تا حدود ده سال پیش که سی.آی.ای مدارک محرمانهی مربوط به کودتای ۲۸ مرداد را بر ضد مصدق رو نکرده بود، خیلیها هنوز دست داشتن آمریکا را در آن کودتا قبول نداشتند و تئوری توطئهاش میخواندند. ولی با رو شدن اسناد، نه تنها دیگر بهانهای نماند، بلکه جزییات ترسناکی از عملیات دقیقی که از مدتها قبلش برای منزوی کردن مصدق و لطمه به محبوبیت مردمیاش انجام میشد، برملا شد.
کاریکاتور و مطلب نیویورکتایمز دربارهی مصدق و برنامهی «آخرالزمانی» ملی کردن صنعت نفت شباهت زیادی با کارهای نیکآهنگ کوثر و نوشتههای مهدی خلجی دارد
هفته نامه ی تایم آنها را
خلاصه کرده و مینویسد: «ردپای سی.آی.ای همه جا بود. عوامل آن به سردبیران روزنامه پول میدادند تا به نفع شاه و به ضرر مصدق بنویسند؛ خبر و کاریکاتور تولید میکردند و گفتگوهای دروغی ترتیب میدادند؛ همکاری ارتش را به دست آوردند؛ بر ضد دولت مصدق شایعه میساختند؛ اسناد جعلی از توافقهای مصدق و حزب توده درست میکردند؛ خودشان را به عنوان کمونیست جا میزدند و سپس روحانیان محافظهکار را تهدید میکردند و حتی یک بمبگذاری قلابی در خانهی یکی از رهبران مذهبی ترتیب دادند؛ شورشگران را تحریک کردند تا یک روزنامهی طرفدار مصدق را آتش بزنند...»
برایتان آشنا نیست؟ رفتاری را که در این دو، سه سال با احمدینٰژاد و دولتش به یاد بیاورید: شایعاتی که بر ضد او و نزدیکانش منتشر میشد و میشود؛ مقالههایی که در رسانههای داخل و خارج چاپ شده و می شود؛ کاریکاتورها و فکاهیهایی که بر ضد او و برنامهی اتمی منتشر شده و میشود؛ تلاشهایی که برای اختلافاندازی بین او و دیگر مدیران حکومت شده و میشود؛ و...
کاریکاتور نیک آهنگ کوثر برای پروژهی هلندی «روز» دربارهی احمدینژاد و برنامهی انرژی اتمی ایران
اگر پیگیر فضای مطبوعاتی اینترنت در این چند سال بوده باشید احتمالا یادتان میآید که منشا چقدر از این مطالب و کاریکاتورها و شایعات از رسانههای مشهور به «اصلاحطلب»، بوده است. و اگر باز هم دقیقتر شوید و به حافظهتان رجوع کنید سهم وبسایت «روز» را هم در تمام این مطالب مییابید. تلخ است، ولی متاسفانه واقعیتی است انکار ناشدنی.
ولی اوضاع از زمان مصدق هم بدتر است. اگر در آن زمان مردم فکر میکردند فلان مقاله و طنز و کاریکاتور را یک نفر از داخل ایران نوشته و دستمزدش را هم به ریال و از مطبوعات داخل ایران گرفته است، الان دیگر بزرگترین بخش این عملیات آشکارا به دلار و پوند و یورو پرداخت میشود، توسط کسانی که به اروپا و آمریکا پناهنده شدهاند تولید میشود، و مستقیما هم از بودجههای دولتهای متخاصم آمریکا و انگلیس و هلند و فرانسه و آلمان تامین می گردد. (تمام این دولتهای با تمام قدرتشان از محاصرهی اقتصادی ایران حمایت میکنند.)
البته هنوز خیلی زود است که اسناد جزییات پشتپردهی این عملیات پیچیده و گسترده روشن شود، همانطور که مدارک کودتای ۲۸ مرداد هم پنجاه سال بعد آشکار شد. ولی برای کسی که کمترین آشنایی را با تاریخ دخالتهای آمریکا و اروپا در کشورهای اروپای شرقی، آمریکا لاتین و آسیای دور برای سرنگون کردن مخالفان و به قدرت رساندن دوستان آنها داشته باشد، تصور اینکه اینها همه تصادفی باشد، خیلی خیلی کم است.
نمیخواهم بگویم تمام این آقایان و خانمهایی که این مطالب را تولید میکنند، عوامل دستگاههای امنیتی اروپایی و آمریکایی هستند و آگاهانه به آنها خدمت میکنند. ولی وقتی که میبینم آرام آرام سرو کلهی مدیران سابق و فعلی بسیاری از این رسانهها در سازمانهای ساخته و تامین مالی شدهی نهادهای امنیتیای مثل «فریدام هاوس» و «نشنال اندامنت فور دموکراسی» و «رایتز اند دموکراسی» و شبیه به آنها که سابقهشان را در کودتاها آمریکای لاتین و اروپای شرقی و... پیدا میشود، و از طرف دیگر هم از شرکت این آقایان و خانمها در جلسههای وزارتهای خارجهی هلند و فرانسه و آمریکا و کانادا (که بعشیشان با افتخار هم از آنها یاد کردهاند) مطلع میشوم، دیگر نمیتوانم خودم را به نادانی بزنم و همه را تصادفی بخوانم.
فقط خوشحالم که خیلی زود راهم را از این افراد جدا کردم و افتخار میکنم که توسط پستترین آنها به دادگاه کشانده شدهام، القاب «آدم فروش» و «جاسوس وزارت اطلاعات» و «خائن به اصلاحات» و «همکار کیهان» گرفتهام و مورد تهدیدشان مبنی بر «محو شدن» قرار گرفتهام.