حضور همزمان لاریجانی و جلیلی در مذاکرات امروز ایران و سوالانا در رم دقیقا کاری بود که ایران باید میکرد تا این مزخرفاتی را که «تحلیلگران» حقوقبگیر دولتهای انگلیس و آمریکا و هلند و امثال آنها به خورد مردم میدهند، نابود کند: اینکه این اتفاق نشانهای از تغییر سیاست اتمی ایران است و قدرت احمدینژاد از خامنهای هم بیشتر شده است و این دیکتاتور قدکوتاه بدلباس نژادپرست ضد یهود میخواهد با منزوی کردن میانهروهایی مثل لاریجانی (که تا همین پریروز میگفتند یک محافظهکار تندروی سپاهی خطرناک است) ایران را به سمت رویارویی با غرب بکشاند و چه و چه و چه.
لاریجانی در یک جملهی کوتاه که مورد توجه بی.بی.سی انگلیسی هم قرار گرفته است هم استقلالش را از احمدینژاد نشان داده و هم تمام این تحلیلهای بیمعنی را رد کرده است. اینکه گفته سیاستهای اتمی ایران با تغییر مدیران، حتی کسانی در حد رییسجمهور، هم عوض نمیشود.
حالا لابد دوباره لاریجانی از فردا به از «آدم خوبه» به «آدم بده» تبدیل میشود و همان تحلیلبگیران حقوقبگیر شروع میکنند به یادآوری نقش لاریجانی در زمان خاتمی و کنفرانس برلین و بعد هم لابد کشف میکنند که عضو سپاه قدس بوده است.
حدس من دربارهی مسولیت بعدی لاریجانی آن است که پس از مدتی کوتاه استراحت برای کار حساسی دیگر آماده خواهد شد. راستش تئوری من راجع به از مدتها پیش او این بوده است که لاریجانی شاهمهرهی خامنهای است که هرجا احساس ضعف اساسی در نهادهای بنیانی حکومت میکند او را برای تغییر ساختاری آن میفرستد.
حدس من این است که چون تحریمهای اقتصادی و کلا امنیت اقتصادی الان مهمترین مسالهی ایران است و احمدینژاد هم انگار به اندازهی کافی حواسش به ابعاد ماجرا نیست، لاریجانی در مسوولیتی که نمیدانم چه خواهد بود وارد ماجرا شود. شاید حتی خامنهای بخاطر او یک شورای عالی یا مجمع استراتژیک که فقط روی همین موضوع اقتصادی کار کند، بسازد و همزمان او را برای ریاست جمهوری پس از احمدینژاد (به شرط اینکه زورشان برسد او را از شرکت در دور بعد منصرف کنند که خودش داستان جدایی است) جدیتر از دور پیش آماده کند.