدم شد.

وقتی کار به اینجارسید ، سوء استفاده کوشنر از وجهه «پزشکان بدون مرز» شکافی جدی در آن سازمان ایجاد کرد. در نتیجه نام برده از سازمان کناره گرفت و تشکیلات دیگری بنام «پزشکان جهانی» (Medicines du Monde ) تاسیس کرد که مانند خود او پشتیبان «دخالت بشردوستانه» است . در ژانویه و فوریه ۲۰۰۳ سازمان پزشکان جهانی با همکاری دوستاره سینما در حدود دو میلیون دلار صرف تبلیغ در تلویزیون و پخش سیصد هزار پوستر کرد تا رئیس جمهور یوگوسلاوی ، سلوبودان میلوسویچ ، را هیتلر و اردوگاهای زندانیان آن کشور در بخش بوسنی را معادل کشتارگاههای آلمان نازی معرفی کند. اما نباید نوشته خود کوشنر در صفحات ۴-۳۷۳ کتابش تحت عنوان Les Guerriers de la Paix این تبلیغات پر از دروغ بود . کوشنر روایت میکند که سال ۲۰۰۳ وقتی در معیت سفیر سیار آمریکا ریچارد هولبروک از رهبر مسلمانان بوسنی ، آلیجا عزت بگوویچ ، که در بستر مرگ بود دیدن میکرد این سئوال و جواب صورت گرفت :

کوشنر می پرسد : «دیدار پرزیدنت میتران را بخاطر دارید که ضمن آن به او در حضور خبرنگاران اطلاع دادید دولت فدرال یوگسلاوی در بوسنی اردوگاههای مخصوص کشتار مسلمانان را ه انداختند ؟ آن اظهارات شما مانند توپ در دنیا صدا کرد. در نتیجه میتران به من ماموریت داد به اومارسکا و زندانهای دیگر سرکشی کنم ، که اماکن بسیار بدی بودند ، اما کشتارگاه نبودند ، آیا از این تناقص آگاهی داشتید ؟»

عزت بگوویچ حواب میدهد : «بله میدانستم آنها کشتارگاه نیستند اما امیدوار بودم آنچه گفتم منجر به مداخله نظامی ناتو شود.»

کوشنر سپس مینویسد:

«حظ کردم که عزت بگوویچ در حال احتضار حقایق نقش تاریخی خود را از ما پنهان نکرد. ریچارد ومن ستایش فوق العاده خود را به او ابراز کردیم . به عبارت دیگر برای کوشنر این که » نقش تاریخی » کسی حاصل صحنه سازی باشد سزاوار چیزی جز ستایش نیست.»

جنگ هائي که منجر به از هم پاشیدن یوگسلاوی شد در واقع فرصتی اید ه آل بود تا شوق معروف کوشنر به تبلیغ » تهاجم دلسوزانه « به مرحله عمل برسد . برای آمریکا و متحدان اروپائی آن هم حمله به یوگوسلاوی وسیله ای برای تداوم و توسعه پیمان نظامی ناتو پس از جنگ سرد بود. دکترین « دخالت بشردوستانه» کوشنر زمانی به تحقق کامل رسید. که در بهار ۱۹۹۹ ناتو دو ماه و نیم یوگسلاوی را به حمایت از تجزیه طلبان ایالت کوزوو بمباران کرد. پاداش وی این بود که از جولای ۱۹۹۹ تا ژانویه ۲۰۰۱ بعنوان کمیسار عالی سازمان ملل مسئول کنترل کوزووی تحت اشغال شد. ضمن تصدی گری او ، کوزوو بجاي آن که طبق وعده صحنه آشتی و تفاهم اقوام مختلف شود ، به میدان تاخت و تاز باندهای مسلح مافیائی تبدیل شد. د لسوزی کوشنر همیشه یکجانبه است . احساسات انسانی او فقط متوجه حمایت از قربانیانی است که محبوب دولت فرانسه یا آمریکا هستند ، مثل شورشیان بیافرا ، ویتنامی های غیر کمونیست و اکثریت آلبانیائی تبار در کوزوو دل او برای مردم نیکاراگوئه که در دهه ۱۹۸۰ قربانی آدمکشان دست پرورده آمریکا بنام قوای کنترا بودند یا دو اقلیت صرب و کولی که با حمایت ناتو از کوزوو رانده شدند یا فلسطینی های قربانی اسرائیل نمی سوزد.

