برای اشتراک ایمیل‌تان را وارد کنید: یا به این نشانی یک ایمیل بفرستید: EditorMyself-subscribe@googlegroups.com
  لينک‌دونی هفته
Excerpt: Update on Mehdi Khalaji's $2 million libel lawsuit against me in Ontario. I have a pro-bono lawyer now and we are working on our statement of defence. But given the plaintiff-friendly libel laws in Ontario, the chance that I can win the case is not very high. I need your help to spread the word about this appalling new method of silencing dissent.

لطفا با انتشار مجدد این نوشته در وبلاگ خود یا حداقل لینک دادن به آن از خفه شدن صدای این وبلاگ جلوگیری کنید. مطمئن باشید اگر این نحوه‌ی سانسور قانونی باب شود، دامن شما را هم روزی خواهد گرفت. برای کپی کردن آن به همراه لینک‌هایش از باکس پایین استفاده کنید:


مهدی خلجی، با پشتوانه‌ی مالی و معنوی موسسه‌ی واشنگتن، به احتمال زیاد تا حالا حداقل یک پنج رقمی به دلار آمریکا برای به دادگاه بردن من خرج کرده است. و بر مبنای این شکایت درخواست درخواست دو میلیون دلار و عذرخواهی رسمی و پاک کردن هر چه تا به حال راجع به او نوشته‌ام کرده است. البته با توجه به قدرتی که این موسسه‌ی گردن کلفت در واشنگتن دارد، و نیز این واقعیت که در شهر واشنگتن این موسسه معروف است به بازوی تحقیقاتی لابی اسراییل (بر اساس نظرات دو استاد علوم سیاسی آمریکایی که کتاب «لابی اسراییل» را نوشته‌اند)، چنین حمایتی اصلا عجیب نیست.

بخصوص که کسانی مثل جیمز وولزی ، رییس سیا در زمان کلینتون و از مدافعان براندازی حکومت ایران؛ ریچارد پرل و پل ولفوویتز که معرف حضور هستند و چند آدم نظامی-امنیتی گردن‌کلفت دیگر در میان اعضای هیات مدیره‌ی آن هستند. (یکی از مدیران قبلی این موسسه، جان هانا، الان چند سال است که در دفتر دیک چینی به عنوان مشاور ارشد امنیتی کار می‌کند.) بهرحال الکی نیست که دیک چینی هر سال در موسسه واشنگتن در دفاع از اسراییل و حمله به دشمنان اسراییل سخنرانی‌های هیجان انگیز می‌کند. اتفاقا امسال هم در سخنرانی‌اش در این موسسه (که لابد خلجی هم چون کارمند آنجاست به آن دعوت شده بوده و احتمالا هم نشسته و گوش کرده و آخرش هم کف زده) به ایران حسابی حمله کرد و آن را تلویحا تهدید به حمله‌ی نظامی کرد و از اصلاح‌طلبان، وبلاگ‌نویس‌ها، فعالان حقوق زنان، اقلیت‌های نژادی و دینی هم دفاع کرد و گفت: «روح آزادی در ایران در حال غلیان است. صدای تغییرات و مخالفت آرام خاموش نخواهد بود. ما انتظار داریم از اصلاح‌طلبان شجاع، وبلاگ‌نویسان، و فعالان حقوق زنان و اقلیت‌های نژادی و مذهبی بیشتر بشنویم.»

بگذریم. خواستم بگویم با وجود اینکه کل وبلاگستان ایرانی با بی‌انصافی تمام در این ماجرا سکوت کرد و حتی خیلی‌ها اظهار شادمانی هم از آن کردند (از جمله ابراهیم نبوی که به خلجی تبریک گفت و آرزوی محو شدن هر چه زودتر من را کرد)، بالاخره موفق شدم از طریق دوستان غیر ایرانی یک وکیل خوب کانادایی از یک موسسه وکالت معتبر پیدا کنم که مایل باشد بدون دریافت دستمزد (اصطلاحا pro-bono) از من دفاع کند و الن هم در حال آماده کردن متن دفاعیه هستیم که به زودی باید ارایه کنیم.

