برای اشتراک ایمیل‌تان را وارد کنید: یا به این نشانی یک ایمیل بفرستید: EditorMyself-subscribe@googlegroups.com
  لينک‌دونی هفته
  • در دفاع از حقوق صنفی آرش حسن نیا

    خیلی جالب است.. حق آدم را می‌خورند و بعد هم آدم را اخراج می‌کنند. من ههم طعم روزنامه‌نگاری «اصلاح‌طلبانه» را در «روز» چشیده‌ام.

Excerpt: On the Capitalist notion of justice

بر اساس چیزهایی که شنیده‌ام قیمت استندارد وکیل در کانادا تقریبا ساعتی پانصد دلار است و این یعنی هر مقدار وقتی که وکیل برای صحبت با من، تحقیق درباره مساله، نوشتن دفاعیه و وقت گذاشتن در دادگاه می‌گذارد بر اساس همین رقم حساب می‌شود. حساب سرانگشتی یک وکیل (که حاضر نیست کاری را مجانی انجام دهد) این است که هزینه‌ی همان اولین قدم کار که حدود ۴۰ ساعت وقت می‌برد چیزی در حدود بیست هزار دلار می‌شود. درست خواندید، ۲۰ هزار دلار.

به خانه‌ی فرشته‌ی عدالت کاپیتالیسم خوش آمدید. جایی که پول تعیین می‌کند حق با چه کسی است -- و فرشته‌خانم با چه کسی می‌خوابد.


سردبیر: خودم و لینکدونی‌اش را هر روز با ایمیل دریافت کنید.
تازه درهمين باره:



دوستان و آشنايان

«یک پزشک»
«جواد روح»
«یک فتحی»
«سولوژن»
«خسرو نقیبی»
«هوشنگ دودانی»
«دادابیس»
«ملکوت»
«کوروش علیانی»
«آهستان»
«خوابگرد»
«سینا دیلی»
«حامد قدوسی»
«جمهور»
«یادداشت‌هایی از کابل»
«ایمیان»
«تبعیدی عصبانی»
«ابراهیم اسکافی»
«نگارک‌ها»
«فروغ»
«گردباد»
«نانا»
«عرب عصبانی»
«محمد نوری‌زاد»
«مریم ابریشم‌کار»
«اکبر منتجبی»
«مرصاد»
«هادی خرسندی»
«بابک داد»
«طاها بذری»
«احمد جلالی»
«هادی نیلی»
«سبیل طلا»
«ضدمورچه»
«مهستی شاهرخی»
«یک استکاان چای داغ»
«موج»
«کیبرد آزاد»
«حسین نوش‌آذر»
«عبدالقادر بلوچ»
«ایرانی طعنه‌آمیز»
«پسر فهمیده»
«مازوخیسم محاسباتی»
«جواد کاشی»
«منبر دات نت»
«آرش «کمانگیر» آبادپور»
«از پشت یک سوم»
«آزادنويس»
«ناهید رکسان»
«آق بهمن»
«مرد تنها»
بامدادی
امنزیاک
امور ایران
نگاه نو
نگاه نو
مسعود ده‌نمکی
آن سوی دیوار
گناهکار
۳۵ درجه
خیاط باشی
من راه نشین
کمال
مسعود بهنود
حقوق‌دان پاریسی
حاجی واشنگتن
کشکول جوانی
صفا در ال.ای
مارسی نیومن
شب پیشگویی
سوگلی ریچارد پرل
دردنوشته‌ها
دانشجوی مسلمان
آشپزباشی
پاگرد
آچار فرانسه
لیلی نیکونظر
۴ دیواری
ایران‌شهر
حمید کریمیان
نیما دارابی
میرزا پیکوفسکی
بلوط
ف.م.سخن
پیاده رو
زهرا
خورشید خانوم
رزانیات
لوبيا
حمید مافی
لگوماهی
سهند شمس
حسین پاکدل
کتابلاگ
مریم مومنی
نگفتنی‌ها
یک وحید
محمود فرجامی
لات‌لند
کریم ارغنده‌پور
زيتون
زیتون پرورده
حسام‌الدین آشنا
محبوبه حسین‌زاده
آی‌تی.ايران
دستنوشته‌ها
شاخ به شاخ
افسون فسرده
جوانفکر
خبرنگار مسلمان
غلاف تمام فلزی
حنیف مزروعی
چرک‌نویس
مرتضی نگاهی
شب‌نامه‌ها
بسیج جهانی
فریادناممه
نوه‌ی غلامرضا تختی
پژمان نوزاد
کلنگ کمونیست کارگری
رویای آريایی
علیرضا شیرازی
مرصاد امروز
روزنه
خاکریزیسم
توکا نیستانی
مونتاژ انتقادی
نیکی اخوان
شهرزاد
احسان
شرح
دلبستگی
مسیح علی‌نژاد
تادانه
نازخاتون
خط قرمز
جمال
شنا در شنزار
بی‌بی‌گل
کامپیتور و ارتباطات
نوک‌تیز
زمستان است
نسرین افضلی
فوکو بلاگ
پویان و سیما
آرش غفوری
سهیل کریمی
بیروت ریپورت
سلمان
مریم اينا
میرزا
فانونایت
دوم دام
کافه ناصری
بی اجازه کوچیکترا نه
نسل خمینی
مهدی محمدی
امید معماریان
روزنامه‌نگار ممسلمان
سیبستان
اسماعیل نیوز
مطالعات فرهنگی رادیکال
فرنگوپولیس
آزاده عصاران
هنوز
شکرخواه
خانوم حنا
کافه اندیشه
علیرضا خدابخش
زن نوشت
سایه
عباس معروفی
نقیز
روزها
انتخاب زنان
هپلی
پاسداران
پویان طباطبایی
فلیسوف مآب رمانتیک
کلاشینکف دیجیتال
کلفه گینزبورگ
شبنم طلوعی
امیرعلی قاسمی
مشکات
سفره ماهی
سفره‌ماهی
پاک‌نویس
ارزیابی‌های شتابزده
لیلا خدابخشی
تکینسون
علی معظمی
عنکبوت
سرزمین آفتاب
آدم و حوا
چخوف منو نديدی؟
امشاسپندان
علی مزروعی
خارج از جعبه
مريم نبوی نژاد
وب‌نگاشت
تبرمرد
ققنوس
بچه‌های سوم تیر
منقل، مخده و پلوراليسم ديني
فالشیست
ddmmyyyy
بازیگر آماتور
شهاب اسفندیاری
فانوس خيال
آینه ایرانی
محمد تاج‌دولتی
معصومه ناصری
انتخاب انسانی
نیما نامداری
مژده
چلـــغوز
پرگلک
پیام یزدانجو
پیام یزدانجو
من و مانی
شبح
کاملیا انتخابی فرد
خودمونی
حرف غریب
راهرو
شادی شاعرانه
و اما بعد
امير حسابدار
پاسداران
ایمان
پاگنده
بارانی آبی
اندیشه امروز
معصومه اتبکار
دفترچه‌ی ممنوع
حسن عابدینی
دیدی گفتم
مه‌زود
میان خطوط
جنگ و صلح
صبحانه
کوچه مدرسه حجتیه
آسمانِ سرپناه
حسام فروزان
حقیقت ایرانی
رازیگر
نیستان
یک وبلاگ ساده
غربتستان
تلخوش
قائم‌پناه
ژرف
یولداش
روزگاری که سپری می‌شود
رنگارنگ
مرمرو
کاپیتان هادوک
خاطرات مشبک
کوچ
افکار خصوصی
سیاحت‌نامه میرزا
روی جاده نمناک
کنج
دلتنگستان
کتابدار
نکته
يوتی‌اف-هشت
بازيگر آماتور
نفیسه مطلق
با شما نيستم
سکتور صفر
پارکينگ
پياله
ايستادن در مقابل باد
مهندس سعيد
يه وجب خاک اينترنت
احسان پريم
مهاجر
افعانستان امروز
از امروز
آذر و آيينه‌اش
بهنود کوچک
وبلاگ گوبا
روزگار من
يادداشت‌های سينمايی
اسپ‌سوار
دنيا دست کيه
نمای تزديک
عصيان
ایگناسیو
کتابچه
علاف تمام فلزی
تن‌تن‌سک
آسمان
یک جعبه شکلات
حرفهایم...
از کانادا
ندای امروز
دنيای يک ايرانی
عمو حميد
احسان و هزاره سوم
روزنگار
وب‌نوشت ابطحی
بزرگمهر حسین‌پور
دندانپزشک
پريشان بلاگ
سياست از نگاه دوم
برما چه گذشت
خاکستری
حرف‌های يک الپر
کاوه شجاعی
کاکتوس تيلا
کاپوچينو
خط سوم
ترزا
آبکش
خبرنگار
نيمه‌شب
صادق الوندی
الپر
صورتک
ساده‌تر از آب
مرتضی و ما
پرنیان
علی قدیمی
الفبا
کلانتر
زوزه
ریویو
فانتازیا
محسن طالب
یلدا معیری
شهروند نصف‌جهانی
اسکورپیو
نعمت احمدی
لباس شخصی
علی خلیق
این مرد
یادداشت‌های فرهنگ
روزهای زندگی‌ام
یک بلاگر
دانشگاه غیرانتفاعی کیش
بچه‌های قلم
یاک
وحید پوراستاد
وب‌نامه
علی‌اکبر قزوینی
پناه
نوشی و جوجه‌هایش
اینجا و اکنون
مهاجرانی
جمیله کدیور
فانوس
صنوبر
پرنوشت
نادر فتوره‌چی
جنبشی استشهادی
بهزاد بلور
اشکان خواجه‌نوری
مصطفی تاجزاده
عباس عبدی
آرش صالحی
مسرت امیرابراهیمی
سبقت
عطا خلیقی
لیلی پوررند
آخوندها از مریخ نیامده‌اند
زرنوشت
گل‌دختر
علیرضا حقیقی
گل‌آرا حمزه
نگاه ایرانی
پاپتی
گوز آن‌لاین
وب‌گشت
لوبیسمم
فاطمه رجبی
نگاه یک ایرانی
هزاران نقطه
ریچارد سمبروک
نامحرمانه
غربت‌نوشته‌ها
رشید اسماعیلی
مجید تفرشی
احمدی‌نژاد
شهیر شهید ثالث
احمد شیرزاد
موشک انداز
مژده غضنفری
ابراهیم فیاضی
نظرات ديگران