قربانیان دیکتاتوری نظامی میانمار(برمه) هم مشمول دلسوزی کوشنر نشدند ، که سال ۲۰۰۳ در ازای دریافت ۲۵ هزار یورو از شرکت نفت توتال چند در آن کشور تاب خورد و در یک گزارش ۱۹ صفحه ای شایعه استثمار کارگران محلی را تکذیب کرد. البته ممکن است شرکت توتال در بیگاری کشیدن دولت میانمار از کارگران پروژه لوله گاز شرکت سهیم و مقصر نباشد . اما تردید نمی توان داشت که دلیل انتخاب کوشنر برای تدوین گزارش یاد شده شهرت او به «بشردوستی» بود نه توفیق و علاقه او به کشف حقایق .

منصوب شدن کوشنر شهرت طلب به مقام وزیر خارجه فرانسه در عین حال که نگران کننده است ، مسخره هم هست . انسان نمی داند به این موضوع بخندد و یا بگرید که یک پزشک سوسیالیست اشغال عراق توسط آمریکا را به دلیل «حقوق بشر» موجه میداند .


سردبیر: خودم و لینکدونی‌اش را هر روز با ایمیل دریافت کنید.
تازه درهمين باره:



دوستان و آشنايان

«ایمیان»
«۴ دیواری»
«پاگرد»
«مریم ابریشم‌کار»
«عرب عصبانی»
«سبیل طلا»
«تبعیدی عصبانی»
«بامدادی»
«نانا»
«مونتاژ انتقادی»
«حمید مافی»
«کیبرد آزاد»
«خط قرمز»
«امور ایران»
«لات‌لند»
«فریادناممه»
«ملکوت»
«توکا نیستانی»
«جواد کاشی»
«کمال»
«بسیج جهانی»
«مارسی نیومن»
«ایرانی طعنه‌آمیز»
«۳۵ درجه»
«آرش «کمانگیر» آبادپور»
«عبدالقادر بلوچ»
«طاها بذری»
«مریم مومنی»
«میرزا پیکوفسکی»
«از پشت یک سوم»
«مهستی شاهرخی»
«آزادنويس»
«پیاده رو»
«نگفتنی‌ها»
«هادی خرسندی»
«امنزیاک»
«یک فتحی»
«حاجی واشنگتن»
«گردباد»
جمال
شنا در شنزار
آهستان
بی‌بی‌گل
کامپیتور و ارتباطات
حامد قدوسی
هادی نیلی
جمهور
دردنوشته‌ها
دانشجوی مسلمان
یک پزشک
ابراهیم اسکافی
کوروش علیانی
موج
ایران‌شهر
ف.م.سخن
بلوط
ناهید رکسان
نوک‌تیز
زمستان است
گناهکار
نیکی اخوان
مرد تنها
دلبستگی
محمد نوری‌زاد
سولوژن
فروغ
جوانفکر
خیاط باشی
نسرین افضلی
آی‌تی.ايران
فوکو بلاگ
پویان و سیما
رزانیات
زهرا
کتابلاگ
مسعود ده‌نمکی
آرش غفوری
سهیل کریمی
دستنوشته‌ها
محمود فرجامی
اکبر منتجبی
محبوبه حسین‌زاده
بیروت ریپورت
سلمان
مسعود بهنود
خبرنگار مسلمان
مریم اينا
خاکریزیسم
میرزا
علیرضا شیرازی
مرصاد امروز
بابک داد
هوشنگ دودانی
فانونایت
دوم دام
کافه ناصری
بی اجازه کوچیکترا نه
منبر دات نت
لیلی نیکونظر
نسل خمینی
حسین پاکدل
شرح
حسین نوش‌آذر
مهدی محمدی
کریم ارغنده‌پور
نگاه نو
نگاه نو
زيتون
زیتون پرورده
یک استکاان چای داغ
لوبيا
سینا دیلی
شاخ به شاخ
خورشید خانوم
شهرزاد
جواد روح
ضدمورچه
امید معماریان
روزنامه‌نگار ممسلمان
یادداشت‌هایی از کابل
مرتضی نگاهی
سیبستان
آن سوی دیوار
پژمان نوزاد
من راه نشین
خسرو نقیبی
آق بهمن
نوه‌ی غلامرضا تختی
خوابگرد
پسر فهمیده
اسماعیل نیوز
یک وحید
شب پیشگویی
لگوماهی
سهند شمس
صفا در ال.ای
حسام‌الدین آشنا
احمد جلالی
مطالعات فرهنگی رادیکال
فرنگوپولیس
کلنگ کمونیست کارگری
آزاده عصاران
هنوز
روزنه
شکرخواه
رویای آريایی
خانوم حنا
چرک‌نویس
کافه اندیشه
علیرضا خدابخش
افسون فسرده
آچار فرانسه
احسان
نگارک‌ها
زن نوشت
سایه
غلاف تمام فلزی
عباس معروفی
نقیز
روزها