هرچند که با این همه هیچ چیز معلوم نیست و هنوز هم ممکن است بخاطر اینکه قوانین کانادا خیلی به نفع شاکیان این جور شکایت‌ها هستند تا قوانین آمریکا یا انگلیس که به آزادی بیان اهمیت زیادی می‌دهند، خلجی در نهایت بتواند من را در دادگاه شکست دهد. ولی خب، اولا طبیعتا می‌شود درخواست تجدید نظر‌ کرد و ثانیا اگر هم در نهایت برنده شود از منی که حتی یک دوچرخه هم در کانادا ندارم چطور می‌خواهد دو میلیون دلار بخاطر یک پست وبلاگی که در آن او را خائن به مردم و وطنش خوانده‌ام بگیرد؟ ثالثا، گیرم که در دادگاه اونتاریو برنده شد، دادگاه افکار عمومی مردمش را چه می‌کند که الان اتفاقا بخاطر همین ماجرای شکایت خلجی از من تازه متوجه شده‌اند که موسسه واشنگتن چیست و رابطه‌اش با لابی اسراییل (AIPAC) در آمریکا چیست و خلجی کیست و برای آنها چکار می‌کند و غیره. به هر حال، خلجی در هر صورت بازنده است.

از هیچ کس، حتی از آن دوستان سابقی که برای آزاد شدنشان از زندان و شناخته‌شدن اسمشان در خارج و امکان یافتن پناهندگی سیاسی‌شان هرکار توانستم کردم، یا کسانی که با راه انداختن کمپین دسته‌جمعی اینترنتی پس از تعطیل شدن وب‌سایت خبری‌شان جلوی خفه شدن صدایشان ایستادم، انتظاری ندارم. این وسط فقط فهمیدم که چقدر خوش‌خیال بودم که فکر می‌کردم دوست و آشنا زیاد دارم و در وقت دشواری تنها نخواهم ماند.

ولی می‌خواهم به همه هشدار دهم که این شتری است که دم خانه‌ی خود شما هم خواهد خوابید. حالا من شانس آوردم و توانستم وکیل مجانی پیدا کنم، ولی اگر این شانس را نداشتم، حتی اگر حق هم با من بود، دادگاه من را بازنده اعلام می‌کرد. چرا؟‌ چون طرف مقابلم توانسته وکیل ساعتی ششصد، هفتصد دلاری بگیرد و با تحریف و ترجمه‌ی غلط یک مطلب از وبلاگم، دو میلیون دلار خسارت بخواهد! خیلی‌ها تازه این روش تازه را برای خفه کردن مخالفانشان دارند یاد می‌گیرند.

خواهش: بزرگترین کمک شما به من این است که این مطلب را در وبلاگ‌های خودتان کپی کنید تا عده‌ی بیشتری از آن باخبر بشوند.


سردبیر: خودم و لینکدونی‌اش را هر روز با ایمیل دریافت کنید.
تازه درهمين باره:



دوستان و آشنايان

«از پشت یک سوم»
«امور ایران»
«زيتون»
«کلنگ کمونیست کارگری»
«نانا»
«سهند شمس»
«دلبستگی»
«عرب عصبانی»
«کوروش علیانی»
«۴ دیواری»
«مارسی نیومن»
«ملکوت»
«مهستی شاهرخی»
«هادی خرسندی»
«عبدالقادر بلوچ»
«محبوبه حسین‌زاده»
«احسان»
«توکا نیستانی»
«مسیح علی‌نژاد»
«آزادنويس»
«سبیل طلا»
«محمد نوری‌زاد»
«تادانه»
«گناهکار»
«بلوط»
«نازخاتون»
«آرش «کمانگیر» آبادپور»
«تبعیدی عصبانی»
«بابک داد»
«ناهید رکسان»
«لات‌لند»
«لگوماهی»
«ایمیان»
«پاگرد»
«مریم ابریشم‌کار»
بامدادی
مونتاژ انتقادی
حمید مافی
کیبرد آزاد
خط قرمز
فریادناممه
جواد کاشی
کمال
بسیج جهانی
ایرانی طعنه‌آمیز
۳۵ درجه
طاها بذری
مریم مومنی
میرزا پیکوفسکی
پیاده رو
نگفتنی‌ها
امنزیاک
یک فتحی
حاجی واشنگتن
گردباد
جمال
شنا در شنزار
آهستان
بی‌بی‌گل
کامپیتور و ارتباطات
حامد قدوسی
هادی نیلی
جمهور
دردنوشته‌ها
دانشجوی مسلمان
یک پزشک
ابراهیم اسکافی
موج
ایران‌شهر
ف.م.سخن
نوک‌تیز
زمستان است
نیکی اخوان
مرد تنها
سولوژن
فروغ
جوانفکر
خیاط باشی
نسرین افضلی
آی‌تی.ايران
فوکو بلاگ
پویان و سیما
رزانیات
زهرا
کتابلاگ
مسعود ده‌نمکی
آرش غفوری
سهیل کریمی
دستنوشته‌ها
محمود فرجامی
اکبر منتجبی
بیروت ریپورت
سلمان
مسعود بهنود
خبرنگار مسلمان
مریم اينا
خاکریزیسم
میرزا
علیرضا شیرازی
مرصاد امروز
هوشنگ دودانی
فانونایت
دوم دام
کافه ناصری
بی اجازه کوچیکترا نه
منبر دات نت
لیلی نیکونظر
نسل خمینی
حسین پاکدل
شرح
حسین نوش‌آذر
مهدی محمدی
کریم ارغنده‌پور
نگاه نو
نگاه نو
زیتون پرورده
یک استکاان چای داغ
لوبيا
سینا دیلی
شاخ به شاخ
خورشید خانوم
شهرزاد
جواد روح
ضدمورچه
امید معماریان
روزنامه‌نگار ممسلمان
یادداشت‌هایی از کابل
مرتضی نگاهی
سیبستان
آن سوی دیوار
پژمان نوزاد
من راه نشین
خسرو نقیبی
آق بهمن
نوه‌ی غلامرضا تختی
خوابگرد
پسر فهمیده
اسماعیل نیوز
یک وحید
شب پیشگویی
صفا در ال.ای
حسام‌الدین آشنا
احمد جلالی
مطالعات فرهنگی رادیکال
فرنگوپولیس
آزاده عصاران
هنوز
روزنه
شکرخواه
رویای آريایی
خانوم حنا
چرک‌نویس
کافه اندیشه
علیرضا خدابخش
افسون فسرده
آچار فرانسه
نگارک‌ها
زن نوشت
سایه
غلاف تمام فلزی
عباس معروفی
نقیز
روزها
انتخاب زنان
حمید کریمیان
هپلی
نیما دارابی
آشپزباشی
پاسداران
پویان طباطبایی
حقوق‌دان پاریسی
فلیسوف مآب رمانتیک
کلاشینکف دیجیتال
کلفه گینزبورگ
شبنم طلوعی
امیرعلی قاسمی
مشکات
سفره ماهی
سفره‌ماهی
پاک‌نویس
مازوخیسم محاسباتی
مرصاد
ارزیابی‌های شتابزده
سوگلی ریچارد پرل
لیلا خدابخشی
تکینسون
علی معظمی
عنکبوت
سرزمین آفتاب
آدم و حوا
چخوف منو نديدی؟
امشاسپندان
