برای اشتراک ایمیل‌تان را وارد کنید: یا به این نشانی یک ایمیل بفرستید: EditorMyself-subscribe@googlegroups.com
  لينک‌دونی هفته
Excerpt: The term 'democracy' has become meaningless and useless these days; in a way like a simulacrum, in Jean Baudrillard's terms. Instead, I think, it is better to talk about the degrees of representativity and plurality.

می‌خواهم با صدای بلند فکر کنم: مفهوم دموکراسی (که تقریبا در شرایط این روزهای دنیا به نظرم می‌شود با استفاده از نظر بودریار به آن یک سیمولاکروم یا Simulacrum یا هایپر رئالیته گفت) تبدیل شده است، دو پایه‌ی اساسی دارد که بدون آنها معنی‌اش را اساسا از دست می‌دهد: یکی نمایندگی (Representativity) و یکی هم تکــثر (Plurality)

برای من معیار اولی، یعنی نمایندگی، این است که دارندگان قدرت در یک حکومت تا چه حد شهروندان عادی را نمایندگی می‌کنند؛‌ یا به عبارت دیگر، چقدر احتمال این هست که یک شهروند عادی بتواند با استفاده از رای دیگران به بالاترین سطوح قدرت رسمی برسد.

معیار دوم، یعنی تکثر، این است که تا چه حد تفکرها و روش‌های سیاسی موجود در یک جامعه، در ساختار قدرت رسمی‌اش بازتاب پیدا می‌کنند.

اگر این دو معیار را (که در متغیرهایی هستن مثلا از صفر تا صد) ملاک قرار دهیم، آمریکا و انگلیس و خیلی از کشورهای دیگر با تمام ادعاهایش آن‌قدرها هم از ایران دموکراتیک‌تر نیستند. در کدام این کشورها یک آدم کم‌تجربه و جوان و بی‌پول و تقریبا در حاشیه‌ای مثل محمود احمدی‌نژاد می‌تواند به ریاست جمهوری برسد؟ یا مثلا آیا می‌توان گفت که تکثر موجود در مجلس قبلی، یعنی مجلس ششم (مجلس هفتم متاسفانه بخاطر سخت‌گیری حداکثری شورای نگهبان تکثر نسبتا پایینی داشت که به ضرر جمهوری اسلامی تمام شد)، کمتر از تکثر سیاسی در کنگره‌ی آمریکا و پارلمان انگلیس است؟

نمی‌خواهم بگویم مثلا ایرانو آمریکا از حیث این دو معیار تفاوتی با هم ندارند، ولی این تفاوت آنقدر نیست که بتوان ایران را دیکتاتوری نامید و آمریکا را مهد دموکراسی. این نتیجه را هم آدم منصف و بامنطقی می‌توان بگیرد.

در نتیجه، من فکر کنم بهتر است بجای استفاده از مفهوم بی‌معنی‌شده‌ی دموکراسی، بهتر است از مفاهیم نمایندگی و تکثر برای توصیف شرایط کشورها استفاده کنیم. یعنی نگوییم مثلا ایران یا عربستان سعودی یا پاکستان یا آمریکا دموکراتیک هستند یا نیستند، بلکه بگوییم تا چه خاصیت نمایندگی دارند و چقدر متکثرند. آدم این‌جوری خیلی دقیق‌تر می‌تواند توصیف و قضاوت کند.


سردبیر: خودم و لینکدونی‌اش را هر روز با ایمیل دریافت کنید.
تازه درهمين باره:



دوستان و آشنايان

تبعیدی عصبانی
یک پزشک
خوابگرد
دوشیزه شین
سولوژن
عرب عصبانی
فلیسوف مآب رمانتیک
آهستان
حاجی واشنگتن
کوروش علیانی
دوم دام
بچه‌ی قلهک
زهرا
یادداشت‌هایی از کابل
بلوط
۳۵ درجه
آرش «کمانگیر» آبادپور
حسین پاکدل
۴ دیواری
یک وحید
مونتاژ انتقادی
پویان طباطبایی
نگارک‌ها
شب پیشگویی
آدم و حوا
کتابلاگ
دادابیس
از پشت یک سوم
حسین نوش‌آذر
عبدالقادر بلوچ
سینا دیلی
نانا
خورشید خانوم
پویان و سیما
گناهکار
ناهید رکسان
سیبستان
بامدادی
رویای آريایی
نگاه نو
نگاه نو
امنزیاک
فوکو بلاگ
مریم مومنی
خیاط باشی
فروغ
نیما دارابی
نازخاتون
مارسی نیومن
مرتضی نگاهی
هوشنگ دودانی
دستنوشته‌ها
روزنامه‌نگار ممسلمان
کریم ارغنده‌پور
شرح
کمال
راه من
مسعود بهنود
مریم ابریشم‌کار
فانتازیا
مسعود ده‌نمکی
روزنه
توکا نیستانی
مازوخیسم محاسباتی
زیتون پرورده
زيتون
جمهور
من راه نشین
آق بهمن
هپلی
امور ایران
حمید مافی
محمود فرجامی
پاسداران
حقوق‌دان پاریسی
طاها بذری
پاگرد
گردباد
خانوم حنا
میرزا پیکوفسکی
موج
صفا در ال.ای
فریادناممه
ملکوت
غلاف تمام فلزی
آن سوی دیوار
ارزیابی‌های شتابزده
لات‌لند
یک فتحی
شکرخواه
ایرانی طعنه‌آمیز
مهستی شاهرخی
جمال
پیاده رو
سمیرا سامانی
ایران‌شهر
آزادنويس
ایمیان
نوه‌ی غلامرضا تختی
لیلی نیکونظر
سبیل طلا
خط قرمز
لگوماهی
مسیح علی‌نژاد
تادانه
بابک داد
وب‌نگاشت
حسام‌الدین آشنا
محمد نوری‌زاد
افسون فسرده
هادی خرسندی
دردنوشته‌ها
دانشجوی مسلمان
منبر دات نت
مرصاد
بی‌بی‌گل
نسل خمینی
جواد کاشی
امیرحسین ثابتی
ف.م.سخن
آچار فرانسه
بی اجازه کوچیکترا نه
رزانیات
سوگلی ریچارد پرل
راهرو
کلنگ کمونیست کارگری
اکبر منتجبی
آی‌تی.ايران
خاکریزیسم
علیرضا شیرازی
احمد جلالی
خسرو نقیبی
حامد قدوسی
کیبرد آزاد
سلمان
ddmmyyyy
مهدی یوسفی
آزاده عصاران
نوک‌تیز
مریم اينا
میرزا
دلبستگی
روزها
انتخاب زنان
آشپزباشی
ابراهیم اسکافی
مشکات
خبرنگار مسلمان
مهدی محمدی
حسین رنجبران
سجاد صفارهرندی
فانونایت
شهرزاد
کامپیتور و ارتباطات
مهدی اسماعیلی
هنوز
زمستان است
شب‌نامه‌ها
گل‌آرا حمزه
چرک‌نویس
غربتستان
تبرمرد
محبوبه حسین‌زاده
احسان
بسیج جهانی
نگفتنی‌ها
هادی نیلی
انتخاب انسانی
خرچنگ زاده
یک استکاان چای داغ
نقیز
شنا در شنزار
مرد تنها
مرصاد امروز
شاخ به شاخ
مجید تفرشی
بازیگر آماتور
آرش صالحی
شبنم طلوعی
آرش غفوری
نیکی اخوان
عباس معروفی
سهند شمس
بیروت ریپورت
کافه ناصری
مطالعات فرهنگی رادیکال
لوبيا
سایه
جواد روح
ضدمورچه
پسر فهمیده
کشکول جوانی
حمید کریمیان
جوانفکر
حنیف مزروعی
پژمان نوزاد
نسرین افضلی
سهیل کریمی
امید معماریان
اسماعیل نیوز
فرنگوپولیس
کافه اندیشه