خوب من میخوام سعی کنم بهت فحش ندم و منطقی جواب این صحبت ات را بدهم که در خانه کاپیتالیسم پول تعیین می کند که فرشته عدالت با کی بخوابد. منتهی نمی توانم بفهمم که چرا به زندگی در همچین مملکت پر از طلم و بی عدالتی و فساد ادامه میدهی. جناب داریوش سجادی٬ ببخشید حسین درخشان٬ برگرد برو به آغوش ولی فقیه فکر می کنم محسن اژه ای خودش قبول کنه وکیلت باشه فقط در مقابل ۲۰۰۰ تا صلوات و اطلاعات مربوط به چند تا بدبختی که بهشون بدی. اگر موافق این راه حل نیستی و نمی خوای برگردی٬ تنها فرضی که باقی میمونه اینه که مازوخیسم داری و از آزار خودت به اورگاسم میرسی که خوب البته بد هم نیست. حالشو ببر.

تو که مشکلی نداری. ننه ات را ساعتی 500 تومان اجاره بده بالاخره یک زمانی پولش جور میشه!! سواد درست حسابی هم که نداری بری کار بدرد بخور پیدا کنی.آدم فروشی هم که تا ابد نمی شود شغل.بنابراین فعلا خودتو آماده کن که چوب نیم سوخته ضخیمی قراره بهت فرو بره عزیز.

یکی از همانهایی که بهشان فحش دادی رو پیدا کن احتمالا میدانند خلجی چه جانوری است بهت کمک میکنند.