انتخاب زنان
حمید کریمیان
هپلی
نیما دارابی
مسیح علی‌نژاد
آشپزباشی
پاسداران
پویان طباطبایی
حقوق‌دان پاریسی
نازخاتون
فلیسوف مآب رمانتیک
تادانه
کلاشینکف دیجیتال
کلفه گینزبورگ
شبنم طلوعی
امیرعلی قاسمی
مشکات
سفره ماهی
سفره‌ماهی
پاک‌نویس
مازوخیسم محاسباتی
مرصاد
ارزیابی‌های شتابزده
سوگلی ریچارد پرل
لیلا خدابخشی
تکینسون
علی معظمی
عنکبوت
سرزمین آفتاب
آدم و حوا
چخوف منو نديدی؟
امشاسپندان
شب‌نامه‌ها
علی مزروعی
حنیف مزروعی
خارج از جعبه
مريم نبوی نژاد
وب‌نگاشت
تبرمرد
ققنوس
بچه‌های سوم تیر
منقل، مخده و پلوراليسم ديني
فالشیست
ddmmyyyy
بازیگر آماتور
شهاب اسفندیاری
فانوس خيال
آینه ایرانی
محمد تاج‌دولتی
معصومه ناصری
انتخاب انسانی
نیما نامداری
مژده
چلـــغوز
پرگلک
پیام یزدانجو
پیام یزدانجو
من و مانی
شبح
کاملیا انتخابی فرد
خودمونی
حرف غریب
راهرو
شادی شاعرانه
و اما بعد
امير حسابدار
پاسداران
ایمان
پاگنده
بارانی آبی
اندیشه امروز
معصومه اتبکار
دفترچه‌ی ممنوع
حسن عابدینی
دیدی گفتم
مه‌زود
میان خطوط
جنگ و صلح
صبحانه
کوچه مدرسه حجتیه
آسمانِ سرپناه
حسام فروزان
حقیقت ایرانی
رازیگر
نیستان
یک وبلاگ ساده
غربتستان
تلخوش
قائم‌پناه
ژرف
یولداش
روزگاری که سپری می‌شود
رنگارنگ
مرمرو
کاپیتان هادوک
خاطرات مشبک
کوچ
افکار خصوصی
سیاحت‌نامه میرزا
روی جاده نمناک
کنج
دلتنگستان
کتابدار
نکته
يوتی‌اف-هشت
بازيگر آماتور
نفیسه مطلق
با شما نيستم
سکتور صفر
پارکينگ
پياله
ايستادن در مقابل باد
مهندس سعيد
يه وجب خاک اينترنت
احسان پريم
مهاجر
افعانستان امروز
از امروز
آذر و آيينه‌اش
بهنود کوچک
وبلاگ گوبا
روزگار من
يادداشت‌های سينمايی
اسپ‌سوار
دنيا دست کيه
نمای تزديک
عصيان
ایگناسیو
کتابچه
علاف تمام فلزی
تن‌تن‌سک
آسمان
یک جعبه شکلات
حرفهایم...
از کانادا
ندای امروز
دنيای يک ايرانی
عمو حميد
احسان و هزاره سوم
روزنگار
وب‌نوشت ابطحی
بزرگمهر حسین‌پور
دندانپزشک
پريشان بلاگ
سياست از نگاه دوم
برما چه گذشت
خاکستری
حرف‌های يک الپر
کاوه شجاعی
کاکتوس تيلا
کاپوچينو
خط سوم
ترزا
آبکش
خبرنگار
نيمه‌شب
صادق الوندی
الپر
صورتک
ساده‌تر از آب
مرتضی و ما
پرنیان
علی قدیمی
الفبا
کلانتر
زوزه
ریویو
فانتازیا
محسن طالب
یلدا معیری
شهروند نصف‌جهانی
اسکورپیو
نعمت احمدی
لباس شخصی
علی خلیق
این مرد
یادداشت‌های فرهنگ
روزهای زندگی‌ام
یک بلاگر
دانشگاه غیرانتفاعی کیش
بچه‌های قلم
یاک
وحید پوراستاد
وب‌نامه
علی‌اکبر قزوینی
پناه
نوشی و جوجه‌هایش
اینجا و اکنون
مهاجرانی
جمیله کدیور
فانوس
صنوبر
پرنوشت
نادر فتوره‌چی
جنبشی استشهادی
بهزاد بلور
اشکان خواجه‌نوری
مصطفی تاجزاده
عباس عبدی
آرش صالحی
مسرت امیرابراهیمی
سبقت
عطا خلیقی
لیلی پوررند
آخوندها از مریخ نیامده‌اند
زرنوشت
گل‌دختر
علیرضا حقیقی
گل‌آرا حمزه
نگاه ایرانی
پاپتی
گوز آن‌لاین
وب‌گشت
لوبیسمم
فاطمه رجبی
نگاه یک ایرانی
کشکول جوانی
هزاران نقطه
ریچارد سمبروک
نامحرمانه
غربت‌نوشته‌ها
رشید اسماعیلی
مجید تفرشی
احمدی‌نژاد
شهیر شهید ثالث
احمد شیرزاد
موشک انداز
مژده غضنفری
ابراهیم فیاضی
نظرات ديگران