شب‌نامه‌ها
علی مزروعی
حنیف مزروعی
خارج از جعبه
مريم نبوی نژاد
وب‌نگاشت
تبرمرد
ققنوس
بچه‌های سوم تیر
منقل، مخده و پلوراليسم ديني
فالشیست
ddmmyyyy
بازیگر آماتور
شهاب اسفندیاری
فانوس خيال
آینه ایرانی
محمد تاج‌دولتی
معصومه ناصری
انتخاب انسانی
نیما نامداری
مژده
چلـــغوز
پرگلک
پیام یزدانجو
پیام یزدانجو
من و مانی
شبح
کاملیا انتخابی فرد
خودمونی
حرف غریب
راهرو
شادی شاعرانه
و اما بعد
امير حسابدار
پاسداران
ایمان
پاگنده
بارانی آبی
اندیشه امروز
معصومه اتبکار
دفترچه‌ی ممنوع
حسن عابدینی
دیدی گفتم
مه‌زود
میان خطوط
جنگ و صلح
صبحانه
کوچه مدرسه حجتیه
آسمانِ سرپناه
حسام فروزان
حقیقت ایرانی
رازیگر
نیستان
یک وبلاگ ساده
غربتستان
تلخوش
قائم‌پناه
ژرف
یولداش
روزگاری که سپری می‌شود
رنگارنگ
مرمرو
کاپیتان هادوک
خاطرات مشبک
کوچ
افکار خصوصی
سیاحت‌نامه میرزا
روی جاده نمناک
کنج
دلتنگستان
کتابدار
نکته
يوتی‌اف-هشت
بازيگر آماتور
نفیسه مطلق
با شما نيستم
سکتور صفر
پارکينگ
پياله
ايستادن در مقابل باد
مهندس سعيد
يه وجب خاک اينترنت
احسان پريم
مهاجر
افعانستان امروز
از امروز
آذر و آيينه‌اش
بهنود کوچک
وبلاگ گوبا
روزگار من
يادداشت‌های سينمايی
اسپ‌سوار
دنيا دست کيه
نمای تزديک
عصيان
ایگناسیو
کتابچه
علاف تمام فلزی
تن‌تن‌سک
آسمان
یک جعبه شکلات
حرفهایم...
از کانادا
ندای امروز
دنيای يک ايرانی
عمو حميد
احسان و هزاره سوم
روزنگار
وب‌نوشت ابطحی
بزرگمهر حسین‌پور
دندانپزشک
پريشان بلاگ
سياست از نگاه دوم
برما چه گذشت
خاکستری
حرف‌های يک الپر
کاوه شجاعی
کاکتوس تيلا
کاپوچينو
خط سوم
ترزا
آبکش
خبرنگار
نيمه‌شب
صادق الوندی
الپر
صورتک
ساده‌تر از آب
مرتضی و ما
پرنیان
علی قدیمی
الفبا
کلانتر
زوزه
ریویو
فانتازیا
محسن طالب
یلدا معیری
شهروند نصف‌جهانی
اسکورپیو
نعمت احمدی
لباس شخصی
علی خلیق
این مرد
یادداشت‌های فرهنگ
روزهای زندگی‌ام
یک بلاگر
دانشگاه غیرانتفاعی کیش
بچه‌های قلم
یاک
وحید پوراستاد
وب‌نامه
علی‌اکبر قزوینی
پناه
نوشی و جوجه‌هایش
اینجا و اکنون
مهاجرانی
جمیله کدیور
فانوس
صنوبر
پرنوشت
نادر فتوره‌چی
جنبشی استشهادی
بهزاد بلور
اشکان خواجه‌نوری
مصطفی تاجزاده
عباس عبدی
آرش صالحی
مسرت امیرابراهیمی
سبقت
عطا خلیقی
لیلی پوررند
آخوندها از مریخ نیامده‌اند
زرنوشت
گل‌دختر
علیرضا حقیقی
گل‌آرا حمزه
نگاه ایرانی
پاپتی
گوز آن‌لاین
وب‌گشت
لوبیسمم
فاطمه رجبی
نگاه یک ایرانی
کشکول جوانی
هزاران نقطه
ریچارد سمبروک
نامحرمانه
غربت‌نوشته‌ها
رشید اسماعیلی
مجید تفرشی
احمدی‌نژاد
شهیر شهید ثالث
احمد شیرزاد
موشک انداز
مژده غضنفری
ابراهیم فیاضی
نظرات ديگران

