برای اشتراک ایمیل‌تان را وارد کنید: یا به این نشانی یک ایمیل بفرستید: EditorMyself-subscribe@googlegroups.com
۲۸ دی ۱۳۸۶ | 18 January 2008

 این خانه، این شورش بی‌همتا

  لينک‌دونی هفته
Excerpt: Like it or not, the Islamic Republic is Iran now and Iran is the Islamic Republic. Instead of defining ourselves outside the Iranian revolution's discourse for which we have all paid a huge price to survive and succeed, and simply watching it collapse, we should position ourselves within this discourse and try to fix its problems and turn it back to the collective and unique rebellion against dependency, inequality and tyranny that inspired billions of repressed people around the world.

من افتخار می‌کنم حالا که هر ننه قمری قمر‌هایی پا می‌شود می‌رود آمریکا و اروپا و کانادا و قلم و وجودش را خواسته یا ناخواسته به ضرر مردم و کشور خودش بکار می‌گیرد، وجود من و نوشته‌های من کمترین فایده‌ای به مردم مملکتم برساند. من سالهاست که تمام قلم و وجودم را برای مقابله با پروپاگاندای رسانه‌ای در نشان دادن ایران به عنوان تهدید جهانی به کار گرفته‌ام. سالهاست که هر جا رفته‌ام (از جمله در قلب تل آویو) گفته‌ام و نوشته‌ام که جمهوری اسلامی حکومتی بامشروعیت و مستقل است و دولت‌هایش (چه رفسنجانی و خاتمی و احمدی‌نژاد) به خواست اکثریت مردم به قدرت رسیده‌اند و آمریکا و اروپا باید بالاخره این موضع را بپذیرند که برای اولین بار یک کشوری از مردمان موسیاه و چشم سیاه توانسته با تمام فشارها و تهدیدها سی سال یک حکومت مردمی را با موفقیت نگاه دارد و هزینه‌ی این روی پا استادن خودش را هم از همان روز اول با جنگ و تحریم و هزار گرفتاری دیگر داده است.

چیزی که تغییر کرده است این است که دفاع (منتقدانه و نه خصمانه‌ی من) از مشروعیت دولت خاتمی چند سال پیش مورد تایید بخش مهمی از رسانه‌های چپ و میانه‌روی آمریکا و اروپا بود، بخاطر اینکه در اثر استدلال‌های چاپلوسانه‌ی «ننه‌قمر/متخصصان ایرانی دور و برشان فکر می‌کردند پروژه‌ی توسعه‌ی سیاسی و اقتصادی رفسنجانی و خاتمی می‌تواند ظرف هفت، هشت سال (و بر خلاف خواسته‌ی خود رفسنجانی و خاتمی) منجر به فروپاشی و سرنگونی حکومت مردمی ایران و انقلاب ادامه‌دارش علیه وابستگی و نابرابری شود. ولی به محض از سرگیری غنی ‌سازی اتمی در اواخر زمان خاتمی و بعد هم آمدن احمدی‌نژاد تمام آنها که از مشروعیت حکومت دفاع می‌کردند، به دلایل گوناگون شروع کردند به گرفتن مواضعی کاملا معکوس و آدم‌هایی مثل من ماندیم و حوضمان.

دیگر رسانه‌های میانه‌روی آمریکایی و اروپایی نیازی به دادن تریبون به آدم‌هایی مثل من نداشتند و همه‌شان برگشتند به سیاست اولیه‌‌شان درباره‌ی انقلاب ایران که با آمدن اصلاح‌طلبان به قدرت، مدتی تعلیق شده بود. خیلی از آن ننه‌قمرها هم که دیگر با دور شدن حزبشان از قدرت منافعشان قطع شده بود، تصمیم گرفتند که در مقابل مردمشان و در کنار دشمنان بایستند و برای بازگشت به قدرت تمام اصول قدیمی خودشان را زیر پا بگذارند.

دفاع منتقدانه‌ی من از مشروعیت حکومت ایران، برخلاف خیلی‌ها، طبیعتا در زمان دولت احمد‌نژاد هم ادامه پیدا کرد؛ ولی هر چه فشار به ایران بیشتر شد آدم‌هایی مثل من هم مجبور به دفاع رساتر شدند و این آرام آرام تمام ما را منزوی کرد. هر کسی صدایش بلندتر بود، بیشتر منزوی شد و من هم آرام آرام از «پدر وبلاگ‌نویسی» تبدیل شدم به «جاسوس منفور جمهوری اسلامی.» منتها اگر قبلا فقط سلطنت‌طلبها و مجاهدین مرا عامل حکومت ایران می‌خواندند، با شرایط تازه، کل جریان اصلاح‌طلبی هم که گفتمانش بر وبلاگستان فارسی غالب است، شروع کردند به حمله به من و امثال من و جاسوس خواندمان. چرا؟ چون بر خلاف آنها من (بجز مدت کوتاهی پس از بازگشتم از ایران بعد از پیروزی احمدی‌نژاد) افسار فکرم را دست نوکیسه‌های اصلاح‌طلب و تفکر شدیدا حزبی‌شان نداده بود.

