برای اشتراک ایمیل‌تان را وارد کنید: یا به این نشانی یک ایمیل بفرستید: EditorMyself-subscribe@googlegroups.com
۹ اسفند ۱۳۸۶ | 28 February 2008

 زبان سرکش فاطمه رجبی غنیمت است

  لينک‌دونی هفته
Excerpt: Fatemeh Rajabi's blunt and challenging language is a rare and valuable things these days. Even though she sometimes get too sensational and sometimes is too harsh on people. But I respect her integrity, courage and frankness.

در قلم خانم فاطمه‌ رجبی یک صداقت و سرکشی و جوانی‌ای است که واقعا این روزها کم پیدا می‌شود. اینکه با هیچکس -- حتی نزدیک‌ترین همفکرانش مثل حسین شریعتمداری -- تعارف ندارد و چاپلوسی هیچکس را نمی‌کند و حرفش را صاف و ساده می‌زند و عین همان هم زندگی می‌کند، واقعا در این فرهنگ ریازده‌ی امروز ایرانی گوهری کمیاب است.

زبان او زبانی عادت‌شکن است و با اینکه ممکن است گاهی آلوده به اغراق یا زیاده‌روی و گاهی هم نگاه غیرمنعطف حزبی (بخصوص درباره‌ی تلویزیون) یا تکیه‌ی افراطی روی ظواهر مذهبی شود، ولی در مجموع زبانی است که به خودی خود روابط موجود قدرت را به چالش می‌گیرد، نه اینکه وسیله‌ای برای چنین چالشی شود.

درست مثل زبان خود خمینی بزرگ که به نظر من از مهم‌ترین دلایل جذابیت همه‌گیرش بود. جمله‌های مهم او را از همان روزهای اول به یاد بیاورید: فرض کنید به جای «من توی دهن این دولت می‌زنم» گفته بود «اینجانب مخالفت جدی خودم را با دولت جناب آقای دکتر بختیار اعلام می‌کنم.» یا به جای «آمریکا هیچ غلطی نمی‌تواند بکند» گفته بود «دولت آمریکا احتمال ضعیفی دارد که بتواند کاری از پیش ببرد.» اینجاست که آدم متوجه می‌شود چقدر جدا دانستن فرم از محتوا بی‌معنی است.

بگذریم، به دلیل اینکه وب‌سایت شخصی خانم رجبی بخاطر اخراج شدن از سرور آمریکایی فعلا در دسترس نیست، و به عنوان نمونه‌ای از زبان زنده‌ی او، آخرین نوشته‌‌اش را که در وب‌سایت انصار منتشر کرده‌است در پایین می‌آورم. بدون پیش‌داوری و تعصب بخوانید و ببینید که چقدر از حرف‌هایش هم درست است. (فقط کاشکی دست از سر این گیومه‌های مکرر و آزاردهنده هم بر می‌داشت)

آرزو می‌کنم به زودی به وبلاگ شخصی خودش بازگردد و نیز امکان نظر دادن را هم برای خوانندگانش فراهم کند.

اول – همه كور خواندند. سایت نوسازی نه متعلق به فاطمه رجبی است، و نه فاطمه رجبی با آن ارتباط دارد، مثل سایت رجا، و دیگر سایت‌های مشابه!

بنابراین، فتنه‌ای كه در `ستاد بحران‌سازی ضرغامی` كلید خورد، و مدیرمسوول كیهان مانند موارد پیش راهگشای اجرای آن شد، و اصلاح‌طلبی برانداز، در گدایی فریبكارانه چند رای از ملتی كه از آنان متنفر است، آتش‌بیار معركه گردید، و نظامیان سابق، این `رضاخان‌های كنونی`، در سایت‌هایشان تركتازی كردند، و `هاشمی رفسنجانی` خطبه جمعه را به آن اختصاص داد، `همه به كاهدان زده‌اند`!

این یورش بزرگ سركوبگر و ترفند ایجاد اختناق و خفقان، تروریسم مدرن در جهان سوم است، كه متاسفانه ایران اسلامی را به مخاطره افكنده است.

آفرین به تصمیم‌سازی و ابزار و راهكار و `عصبیت‌`‌هایی كه بنیان‌فكنی اصول و ارزش‌های اسلامی و انقلابی را آگاهانه و ناآگاهانه دنبال می‌كند. در این بین، صداوسیمای ضرغامی كه علاوه بر `كوردلی` به `كورچشمی` هم مبتلاست، و توان دیدن ندارد، چه رسد به خواندن، بیش از همه و بیش از گذشته `ناكام از دنیا رفت`.

دوم – سخنی است با حجت‌الاسلام و المسلمین سیدحسن خمینی كه `بهانه` و `ابزار` بحران‌سازی، فتنه‌گری و بهره‌برداری سیاسی‌كاران گردیده است.