سلام آقای درخشان کتاب " نقش روشنفکر " ادوارد سعید رو می خوندم به این جمله که رسیدم یاد شما افتادم : " آنچه کمتر از همه اهمیت دارد , این است که روشنفکر رضایت خاطر مستمعین خود را جلب کند: نکته ی اصلی مزاحم بودن , مخالف بودن , و حتی نا خوشایند بودن است . " ص50

محض اطلاع شما أقای درخشان، معنی کلمه حرامزاده یعنی کسی که زاییده عمل حرام است و به معنی دیگر یعنی مادر و پدرش کار حرام کردند و او را به دنیا آوردند. این یک فحش ناموسی است.

خودتو به مظلومیت نزن. تنها چیزی که تو و امثال تو مانند خلجی(که البته هیچ آشنایی باهاش ندارم و در نتیجه بهش نسبتی یا تهمتی نمی زنم مثل بعضی ها!!!)کم دارید ومدام با داشتنش برسر دیگران منت می گذارید، تهمت، تهمت و متهم کردن فراوان است. اگر به پیشنهاد من گوش داده بودی ووارد یک دیالوگ آزاد وصمیمانه با کسانی شده بودی که به آنها تهمت می زدی(چه به حق وچه به ناحق)، حالا مجبور نبودی در دادگاه وارد یک دیالوگ غیرآزاد ورسمی بشوی. اصولاً در دادگاه هر دوطرف دعوا در شکل گیری دعوا نقش دارند وچه تو بی گناه شناخته شوی و چه خلجی هیچ چیزی عوض نشده چون نظام های قضایی براساس حقیقت های تماماًً مطلق داوری نمی کنند(از قبیل ئئو لیبرالیسم آمریکایی که نمی توان به راحتی در مورد حضورآن در میان هیئت های ژوری دادگاه های آمریکایی صحبت کرد یا خمینیسم انقلابی مورد نظر تو). هیچ چیزی عوض نمی شود چون هیچ فرهنگی از تحمل، مدارا و همبستگی را نه شکل می دهید و نه جرات عمل به آن را دارید چون هر دو طرفتان باید از بخشی از ادعاهایتان دست بردارید. تنها اثری که از خود بر ذهن این ملت فلک زده برجای می گذارید(که البته تا حدی هم حقشان است)، فحش و دریده گی اخلاقی و بی ادبی محض است. راستی دقت کردی که در میراث کامنت هایت چه ذاتی همیشه پابرجاست : فحش های ناموسی. هیچ وقت یادم نمی رود عکسی از اول انقلاب که مردان سابقاً مشتری زنان خراب، زن خرابی را آتش زده بودند. تو وخلجی(دقیقاً مطمئن نیستم) و کیهان و خمینی و شاه وحزب توده و خارج نشینان و داخل نشینان و خاتمی و... همه میراث دار این فاجعه هستید و آگاهانه یا ناآگاهانه به کوره آن می دمید. درخشان با دادگاه تو هیچ چیز عوض نمی شود تنها تاسفی بر روی تاسف ها تلنبار می شود.

--------

• من هیچ‌وقت از دیالوگ با کسی فرار نکردم. نمونه‌‌ی اخیرش هم جواب به علی معظمی بود که با جا زدن اون ادامه پیدا نکرد. خلجی هرگز وارد دیالوگ با من نشد. او حتی برای من جوابیه هم نفرستاد. یه ضرب رفت سراغ زور و وکیل و دادگاه. در ضمن، من هرگز به کسی فحش ناموسی نداده‌ام. فحش ناموسی یعنی فحش به بستگان یک فرد. من هرگز به هیچکس چنین فحش‌هایی به کسی نداده‌ام. حداکثر چیزهایی که گفته‌ام «جاکش»‌ به معنی Pimp یا کسی است که واسطه‌ی تن‌فروشی دیگران می‌شود. و نیز «حرامزاده» که یعنی کسی که اصل و نسبش معلوم نیست. من از استفاده از این توصیف‌ها راجع به دشمنان بشریت مثل بوش و چینی و ولفوویز و رامسفلد و پرل و گرشمن و وولزی و دیگرانی که به آنها سرویس می‌دهند و برایشان خوراک تهیه می‌کنند، هیچ احساس شرمساری نمی‌کنم.

یعنی تو اینقدر برای مهدی خلجی مهم هستی؟ که بخواد دلارهای آمریکایی رو خرج نابودی تو بکنه؟ برادر بیا پائین ، پیاده بریم! حالا تو زورت رو بزن ، یکهو دیدی شریعتمداری با احمدی نژاد لابی کرد و یک پولی برات فرستاد که بتونی از این ماجرا قصر در بری. یکم در مورد ولایت و اثرات جهانی ولایت تو وبلاگت بنویس ببین چه طور میشه به انضمام سالاد مخصوص. این سالاد مخصوص شامل فحاشی به اصلاح طلبان میشه. موفق باشی جوون.

یه نگاهی به این کامنتهای هموطنات بنداز و خوب فکر کن که کجای راه رو کج رفته ای؟ به هر حال از صیم قلب آرزو میکنم که خلجی برنده نشه.

چقدر همه با ادبن !!

