برای اشتراک ایمیل‌تان را وارد کنید: یا به این نشانی یک ایمیل بفرستید: EditorMyself-subscribe@googlegroups.com
۲۵ بهمن ۱۳۸۶ | 14 February 2008

 پاسخی به سیما

  لينک‌دونی هفته
Excerpt: Response to Sima Shakhsari's comment.

یکی از دوستان برایم درباره‌ی مطلب قبلی‌ام کامنتی گذاشته که فرصت خوبی برای روشن‌تر کردن استدلال‌هایم در نقد جنبش زنان ایران می‌دهد.

سیما می‌نویسد:

حسین جان من تا حالا برات کامنت نگذاشته بودم، اما دیگه به قول معروف زدی به سیم آخر برادر. عزیز من کسی که چند تا کلاس تئوری بر می داره باید کمی محتاط باشه و بدون دونستن تاریخچه یک حرکت اجتماعی و یک مجله تنها به دلیل حمایت های فرصت طلبانه محافظه کاران نو در امریکا، فعالان و محققان مطالعات زنان رو اینطور تحقیر نکنه. مطمئن باش که خانم شرکت به مراتب بیشتر از تو در ایران کار کرده و از تو چند تا کتاب بیشتر خونده و چند تا پیراهن بیشتر پاره کرده و برای نگه داشتن زنان خیلی زحمت کشیده. من شخصاً از تغییری که در دید تو اتفاق افتاده (یعنی جدا شدنت از اکستریم گلوبال ویسز و تصور پوچ دموکراسی لیبرال) خوشحالم. اما از اونور بام افتدن هم خوب نیست. تو جایی برای نه این و نه آن بودن نمی گذاری و هر طرفی که باشی مطلق می بینی. به نظر می یاد که این روزها تو خط پست استراکچرالیسم هستی و اگر اینطوره که دیدت باید با تئوریت همخونی داشته باشه. شاید بد نباشه مقاله گایاتری اسپیواک (که فکر می کنم اولین کسی بود که دریدا رو به دنیای آکادمیک انگلیسی زبان معرفی کرد و شاید بتونی به عنوان یک تئوریست قابل اعتماد در این زمینه بهش نگاه کنی مگر اینکه اون رو هم نوکر امریکا بدونی؟) تحت عنوان "آیا ساب آلترن می تواند صحبت کند؟" (کن دا ساب آلترن سپیک) رو با دقت بخونی و ببینی که مشکل برخوردت چیه. انگار باز هم مسئله گیر کردن زنان بین ناسیونالیست های "بومی" و استعمارگران "آزاد کننده" است نه؟
در ضمن مطمئنم که اگر امروز کیهان و یا هوور از یکی از پست های تو استفاده ابزاری بکنند دلیل نمی شه که تو با اونها در ارتباطی. کمی انصاف بد نیست.

پاسخ من این است: سیما جان. متاسفم که می‌بینم نمی‌توانی بدون اینکه درجات عالی علم و دانش و فهم و کمالت را به رخ طرفت بکشی، حرفت را بزنی. از تو دیگر انتظار نداشتم. همینطور اینکه به جای جواب دادن به نقد من شروع کنی به برچسب زدن و خلاصه کردن من در بسته‌بندی‌های فکریت و نصیحت‌های پدرسالارانه و عاقل اندر سفیه. انگار که تو خدایی و هیچ چیز در ذهن کسی نمی‌گذرد که تو از آن بی‌اطلاع باشی و در نتیجه به خودت حق می‌دهی درباره‌ی داخل ذهن دیگران هم قضاوت کنی. بگذریم.

جواب من به ایراد تو آن است که «حمایت» را با «نقل قول» یکی گرفته‌ای. وزارت خارجه‌ی آمریکا رسما و به اسم از ماهنامه‌ی «زنان» حمایت کرده و آدم باید خیلی ساده باشد که فکر کند این حمایت معنی خاصی ندارد. این همه مجله در ایران یا در جاهای دیگر دنیا تعطیل می‌شود. آیا آمریکا به این صراحت و با اسم از هیچکدام حمایت کرده است؟ آیا واقعا فکر می‌کنی این یک تصادف کم اهمیت است و مثلا وزارت خارجه آمریکا که بیانیه‌ی کتبی رسمی منتشر می‌کند، بدون حساب و کتاب از کسی حمایت می‌کند؟