درنتیجه، کسانی مثل ابراهیم نبوی که در زمان خاتمی بر سر دفاع از مشروعیت انقلاب و دولتی که خودش را بخشی از آن می‌دانست حاضر بود در پاریس با طرفداران رجوی دست به یقه شود، پس از بیرون افتادن از قدرت شروع به تکرار همان استدلال‌های مجاهدین خلق و سلطنت‌طلبان کرد و در یک چرخش صد هشتاد درجه‌ای شبانه، با آدم‌هایی مثل من دست به یقه شد. آرام آرام بزرگترین حامیانش، از مردم کوچه و بازار ایران، تبدیل شدند به رجوی‌پرست‌ها و شاه‌اللهی‌های کالیفرنیا و لندن و پاریس و واشنگتن‌نشینی که قبلا به خونش تشنه بودند.

من افتخار می‌کنم که دیگر در رسانه‌هایی که از روی دشمنی اصولی چشم ندارند دوام انقلاب‌های مردم ایران و کوبا و ونزوئلا و امثال آنها را ببینند بایکوت شده‌ام. از طرف دیگر هم اتفخار می‌کنم که رسانه‌های مردم کشور خودم، که بهترین سال‌های عمرم را به همراهشان زیر جنگ و موشک و تهدید و کنار حجله‌های رنگارنگ جوانان پاره‌پاره شان گذرانده‌ام، امثال من را هم در کنار خودشان پذیرفته‌اند.

انقلاب ایران بر سر نماز و روزه و چادر نبود و متعلق به همه‌ی مایی است که پای آن مستقیم و غیرمستقیم ایستادیم و هزینه دادیم، برای اینکه می‌خواستیم روی پای خودمان بایستیم و خودمان تعیین کنیم که چه کسی و چطور می‌تواند بر ما حکومت کند. جنگ و تهدیدهای دهه‌های اخیر به این خاصیت دربرگیرندگی انقلاب ایران لطمه زده بود، ولی آرام آرام اوضاع دارد عوض می‌شود و اینکه جمهوری اسلامی فهمیده است که عرق‌خوارها و بی‌خداها و بی‌نمازهایی مثل من و شما را هم (که به اصول انقلاب یعنی استقلال و آزادی و عدالت عمیقا معتقدیم) دوست خود بداند، نه دشمنش، نشانه‌ی بازگشت به اصولی است که یکی از بزرگترین قهرمان‌های تاریخ معاصر جهان، روح الله خمینی، با آن قلب و فکر تمام مردم این مماکت و دیگر مردم ستمدیده‌ی دنیا را تسخیر کرد.

کلید ماجرا این است: چه خوشمان بیاید و چه نه، جمهوری اسلامی الان همان ایران است و ایران همان جمهوری اسلامی است. هر ضرری که به جمهوری اسلامی بزنیم، به ایران زده‌ایم و هر نفعی به ایران برسانیم، به جمهوری اسلامی رسانده‌ایم. هر کس جز این فکر می‌کند یا دارد خودش را گول می‌زند، یا در خواب و خیال زندگی می‌کند.

ما، نسل بعد از انقلاب ایران، بجای بیرون ایستادن و آه و ناله و شکایت و تیشه زدن به ریشه‌ی خودمان و کمک مستقیم یا غیر مستقیم به دشمنانمان، باید خودمان را داخل گفتمان جمهوری اسلامی ایران بازتعریف کنیم و نقصها و مشکلاتی را در آن می‌بینیم برطرف کنیم. با بیرون دانستن خودمان از خانه‌ای که در آن بزرگ شده‌ایم و بخاطر تعلق به آن این همه رنج کشیده‌ایم و می‌کشیم، تنها به ویران شدن تمام آن خانه می‌انجامد، نه بهترشدن و محکم‌تر شدنش. چشم میلیاردها مردم فقیر و زیر ستم دنیا به این خانه، به این شورش بی‌همتا، و به من و شما است. از راننده‌های تاکسی نیویورک، قاهره، جاکارتا، سائوپائولو، کوالالامپور، دوبی، و پاریس بپرسید.


سردبیر: خودم و لینکدونی‌اش را هر روز با ایمیل دریافت کنید.
تازه درهمين باره:



دوستان و آشنايان

تبعیدی عصبانی
یک پزشک
خوابگرد
دوشیزه شین
سولوژن
عرب عصبانی
فلیسوف مآب رمانتیک
آهستان
حاجی واشنگتن
کوروش علیانی
دوم دام
بچه‌ی قلهک
زهرا
یادداشت‌هایی از کابل
بلوط
۳۵ درجه
آرش «کمانگیر» آبادپور
حسین پاکدل
۴ دیواری
یک وحید
مونتاژ انتقادی
پویان طباطبایی
نگارک‌ها
شب پیشگویی
آدم و حوا
کتابلاگ
دادابیس
از پشت یک سوم
حسین نوش‌آذر
عبدالقادر بلوچ
سینا دیلی
نانا
خورشید خانوم
پویان و سیما
گناهکار
ناهید رکسان
سیبستان
بامدادی
رویای آريایی
نگاه نو
نگاه نو
امنزیاک
فوکو بلاگ
مریم مومنی
خیاط باشی
فروغ
نیما دارابی
نازخاتون
مارسی نیومن
مرتضی نگاهی
هوشنگ دودانی
دستنوشته‌ها
روزنامه‌نگار ممسلمان
کریم ارغنده‌پور
شرح
کمال
راه من
مسعود بهنود
مریم ابریشم‌کار
فانتازیا
مسعود ده‌نمکی
روزنه
توکا نیستانی
مازوخیسم محاسباتی
زیتون پرورده
زيتون
جمهور
من راه نشین
آق بهمن
هپلی
امور ایران
حمید مافی
محمود فرجامی
پاسداران
حقوق‌دان پاریسی
طاها بذری
پاگرد
گردباد
خانوم حنا
میرزا پیکوفسکی
موج
صفا در ال.ای
فریادناممه
ملکوت
غلاف تمام فلزی
آن سوی دیوار
ارزیابی‌های شتابزده
لات‌لند
یک فتحی
شکرخواه
ایرانی طعنه‌آمیز
مهستی شاهرخی
جمال
پیاده رو
سمیرا سامانی
ایران‌شهر
آزادنويس
ایمیان
نوه‌ی غلامرضا تختی
لیلی نیکونظر
سبیل طلا
خط قرمز
لگوماهی
مسیح علی‌نژاد
تادانه
بابک داد
وب‌نگاشت
حسام‌الدین آشنا
محمد نوری‌زاد
افسون فسرده
هادی خرسندی
دردنوشته‌ها
دانشجوی مسلمان
منبر دات نت
مرصاد
بی‌بی‌گل
نسل خمینی
جواد کاشی
امیرحسین ثابتی
ف.م.سخن
آچار فرانسه
بی اجازه کوچیکترا نه
رزانیات
سوگلی ریچارد پرل
راهرو
کلنگ کمونیست کارگری
اکبر منتجبی
آی‌تی.ايران
خاکریزیسم
علیرضا شیرازی
احمد جلالی
خسرو نقیبی
حامد قدوسی
کیبرد آزاد
سلمان
ddmmyyyy
مهدی یوسفی
آزاده عصاران
نوک‌تیز
مریم اينا
میرزا
دلبستگی
روزها
انتخاب زنان
آشپزباشی
ابراهیم اسکافی
مشکات
خبرنگار مسلمان
مهدی محمدی
حسین رنجبران
سجاد صفارهرندی
فانونایت
شهرزاد
کامپیتور و ارتباطات
مهدی اسماعیلی
هنوز
زمستان است
شب‌نامه‌ها
گل‌آرا حمزه
چرک‌نویس
غربتستان
تبرمرد
محبوبه حسین‌زاده
احسان
بسیج جهانی
نگفتنی‌ها
هادی نیلی
انتخاب انسانی
خرچنگ زاده
یک استکاان چای داغ
نقیز
شنا در شنزار
مرد تنها
مرصاد امروز
شاخ به شاخ
مجید تفرشی
بازیگر آماتور
آرش صالحی
شبنم طلوعی
آرش غفوری
نیکی اخوان
عباس معروفی
سهند شمس
بیروت ریپورت
کافه ناصری
مطالعات فرهنگی رادیکال
لوبيا
سایه
جواد روح
ضدمورچه
پسر فهمیده
کشکول جوانی
حمید کریمیان
جوانفکر
حنیف مزروعی
پژمان نوزاد
نسرین افضلی
سهیل کریمی
امید معماریان
اسماعیل نیوز
فرنگوپولیس
کافه اندیشه
علیرضا خدابخش
زن نوشت
کلاشینکف دیجیتال
کلفه گینزبورگ
امیرعلی قاسمی
سفره ماهی
سفره‌ماهی
پاک‌نویس
لیلا خدابخشی
تکینسون
علی معظمی
عنکبوت
سرزمین آفتاب
چخوف منو نديدی؟
امشاسپندان
علی مزروعی
خارج از جعبه
مريم نبوی نژاد
ققنوس
بچه‌های سوم تیر
منقل، مخده و پلوراليسم ديني
فالشیست
شهاب اسفندیاری
فانوس خيال
آینه ایرانی
محمد تاج‌دولتی
معصومه ناصری
نیما نامداری
مژده
چلـــغوز
پرگلک
پیام یزدانجو
پیام یزدانجو
من و مانی
شبح
کاملیا انتخابی فرد
خودمونی
حرف غریب
شادی شاعرانه
و اما بعد
امير حسابدار
پاسداران
ایمان
پاگنده
بارانی آبی
اندیشه امروز
معصومه اتبکار
دفترچه‌ی ممنوع
حسن عابدینی
دیدی گفتم
مه‌زود
میان خطوط
جنگ و صلح
صبحانه
کوچه مدرسه حجتیه
آسمانِ سرپناه
حسام فروزان
حقیقت ایرانی
رازیگر
نیستان
یک وبلاگ ساده
تلخوش
قائم‌پناه
ژرف
یولداش
روزگاری که سپری می‌شود
رنگارنگ
مرمرو
کاپیتان هادوک
خاطرات مشبک
کوچ
افکار خصوصی
سیاحت‌نامه میرزا
روی جاده نمناک
کنج
دلتنگستان
کتابدار
نکته
يوتی‌اف-هشت
بازيگر آماتور
نفیسه مطلق
با شما نيستم
سکتور صفر
پارکينگ
پياله
ايستادن در مقابل باد
مهندس سعيد
يه وجب خاک اينترنت
احسان پريم
مهاجر
افعانستان امروز
از امروز
آذر و آيينه‌اش
بهنود کوچک
وبلاگ گوبا
روزگار من
يادداشت‌های سينمايی
اسپ‌سوار
دنيا دست کيه
نمای تزديک
عصيان
ایگناسیو
کتابچه
علاف تمام فلزی
تن‌تن‌سک
آسمان
یک جعبه شکلات
حرفهایم...
از کانادا
ندای امروز
دنيای يک ايرانی
عمو حميد
احسان و هزاره سوم
روزنگار
وب‌نوشت ابطحی
بزرگمهر حسین‌پور
دندانپزشک
پريشان بلاگ
سياست از نگاه دوم
برما چه گذشت
خاکستری
حرف‌های يک الپر
کاوه شجاعی
کاکتوس تيلا
کاپوچينو
خط سوم
ترزا
آبکش
خبرنگار
نيمه‌شب
صادق الوندی
الپر
صورتک
ساده‌تر از آب
مرتضی و ما
پرنیان
علی قدیمی
الفبا
کلانتر
زوزه
ریویو
محسن طالب
یلدا معیری
شهروند نصف‌جهانی
اسکورپیو
نعمت احمدی
لباس شخصی
علی خلیق
این مرد
یادداشت‌های فرهنگ
روزهای زندگی‌ام
یک بلاگر
دانشگاه غیرانتفاعی کیش
بچه‌های قلم
یاک
وحید پوراستاد
وب‌نامه
علی‌اکبر قزوینی
پناه
نوشی و جوجه‌هایش
اینجا و اکنون
مهاجرانی
جمیله کدیور
فانوس
صنوبر
پرنوشت
نادر فتوره‌چی
جنبشی استشهادی
بهزاد بلور
اشکان خواجه‌نوری
مصطفی تاجزاده
عباس عبدی
مسرت امیرابراهیمی
سبقت
عطا خلیقی
لیلی پوررند
آخوندها از مریخ نیامده‌اند
زرنوشت
گل‌دختر
علیرضا حقیقی
نگاه ایرانی
پاپتی
گوز آن‌لاین
وب‌گشت
لوبیسمم
فاطمه رجبی
نگاه یک ایرانی
هزاران نقطه
ریچارد سمبروک
نامحرمانه
غربت‌نوشته‌ها
رشید اسماعیلی
احمدی‌نژاد
شهیر شهید ثالث
احمد شیرزاد
موشک انداز
مژده غضنفری
ابراهیم فیاضی
فواد صادقی
نظرات ديگران

