خیلی جالب بود که چطور رفسنجانیستهای «روز» با شور و هیجان، از فرط عشقشان به سرورشان رفسنجانی افتادند توی دیگ هلیم تنفر از احمدینژاد.
ماجرای اجلاس شورای خلیج فارس را میگویم که خایهمالان مقیم خارج حضرتش از امید معماریان و نیک آهنگ کوثر بگیرید تا ابراهیم نبوی و حسین باستانی و دیگر رفقایشان در وبسایتهای حسن روحانی و قالیباف و محسن رضایی به عنوان شرکت احمدینژاد در کنفرانسی که نامش «خلیج عـربـی» است، توی بوغ کردند. (معلوم شد که آقایان از روی بیسوادیشان این گاف را دادهاند. )

نیک آهنگ کوثر معمولا کاری به واقعیتها ندارد، خرجش را بدهید ضد مادرش هم برایتان کارتون میکشد، چه برسد به مردم و دولت کشورش
حالا حسین باستانی که از بقیهشان باشرفتر است به گه خوردن و غلط کردیم افتاده و اعتراف کرده که تمام پروپاگاندای تحلیلمانند مفت خودش و رفقایش بر اساس تنفرشان از احمدینژاد است که در دیدن واقعیت کورشان کرده. اوضاع اگر اینطوری پیش برود این آقایان و خانمها ششصد و پنج بار دیگر هم باید بهخاطر دروغهایی که در این چند سال هر روز به خورد خوانندگانشان دادهاند معذرت خواهی کنند.
البته من اگر جای آقایان بودم بجای معذرتخواهی اصلا بند و بساطم را تعطیل میکردم و میرفتم دنبال یک کار باشرافت.
آدم در محلهی فاحشههای بروکسل توالت بشوید شرف دارد به اینکه اینطوری بخاطر منافع کوتاهمدت شخصی و حزبیاش برود بغل اروپا و آمریکا و برای دشمنان مردمش دروغ و فکاهی و «تحلیل» تولید کند.