الان دیدم بهم لینک دادی. تمام تلاشم رو میکنم. اصلا تو چرا اونجایی؟ پاشو بیا کشورت.تو که از منافقها بدتر نیستی. اونها رو هم بخشیدن.

جناب آقای درخشان من شخصا به شما مدیونم. شما اولین وبلاگ نویس ایران هستید. راه وبلاگ درست کردن را هم از شما یاد گرفتم. و منهم در 100 نفر اول وبلاگ نویس ایران هستم. حسین ، منهم دیدگاههایم مثل تو آرام آرام تغییر کرد. خیلی های دیگر هم مثل من و شما به همین نحو تغییر کردیم ولی چون تو تریبون موثر و تاثیر گذاری در بین ایرانیها داری با تو بیشتر مخالفت می کنند. بهای جنگ و مبارزه را باید پرداخت . تا همین الان هم کلی جنگیدی و اذیت شدی . . . ولی در دیدگاه ما مذهبی ها ، اگر در راه دیدگاه درست ، همه دنیا هم با تو بد شوند و تو تنهای تنها ، باز از حرف حق عقب ننشین ...... این تنهایی در میان هیاهوی بی پایان غرب نشان دهنده درستی حرکت توست.... شاید خودت ندانی ولی امروز تو دوستان جدید ولی خاموش بسیاری داری ، دوستانی که مثل دوستان سابقت ، دنیا مدار و ترسو نیستند و در دوستی ، مثل یک رفیق تا آخر خط باقی می مانند....... رفیق ...ابنها حباب های بی ارزشند.....وقتی وقتش فرا برسد همه وبلاگ نوسان آزاده ، با نوشته ها و اقدامشان این اراذل را مثل اراذل خیابانهای جنوبی شهر تهران ، در اینترنت می چر خانند ، تا نام ایرانی هیچگاه با هتاکی وابستگی به غرب معادل نشود.

Dude! apparently You're fucked!! I hope you can manage to convince the Jury! I think it's bad enough to feel hated by everyone! take a glance at the comments! but I do hope your case come to the end the in a way you won't be damaged much! just a slight spank will teach you a lot.

تو از دوستات انتظارنداری؟ مگه دوستی هم برا خودت باقی گذاشتی. فروختی شون رفت که کسخل. اصولا خلجی هم بازنده نیست تو بیشتر بازنده شدی، شدید مثل اسرائیل و فلسطین. جفتتون یه گه هستین با 2 رنگ مختلف. همدیگر رو جرواجر کنید من که حال میکنم کون جفتتون پاره شه.

امیدوارم توی دادگاه موفق باشی. به این مطلب لینک می دم. ولی تاثیری نخواهد داشت. تو زیاد مخالف داری. ولی من یه حرفی با این مخالف ها دارم: جهان سومی ها عاشق شخصیت های سیاسی می شن یا دشمنشون. و این درست نیست. درست اینه که عاشق یه راه باشی. برات یه مرام مهم باشه. که اسمشو می ذاریم لیبرتی. پس اگه آزادی برات مهمه باید اینجا طرف درخشان باشی

آلت تناسلی سید جاکشان امیدوارم زود تر از شرت خلاص شیم!

I dont know if khalaji is a traitor or not and who the hell he works for. But the mere fact that he's trying to eliminate a two-faced hypocrite son of a bitch makes him a hero for me. Your fascist ideas does not stem from what you truely believe in as it does for someone like rajabi. what you have been writing recently is just for taking revenge for what you were, not long time ago; a useless crappy puppet of us and israel. but when you took the cock of us and israel out of your ass, you had ahmadinejad and shariatmadai penetrate their cock , which I think is nastier than that of us and israel , in your ass. My friend, this was a really wrong, nasty and painful! move after you realized you had been a puppet. FYI, there are many iranian people in US or canada that criticize US actions but do not have ahmadinejad cock up their ass and they recive pretty positive feedbacks. for the sake of clarity go read shahir shahid sales's blog (shahirblog.com) and read the left comments to get my point. Nobody buys what you write because you are not sincere. you are just a pathetic piece of crap that that condemns everyone's actions but yours and rajabi's and ahmadinejad's. Here is my brotherly suggestion for you: either take all the cocks out of you ass for good or kill yourself. because I think it's not gonna be a long time before you realize you asshole has been gaped viciously by ahmadinejad and shariatmadari and then there not many cocks around and you will be in a desperate miserebale situation.