Well to be honest I just have a simple question, if u really hate this so called capitalism so much and believe it to be a corrupt system why don't u just go back to Iran? I don't say that to attack u as some others did but I just read your weblog daily and cant understand why u insist living in a place u keep attacking its values. Good Luck

او بنام حق درود بر شما دوست عزیز از روزی که نام حسین را برای شما انتخاب کرده اند مظلومیت بر پیشانی نوشت تو ثبت گردیده است . تنها موضوعی که شما را در معرض تهاجم قرار می دهد این که یکی به نعل و یکی به میخ میزنی و این یعنی رعایت عدالت . امروز هم ما در ایران گرفتار چوب عدالت هستیم که در دستان خداست و قضاوت آن با رهبری نظام و همراهان . شاید ارق میهن پرستی ات گل کرده و برای نجات ایران از حمله امریکا تلاش می کنی ! بگذر عزیز کشور در اشغال برایش چه فرقی دارد که اشغالگر چه کسی باشد .

من جای تو بودم مثل یه مرد دست زن سابقمو میگرفتم میرفتم ایران پیش خانواده ام دو میلیون بیلاخ گنده هم به برادر خلجی نشون میدادم. مطمئن باش تو ایران موفق تری.

اول از همه این گونه نیست که اگر کسی وکیل نداشته باشد به این معنی است که بازنده است. در دنیای دموکراسی قاضی حرف اول را می زند و قاضی البته نه از نوع مرتضوی آن همیشه سعی می کند حق به حق دار برسد. درضمن وکلای مجانی هم در این کشورها پیدا می شود به تو پیشنهاد می کنم با تماس با دادگاه از آنها کمک بخواهی. این را نه برای دفاع از تو که برای دفاع از آزادی می نویسم.

تو فکر میکنی با این جور صحبتها داری نظام کاپیتالیستی رو می کوبی؟ نه بابا جان اینطوری نیست. در نظام کاپیتالیستی مثل کانادا هم اگه کسی پول گرفتن وکیل رو نداشته باشه بهش وکیل میدن. اگه خیلی هم فکر میکنی حق با تو هست می تونی تو یه ایمیلی چیزی برای چند تا وکیل که خودت قبولشون داری توضیحاتت رو مختصر و مفید بفرستی. اونها هم اگه قانع بشن که برنده نهایی تو خواهی بود به تو همه جور کمکی می کنن و نهایتا بعد از برد مخارج از جریمه ای که طرف مقابل میشه کسر میشه. اگه فکر می کنی برنده نمیشی و کار غیر قانونی کردی هم خوب این ننه من غریبم بازیهات نظام اقتصادی کاپیتالیستی رو نمی کوبه. شما چپها فقط بلدید حرف مفت بزنید. با نظامهای اقتصادی در پیتی خودتون ریدین به کشورهای بلوک شرق و روسیه و جمهوریهاش و الان هم ونزویلا و کوبا جزو کشورهای فقیر و عقب افتاده هستن. تو و امثال تو هم فقط یاد گرفتین از اصطلاحات علمی کاپیتالیسم و لیبرالیسم و بازار آزاد به عنوان فحش استفاده کنید. در حالیکه قضیه کاملا برعکسه. اگه در عقاید و بیان باید آزادی باشه در اقتصاد و تجارت هم باید آزادی باشه و این هم منافع و تبعاتی داره که وارد بحث علمی با شما نمیشم که سواد اقتصادی نداری. ولی بدون این رو بزرگترین دلیل نا کارآمدی نظام های سوسیالیستی همین کشورهای سوسیالیستی هستن. اگه بخوای بگی سوسیالیسم درست پیاده نشده هم که دیگه گند مضاعف زدی که یه چیزی تو تخیلت در نظر گرفتی که عملا قادر به پیاده سازی نبوده.

خب عزیزیم همین میشه دیگه! پس انتظار داشتی وکلا عاشق چشم و ابروت باشن بیان مفت واست دفاع کنن؟ هیچ ربطی هم به کاپیتالیسم نداره وکیل هم باید نون دربیاره (که خوب هم در میاره!) اون موقع که زارت و زرت می کردی باید به فکر امروزت می بودی در ضمن اگه خیلی به خودت اطمینان داری و می دونی که حق با تو است وکیلو بگیر با قرض بعد که کیس رو برنده شدی پولشو از طرف مقابل بگیر یا برو از این وکیلهای مجانی که برای افرادی که توانایی مالی ندارن بگیر (که خود دادگاه بهت معرفی می کنه). راستی یه راهه دیگه هم واست مونده. فرار کن از اون جهنم لعنتی کاپیتالیست کثافت و بیا به ایران! نمی دونم چرا هیچ موقع تو و امثال تو (دادا) به این مساله فکر نمی کنن! بابا آخه چقدر خودتونو عذاب بدین چقدر زجر بکشین بابا بسه تلف میشین جون من برگردین!! البته خوبی ماجرا اینه که تا حالا متوجه شدی که اونجا ایران نیست که هر حرفی خواستی بزنی به هر کی خواستی فحش بدیعالم وآدم رو رفسنجانیست خطاب کنی و هیچکی عین خیالش نباشه. آره عزیز جان دنیا حساب و کتاب داره