این دقیقا همان بخشی از پروژه‌ی لیبرال دموکراسی آنهاست که هردومان با آن مخالفیم، نه آن طرف بام. «زنان» خواهر مجله‌ی «کیان» بود که البته تو آن موقع ایران نبودی و نمی‌دانی که «کيان» اصولا بر مبنای فلسفه‌ی لیبرال دموکراسی و مدرنیزاسیون و دموکراتیزاسیون و این مزخرفات با یک ماله‌ی اسلامی بنا شده بود که الان هم می‌بینی که آدم‌هایی که از آن درآمدند (گنجی و سازگارا و خلجی و امثال آنها) الان کجا و برای چه کسانی و در چه مسیری کار می‌کنند. «زنان» هم با وجود میانه‌روی‌های بسیارش، در اصول فلسفی حاکم بر کارش همان راه را ادامه می‌داد.

من از تعطیل شدن و خفه کردن این طرز تفکر به هیچ وجه دفاع نمی‌کنم و بهترین راه مقابله با آن را نقد جدی و پیگیرانه و قابل فهم عمومی آن می‌دانم. ولی دفاع دولت آمریکا از این «مجله» اتفاقی تصادفی نیست، بلکه نشانه‌ی اشتراک در این اصول فلسفی (مدرنیزاسیون و اینها) است که خود تو هم با آن مخالفی. تا حالا دیده‌ای مثلا آمریکا از کسی که کوجکترین تمایلات ضدسرمایه‌داری و ضد مدرنیته داشته باشد دفاعی کرده باشد؟ حتی اگر آنها هم مثل مجله «زنان» توسط حکومت ایران یا کشورهای دیگر تعطیل شده باشند؟

کاری که کیهان با من می‌کند نقل قول کاملا گزینش شده است، نه حمایت. کیهان هیچوقت مثلا اعتراضی به اینکه شارلاتانی مثل مهدی خلجی فقط بخاطر اینکه پشتش به آدم‌خوارهایی مثل ولفوویتز و ریچارد پرل گرم است از من دو میلیون دلار خسارت می‌‌خواهد، نکرده است. آنها حتی جوابیه‌ی من را هم که سه ماه پیش فرستادم چاپ نکرده‌اند. مطالبم را رسما با سانسور هرجایی که خودشان بخواهند چاپ می‌کنند. این به نظر تو یعنی حمایت رسمی کیهان از یک نفر؟ بعدش هم، تو نقل قول یک روزنامه‌ی فسقلی را در کنار حمایت رسمی یک دولت می‌گذاری؟

هر وقت سخنگوی وزارت خارجه‌ی ایران رسما از حسین درخشان نام برد و بخاطر مثلا بسته شدن وب‌سایتش توسط شرکت هوستینگ آمریکا یا کشانده شدنش به دادگاه بخاطر آزادی بیان حمایت کرد، آن وقت حق با تو است.

بجز این، الان یک هفته از حمایت رسمی وزارت خارجه آمریکا از مجله «زنان» می‌گذرد. اگر خانم شرکت خیلی از این حمایت ناراضی است، پس چرا سکوت کرده است؟ چرا مثلا یک مصاحبه نمی‌کند یا بیانیه نمی‌دهد که در آن به ما نشان بدهد که هیچ اشتراکی در فلسفه و برنامه و مسیر با دولت آمریکا ندارد؟ مثل نامه‌ی آزاده فرقانی که در آن به آمریکایی‌ها و سلطنت‌طلب‌ها به صراحت گفت که نیازی به حمایتشان ندارد و فاصله‌اش را با آنها حفظ کرد. اتفاقا خود تو و نیکی با اشتیاق آن را به انگلیسی ترجمه کردید که به نظر من هم کاری لازم و درست بود. خانم شرکت هم می‌توانست و هنوز هم شاید بتواند همین کار را بکند و به وزارت خارجه آمریکا و رادیو فردا و عباس میلانی و هاله اسفندیاری یک بیلاخ گنده بفرستد. ولی حاضرم با تو شرط ببیندم که این کار را نمی‌کند.