سلام آقا حسین، در نوشته هایت می توان اندیشه های یافت که درست و منطقی می نماید، اما چون قلمت سمی ست و عاری از ادب و نزاکت، جائی برای شنیدن حرفهای منطقی شما نمیمونه، شاید قدرت نگارش یک مطلب به صورت منطقی رو ندارید و شاید هم مخاطبانت آدمهای هستند که اهل هوچی گریند ، مثل ابراهیم نبوی، اما یک چیز پر مسلم است که با اینگونه یادداشت نمی شود هیچ خواب آلودی را بیدار کرد.

I just wonder why don't you answer any of the questions and comments if you have any answer for them !

دفاع ما از سیستم ایران (حتی ج.ا) در مقابل طمع و آز سیستم‌های تجاری کشورهای مثل آمریکا نباید مانع انتقاد ما از وضع داخل ایران بشه. من با این موضوع که آمریکاییها و بقیه غربیها بیخودی به ایران گیر دموکراسی دادن و فقط دندونشون رو تیز میکنند موافقم. اما این باعث نمیشه که ایران رو یک جامعه ایده‌ال بدونم. مشروعیت نسبی که در ایران هست اصلا باعث سعادت مردم نشده، به هزار دلیل.

داداش میگم چی دود میکنی یه پک هم بده ما بکشیم مثل این که جنسش زیادی مرغوبه!

شما مبتلا به خود بزرگ بيني و توهم شديد از نوع حاد هستيد.

I wish we Iranians could better understand the distinction between what is and what should be I generally agree with what you say Thank you

خیلی چیزها هست که می حوام بنویسم ولی فکر می کنم دیگه وقتشه که مردم خودشون قضاوت کنند.