علیرضا خدابخش
زن نوشت
کلاشینکف دیجیتال
کلفه گینزبورگ
امیرعلی قاسمی
سفره ماهی
سفره‌ماهی
پاک‌نویس
لیلا خدابخشی
تکینسون
علی معظمی
عنکبوت
سرزمین آفتاب
چخوف منو نديدی؟
امشاسپندان
علی مزروعی
خارج از جعبه
مريم نبوی نژاد
ققنوس
بچه‌های سوم تیر
منقل، مخده و پلوراليسم ديني
فالشیست
شهاب اسفندیاری
فانوس خيال
آینه ایرانی
محمد تاج‌دولتی
معصومه ناصری
نیما نامداری
مژده
چلـــغوز
پرگلک
پیام یزدانجو
پیام یزدانجو
من و مانی
شبح
کاملیا انتخابی فرد
خودمونی
حرف غریب
شادی شاعرانه
و اما بعد
امير حسابدار
پاسداران
ایمان
پاگنده
بارانی آبی
اندیشه امروز
معصومه اتبکار
دفترچه‌ی ممنوع
حسن عابدینی
دیدی گفتم
مه‌زود
میان خطوط
جنگ و صلح
صبحانه
کوچه مدرسه حجتیه
آسمانِ سرپناه
حسام فروزان
حقیقت ایرانی
رازیگر
نیستان
یک وبلاگ ساده
تلخوش
قائم‌پناه
ژرف
یولداش
روزگاری که سپری می‌شود
رنگارنگ
مرمرو
کاپیتان هادوک
خاطرات مشبک
کوچ
افکار خصوصی
سیاحت‌نامه میرزا
روی جاده نمناک
کنج
دلتنگستان
کتابدار
نکته
يوتی‌اف-هشت
بازيگر آماتور
نفیسه مطلق
با شما نيستم
سکتور صفر
پارکينگ
پياله
ايستادن در مقابل باد
مهندس سعيد
يه وجب خاک اينترنت
احسان پريم
مهاجر
افعانستان امروز
از امروز
آذر و آيينه‌اش
بهنود کوچک
وبلاگ گوبا
روزگار من
يادداشت‌های سينمايی
اسپ‌سوار
دنيا دست کيه
نمای تزديک
عصيان
ایگناسیو
کتابچه
علاف تمام فلزی
تن‌تن‌سک
آسمان
یک جعبه شکلات
حرفهایم...
از کانادا
ندای امروز
دنيای يک ايرانی
عمو حميد
احسان و هزاره سوم
روزنگار
وب‌نوشت ابطحی
بزرگمهر حسین‌پور
دندانپزشک
پريشان بلاگ
سياست از نگاه دوم
برما چه گذشت
خاکستری
حرف‌های يک الپر
کاوه شجاعی
کاکتوس تيلا
کاپوچينو
خط سوم
ترزا
آبکش
خبرنگار
نيمه‌شب
صادق الوندی
الپر
صورتک
ساده‌تر از آب
مرتضی و ما
پرنیان
علی قدیمی
الفبا
کلانتر
زوزه
ریویو
محسن طالب
یلدا معیری
شهروند نصف‌جهانی
اسکورپیو
نعمت احمدی
لباس شخصی
علی خلیق
این مرد
یادداشت‌های فرهنگ
روزهای زندگی‌ام
یک بلاگر
دانشگاه غیرانتفاعی کیش
بچه‌های قلم
یاک
وحید پوراستاد
وب‌نامه
علی‌اکبر قزوینی
پناه
نوشی و جوجه‌هایش
اینجا و اکنون
مهاجرانی
جمیله کدیور
فانوس
صنوبر
پرنوشت
نادر فتوره‌چی
جنبشی استشهادی
بهزاد بلور
اشکان خواجه‌نوری
مصطفی تاجزاده
عباس عبدی
مسرت امیرابراهیمی
سبقت
عطا خلیقی
لیلی پوررند
آخوندها از مریخ نیامده‌اند
زرنوشت
گل‌دختر
علیرضا حقیقی
نگاه ایرانی
پاپتی
گوز آن‌لاین
وب‌گشت
لوبیسمم
فاطمه رجبی
نگاه یک ایرانی
هزاران نقطه
ریچارد سمبروک
نامحرمانه
غربت‌نوشته‌ها
رشید اسماعیلی
احمدی‌نژاد
شهیر شهید ثالث
احمد شیرزاد
موشک انداز
مژده غضنفری
ابراهیم فیاضی
فواد صادقی
نظرات ديگران