من هنوز نگفته‌ام که ناشران مجله «زنان» مثلا با وزارت خارجه آمریکا در ارتباط هستند یا نه. فقط گفتم که این حمایت ناشی از یک اشتراک فلسفی و برنامه‌ای بین اصلاح‌طلبان ایران و دولت آمریکا است که نشانه‌هایش یکی و دوتا نیست. امیدوارم مجبورم نکنی سند و مدرک‌هایی را که توی خود همین اینترنت می‌شود پیدا کرد درباره‌ی رابطه‌ی خانم شرکت و بعضی از رفقایش با سازمان‌های آمریکایی‌ای که خودت هم می‌دانی دنبال چی هستند، آشکار کنم. من همینجوری الان به اندازه‌ی کافی بری خودم دشمن درست کرده‌ام.

تکرار می‌کنم که من کوچکترین شکی در اینکه حقوق زن و مرد باید برابر باشد ندارم و از هر کسی که در این راه تلاش کند حمایت می‌کنم و خودم هم هر کاری بتوانم در این راه می‌کنم. ولی با اینکه این تلاش تبدیل به اهرمی در دست آمریکا (که هرگز کلمه‌ای درباره‌ی حقوق زنان در عربستان و مصر و اردن و امارات و تایلند و تایوان و کشورهای متحد دیگرش نمی‌گوید) برای فشار آوردن به ایران و زمینه سازی برای فروپاشی حکومت شود، مخافم و جلوی آن می‌ایستم. با هیچکس هم تعارف ندارم.

معنی این حرف این نیست که هر کس هر تلاشی در این مسیر بکند، به آمریکا کمک یا با آن همکاری کرده است. هزاران راه هست که می‌شود رفت و خیلی‌ها هم رفته‌اند و می‌روند و اتفاقا همین خانم‌های مشهور شده به «رهبران» جنبش زنان هم تا چند سال پیش که آمریکا هنوز به فکر زنان ایران نیتفاده بود، جزوشان بودند. اگر می‌خواهی ببینی چطور، پبیشنهاد می‌کنم پس از عمری فرنگ‌نشینی به ایران بروی و ببینی این زنانی که راجع به‌شان حرف می‌زنی اصلا کی هستند و اینکه آیا ساب‌آلترن مهرانگیز کار و شیرین عبادی و شهلا شرکت اند، یا زنانی که تو هرگز مقاله‌ها یا وبلاگ‌هایشان را در اینترنت نمی‌بینی.


سردبیر: خودم و لینکدونی‌اش را هر روز با ایمیل دریافت کنید.
تازه درهمين باره:



دوستان و آشنايان

تبعیدی عصبانی
یک پزشک
خوابگرد
دوشیزه شین
سولوژن
عرب عصبانی
فلیسوف مآب رمانتیک
آهستان
حاجی واشنگتن
کوروش علیانی
دوم دام
بچه‌ی قلهک
زهرا
یادداشت‌هایی از کابل
بلوط
۳۵ درجه
آرش «کمانگیر» آبادپور
حسین پاکدل
۴ دیواری
یک وحید
مونتاژ انتقادی
پویان طباطبایی
نگارک‌ها
شب پیشگویی
آدم و حوا
کتابلاگ
دادابیس
از پشت یک سوم
حسین نوش‌آذر
عبدالقادر بلوچ
سینا دیلی
نانا
خورشید خانوم
پویان و سیما
گناهکار
ناهید رکسان
سیبستان
بامدادی
رویای آريایی
نگاه نو
نگاه نو
امنزیاک
فوکو بلاگ
مریم مومنی
خیاط باشی
فروغ
نیما دارابی
نازخاتون
مارسی نیومن
مرتضی نگاهی
هوشنگ دودانی
دستنوشته‌ها
روزنامه‌نگار ممسلمان
کریم ارغنده‌پور
شرح
کمال
راه من
مسعود بهنود
مریم ابریشم‌کار
فانتازیا
مسعود ده‌نمکی
روزنه
توکا نیستانی
مازوخیسم محاسباتی
زیتون پرورده
زيتون
جمهور
من راه نشین
آق بهمن
هپلی
امور ایران
حمید مافی
محمود فرجامی
پاسداران
حقوق‌دان پاریسی
طاها بذری
پاگرد
گردباد
خانوم حنا
میرزا پیکوفسکی
موج
صفا در ال.ای
فریادناممه
ملکوت
غلاف تمام فلزی
آن سوی دیوار
ارزیابی‌های شتابزده
لات‌لند
یک فتحی
شکرخواه
ایرانی طعنه‌آمیز
مهستی شاهرخی
جمال
پیاده رو
سمیرا سامانی
ایران‌شهر
آزادنويس
ایمیان
نوه‌ی غلامرضا تختی
لیلی نیکونظر
سبیل طلا
خط قرمز
لگوماهی
مسیح علی‌نژاد
تادانه
بابک داد
وب‌نگاشت
حسام‌الدین آشنا
محمد نوری‌زاد
افسون فسرده
هادی خرسندی
دردنوشته‌ها
دانشجوی مسلمان
منبر دات نت
مرصاد
بی‌بی‌گل
نسل خمینی
جواد کاشی
امیرحسین ثابتی
ف.م.سخن
آچار فرانسه
بی اجازه کوچیکترا نه
رزانیات
سوگلی ریچارد پرل
راهرو
کلنگ کمونیست کارگری
اکبر منتجبی
آی‌تی.ايران
خاکریزیسم
علیرضا شیرازی
احمد جلالی
خسرو نقیبی
حامد قدوسی
کیبرد آزاد
سلمان
ddmmyyyy
مهدی یوسفی
آزاده عصاران
نوک‌تیز
مریم اينا
میرزا
دلبستگی
روزها
انتخاب زنان
آشپزباشی
ابراهیم اسکافی
مشکات
خبرنگار مسلمان
مهدی محمدی
حسین رنجبران
سجاد صفارهرندی
فانونایت
شهرزاد
کامپیتور و ارتباطات
مهدی اسماعیلی
هنوز
زمستان است
شب‌نامه‌ها
گل‌آرا حمزه
چرک‌نویس
غربتستان
تبرمرد
محبوبه حسین‌زاده
احسان
بسیج جهانی
نگفتنی‌ها
هادی نیلی
انتخاب انسانی
خرچنگ زاده
یک استکاان چای داغ
نقیز
شنا در شنزار
مرد تنها
مرصاد امروز
شاخ به شاخ
مجید تفرشی
بازیگر آماتور
آرش صالحی
شبنم طلوعی
آرش غفوری
نیکی اخوان
عباس معروفی
سهند شمس
بیروت ریپورت
کافه ناصری
مطالعات فرهنگی رادیکال
لوبيا
سایه
جواد روح
ضدمورچه
پسر فهمیده
کشکول جوانی
حمید کریمیان
جوانفکر
حنیف مزروعی
پژمان نوزاد
نسرین افضلی
سهیل کریمی
امید معماریان
اسماعیل نیوز
فرنگوپولیس
کافه اندیشه
علیرضا خدابخش
زن نوشت
کلاشینکف دیجیتال
کلفه گینزبورگ
امیرعلی قاسمی
سفره ماهی
سفره‌ماهی
پاک‌نویس
لیلا خدابخشی
تکینسون
علی معظمی
عنکبوت
سرزمین آفتاب
چخوف منو نديدی؟
امشاسپندان
علی مزروعی
خارج از جعبه
مريم نبوی نژاد
ققنوس
بچه‌های سوم تیر
منقل، مخده و پلوراليسم ديني
فالشیست
شهاب اسفندیاری
فانوس خيال
آینه ایرانی
محمد تاج‌دولتی
معصومه ناصری
نیما نامداری
مژده
چلـــغوز
پرگلک
پیام یزدانجو
پیام یزدانجو
من و مانی
شبح
کاملیا انتخابی فرد
خودمونی
حرف غریب
شادی شاعرانه
و اما بعد
امير حسابدار
پاسداران
ایمان
پاگنده
بارانی آبی
اندیشه امروز
معصومه اتبکار
دفترچه‌ی ممنوع
حسن عابدینی
دیدی گفتم
مه‌زود
میان خطوط
جنگ و صلح
صبحانه
کوچه مدرسه حجتیه
آسمانِ سرپناه
حسام فروزان
حقیقت ایرانی
رازیگر
نیستان
یک وبلاگ ساده
تلخوش
قائم‌پناه
ژرف
یولداش
روزگاری که سپری می‌شود
رنگارنگ
مرمرو
کاپیتان هادوک
خاطرات مشبک
کوچ
افکار خصوصی
سیاحت‌نامه میرزا
روی جاده نمناک
کنج
دلتنگستان
کتابدار
نکته
يوتی‌اف-هشت
بازيگر آماتور
نفیسه مطلق
با شما نيستم
سکتور صفر
پارکينگ
پياله
ايستادن در مقابل باد
مهندس سعيد
يه وجب خاک اينترنت
احسان پريم
مهاجر
افعانستان امروز
از امروز
آذر و آيينه‌اش
بهنود کوچک
وبلاگ گوبا
روزگار من
يادداشت‌های سينمايی
اسپ‌سوار
دنيا دست کيه
نمای تزديک
عصيان
ایگناسیو
کتابچه
علاف تمام فلزی
تن‌تن‌سک
آسمان
یک جعبه شکلات
حرفهایم...
از کانادا
ندای امروز
دنيای يک ايرانی
عمو حميد
احسان و هزاره سوم
روزنگار
وب‌نوشت ابطحی
بزرگمهر حسین‌پور
دندانپزشک
پريشان بلاگ
سياست از نگاه دوم
برما چه گذشت
خاکستری
حرف‌های يک الپر
کاوه شجاعی
کاکتوس تيلا
کاپوچينو
خط سوم
ترزا
آبکش
خبرنگار
نيمه‌شب
صادق الوندی
الپر
صورتک
ساده‌تر از آب
مرتضی و ما
پرنیان
علی قدیمی
الفبا
کلانتر
زوزه
ریویو
محسن طالب
یلدا معیری
شهروند نصف‌جهانی
اسکورپیو
نعمت احمدی
لباس شخصی
علی خلیق
این مرد
یادداشت‌های فرهنگ
روزهای زندگی‌ام
یک بلاگر
دانشگاه غیرانتفاعی کیش
بچه‌های قلم
یاک
وحید پوراستاد
وب‌نامه
علی‌اکبر قزوینی
پناه
نوشی و جوجه‌هایش
اینجا و اکنون
مهاجرانی
جمیله کدیور
فانوس
صنوبر
پرنوشت
نادر فتوره‌چی
جنبشی استشهادی
بهزاد بلور
اشکان خواجه‌نوری
مصطفی تاجزاده
عباس عبدی
مسرت امیرابراهیمی
سبقت
عطا خلیقی
لیلی پوررند
آخوندها از مریخ نیامده‌اند
زرنوشت
گل‌دختر
علیرضا حقیقی
نگاه ایرانی
پاپتی
گوز آن‌لاین
وب‌گشت
لوبیسمم
فاطمه رجبی
نگاه یک ایرانی
هزاران نقطه
ریچارد سمبروک
نامحرمانه
غربت‌نوشته‌ها
رشید اسماعیلی
احمدی‌نژاد
شهیر شهید ثالث
احمد شیرزاد
موشک انداز
مژده غضنفری
ابراهیم فیاضی
فواد صادقی
نظرات ديگران