فقط می خوام بدونم اگه تو هم جای اون برادری بودی که به حواهرش در بازداشتگاه امر به معروف ثجاوز می شه و بعدش هم کشته می شه ، باز هم همین طوری می نوشتی؟

( البته مطمئن هستم که شرافت پدر اون رو که سالها در جبهه فداکاری کرد رو نداری! )

فقط یک بیت شعر به قول دقیقی شاعر : اظهار عجز در بر ظالم روا مدار , اشک کباب موجب طغیان آتش است

حسین اشتباه استراتژیک بزرگی مرتکب شدی! یه جورایی تو مایه اشتباه مجاهدین در حمایت از صدام حسین! در اینکه جمهوری اسلامی حالا حالا ها موندنی هست باهات موافقم ولی خودت هم باید بدونی که تاریخ مصرف احمدی نژاد و رادیکالها داره تموم میشه و دور میافته درست اصلاح طلبها بزودی! اونوقت شما میمونی و دوره ریاست اینهایی که دوساله دلری بهشون بدوبیراه میگی!!! در ضمن زیاد اکسایتد نشو ...دنیا رو شورش و جشن و سلبریشن نگرفته بابا. شبکه خبر از شما استفاده مقطعی کرده! همین! خوب حالا انشالله کی ایران تشریف میبرید؟

چرا مغلطه می كنی، تمام بحث سر همین مشروعیت است. مبنای استدلالی تو برای مشروعیت حاكمیت خامنه ای( نه فقط دولت احمدی نژاد) چیه؟ آن بخشی از جمهوری اسلامی كه ب بهای حفظ و دستیابی به قدرت از اول انقلاب تمامی منتقدان را از طیف وسیع چپ، جبهه ملی، فعالان قومی، بنی صدر، منتظری، نویسندگان و محقققان مستقل را با زندان، اعدام و قتل حذف كرد الان تمامی شریانهای حیاتی مملكت را در اختیار دارد. نفوذ این جریان درسازمانهای اطلاعاتی و سپاه، و در كنار آن در اختیار گرفتن عرصه اصلی اقتصاد كشور و درامدهای نفتی تداوم سیاستهای حذفی است. اگار واقعا دلت برای جمهوری اسلامی می سوزد، از كسانی انتقاد كن كه آن را به این روز رسانده اند. از موتلفه انتقاد كن كه به دلیل منافع اقتصادی و در اختیار داشتن عرصه صادرات و واردات منسوجات و خشكبار ( پر درآمدترین عرصه ها پس از نفت) از این جریان حمایت می كنند. از كسانی انتقاد كن كه ۵۰ دانشجو را بدون احساس نیاز به پاسخگویی بازداشت می كنند. از كیهان و سپاه انتقاد كن كه چرا با دلایل واهی و سناریو پردازیهای بچگانه هر جریان دیگر را حذف می كنند. از دولت احمدی نژاد انتقاد كن كه اس سویی سیاست خصوصی سازی بانك جهانی را پیش می برد از سویی به سیستم جهانی فحش می دهد كه نتیجه آن تنها خرید كالا به چندین برابر قیمت از ژاپن و چین و آلمان است یعنی همان بازار جهانی منفور. و.................. فحش و تهمت و انتقاد از جمعی محدود از فعالان جامعه مدنی یا فلان محقق در برابر ان حجم عظیم سو استفاده های اقتصادی و خشونت های عریان چه دردی را دوا می كند جز اطفای درد خود مبارز بینی تو ؟

برای دوستانی که خیلی به رفراندوم علاقه دارند عرض کنم که نه انگلیس و نه آمریکا هیچ کدام قانون اساسی یا اصل مشرعیت حکومت را به رفراندوم نگذاشته اند. در آمریکا که پدران بنیانگذار که یک مشت برده دار ملاک بودند خودشان نوشته اند و خودشان هم تصویب کرده اند. در انگلستان هم که اصلاً قانون اساسی وجود ندارد که بخواهد به رفراندوم گذاشته شود. هر وقت این دو الگوی بزرگوار لیبرال دموکراسی این کار را کردند ما هم می کنیم. به بقیه دوستان هم یادآوری کنید که استقلال و رفاه لزوماً متضاد و مقابل هم نیستند. این را البته استعمار همیشه تبلیغ می کند. حتی مثلاً این روزها در انگلیس می گویند اگر زیمبابوه مستقل نشده بود الآن وضعش بهتر بود. اما نمی گویند که انگلیس وقتی به هند و سایر مستعمرات استقلال داد که داشت هزینه اش از فایده اش بیشتر می شد. یعنی اگر صرف نداشته باشی حتی به بردگی هم قبولت نمی کنند. بنابراین این حرف را که اگر ما نوکر آمریکا بودیم الآن وضعمان خوب بود باید از گوش خارج کرد. بله ممکن است وضع بعضی ها خیلی خوب بشود اما به بهای اختلاف طبقاتی شدید. مثل کاری که رفسنجانی کرد. وفادارترین نوکر آمریکا در منطقه عربستان است. به غیر از مصرفزدگی دیگر چه بهره ای از رفاه دارند؟ تازه آن هم نه همه.