حسین ترا بخدا اینقدر نه نه من غریبم در نیار. یا در حال تعرض و بد دهنی به مردمی یا مثل یک انسان ضعیف و شرور از تحت تعرض واقع شدن گله مندی. آدم بی چشم و روی مثل تو که حتی به کسانی که به تو کمک کرده اند پرخاش و بی ادبی میکند باید خود را آماده رفتار مقابل هم بکند. در نهایت این وبلاگ دیگر لطف سابق را ندارد، همه اش یا گله است یا تعرض یا تهمت و خبر رسانی حرفه ای بدون حب و بغض آخرین کاری است که اهمین دارد

I suggest that you read the two cases New York Times Co. v. Sullivan, and Hustler Magazine v. Falwell. It might be helpful. Also, the only way you can win is that to convince the jury that Mr. Kaliji is a "public figure". Which I do not think he is.

ببين به چه فلاكتي افتادي كه سيد خسن آقاي قديم جاكش كوكو سبزي درست كردنشو ول كرده اومده دل به حال تو بسوزونه آخه بدبخت اگه ديگران در برابر تهمتاي تو قانوني از خودشون دفاع ميكنن يه چيزي ميگي اگه جوابتو ميدن يه چيزي ميگي اگه ميگيرن كونت ميذارن يه چيزي ميگي بالاخره ملت همه خيانتكارن و همه بايد خفه شن تو حرف بزني؟ مگه چه گهي هستي؟ چه گهي به سر روزگار زدي ؟ دم مهدي خلجي گرم كه خوب حال تو بچه پر رو رو داره ميگيره كه ياد بگيري دهنتو اندازه مغز فندقيت باز كني. اون پولمم مهدي خلجي به اين خاطر گفته كه حسابي بريني به خودت مث الان بيفتي به ننه من غريبم وگرنه خودتم ميدوني خودتو و وبلاگتو و زندگيت دو سنتم نمي ارزن.

شخصا خوشحال شدم از اینکه می بینم چنیین اقدامات قانونی می تواند موجب جلو گیری از انتشار مطالب بی ربط شما شود.

Dude, Go to the court and defend yourself. If his translation from what you wrote in your weblog is not accurate, you will win the case. The only issue for you was the lawyer fees that you have solved it already. I see no value in connecting Mr. Khalajis work place and ideas to this issue. These are seperate.

تا آدم باشی حرف دهنت رو بفهمی هر کس شری نگی امیدوارم دیپورتت کنند مجبور شی بری ایران که خیلی طرفدار حکومتشی اونجا هم یه شتر روت بخوابه

برو خدا رو شکر کن که جایی زندگی می‌کنی که جلوی گردن‌کلفت‌ها حداقل بهت اجازه‌ی دفاع می‌دهند و نتیجه‌ی دادگاه از قبل مشخص نشده! برو حال کن برادر...

for last two years, you closed your eyes and thinking that you are the one who dicovered the truth and with all your power have started to write against us and backing up the radicalism in iran, now you asking us to support you!what would you do if you were us?

--------

• Response: Who is this 'us' you are talking about? I've only critisized those who are helping the Americans and Europeans against their own people. And what do you mean by radicals and tell me when I have backed them.

من بهت لینک دادم...کمک دیگه خواستی بگو!!!

ادبیات تو درباره افکار عمومی و متوسل شدن به آن مثل ادبیات جمهوری اسلامی است که هرجا کم می آورد دم از ملت ایران و رای آنها و در صحنه بودنشان می زند... یعنی خود را نماینده آنها می داند و از طرف آنها حرف می زند... تو هم جوری از افکار عمومی و نظر آنها به نفع تو حرفی می زنی که گویی نماینده آنها هستی!

سلام برای جمهوری اسلامی پرداخت 2 میلیون دلار چیزی نیست. مگار این که تو این قدرها ارزش نداشته باشی..که فکر می کنم همین‌طور باشد.. آلت تناسلی سید جاکشان دوعالم مبارکت باشد.

حتی اگر حق هم با من بود، دادگاه من را بازنده اعلام می‌کرد. چرا؟exactly. so lucky you are not living in Iran then. Because there they cut your balls first then they count it. You are such a hypocrite. .