نکته مهم این است که قتل عام ارامنه نه توسط ترکهای عثمانی بلکه توسط "ترکهای جوان" یعنی همین دار و دسته کمال آتاتورک انجام گرفته و محصول حرکت ترکیه به سمت مدرنیته است. ترکهای جوان که فکر می کردند عامل پیشرفت، هرچه شبیه تر شدن به اروپایی هاست در مورد قتل عام و پاکسازی قومی و ساختن ملت-دولت مدرن بر اساس وحدت قومی و زبانی باز هم از اروپایی ها تقلید کردند. در طول تاریخ فقط زبان بخشی از آناتولی ترکی بوده و به وضوح مثلاً زبان مردم قونیه فارسی بوده. این برنامه ای هم که با کردها دارند ادامه پروه ناتمام پاکسازی قومی است. البته معنی اش این نیست که فقط ترکها پاکسازی قومی کردند. آلمانی ها و فرانسوی ها هم کرده بودند. فقط یک کمی زودتر. و در کل اینکه قتل عام ارامنه را بزرگ کنیم و قتل عام مردم عراق را که همین تعداد یعنی یک میلیون تا به حال کشته داده اند فراموش کنیم یک کمی مشکوک است.

کار شما درست است . شما کار درست هستی . آفرین . دارمت

خوب شد بالاخره فهميديم موضع شما در برابر توركها چيه. اصلاً شما از كجا مطمئنيد كه قتل عام ارامنه با اون شدتي كه ارامنه ادعا مي كنند ، به صورت برنامه ريزي شده و توسط دولت عثماني اتفاق افتاده ؟ آيا كشتار همين تعداد تورك در همان زمان توسط ارامنه صورت گرفت، نمي تواند نام نسل كشي برخود بگيرد ؟ موضع گيري هاي اينچنيني افرادي مانند شما وضعيت ما را در برابر دشمنان ملت تورك مشخص مي كند. فارس ها احساس نزديكي بيشتري با ارامنه دارند تا توركها.