قطعا ایشان در امواج بی‌سابقه تخریب و ترور شخصیت و اندیشه و قتل‌عام صراحت و عدالت‌خواهی مافیاگران در دو سال و اند گذشته، فاطمه رجبی را شناخته‌اند.
یقین دارم كه از نوشته‌هایم، نوع نگاه و اصول و ارزش‌های مورد قبولم را دریافته‌اند. بدیهی است `عشق و اعتقاد بیش از حدم به حضرت خمینی` را آگاه شده‌اند. عشقی كه در آن `بردار شدن` و `مصلوب‌ گردیدن` و `سوزانده شدن` را در پایداری بر آن مفتخرانه پذیرا گردیده‌ام.

از این روی تصور می‌كنم ایشان می‌داند این سخن من از سر درد است و تعهد، بر آمده از دل است و اعتقاد، و در پی پاسداری از اصول است و ارزش‌های علوی امام خمینی.

می‌گویم: آقای سیدحسن خمینی! مبادا در این موج عظیم `آقازاده پروری` گرفتار شوید، كه هنر شما، بزرگی شما و ارزش شما با انتساب به امام خمینی، در آن است كه چون `او` زندگی كنید، و چون او در نظر و عمل با `خانواده‌سالاری`، قبیله‌گرایی، امتیازطلبی، رانت‌خواری، ویژه‌خواهی مبارزه نمایید و شما می‌دانید كه تار و پود توده‌های مؤمن و قدرشناس ملت، با عشق به خمینی آمیخته، و احترام گذاردن به بیت امام، بر ایشان حتمی است. اما آنچه امروز به بهانه‌ای به جریان افتاده،‌ خطری عظیم است كه به آن اشاره‌هایی خواهیم داشت.

آقای سیدحسن خمینی!
شما از خون امام عظیم‌الشانی هستید كه جهان معاصر او را در اوج قدرت چنان دید كه `پشیزی برای قدرت ارزش قایل نشد` و `ذره‌ای از دنیاطلبی` یا حتی `دنیاگرایی` در او بروز نكرد. امامی كه `فهرست اموالش` پس از عروج آن روح ملكوتی، نه تنها یك ریال افزایش نداشت بلكه استیجاری بودن خانه جماران را هم تاكید می‌كرد!

امامی كه رفتار علوی را با گفتار پیوند می‌زد و در آن `آقازادگی` عبارت بود از `آقازاده‌های مرحوم حاج شیخ عبدالكریم حایری مؤسس بزرگ حوزه علمیه قم`. آنان كه در شب رحلت پدر، شام نداشتند، و آقایی از آنِ مرحوم آیت‌الله العظمی بروجردی بود، كه پس از رحلت، مقداری قرض به جای گذارد، با آنكه وجوهات عالم اسلام را در اختیار داشت.
امامی كه نامه علی‌گونه‌اش به مسؤولان `كمیته‌مركزی` در جان‌های عدالت‌خواه ثبت شد: `اگر توصیه‌ای از من هم به دست شما رسید، آن را به دیوار بكوبید. یعنی `قانون` را و فقط `ضابطه` را دنبال كنید. و فریاد علی‌وارش در وارستگی عملی و مبارزه بی‌امان با `خانواده‌سالاری`، آنگاه كه یكی از منسوبین ایشان `تعبیری مشابه به تعابیر تخریب‌گر منافقین` علیه حزب‌الله محبوب امام به كار برد، در تاریخ طنین افكند كه: `برخی از منسوبین من هم نمی‌فهمند، قضیه، قضیه چماقداری نیست.`

خمینی عزیز، آن وارث انبیاء و اولیاء كه رهبری بی‌بدیلش، تمامی `اشرافیت‌`ها، و `اسطوره‌سازی`ها و `بدعتگزاری`ها و تبعیض‌های جاهلانه را در هم شكست و با صداقت و صلابت تاكید نمود: `به من خدمتگزار بگویید بهتر است از رهبر`، و در حالی كه دشمن ذلیل امریكایی به پاره‌كردن تصویرش اقدام كرد، خاضعانه فرمود: `اگر كسی عكس مرا پاره كرد، با او برخورد نكنید.` با این رفتار بود كه `مشروعیت و محبوبیت` و `قداست و عظمت` او در میان تمام نسل‌های ایران و اندیشمندان تاریخ، بیش از بیش، جاودانه گشت. چنین بود كه جانشین بر حق خمینی نیز در دوران زعامت تجسم عینی الگوبرداری از امام شد.

آقای سیدحسن خمینی!
قانون اساسی، گرانقدرترین یادگار امام عزیز و خونبهای شهیدان است. در این قانون همه مردم با هم مساویند، و رهبری نیز با مردم مساوی! شما با رفتار خود اجازه ندهید غوغاسالاران هدفمند، براندازان اصلاح‌طلب، ساده‌لوحان عصبی، قیم‌های كج‌اندیش، ویژه‌خواهان قدرت‌پرست و ستاد بحران‌ساز ضرغامی – كه به حق عدم كفایت و عدم صلاحیت مدیر خود را در این رسانه آشوبگر اثبات كرده و می‌كند – و هم‌دست‌های ناپاكی كه `خمینی و اصول و ارزش‌های او هدف نخست ویرانگریشان بوده و هست`، از شما یك `آقازاده` بسازند تا `خود` استفاده كننده آن باشند و اجازه ندهید كه از `نوه امام` با فضاسازی تخریب‌گر، خدای ناكرده `شاهزاده` تولید نمایند، تا `خود` در پناه او `پادشاهی واقعی` كنند.