Having an ideology that has common elements with the way of thinking of others is not condemned even if it is not the way you believe is right.Why do you think what you believe for last six months is the truth and anybody else is a traitor? It is ugly to silence your opponent because they think differently and because people may eventually choose them on you. This is the qualification of dictators and is ugly. Please do not try to explain these behaviors of Iran's regime by accusing people of being traitors. Iran's regime is abusing any basic rights of free media and its people's right of free thinking.

I have a question why is it that whenever someone is in a discussion with Sima "Mojo" is also there. Who the hell is he?! some stalker or some sort!

من اين خانم شرکت را نمي شناسم و نمي دانم چه کاره است. از لحن پرخاشگر حسين هم اصلاً راضي نيستم، مخصوصاً زمانيکه سيما خواسته با زبان خوش با وي گفتگو کند. ولي خب کاري راجع به اين رفتار ش نمي توانم بکنم. دلش مي خواهد همه را با خودش دشمن کند. با اينهمه فکر کنم نکته جالبي را عنوان کرده که اگر ايشان با حمايت وزارت خارجه آمريکا مخالف است، بايستي به طور علني اين موضوع را عنوان کند. همان طور که خانم فرقاني حتي هرگونه حمايت از طرف شخص گنجي را هم رد کرد. حالا چه برسد وزارت خارجه آمريکا. هرکس که يک لقب «فمنيست» را يدک کشيد که نمي شود از نقد مبري کرد. همين رفتار کج دار و مريز باعث شده حتي نتوان اشخاصي را که به طور مستقيم براي اهداف امپرياليزم کار مي کنند را نقد کرد. البته منظورم سيما نيست که هميشه رفتار هوچي گرانه را نفي کرده و به موقعيت از لحاظ تاريخي و منطقه اي نگاه می کند.