من خیلی دوست دارم این حرف‌ها رو بپذیرم. اما... یه سؤال دارم: آیا اعضا و طرف‌داران جبهه‌ی مشارکت فرزندان این انقلاب هستند یا نه؟ تا به حال وطن‌فروشی و خیانت کرده‌اند؟ آیا ملتزم به قانون اساسی نیستند؟ چرا هیچ تریبونی به این‌ها داده نمی‌شه؟ هیچ روزنامه‌ای ندارن. هیچ سهمی در رادیو و تلویزیون ندارن. می‌تونیم انتخابات آینده رو معیار بگیریم. اگه حق شرکت در انتخابات رو به این‌ها دادن، من همه‌ی حرف‌هات رو می‌پذیرم. اما هر دومون می‌دونیم که نمی‌دن. آخه انتخاباتی که منتقدین حکومت ازش حذف بشن چه مشروعیتی داره؟ حرف‌های تو مغلطه‌ست. تو انتقاد از خامنه‌ای و احمدی‌نژاد رو معادل وطن‌فروشی می‌گیری. مگه هر آمریکایی که از بوش انتقاد کنه وطن‌فروشه؟ من می‌گم این حکومت و قانون اساسی رو قبول دارم. اما به عمل‌کرد خامنه‌ای و جنتی و احمدی‌نژاد انتقاد دارم. چه باید بکنم؟ چرا بهم اجازه‌ی ابراز مخالفت نمی‌دن؟ چرا نمی‌ذارن به طور مسالمت‌آمیز و از طریق رأی دادن افراد دل‌خواهم رو جای‌گزین‌شون کنم؟ تو همه‌چی رو یک‌طرفه نگاه می‌کنی. چرا با امثال عماد باقی که دغدغه‌ای جز وطن‌شون ندارن تو این مملکت این‌جوری برخورد می‌شه؟ جوابی برای این سؤال‌ها هست؟

چطور آدم می تونه بگه که تمام رییس جمهورها منتخب اکثریت مردم بوده اند و فراموش کنه که در ایران چیزی که حرف اول را می زنه نظارت استصوابی است و نه انتخاب دموکراتیک؟؟؟‌ این حرف از آدم تحصیل کرده پر مدعایی مثل شما که در آنطرف آبها با طرز دیگری از دموکراسی آشنا هستید بعیده.

خوب بود،توجیه شدیم.

I absolutely appreciate your writings and your present opinions...

با رئوس مطالبت در مورد مشروعیت نظام و موضع آمریکا موافقم. اما مطمئنم که من نوعی همیشه برای ج. ا. غیرخودی هستم و الان هم از مطلب حاوی استدلال های ضعیفت( انصافا استدلال هات مشابه ساده سازی های احمدی نژادی بود که فقط به درد عوام می خوره) استفاده ابزاری کردند. در مورد استقلال ایران، از آرمانگراییت لذت می برم، ولی باور کن این "استقلال" یک مفهوم انتزاعیه. دنیای امروز دنیای تعامله. "منافع مشترک" کشورها در تضاد با استقلال مطلقه

آقا واقعا حال می کنم که این جا چه آش شله قلمکاری از عقاید وجود داره! به معنی واقعی کلمه خرتوخری است!

الو حسین.... دفاع ازمملکت دربرابر اجنبی بر همه ما فرض است ولی حمایت دربست از سیستمی که ازادیهای مردم رازیر چکمه له میکند بی معنی است . حمایت با حداکثر انتقاد وتوام با نشان دادن الترناتیو ها و راه حل برای مشکلات. وگرنه درسرکوب و تروروبیعدالتی موجود شریکی !!!

سلام قبول. ولی این حکومت یک سری کارهای احمقانه را باید کنار بگذارد. مثلا تصور کن همین وبلاگ خودت در ایران فیلتر شده. من اگر جای مسئولین بودم تمام فیلترهای سایتهایی مثل رادیو زمانه و فردا و بی بی سی و .. را بر می داشتم. مردم خودشان باید شعور داشته باشند. تازه به نظرم اینطوری ملت شانس بیشتری دارند تا حرامزاده هایی مثل تونی بلر , بوش , چنی , .. را بشناسند. الان طوری شده که هر چی مسئولین بگت مردم می گن دروغ می گن . هر چند واقعا راست بگن یا چمی دونم این سرکوبهای احمقانه از دانشجویان گرفته تا زنان و کارگران.

الان رسم شده تو ایران که یه عده فقط با مخالفت زنده اند. اصلا مهم نیست دولت چیکار کنه . بخواد بنزین رو سهمیه بندی کنه کخالفن بخواد مجانیش کنه مخالفن بخوان وام مسکن بدن مخالفن بخوان خصوصی سازی کنن مخالفن. یه عکس آدم بی خانمان می زارن تو وب همه از خواهر مادر احمدی نژاد رو به هم وصل می کنن انگار مثلا تو آمریکا بی خانمان نیست. بابا هیچ دولتی بی عیب نیست. حالا مشکل ما ایرانی ها اینه که همه می خوان دستشون رو به تخمشون بگیرن یکی همه کارارو براشون راست و ریست کنه. به خدا قسم اگه بگی برا مون بی خانمان یکی حاضر باشه 1000 تومن از جیبش بزاره فقط می گن احمدی نژاد پول نفتو خورد. به خودشون که می رسه هر کی می خواد سریع 1000 متر زمینو بندازه بالا میلیاردر بشه در ره بره لوس آنجلس حال کنه.