آقای سیدحسن خمینی!
آفت بزرگ انقلاب خمینی، كه بیماری صعب‌العلاج آن را موجب شده، قبیله‌گرایی و خانواده‌سالاری است. امری كه `آقایی` و `آقازادگی` را جزو `انقلاب` یا `تنها اصل انقلاب` نمود و `شخصیت‌پرستی مشركانه` را به صرف `قدرت و ثروت اشخاص`، بلای خانمانسوز نظام اسلامی كرد. دولت‌های گذشته این `بلا` را به جان ملت افكندند، و كار را به جایی رساندند كه امروز حتی عوامل بر باد ده منافع و مصالح كشور در امری چون انرژی هسته‌ای مصونیت داشته باشند، و ارایه‌دهنده اطلاعات كشور به انگلیس در پرتو عنایت و زر و زور و تزویر آن‌ها، شاكی و طلبكار از ملت!

آنچه این روزها به بهانه `اهانت به بیت حضرت امام` در ستاد بحران‌ساز ضرغامی، خطبه‌های جمعه `هاشمی`، حكم‌های نظری!؟ مقاله و گفت‌وگو بر آن است تا كشور و ملت را در وحشت و اضطراب و بحران واهی قرار دهد، به طور قطع نه `دوستی با امام` است و نه `دوستداری شما`، بلكه این امر:

۱) نهادینه‌سازی بدعت‌ شومی در حاكمیت دائمیِ خانواده‌سالاریِ خطرناك است، كه مردم با انتخاب دكتراحمدی‌نژاد، آن را به چالش جدی گرفته‌اند.

۲) فریبكاری دموكراسی‌خواهانه به منظور گرفتن آرای نانوشته مردم برای اصلاح‌طلبان در انتخابات مجلس هشتم است.

۳) با این وجود، حاشا كه صاحب پسوند یا پیشوند `كلمه خمینی` از چنین بدعت و راهكاری استقبال كند، و به طور قطع انتظار ملت از شما جز این نیست؟

به جرات می‌گویم این فتنه `عمروعاصی`، `قرآن بر سر نیزه كردن` است كه متاسفانه `عجول‌های همیشه قیم` هم بدون استدلال و منطق، به دنبال آن راه افتاده‌اند. می‌دانید و امید دارم هوشیار هم باشید كه این مساله جاده خطرناك و پرتگاهی را بازگشایی می‌كند تا عدالت در آن به مسلخ رود، زهد و دنیاگریزی قلع و قمع شود، تساوی‌پذیری در آتش بسوزد و گلستان اسلام علوی علیه‌السلام به شیوه `اموی` و `عباسی` در حاكمیت مستمر قرار گیرد.

به تقلید از خمینی بزرگ می‌گویم هیهات كه فرزندی از تبار خمینی ابزار و بهانه پیشبرد این فتنه هدفمند واقع شود.

آقای سیدحسن خمینی!
هر چند شما فرزند نسبی و نزدیك به امام خمینی هستید، اما به یاد دارید كه آن امام بزرگ `حزب‌الله` را فرزندان معنوی رسول‌الله صلی‌الله علیه و آله و سلم می‌نامید، و بسیج را لشكر مخلص خدا و خمینی نامید. بنابراین، ضمن احترام به شما و نسبت شما با امام بزرگ، تقاضا دارم نپذیرید فرهنگ تخریب‌گر و آشوب‌گر و آشوب‌ساز صداوسیما، قلم به دستان و تریبون‌داران، به ویژه خطیب هدفمند جمعه با كلمه `نوه امام` دستاویزی سیاسی یافته، `خانواده‌سالاری` را به بیت امام عزیز هم تسری دهند. بدتر آنكه در مورد اخیر شما را به عنوان `نوه امام` بهانه سركوبگری و اختناق قرار داده‌اند.

بسیاری شنیده و خوانده‌اند، پدر بزرگوار و فقید شما، در مرحله‌ای با ممانعت از ازدواج یكی از نوادگان امام با چهره‌ای مساله‌دار، `حرمت بیت امام` را پاسداری نمودند.
آیا توقع زیادی است كه امروز بخواهیم شما به این امر همت گمارید؟ شاید ظاهر مطلب بی‌ارتباط باشد، اما باطنی درست دارد.

نمونه آنكه رسانه ملی و مطبوعات در مسیری نامیمون `نامزدی آقای علی اشراقی` را نامزدی `نوه امام` و عدم احراز یا عدم تایید صلاحیت و حتی تایید صلاحیت افراد را به امام منعكس نمودند.

آیا این امر `تساوی مردم` را به مخاطره نمی‌افكند؟‌ آیا رواست `نام مبارك خمینی` عامل این شیوه نامطلوب شود؟ پس باب `وجه المصالحه` قرار گرفتن بیت امام را در `معاملات سیاسی` ببندید، و تساوی‌پذیری قانونی را در بیت امام به نمایش عملی بگذارید، تا همواره قداست امام، در حریم و بیت او مشتاقان بیشتری را فراخواند، و این پرسش مطرح می‌شود كه `مگر افراد منسوب به امام یا مردم مساوی نیستند`؟

آقای سیدحسن خمینی!