Hossein jaan I have to say Damet Garm! Hey man I did the best about Sima comment Sime most go from abrod to Iran and not Tehran Jordan , but most go to many towns in the country side to look at the women if their problem is what Mrs Sherkat etc etc are following in the name of Women right I am not that much stupid to be conviced by some colorfull and nice looking ideas from these people that they are not clear in their position I am sure they are happy to see american soldiers bringing Iranian Women's Right

However, I am happy with Sima and you that can talk in a rational way Go ahead ! Germany

حسین،

شاید برای همینه که برات کامنت نمی گذارم چون ایگوی شدیدآ بزرگت مانع می شه که نقدپذیر باشی. فقط یک نکته: تو به عنوان کسی که بیش از هر بلاگر ایرانی بازیچه دست نئوکان ها شده ای (از گلوبال ویسز بگیر و برو) باید کمی با احتیاط تر به مردم تهمت بزنی نه؟ تو به عنوان کسی که متهم به جاسوسی شده ای (من هم شده ام) باید کمی فکر کنی قبل از اینکه همه رو با یک چوب بزنی و کسی مثل شهلا شرکت رو با نئوکان ها یکی بدونی. آدم ها عوض می شن و دیدشون عوض می شه که این خوبه. اما وقتی دیدشون عوض می شه اگر همونطوز که قبلاً مطلقگرا بودن از نقطه مقابلش مطلقگرا بشن جای نگرانی داره... جوابیه تو من رو یاد پستی انداخت که در ماه اول وبلاگ نویسی ام در وبلاگ انگلیسی ام نوشتم. http://englishfarangeopolis.blogspot.com/2004/12/flu-talk.html

این پست در مورد این بود که چرا نئوکان ها طرفدار وبلاگ تو بودند. شاید بد نباشه یک نگاهی بندازی و ببینی که چیزهایی رو که تو الان بهشون رسیده ای خیلی از وبلاگنویس ها قبلاً می دونسته اند بنابر این شق القمر نکرده ای که در مورد دیسکورس نئولیبرال می نویسی. اما اینکه هر جور دیسکورس سیاسی رو در هر نقطه جهان خارج از کانتکستش یکی بدونی همون منطقی رو دنبال می کنه که تو ادعای نقدش رو داری. ( به عنوان کسی که به پست اسکراکچرالیسم رو آورده نباید کمی به گرند نرتیو ها و در ساختار گذاشتن ها و کلی بافی ها مشکوک باشی؟) مسئله کیان و زنان هم جای بحث داره که تو کامنتدونی حوصله اش نیست. اینکه خلجی از کیان می یاد و می ره انستیتوی واشنگتن دلیل نمی شه که هر چی رو که به کیان ربط داره نفی کنی، چه برسه به زنان. فکر کنم بر تو پوشیده نباشه که به شهلا شرکت چقدر تهمت همکاری با حکومت زده شده. بگذریم... قبلآ هم گفتم مطلق بینی ات با پست استکچرالیسم بدجور مغایرت داره... واسلام.