پسر خوب! خودت که تو نوشته هات میگی که شورای نگهبان یک دفعه عشقش کشید و در مجلس هفتم سخت گیری کرد و ... خوب به نظرت این چه جور مردم سالاری هست که یک عده ی غیر منتخب مردم برای مردم تکلیف می کنند که به چه کسی رای دهند؟ چرا شورای نگهبان یک منشور واحد برای واجدین شرایط ارائه نمی کنه که در اون دقیقا تمام موارد رد صلاحیت قید شده باشه و همه چیز شفاف باشه! در وضعیت فعلی به صورت کاملا سلیقه ایی و جناحی و عشقی یکی رو رد صلاحیت می کنن! بیشتر نوشته هات من رو یاد اون کسی هایی میندازه که وقتی دوربین تلویزیون رو می دیدن هی خودشون رو میکردن تو کادر دوربین و علامت ویکتوری نشون می دادن. دقیقا تو هم اینجوری میکنی که بازهم خبری از وبلاگت در تلویزیون پخش بشه! فیلترت برداشته بشه و باز بتونی تبلیغ تو بلاگت بذاری و درآمد داشته باشی.

فقط می خواهم به دوستمان که از قانون اساسی آمریکا مثال آورد که مذهب در آن نقشی ندارد و حقوق زن و مرد برابر است یادآوری کنم که گرچه در مورد عدم دخالت مذهب درست می گویند ولی قانون اساسی آمریکا صراحتاً در مورد جنس مرد نوشته شده. بعدها یعنی در دهه هشتاد سعی کردند اصلاحیه ای به قانون اساسی بزنند به نام اختصاری یا همان حقوق برابر زن و مرد. این اصلاحیه هیچ وقت تصویب نشد و هنوز هم در آمریکا حق رای زنان بر اساس قانون اساسی نیست. بلکه بر اساس قانون عادی است. تازه همین هم خیلی وقتی نیست که برقرار شده. یعنی حتی در زمان رونالد ریگان در آمریکا ایالتی بود که در آن زنها حق رای نداشتند. حقوق همجنسبازان هم همینطور. اینها تازه از دهه 60 فقط توانستند ابراز وجود کنند. تا به امروز هم هیچکدام از کاندیداهای ریاست جمهوری 2008 چه دموکرات و چه جمهوری خواه یک کلمه محض رضای خدا در مورد گی رایت حرف نزده اند. هر وقت یک همجنس باز در سیستم سیاسی آمریکا عملاً بالا رفت آنوقت حرف بزنید. روی کاغذ که همه چیز می شود گفت. این اخوی ما هم انگار از میزان محافظه کاری و مذهبی بودن آمریکا خیلی خبری ندارد.

سرباز وظیفه خردبیر درخشان، خایه مالی مرکب عیب نیست، بی عقلی مرکب عیبه؟ بابا بسه، دود همه جا رو برداشت........ لولیدم! ضمنا، فحش دادن به سرور پتیارگان دو عالم از اهم واجباته. اونی که میگه نه یه سری به پستهای این پتیاره بزنه، تو یوتیوب هم یه نگاهی بندازه بد نیست. بعدش هم که همین، عافیت باشه!

حسین خان از ادب منتقدانت حظ بردم! واقعا به آخر خط رسیده اند. مثلاً این سخن یکی از منتقدان که تو را وطن فروش خوانده است بسی جالب است. یعنی خدمت به بوش و امثالهم دموکراسی خواهی و میهن دوستی است و مخالفت با سیاست های آنها در مورد ایران و دنبالهء ایرانی ها وطن فروشی است. زهی بی عقلی مرکب.

میدونم که این حرفها که میزنم هیچ فایده ای نداره و فقط به عطش مشهور شدن تو کمک میکنه ولی برای دو نفر آدم ساده دلی که اراجیف تو را میخونن شاید مفید باشه. این حرفی که تو میزنی اسمش دقیقا اسمش مغلطه است. در قانون اساسی آمریکا مدهب داشتن یا نداشتن٬ نوع مذهب٬ زن یا مرد بودن٬ حتی گی یا استریت بودن٬ مانعی برای احراز پست ریاست جمهوری نیست. حتی مانعی برای گرفتن یک پست دولتی هم نیست. حالا شما آدم منطقی و منصف به من بگو مثلا یک بهایی مثتونه توی رییس جمهور که سهله معلم یک مدرسه بشه؟ موضوع این است که در قانون اساسی آمریکا اعمال تبعیض جرم است. حال ممکن است تبعیض هم در جامعه وجود داشته باشد. درست مثل قتل که جرم است و به هر حال توسط عده ای هر روز انجام میشود. ولی قانون اساسی ایران خودش عامل تبعیض است. آنجاکه التزام نظری و عملی به ولایت فقیه و مسلمان بودن و مرد بودن را برای احراز پست ریاست جمهوری شرط میداند. حتی برای استخدام شدن به عنوان آبدارچی یک وزارتخانه دولتی هم شرط مسلمانی و دانستن تعداد قطعات کفن مرده الزامی است. مقایسه بین ایران و آمریکا مثل مقایسه دوچرخه لحافدوزی با کامیون ولوو ۱۸ چرخ است.