در این عرصه راه جد بزرگوارتان را بپیمایید، و در سركوب فتنه بپا شده به بهانه شما، وارد میدان شوید. میدان تساوی‌پذیری و عدالت‌خواهی و میدان آزادی و آزادگی. اگر در آن نوشته جنجال‌ساز ذره‌ای از واقعیت‌ها نهفته است، در آن تامل كنید، سپس با صدای رسا اعلان نمایید:‌ نام خمینی اعلان عدالت‌طلبی است، اعلان تساوی‌پذیری است و اعلان پذیرش نصیحت‌ها و گوشزدهاست، هر چند با لحن و ادبیات تند و دور از شان شما نوشته شده باشد.

بیایید و با خلع سلاح `آقایی‌كنندگان همیشه` و آقازاده‌پروران مافیایی كه روش آنها دور از ساحت خمینی و منسوبان اوست، راهی بگشایید تا چون `من` بتواند سخنانی را با شما در میان بگذارد. سخنانی كه از هراس همین سركوبگری‌ها در گلو نگاه داشته‌ام.

سوم – نكاتی است با مدیرمسؤول كیهان كه اگر به دلیل تعقیبات ویژه مورد مؤاخذه نباشد، ‌و اگر به دلیل احساس مسؤولیت نسبت به افرادی خاص و در مواقعی خاص عذرش قابل قبول باشد، از آن روی كه در `تروریسم مدرن` شركت می‌جوید، مورد سؤال است.

از آنجا كه این برادر كه می‌داند چقدر احترام برایش قائل هستم، رسم پیش‌گرفته را بارها تكرار كرده، هر چند عذرخواه دیرهنگام هم می‌گردد، و در این رسم، اصول فدای افراد می‌شود، و افراد بی‌پشتوانه و فاقد قدرت لگدمال می‌گردند، ضروری است چند نكته را به ایشان یادآور شوم.

۱) آیا جناب‌عالی به اندازه من – فاطمه رجبی – كه در نوشته پیشین شما، قلم و فكر و وجودم بی‌ارزش شد و رانت‌خوار!! تا آبروی خاتمی میهمان كاخ سفید حفظ شود، و باب پرسش از هاشمی سد گردد، و نسبت به اعمال و افكار قالی‌باف و رضایی و لاریجانی و توكلی ... باز نشود، به خاطر ندارید حضرت خمینی می‌فرمود:‌ حفظ آبروی اسلام و نظام اسلامی از حفظ افراد واجب‌تر است یا بر آن اولویت دارد؟ آیا عزل قائم مقام رهبری توسط آن حضرت مصداق عینی این گفتار نبود؟ پس، چگونه قلم‌های تند، یا به گفته شما و همفكرانتان، اهانت و بی‌ادبی نسبت به افرادی خاص، موجب آشفتگی و عصبانیت غیرقابل مقایسه‌تان با تاخت و تاز به حریم مقدس پیامبر اكرم صلی‌الله علیه و آله و سلم، صدیقه كبری سلام الله علیها، امیرمؤمنان علیه‌السلام، سیدالشهدا علیه‌السلام، صاحب‌الامر عجل الله تعالی فرجه الشریف، قرآن كریم و احكام شریعت می‌گردد؟

چرا هنگامی كه اندیشه امام خمینی در ارتباط با مبانی قرآنی حكومت دینی مورد تهاجم واقع می‌شود، و یا تنها خط قرمز نظام پس از اسلام، یعنی ركن ركین ولایت فقیه با یورش مغولانه رویارو می‌گردد، واژگانی مشابه آنچه پیرامون نوشته‌های من بیچاره – طبرزدی آینده – و نویسندگان بخت‌برگشته نوسازی – كشمیری‌ها و نفوذی‌ها – بكار می‌برید، در قلم‌تان ملاحظه نمی‌شود؟ آیا ما جرمی بیش از هتاكان به ساحت مقدس معصوم علیه‌السلام و قرآن كریم مرتكب شده‌ایم؟ آیا خلاف شرعی بیّن‌تر و بالاتر از آنچه محمد خاتمی انجام داد – خدای ناكرده – دنبال كرده‌ایم؟ یا دروغ و بهتانی مشابه دروغ و بهتانی كه هاشمی نسبت به امام خمینی داد، نسبت داده‌ایم؟ - كه خداوند آن روز را نیاورد.

۲) در شدیدترین نوشته‌های شما خطاب به بزرگان نظام! نه `آیت الله` از نام هاشمی حذف شد، نه `حجت‌الاسلام`‌ خاتمی فراموش گردید، بلكه `والمسلمین`‌ او نیز دم به دم تكرار می‌شود. به این دلیل نمی‌توان انتظار داشت كه آن قلم مشفقانه و كارساز در مورد آن آدم‌ها، من و بیچاره‌هایی از نوع مرا مشمول توبیخ عنایت‌آمیز قرار دهد.