از اینور دولت احمق عوض اینکه ملتو آزاد بزاره هر چی بخوان بگن هی دستگیر می کنه زندانی می کنه. آخه این جنبش چپ دانشجویی چه غلطی می خواد بکنه خوب بزار حرفشونو بزنن. نزاری می شه همین که وب سایتهای متصل به تخمای بوش و بلر هر روز تو بوق و کرنا کنن ای خدا مرگم دانشجویا رو گرفتن الهی بمیرم شمال گازش قطع شد

آخه مادر ج... مگه خودتون توفان کاترینا اومد اینهمه سیاهپوست بدبخت به گا رفتن ما چیزی گفتیم. از آب گل آلود ماهی نگیرین. راست می گین گه خوردین موقعی که خاتمی داشت روابط رو درست می کرد همتون یه دفعه مادرج..تون گل کرد گفتین axis of evil

چطور ایران خطر جهانیه ولی به این مرتیکه ملک عبداللله بی پدر مادر 4 میلیلارد دلار اسلحه می فروشین. چطور تا دیروز انرژی هسته ای گوه و اخ بود حالا این سارکوزی خار.... خودش داره به بحرین و عربستان تکنولوژیشو می فروشه. حتما عمه من تو 11 سپتامبر شرکت کرده بود نه عربها و پاکستانیها که جفتشون شورتشون به بوش یکیه.

سلام حسین خان سالهاست که با وبلاگت آشنا شدم چون خودم هم از اولین وبلاگ نویسا بودم چون من هم به شدت منتقد جمهوری اسلامی ام از همون شب های کنکور که نوشتن رو شروع کردم و بعد ها که لیسانس گرفتم تا حالا که اومدم سوئد : هههییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییچچچچچ کدوم از نوشته هات اینقدر بهم حال نداده بود! من هم از پیروان تو هستم Jag tycker om dig

Dear Hussein: I got the below text from a response that someone left for you on your English blog. This person has done a great job describing you and maybe if you have the time you can read hir or her full response available on your English blog. As for my own opinion about you goes, you need to cool down your position of moral superiority! As a journalist your job is to bring to your readers’ attention what you think is important to know about certain issues. It is up to me to make up my mind about issues that find important and the fact is my position might be different than yours. You have no moral or legal authority to tell your readers how to feel or who to like. As a keen journalist who belongs to a certain ideological school of thought your job is to inform and not to conform! Okay here is what your reader had to say about you after he attacked the idiot who sent you that ugly hate message: " I take this opportunity and point out, humbly, that you, Hossein, have the deplorable tendency to vilify people. People's deeds are often the outcome of a very complex mental and social process which cannot be reduced into such basic components as loyalty and treachery. Why cannot we have a civilised discourse on social and political matters without needing constantly to prove that we are not traitors? Why are we so constantly narrowing the space of the public discourse? To be frank with you, although I admire your love for Iran, I often feel that you act in a rather reactionary fashion (in the broadest sense of the word). If you have any doubts about my statement, please read some of your headlines: you often dictate (I suppose unconsciously) what your readers should think about, say, an article (or of its author or of the person discussed in that article) of which you present the link; they often remind me of the headlines of Rupert Murdoch's press. Please treat others as mature enough to make their own minds on what they are about to read”

بچه خوشگل،میشه بگی تو چه گوهی برای انقلاب خوردی.به سن و سالت نمیخوره که حتی عکس امام را در ماه دیده باشی.ما که در اون انقلاب حضور فعال داشتیم از بچه هامون معذرت خواهی میکنیم که گول خوردیم.

حسین خان نوشتی که امریکا نمی تونه تحمل کنه چشم سیاه های و مو سیاه های ایرانی با رای گیری دارند مملکتشون را اداره می کنند می دونی من چند وقتی هست که دچار یک پارادوکس خیلی بزرگ شدم کاش می تونستی تو جوابم را بدی من قبول دارم که حکومت فعلی ایران پوز امریکا را زده و جز معدود کشورهایی است که امریکا را به تخمش هم حساب نمی کنه و به معنی واقعی استقلال داره ولی مشکل اینه که به چه قیمتی ؟ من بعضی از کشورهای دیگه را که از نزدیک دیدم متوجه شدم که اونها با وجودی که استقلال ایران را در مواجهه با امریکا ندارند و از امریکا مجبورند که خط بگیرند ولی مردمشون بیشتر پیشرفت کردند ، خوشبخت تر هستند ، مثلا مالزی یا حتی همین ترکیه ای کاش مالزی را می دیدی که بدون هیچ گونه ذخیره نفتی یا معدنی بدون اینکه امریکا را انگل بده ، با وجودی که استقلال سیاسی ایران را نداره چه جور مردمش بهتر دارند زندگی می کنند و توسعه یافته تره ؟ فرض کن ما مثل مالزی یا ترکیه با امریکا کل کل نمی کردیم ، آیا اون موقع به نظرت توسعه یافته تر نمی شدیدم ، ایا تا حالا رآکتو شروع به کار نکرده بود، آیا شمال کشورالان به نظرت گاز نداشت ، آیا این قدر برق داشتیم که وقتی گاز قطع بشه مردم با برق خودشون را گرم کنند ، ایا اینقدر گرانی که هیچ وقت تو در موردش صحبت نمی کنی وجود داشت و خیلی ایا و سوالات دیگه ، آیا با سرمایه گذاری کشورهای غربی و چین و روسیه نرخ بیکاری و تورم پایین تر نبود در یک کلام واقعا دچار این پارادوکس عظیم شدم که ایا استقلال سیاسی یک کشور به بهای فدا شدن رفاه یک نسل یا حتی چند نسل و افزایش نرخ تورم و بیکاری و توسعه نیافتگی می ارزه یا نمی ارزه ؟ در واقع نمی تونم استقلال را توی یک کفه ترازو بذارم و رفاه و توسعه را توی یک کفه ترازوی دیگه بعد ببینم کدامش مهمتره ، نظرت چیه