حودر اولین پاراگراف مطلبت رو خوندم فکر کردم کسی برای تو نوشته! چون دقیقا این تو هستی که همین که دو کلاس میری دانشگاه میای اینجا به رخ همه می کشی و میگی شما که حالیتون نیست قضیه یه چیز دیگه است! در ضمن خیلی جالب بود که شاکی شدی چرا تو رو منتسب به یه جریانی کردند در حالیکه همیشه تویی که از اعماق ذهنی بقیه آگاهی داری و همه رو یا آمریکایی، لیبرال، رفسنجانیست و ... میبینی، خیلی جالب بود وقتی یه کامنت اینقدر مودبانه و بدون حاشیه رو نمیتونی تحمل کنی اما خیلی راحت صد برابر شدیدترش رو به بقیه نسبت میدی! درضمن تو اگه خیلی ناراحتی از اینکه تو رو به کیهان نسبت میدهند، چرا نصیحت خودت رو عمل نمیکنی و نمی نویسی که با کیهان مشکل داری یا خطی مشی اونها رو قبول نداری!؟ خوب بلدی لالایی بخونی! در مورد جوابیه (پر از کنایه) تو، خود مخاطبش میتونه جوابت رو بده. اما در مورد بخشهای دیگرش، اولا اگه یه چیزی خوب باشه اما امریکا هم از اون به عنوان چماق استفاده کنه میشه بد؟ این حکومت اینجاست که باید با پذیرفتن حقوق مساوی زنان بهونه نده دست دشمناش نه اون فعالان حقوق زنان. در ضمن هر جنبشی لایه ها و ابزار مختلف داره، دلیل نمیشه کسی که توی اینترنت هم سعی میکنه سطح آگاهی مردم رو بیشتر کنه ارزش کارش تبلیغاتی و پایین باشه. من خودم با مسایل زنان بیشتر از این طریق آشنا شدم، چون حالت روابط عمومی این جنبش هستند و مردم رو مطلع میکنند. درضمن در مورد تفکرات اصلاح طلبان و نشریه ای مثل زنان و شباهت آن با ورژن آمریکایی، مشکل تو اینه که فکر میکنی هر چی از آمریکا بیاد بیرون غلط و استعمارگرانه است. حالا این چیز میخواد حقوق زنان باشه یا هر چیز دیگه! وقتی آمریکا حداقل در سطح حرف در این زمینه از کشورهای پیشرو هست معلومه که این تقارن عقاید وجو داشته باشه. این بین آمریکا هم به دنبال منافع خودشه معلومه که از تفکر چپی به اون صورت حمایت نکنه، اما این نه دلیل بر درستی و نه دلیل بر غلط بودن این مکتبه. در ضمن جنابعالی ادعا میکنید که نگفتید ناشران مجله زنان با آمریکا در ارتباط هستند (که حتی اگه باشند هم دلیل بر خیانتکار بودن آنها نیست) اما تیتر مطلبت رو مینویسی شرم بر فعالان زنان و خود مطلبت رو اختصاص میدی به مجله زنان، این یعنی چی؟ یعنی شرم بر گردانندگان مجله زنان که با آمریکا در ارتباط هستند! در ضمن چرا تیتر مطلبت رو در بالاترین عوض کردی؟ خیلی برام جالبه بدونم چی شد که عوضش کردی؟ احساس کردی تیترت بیربط بود و الکی توهین کردی؟ یا چی؟

Hussein, instead of accusing people of this and that and accusing the “other” (US) for Iran’s p[problems, maybe you should investigate the cause of Zanan’s closure and see whether Zanan did anything unlawful that deserved punishment. You cannot shut down any paper that you think has a philosophy different from the official propaganda unless you believe in fascism. In the US someone like Chomsky has the right to speak freely about his discontent of the US system and in Israel someone like Norman Fleckenstein writes a book called “Holocaust industry” and openly attacks Hollywood’s abusive treatment of the memory of Holocaust and accuses Israel of causing a Palestinian Holocaust. Hypothetically speaking lets assume Iran’s Foreign office supports both of these individuals. Do you think Norman and Chomsky should be treated as traitors to their people in their respective countries? For your information both of these individuals are alive and free and often appear on TV and newspapers and give speeches at gathering and universities. Here is another example. Few days ago Barkley California refused to allow army recruiters to enter the university (later army recruiters were allowed to enter but the university and the city council vehemently announced their discontent with the war while announcing their support for the troops). Hypothetically speaking lets say Iran’s foreign affair officially supports the actions of Barkley. Do u thing this official support provides a justification for shutting down Barkley? Personally I think you should be legally held accountable for verbal abuse and defamatory language against individuals with whom you disagree!

این را یک بار دیگر هم برایت نوشته بودم، اما نمی‌دانم چرا به هر دلیلی پاک شد. من همیشه فکر می‌کردم که تو بی‌سوادی ولی باهوش. مدتی است که به هوشت هم شک دارم. از طرز جواب دادنت به نقد سیما به نظر می‌رسد که یا خودت خنگی یا دیگران را خنگ فرض کرده‌ای. که البته این که دیگران را خنگ فرض کنی باز نشان می‌دهد که خودت خنگی. چون سواد جواب دادن به نقد او را نداری به او اعتراض می‌کنی که چرا سوادش را به رخت می‌کشد. من هم نمی‌دانم چرا او از تو باسوادتر است. خجالت هم نمی‌کشد که باسوادتر است.