۳)‌ مجازات `تهمت` و `افترا` در پیشگاه خداوند چیست؟ آیا این امر گناه محسوب می‌شود؟ آیا سنگ‌باران و خنجرزدن و تیرباران احمدی‌نژاد ثواب دارد؟ اگر پاسخ منفی است،‌ از چه روی `فاطمه رجبی` كتاب `احمدی‌نژاد معجزه هزاره سوم` و مقاله `میهمان كاخ سفید` می‌نویسد، `احمدی‌نژاد` باید تاوان آن را پس بدهد؟ و سایت نوسازی فلان ادبیات را به كار می‌برد، احمدی‌نژاد بدون محاكمه، محكوم شده، به واكنش و تصمیم‌گیری فوری اخطار داده می‌شود؟ عقلانیت و استدلال و منطق پشت این قضیه چیست؟

۴) آقای شریعتمداری نماینده ولی‌فقیه در مؤسسه كیهان است، اما چه كسی مواضع او را به پای مقام معظم رهبری می‌نویسد؟‌ چه كسی مدعی می‌شود مسایل سیاسی و اجتماعی مورد بحث او با اشاره یا حمایت ایشان نوشته می‌شود؟ و مگر نه آن است كه در موارد متعدد مواضع مقام معظم رهبری با مقالات شما منطبق نیست؟

۵) آیا درست است كه در این مرحله از آخرالزمان، در میدان كربلای پس از انتخابات نهم، منتخب مردم را نشانه رفته‌اند، تیرداران از `راست` تیر می‌زنند، نیزه‌داران از `چپ` نیزه پرتاب می‌كنند، تریبون‌داران، از روبه‌رو سنگ می‌زنند، و خنجرداران از پشت خنجر می‌زنند؟

۶) حضرت خمینی با بنیانگذاری جمهوری اسلامی، بر فراز تاریخ تشیع در عصر غیبت، هم‌چنان ایستاده است، استوار و بالنده!‌ مهمتر از حراست از او، سیره نظری و عملی خمینی نیازمند نگهبانی است. سیره‌ای كه سراسر `عمل صریح و شفاف پارسایانه به اسلام` بود و بس. آقای شریعتمداری! می‌دانید كه شیفتگی من به امام، یا همان `تعصب به امام` آبرو و جانم را به دنبال خود كشیده است. یقینا افرادی چون من نه در تشخیص جایگاه فقهی امام توانمندیم، نه شایستگی ستایش خلق حكومت الهی او را داریم. اما درك ناچیز ما شیفته عظمت و رفتار امامی است كه با دینمداری تمام سركوب را تنها مستحق متجاوزان و مهاجمان به حریم اسلام و شریعت می‌دانست. اگر چه بر حفظ آبروی افراد تاكید می‌فرمود، ولی هرگز سركوبگر كسی نبود كه انتقادش به `اعتراض` آنهم با هدف `دفاع از اسلام و عدالت` تبدیل شده باشد. این امر نیك از سیره معصومین گرفته شده بود.

۷) قداست امام خمینی و عزیزی همیشگی او نزد مردم احترام به بیت آن بزرگوار را الزام‌آور می‌كند. اما آیا وفاداری به اندیشه امام خمینی و اصول و ارزش‌ها و آرمان قرآنی او ، ضرورت و الزامی بزرگ‌تر و عینی‌تر است!

پس چگونه سخنان ارتدادی آغاجری تعابیر سب‌گونه `محمدرضا خاتمی` و `اكبر اعلمی` و نفی و رد معیارهای مانای امام توسط `محمد خاتمی` و خلاف‌گویی‌های هاشمی در خاطره‌نویسی، شما را اینگونه برآشفته نكرد؟!

۸) بپذیرید كسی چون من بگوید، آقای شریعتمداری! اگر نظامیان حق سخن گفتن و تحلیل مسایل سیاسی روز را ندارند، به گونه‌ای كه سردار عزیز `جعفری` گفت، چگونه جناب‌عالی با قلم و بیان سال‌هاست كه در این عرصه وارد شده‌اید؟ به خوبی می‌دانید مقصود من طعنه، توبیخ و محاكمه نیست. بلكه منظور آن است كه سخن سردار جعفری نه `بخشنامه` بود، نه `فرمان اجرایی`

۹) می‌پذیرم كه شما همه مسایل را از دریچه `سیاسی` ببینید. اما چگونه شیفتگان روش و منش رضاخانی از جرگه نظامیان یك شبه رجل سیاسی شده را نه تنها توبیخ نمی‌كنید، بلكه همراه با رسانه ضرغامی به عنوان چهره‌های اصول‌گرا و شاخص‌های اصول‌گرایی مطرح می‌نمایید؟ آیا قالی‌باف یا رضایی یا ... نشانی از اصول‌گرایی دارند؟

۱۰) آیا زمانی كه شمخانی بدون استعفا رجل سیاسی شده و متاسفانه در شورای نگهبان تایید گردید،‌ رهنمود حضرت امام را به خاطر نداشتید؟ قانون اساسی را چطور؟!