call Ottawa U's legal clinic at (613) 562-5600 . they might be able to help you or at least tell you how to go about the whole thing.

آره حسین جان میتوانی در کانادا از کمکهای قضایی استفاده کنی. فقط باید توضیح بدی تا براشون خوب جا بیفته، حقیقت را بگو تمام حقیقت را. بگو عموی فقیری دارد که عضو موتلفه است، بگو با نبوی و بهنود و... بودم ولی در هر صورت هر تیمی یک استراتژی داره و نقش منهم فعلا اینه که باید نقش جاروی گهی توی مستراح را بازی کنم. عبدالرضا

بسیار لازم بود برای تو که یکنفر به طور قانونی مقابلت به ایسته. حرفای بامزه ای این روزا ازت میشنوم اینگار که یادت رفته چند وقت پیش داشتی ملت رو از دادگاه و شکایت و اینا میترسوندی حالا ژست های ننه من غریبم رو میگیری و دم از همبستری فرشته عدالت میزنی! جدا به قول اون دوست عزیز برگرد به سرزمین عدل مطلق .

وکیل خوب بگیر و اگر برنده بشی میتونی مخارجش رو از طرف مقابل بگیری. بنابراین در مورد وکیل صرفه جویی نکن چون میبازی.

اگه ناراحتی گم شو برو ایران. با پاسپورت کانادایی عشق و حال میکنی باید مسئولیت زندگی در غرب رو هم حس کنی بدبخت

برادر جان! جنابعالی تا زمانی که خیال میکردی حالا حالا ها تواین بازی فشنگ داری که به تفنگت می نازیدی، حالا که دیدی طرفت زورش بیشتره به دیالوگ و گفتگو از این پشم و پیلیا آویزون شدی ؟ اولش که بچرخ تا بچرخیمت با مهدی خلجی گوش عالم و ادم رو کر کرده بود بعد هم که معلوم شد خودت مدتها از بودجه هلندی ارتزاق کرده بودی سر چندر قاز که پولت اینور اونور شد از سایت روزانلاین کله شق بازیت مثل همون کله شق بازیهای مذهبی اون زمانت یدفه زد بالا، به حساب اینکه تووبلاگستان شناخته شده ای هر دروغی رو به این و اون نسبت دادی که این جاسوس اونه اون جاسوس اینه این مهره رفسنجانی اون مهره کوفت زهر ماره! حالا که دیگه حرفت 4 صنار هم خریداری نداره از اون طرف هم مهدی خلجی وکیل گرفته و درست حسابی داره از این خونه به اون خونه دنبالت میگرده! حالا یاد دیالوگ افتادی؟ عجب! عجب! عجب ؟ می گن یه نادون یه سنگ می ندازه تو چاه صد نفر نمیتونن در بیارن با این فرق که این دفه سنگی که انداختی فراموش کردی که یه سرش وصل به پاچه مبارکت هر چی بیشتر پایین بره تو رو هم بیشتر می بره پایین! برادر جان؟

عزیز من این بازی که شروع کردی همون اول معلوم بود به کجا می رسه ( لااقل برای بنده معلوم بود) نشنیدی میگن عنکبوت زورت نبود، جنگت چه بود؟ خوب عجب عجب ببین پسر جان

فکر کنم در کانادا بتوانی از کمک قضایی (legal aid) استفاده کنی. باید تقاضایی بنویسی و توضیح بدهی که از نظر مالی امکان تامین هزینه‌ی وکیل را نداری. دقیقش را نمی‌دانم البته٬ ولی می‌توانی از کسانی که آشناتر اند به این چیزها بپرسی. به هر حال امتحان کردنش ضرری ندارد.