آقا واقعا دارند در حق این سایت «نوسازی» بینوا نامردی میکنند. اولا که مطلب اینها هیچ جور توهینی به حسن خمینی نبود. اصل نقدشان دربارهی ریاکاری کسانی مثل حسن خمینی است که خودشان را وامدار خمینی بزرگ میدانند، ولی کمترین شباهت را در ساده زندگی کردن و همدردی با مردم مستمند و اهمیت برای عدالت به آن مرد دارند.
نقد بر کسانی که بدون هیچ شایستگی خاصی و فقط بخاطر دختر یا پسر فلانی بودن مثل شاهزادهها زندگیمیکنند، در حالی که اکثر کسانی که زندگی و جوانیشان را برای این انقلاب و جنگ دادهاند، باید با چه بدبختیای زندگیشان را تامین کنند. همانهایی که نه ریش دارند، نه دنبال کار دولتی رفتهاند، نه آن قدر جانماز آب میکشند. همان «اخراجیها»یی که با دیدن خودشان در فیلم دهنمکی آن را به پرفروشترین فیلم تاریخ سینمای ایران تبدیل کردند.
جمهوری اسلامی، نظام شاهنشاهی نیست که در آن کسی به خاطر پدر و مادرش شایستگی کسب کند. حسن خمینی همانقدر مسوول اعمال خودش است که هر کس دیگر یا هر نوهی دیگر خمینی بزرگ. مگر یادمان رفته که یک نوهی دیگر آقای خمینی، یعنی حسین، سر از آخور مایکل لدین و رضا پهلوی درآورد و تلویحا بوش را به اشغال مملکتش تشویق کرد؟ چطور است که او از منفعت نوادگی خمینی محروم است ولی این نیست؟
تمام این انقلاب برای این بود که کسی مثل حسن خمینی خودش را غیرقابل نقد و بالاتر از قانون نداند. تمام این انقلاب برای این بود که حاکمانش و خانوادهایشان مثل زمان شاه در ناز و نعمت زندگی نکنند و مردمش در تنگدستی و دشواری. برای این بود که حاکمانش چاقتر و لپگلیتر از مردمش نباشند. (حالا خوب است خود خامنهای این را همیشه رعایت کرده است و اجازه نداده فرزندان و خانوادهی خودش شازدهوار زندگی کنند. اگر رفسنجانی رهبر بود که واقعا کارمان تمام بود.)
برای همین شعری را که نوسازی منتشر کرده بود، اینجا میآورم و به کسانی بخاطر این یک شعر که هیچ توهینی در آن نیست دستور فیلتر شدن نوسازی را دادهاند هشدار میدهم که حرفهای خود خمینی دربارهی کاخ نشینان و کوخنشینان برگردند و ببینند اگر خود خمینی بزرگ زنده و سرحال بود با خواندن این شعر چه کسی را عتاب میکرد، شازدهپسرهای شکم گندهای که فقط نان نزدیکی با خمینی را میخورند، یا کسی که این شعر را درباره زنی بازمانده از یکی از همان «اخراجی»های فراموششده ساخته است. شرم بر کسانی که بخاطر این شعر دستور فیتلر کردن «نوسازی» را دادهاند:
راز لپهاي گلانداخته سيد حسن خميني
اتل متل يه مادر
نحيف و زار و خسته
با صورتي حزين و
دستاي پينه بسته
بپرس ازش تا بگه
چه جور ميشه سوخت و ساخت
با صد هزار تومن پول
اجاره خونه پرداخت
اجارههاي سنگين
خرج مدرسه ما
خرج معاش خونه
خرج دواي مينا
بپرس ازش تا بگه
چه جوري ميشه جنگ كرد
يا اينكه بيرنگ مو
موي سياهو رنگ كرد
بپرس ازش تا بگه
چه جوري ميشه جنگ كرد
با سيلي جاي سرخاب
صورتا رو قشنگ كرد
وقتي كه گفتند بابا
تو جبههها شهيد شد
خودم ديدم يك شبه
چندتا موهاش سفيد شد
ميخواي بدوني چرا
نصف موهاش سفيده؟
بپرس كه بعد بابا
چيديده چي كشيده!
يا ميره داروخانه
برا دواي مينا
يا كه ميره سمساري
يا كه بهشت زهرا(س)
يه روز به دنبال وام
مامان ميره به بنياد
يه روز به دنبال كار
پير آدم درميآد