هنگامی كه `امیری`، با سرمقاله‌ای در اتهام‌زنی به مقام معظم رهبری، به ساختن مجسمه ریاست‌جمهوری از قالی‌باف پرداخت، چرا خروش امروزتان در نقد او ملاحظه نشد؟

چهارم – واكنش عجولانه وزارت ارشاد در فیلتر كردن سایت نوسازی هم بی‌سابقه بود و هم بدعت‌گزارانه! اعلان نظر وزیر ارشاد و وزیر كشور ... كه ستاد بحران‌ساز ضرغامی را خوراك شبانه‌روزی دادند، نیز از درایت به دور بود، تاكید می‌كنم نه قصد دفاع از نوشته نوسازی را دارم، و نه اصل مطلب را كه `گفته نمی‌شود`!؟‌ مطلعم!

اما همه این راه‌ها ختم شده به `تروریسم سركوبگر مدرن` می‌دانم كه برخی از سر ناچاری و تحت تاثیر فشار مافیایی به آن كمك می‌كنند. این راه خطرناك است و مغایر با مشی امام. نتیجه آن جز بهره‌برداری `طبقه ممتازه`، `مهاجمان به حریم دین و شریعت` و `مصونیت‌یابی مافیاگران` نخواهد بود.

امید دارم نحوه عمل به موقع و نه دیرهنگام آقای سیدحسن خمینی به فضای مسموم و هدفمند كنونی خاتمه دهد. فضایی كه می‌رود به بهانه درگذشت مرحوم آیت الله توسلی، دار مجازات برای خیلی‌ها برپا كند.


سردبیر: خودم و لینکدونی‌اش را هر روز با ایمیل دریافت کنید.
تازه درهمين باره:



دوستان و آشنايان

«شهرزاد»
«یک پزشک»
«جواد روح»
«یک فتحی»
«سولوژن»
«خسرو نقیبی»
«هوشنگ دودانی»
«دادابیس»
«ملکوت»
«کوروش علیانی»
«آهستان»
«خوابگرد»
«سینا دیلی»
«حامد قدوسی»
«جمهور»
«یادداشت‌هایی از کابل»
«ایمیان»
«تبعیدی عصبانی»
«ابراهیم اسکافی»
«نگارک‌ها»
«فروغ»
«گردباد»
«نانا»
«عرب عصبانی»
«محمد نوری‌زاد»
«مریم ابریشم‌کار»
«اکبر منتجبی»
«مرصاد»
«هادی خرسندی»
«بابک داد»
«طاها بذری»
«احمد جلالی»
«هادی نیلی»
«سبیل طلا»
«ضدمورچه»
«مهستی شاهرخی»
«یک استکاان چای داغ»
«موج»
«کیبرد آزاد»
«حسین نوش‌آذر»
«عبدالقادر بلوچ»
«ایرانی طعنه‌آمیز»
«پسر فهمیده»
«مازوخیسم محاسباتی»
«جواد کاشی»
«منبر دات نت»
«آرش «کمانگیر» آبادپور»
«از پشت یک سوم»
«آزادنويس»
«ناهید رکسان»
«آق بهمن»
«مرد تنها»
بامدادی
امنزیاک
امور ایران
نگاه نو
نگاه نو
مسعود ده‌نمکی
آن سوی دیوار
گناهکار
۳۵ درجه
خیاط باشی
من راه نشین
کمال
مسعود بهنود
حقوق‌دان پاریسی
حاجی واشنگتن
کشکول جوانی
صفا در ال.ای
مارسی نیومن
شب پیشگویی
سوگلی ریچارد پرل
دردنوشته‌ها
دانشجوی مسلمان
آشپزباشی
پاگرد
آچار فرانسه
لیلی نیکونظر
۴ دیواری
ایران‌شهر
حمید کریمیان
نیما دارابی
میرزا پیکوفسکی
بلوط
ف.م.سخن
پیاده رو
زهرا
خورشید خانوم
رزانیات
لوبيا
حمید مافی
لگوماهی
سهند شمس
حسین پاکدل
کتابلاگ
مریم مومنی
نگفتنی‌ها
یک وحید
محمود فرجامی
لات‌لند
کریم ارغنده‌پور
زيتون
زیتون پرورده
حسام‌الدین آشنا
محبوبه حسین‌زاده
آی‌تی.ايران
دستنوشته‌ها
شاخ به شاخ
افسون فسرده
جوانفکر
خبرنگار مسلمان
غلاف تمام فلزی
حنیف مزروعی
چرک‌نویس
مرتضی نگاهی
شب‌نامه‌ها
بسیج جهانی
فریادناممه
نوه‌ی غلامرضا تختی
پژمان نوزاد
کلنگ کمونیست کارگری
رویای آريایی
علیرضا شیرازی
مرصاد امروز
روزنه
خاکریزیسم
توکا نیستانی
مونتاژ انتقادی
نیکی اخوان
احسان
شرح
دلبستگی
مسیح علی‌نژاد
تادانه
نازخاتون
خط قرمز
جمال
شنا در شنزار
بی‌بی‌گل
کامپیتور و ارتباطات
نوک‌تیز
زمستان است
نسرین افضلی
فوکو بلاگ
پویان و سیما
آرش غفوری
سهیل کریمی
بیروت ریپورت
سلمان
مریم اينا
میرزا
فانونایت
دوم دام
کافه ناصری
بی اجازه کوچیکترا نه
نسل خمینی
مهدی محمدی
امید معماریان
روزنامه‌نگار ممسلمان
سیبستان
اسماعیل نیوز
مطالعات فرهنگی رادیکال
فرنگوپولیس
آزاده عصاران
هنوز
شکرخواه
خانوم حنا
کافه اندیشه
علیرضا خدابخش
زن نوشت
سایه
عباس معروفی
نقیز
روزها
انتخاب زنان
هپلی
پاسداران
پویان طباطبایی
فلیسوف مآب رمانتیک
کلاشینکف دیجیتال
کلفه گینزبورگ
شبنم طلوعی
امیرعلی قاسمی
مشکات
سفره ماهی
سفره‌ماهی
پاک‌نویس
ارزیابی‌های شتابزده
لیلا خدابخشی
تکینسون
علی معظمی
عنکبوت
سرزمین آفتاب
آدم و حوا
چخوف منو نديدی؟
امشاسپندان
علی مزروعی
خارج از جعبه
مريم نبوی نژاد
وب‌نگاشت
تبرمرد
ققنوس
بچه‌های سوم تیر
منقل، مخده و پلوراليسم ديني
فالشیست
ddmmyyyy
بازیگر آماتور
شهاب اسفندیاری
فانوس خيال
آینه ایرانی
محمد تاج‌دولتی
معصومه ناصری
انتخاب انسانی
نیما نامداری
مژده
چلـــغوز
پرگلک
پیام یزدانجو
پیام یزدانجو
من و مانی
شبح
کاملیا انتخابی فرد
خودمونی
حرف غریب
راهرو
شادی شاعرانه
و اما بعد
امير حسابدار
پاسداران
ایمان
پاگنده
بارانی آبی
اندیشه امروز
معصومه اتبکار
دفترچه‌ی ممنوع
حسن عابدینی
دیدی گفتم
مه‌زود
میان خطوط
جنگ و صلح
صبحانه
کوچه مدرسه حجتیه
آسمانِ سرپناه
حسام فروزان
حقیقت ایرانی
رازیگر
نیستان
یک وبلاگ ساده
غربتستان
تلخوش
قائم‌پناه
ژرف
یولداش
روزگاری که سپری می‌شود
رنگارنگ
مرمرو
کاپیتان هادوک
خاطرات مشبک
کوچ
افکار خصوصی
سیاحت‌نامه میرزا
روی جاده نمناک
کنج
دلتنگستان
کتابدار
نکته
يوتی‌اف-هشت
بازيگر آماتور
نفیسه مطلق
با شما نيستم
سکتور صفر
پارکينگ
پياله
ايستادن در مقابل باد
مهندس سعيد
يه وجب خاک اينترنت
احسان پريم
مهاجر
افعانستان امروز
از امروز
آذر و آيينه‌اش
بهنود کوچک
وبلاگ گوبا
روزگار من
يادداشت‌های سينمايی
اسپ‌سوار
دنيا دست کيه
نمای تزديک
عصيان
ایگناسیو
کتابچه
علاف تمام فلزی
تن‌تن‌سک
آسمان
یک جعبه شکلات
حرفهایم...
از کانادا
ندای امروز
دنيای يک ايرانی
عمو حميد
احسان و هزاره سوم
روزنگار
وب‌نوشت ابطحی
بزرگمهر حسین‌پور
دندانپزشک
پريشان بلاگ
سياست از نگاه دوم
برما چه گذشت
خاکستری
حرف‌های يک الپر
کاوه شجاعی
کاکتوس تيلا
کاپوچينو
خط سوم
ترزا
آبکش
خبرنگار
نيمه‌شب
صادق الوندی
الپر
صورتک
ساده‌تر از آب
مرتضی و ما
پرنیان
علی قدیمی
الفبا
کلانتر
زوزه
ریویو
فانتازیا
محسن طالب
یلدا معیری
شهروند نصف‌جهانی
اسکورپیو
نعمت احمدی
لباس شخصی
علی خلیق
این مرد
یادداشت‌های فرهنگ
روزهای زندگی‌ام
یک بلاگر
دانشگاه غیرانتفاعی کیش
بچه‌های قلم
یاک
وحید پوراستاد
وب‌نامه
علی‌اکبر قزوینی
پناه
نوشی و جوجه‌هایش
اینجا و اکنون
مهاجرانی
جمیله کدیور
فانوس
صنوبر
پرنوشت
نادر فتوره‌چی
جنبشی استشهادی
بهزاد بلور
اشکان خواجه‌نوری
مصطفی تاجزاده
عباس عبدی
آرش صالحی
مسرت امیرابراهیمی
سبقت
عطا خلیقی
لیلی پوررند
آخوندها از مریخ نیامده‌اند
زرنوشت
گل‌دختر
علیرضا حقیقی
گل‌آرا حمزه
نگاه ایرانی
پاپتی
گوز آن‌لاین
وب‌گشت
لوبیسمم
فاطمه رجبی
نگاه یک ایرانی
هزاران نقطه
ریچارد سمبروک
نامحرمانه
غربت‌نوشته‌ها
رشید اسماعیلی
مجید تفرشی
احمدی‌نژاد
شهیر شهید ثالث
احمد شیرزاد
موشک انداز
مژده غضنفری
ابراهیم فیاضی
نظرات ديگران