Dear Khar Chossein Agha...... U & your Arbaban r such a Gaav people

سلام من آدم منصف و با منطقی هستم ولی اون نتیجه که شما گفتید نگرفتم. چکار باید بکنم. من باید خودم رو عوض کنم یا شما جمله تون رو اصلاح می کنید؟

حسین آقا شنیدم که ملیونها سیاهپوست و سرخپوست آمریکایی که از نبود دمکراسی در آمریکا به ستوه آمده اند در خواست مهاجرت به ایران کرده اند. وزارت امور خوارجه همه این متقا ضیان را کمک کرده و همه را بزودی به ایران میآورد.

حسین خان یک سوال دارم ، این را هم بذار کنار اون همه سوالی که ازت می پرسم و معمولا جواب نمی دی؟ به نظرت احمدی نژاد از قدرت هماهنگ کننده بسیج و سپاه استفاده کرده است یا نه ؟ آیا هر چند به تعداد کم رای برای وی جابجا کرده اند یا نه ؟ مورد دوم قابل اثبات نیست ولی مورد اول را فکر می کنم با یه جستجوی کوچولو توی ایننترنت در روزهای بعد از انتخابات و بررسی فرماندهان سپاه می تونی پیدا کنی !!! این سوال را هم می ذارم کنار بقیه سوالها سعی کن به جای یک یا صفر ، به جای دیجاتالی فکر کردن ، آنالوگ باشی

آخه بيسواد، كجاي احمدي نژاد در حاشيه و كم تجربه است؟ كسي كه توسط سازمان يافته ترين گروه هاي نظامي و امنيتي پشتيباني ميشه رو ميگي در حاشيه؟ واقعا نميدوني كه به همان مفهوم دست و پا شكستهء دموكراسي كه در پستت آوردي اگر در ايران به اجرا در بياد، بايد بساط بخوربخور كانگسترهاي حامي احمدي نژاد ، دود ميشن و از صحنهء تاريخ محو ميشن؟

how about welfare and poverty? you don't have a clue how much people are suffering in Iran let say there is no democracy in USA and europe but people are living happily and they have wellcomed you and me in their countries you are enjoying the lifestyle and freedom here and yet complainning about thier system come on be reasonable YOU ARE TAKING THE PISS

خوب مثل اربابات (آخوندها) سفسطه یاد گرفتی! راستی اسم وبلاگت را چرا به «سردبیر، خامنه‌ای» تغییر ندادی؟!

خیلی احمقانه هست که رسیدن احمدی نژاد به قدرت را نمونه ای از احتمال مساوی به قدرت رسیدن هر طبقه یا طیف فکری در ایران میدانی. رئیس جمهر های ایران بعد از بنی صدر همگی آخوند بودند و احمدی نژاد که یک مهدی گرای دو آتشه هست، یک آخوند بی عمامه به حساب می یاد. انصافا ترکیب مردم ایران تشکیل شده از 90 درصد آخوند و حجتیه ای؟

There are many principles for democracy, just tell me which one do you find present in Iran?: 1.Freedom of speech, debate and enquiry, 2. Open and diverse mass media, 3. Equality before law, 4. Economic democracy, 5. Tolerance, 6. Public participation, 7. Transparency, 8. Human rights, 9. rule of law, 10, controlling abuse power, 11.Separation of Powers and Judicial Independence, 12. Executive Powers, 13 citizens' rights ...... which of these principles and conditions do we really have in iran? I don't care for other countries that you always compare Iran with, as I am not living there and they are not my issues, but I know at least some or most of these principles are being respected in those countries. Will be waiting for your answer.

الو حسین .....تعریف و مفهوم دموکراسی دریک محدوده سیاسی وجغرافیائی مشخص وجاافتاده است وزیاد تفاوتی نمیکند انرا بشیوه دیگری تعبیر و تفسیر کرد. ضمنا بااشاره به تعریفی دیگرو درجه بندی کردن عوامل متشکله ان باز هم نمیشود مردم را گول زد. این فریبکاری است که بگوئیم میزان دموکراسی درانگلستان جندان تفاوتی با ایران ندارد. واین ابلهانه است که بگوئیم چون درفلان مجلس ما تکثر خوب بوده است پس مادران دوره دموکراسی خوبی داشته ایم. وقتی مسئولین اصلا به نیازها احتیاجات مردم ومنافع عمومی توجه ندارند وامکانات ملی رابجای صرف درراه رفاه وبهروزی مردم درکشورهای دیگربصورت کمکهای یکجانبه بدون برگشت صرف میکنند ازکدام دموکراسی میتوان صحبت کرد. بیتوجهی وبیخردی مسئولان در سرمای کشنده امسال اگردرانگلیس اتفاق افتاده بود میتوانست دولت را سقط کند یا نمایندگان متکثر ان خشتک اقای براون رو بسرش میکشیدند. بنابراین اگرتونمیتوانی واقعیات را بسنجی ودرجه بندی کنی درجه بندی عوامل تکثر درمجلس فلان عملا کس شعر بافتن و یاوه بخورد مردم دادن است.