حسین جان، امیدوارم آنقدر عقلت برسد که بفهمی ج.ا. تو را دوست خودش نمی‌داند، فقط به صورت مقطعی ازت استفاده می‌کند، مثل هزاران نفر دیگه‌ای که امروزه تاریخ مصرفشان تمام شده است. حضور پیدا کردن در یک رسانه‌ی بی‌طرف افتخار دارد، نه رسانه‌ای که صدای تمام مخالفانش را به قول خودت «خفه» می‌کند و نمی‌گذارد صدای ملایم‌ترین‌شان هم به گوش مردم ایران برسد. از این استدلال یک بام و دو هوای‌ت در تعجبم، وقتی در اقلیتی، شعار زنده‌باد مخالف من می‌دهی، حالا که تو را هم موقتی «بازی» دادند، سرمست از پیروزی، ماهیت تمامیت‌خواه رسانه‌ی ملی را از یاد برده‌ای.

باور کن خواننده-های با سمپاتی-ی بالا خیلی داری. این بی-ناموسی-هایی که می کنن می گذره. رو سیاهی می مونه به اونی که باید بمونه و کف روی آب موندنی نیست.

You are come scross as babbling in this post! SOunds like Alaf speaking. AT any rate, it's your opinion!

نگران شدم، حالت خيلي به هم خورده

واقعا حیف‌ام می‌آید وقتم را صرف نوشتن پیام پای چنین نوشته‌ای بکنم، ولی چه کنم که وجدانم درد می‌گیرد اگر این کار را نکنم. شما فرموده‌اید حکومت مردمی!!!! می‌شود بفرمایید اگر این حکومت مردمی است! چرا آقای خامنه‌ای از یک رفراندم ناقابل مثل جن که از بسم الله می‌ترسد ترس دارد!؟ حضرت آقا اگر این رژم به طرفداری ملت اعتقاد داشت یقین بدانید یک دقیقه در به اجرا در آوردن یک رفراندم درنگ نمی‌کرد و یقین بدانید اگر چنین رفراندمی برگذار شود هم آمریکا و هم همه مخالفین داخلی رژیم در صورت شکست خفه می‌شدند و تا سالها هیچ مخالفتی نمی‌توانند با رژیم بکنند. هم شما می‌دانید و هم حضرت آیت الله خامنه‌ای که در یک رفراندم آزاد رژیم کمتر از ده درصد رای خواهد آورد. باور ندارید در اجرای چنین رفراندمی کوشش کنید تا نتیجه آنرا ببینید، در غیر این صورت تا آن زمان لطفا خفه شوید و چرند به خورد مردم ندهید.

Yea your right, but the revolution our parts did, brought up Bazargan as the governor the one these peop;le lead now, and you support them, does not even tolerate Abdolkarim Soroush and Emad Baghi, don't just keep the parts you like and support a phenomena. Anyhow this TV is against the freedom and is totally different with western propagandist TVs. This one is only comparable to FOX and is not even close to CNN . You know this

سلام جناب درخشان زیاد درباره عقاید شما اطلاعی ندارم اما این مطلبتان بهم چسبید. یا علی

اما آقای حسین درخشان . اگر شما بی نماز باشید و مدافع گناهانی که در دین اسلام کیفر برای آن ها در نظر گرفته شده ، هر چه قدر هم از امام خمینی دفاع کنید باز هم تفکرامام خمینی از شما دفاع نخواهد کرد . قدرت این حکومت در هر جا که قدرتی داشته است متکی بودن آن به دین است . شما نمی توانید یک حکومت را بپذیرید و بینش و اساس آن را نفی کنید . اگر بر جمهوری اسلامی در هر زمینه ای انتقادی وارد است ، به خاطر آن است که در کشور ما مجریان ، اسلام را به طور کامل اجرا نمی کنند . بلکه تکه هایی از ان را به اجرا می گذارند و بخش های مهم تر آن را رها می کنند . شما نمی توانید بگویید من در کنار برادران مسلمانم می رزمم و اما اصول اخلاقی آن ها رازیر پا می گذارم . در این صورت شما شبیه خالدبن ولید می شوید که در مرزهای اسلام و کفربا دلیری می جنگید و هر وقت به خانه می آمد برای شرب خمر شلاق می خورد . شیعه به این علت خالدبن ولید را قهرمان دنیای اسلام نمی داند . اما وهابی ها اسم این مرد را روی خیابان هایشان می گذارند . هر چقدر هم شما ساختار شکن باشید ، بازهم بی آن که خودتان بخواهید در ساختار محدودیت های اراده خود محصور هستید مگه این که از خدا کمک بخواهید .

Wondeful said...