When it comes to comparative government and democracy, the important thing is the degree of democracy in the countries which you are comparing. Second, bad things happen in America as well as Iran. For example women get rape and murdered in America and they get rape and killed in Iran. The question is how many of the rapes get reported and what is done to deal with cases of rape. Few weeks ago a pregnant US marine was murdered in America and another marine was the main suspect. Every major news network talked about this incident and each news network asked questions about the conditions that led to the murder of this female marine. Now lets look at a similar case in Iran. Few months a go a female doctor in Iran was arrested in Hamedan and she was taken to jail. The next day when her father went to bail her prison officials told her dad that she had killed herslf. However, there are a lot evidence that indicate she was murdered (Curonery report for example). What did the officials in Hamedan do to shed some light on this case? They said she killed herself and case closed! No police officer got questioned or no public inquiry was done! nothing. You see Hussein in countries like our country a lot of crimes go unanswered and families' of victims hardly get closure! the reason many man people think there is no democracy in Iran compare to America is because in America out of many rapes at least a few are dealt with by the police and media talks about the victims thus families get some degree of closure. In Iran from many cases of rape close to zero are followed by the officials and new networks do not discuss the cases openly. Just read the media attention around the US marine rape case and compare it to the case of the female doctor in Hamedan. There is formal democracy in Iran and no one can deny that. However ,you need to ask yourself how effective is substansive democracy in Iran and how can it become better. Read some books about different aspects of democracy. PS Clinton came from a very modest background.

فقط می توانم بگویم خودت را مفت فروختی بدبخت. حالا دیگر حکومت فاشیستی و ولایتمدار ایران را با امریکا مقایسه می کنی؟ هرچند حکومت امریکا را صددرصد دموکراتیک نمی دانم اما اینکه اینطور طرفدار احمدی نژاد شده ای و او را یک فرد بی پول و کم تجربه و حاشیه ای خوانده ای واقعا رو می خواهد. مرد حسابی نکند واقعا فکر می کنی هرکسی در این مملکت می تواند رییس جمهور شود؟ مگر فکر کرده ای در ایران انتخابات آزاد داریم؟ واقعا فکر کرده ای رای مردم شمرده می شود؟ می دانم که خودت می دانی. فقط نمی دانم چه چیزی در کونت کرده اند که حرفهای یاوه می پرانی. امروز همه جا اسمت را با نفرت می گویند و به یک خودفروش بی خایه تبدیل شده ای بدبخت نکبت. خاک بر سر ایرانیها که به تو لقب پدر وبلاگ نویسی فارسی داده اند. برو و کونت را چرب کن و یک دست به احمدی نژاد بده مردیکه بدبخت. حیف از عقلی که خدا به تو داده و حیف که هزاران جوان لایق ایرانی با پاسپورت ایرانی شان در ایران هدر می روند و توی چترباز با چسبیدن به یک دختر بی گناه برای خودت پاسپورت جور کردی تا به هر خراب شده ای بروی و اراجیف و کسشعرهایت را تحویل مردم جهان بدهی. ریدی داداش! دیگر حنایت رنگی ندارد. کسی که در دو سه سال اینطور رنگ عوض کند همان بهتر که منفور باشد بیشتر از گذشته. برو و برای تلویزیونهای جمهوری اسلامی (عشقت) خوراک فکری بساز بدبخت وطن فروش.

Many thanks to God that finally a college has accepted your application so now you can bring the class conversation and publish them as your loud thinking materials. Why do not you ever think that some other people might have thought about these bralliant ideas before you ever hear them in the Class. Most of them are not just as loud as you or better to say may not be as attention-seekers as you are. What do you think that you are discovering? A bunches of dead and useless theories of dea people does not make you smarter. The more you think loud, the more obvious how stupid you are, idiot.

سلام. شما هیچ وقت تنها نیستی و نمیشی.هزاران نفر ایرانی وطن دوست واقعی/نه مدل خلج و نبوی/ شما رو دوست دارند ولی اهل نوشتن نیستند.زنده باد هر کی که برای ایران و جمهوری اسلامی کلید واژه میزند.مستقل باد ایران