واقعا فکر مي کني اين خانم صداقت داره و جوش مردم را مي زنه؟ زرشک !!! رفسنجاني بد . درست ، ولي چرا همه جا رئيس است؟ چرا عزلش نمي کنند؟ از خانم رجبي بپرس. چرا فقط اين خانم اينقدر آزادي دارد که به هر که بخواهد مي پرد؟

Your logic is amazing. So by your argument any little fascist scumbag who insults a couple of people here and there deserves praise and a place to have her/his voice reflected, no matter what kinda nasty, evil idea she/he stands for.

خوب کسی که از ارتداد اصلاح طلبان صحبت مینکند معلوم است فاشیست هست. حالا از اصلاح طلبان خوشش نمی آید نیاید ولی تکفیر و صحبت از ارتداد آنها گذشته از اینکه منصفانه نیست با توجه به عواقب جانی چنین اتهاماتی خونخوارنه و فاشیست منش هست.

رک گویی به خودی خود ممدوح نیست. هیتلر هم رک گو بود. بستگی دارد که چه میگوید.

بهنام

نمی دانم چرا اینقدر مورد مهر و محبت قرار می گیری شاید به دلیل آن است که خیلی خودت را برای کسانی مورد پاره و پوره شدن قرار می دهی که مورد نفرت مردم هستند . ظاهرا فاطمه کوماندو نیز همین ارتباط روحی را با تو دارد که اینقدر دست نوازش و مهر و عدالت بر سرش می کشی ؟ خوشبخانه مشخص است که تو سرت را برای خوردن در هر کاسه ای که تاپاله هم در آن باشد فرو می کنی . اصرارت هم بعدا مشخص میشود که سر به آخور که داری ؟

Hossein jaan, Your perspective was new to me about Fatemeh . However I found موجو idea nice and i agree with him 70% Hossein please do not reply to some rude peoples here since your level is not the same as them

اگر صراحتی در این سرزمین وجود می داشت تریبون ها به اراذل و اوباش اختصاص نمی یافت و این همه روزنامه ها(اغلب هم وابسته به جناح های خودی) تعطیل نمی شد. حالا نمیشه به جای پرداختن به سیاست به... مثلا آشپزی بپردازید؟اینطوری هم بقیه مستفیض می شوند و هم این همه(روم به دیفال) آلات متعدده ی رجولیت و احیانا ثنویت حواله نمی شود. بابا تو نمکزار که نمیشه برنج کاشت. تنها چیزی که الان این سرزمین و این مردم به آن نیاز دارند اتحاد و آشتی است. حالا که در حیطه ی سیاست اصلا حرفشو نمی شه زد بریم سراغ......چه میدانم....یه چیز دیگه...اصلا بیایید اینو به آرای عمومی بذاریم که در چه زمینه ای می توانیم به آشتی و اتحاد برسیم.اگرریگی در کفشمان نیست بیایید از یکجا شروع کنیم . پیروزباشیم

در ضمن حسین یه سوال اساسی دارم، تو ظاهرا مثل من نه خدا رو قبول داری نه اسلام رو نه دین دیگه ای. خب تو تا حالا فکر کردی که وقتی این عدم اعتقادت رو علنا اعلام کردی و با اسم خودت نوشتی وقتی برگردی اینجا این حکومت مردمی چقدر راحت میتونه تو رو بندازه گوشه زندان و حتی به جرم التحاد و تکفیر تو رو اعدام کنه؟ خب اینجا یه سری اتفاق احتمال داره بیفته:، یا تو میای و کاری به کارت نخواهند داشت که این نشون از توافقات پشت پرده و باعث بالا رفتن احتمال همکاریت با سرویسهای نظام میشه. (شاید هم همینجوری تو رو بر خلاف جریان معمول همینجوری برای جلوگیری از تبلیغات رسانه ای آزاد نگه دارند که این خود گویای عدم پیروی از قوانین اسلام توسط حکومتی که ادعایش رو داره خواهد بود) و یا وقتی برگشتی یه راست میبرنت زندان و از اونجا هم بلیط اون دنیا رو میدن دستت، که این هم خود ناقض کل ادعاهای آزاد اندیشی حکومتگران این مملکت خواهد بود (همانطور که خیلیها رو به همین دلیل کشته اند تا حالا و تو هنوز از فلسفه این حکومت دفاع میکنی). (حتی اگه ادعا کنی که کسی رو که ملحده نمی کشند، که 100% غلطه این گزاره، و فقط زندانی میکنند باز هم باید به خاطر عقیدت بری زندان و یا از عقیدت دست بکشی)اما یه احتمال دیگه هم هست، هر چه به زمان فارغ التحصیلیت نزدیکتر بشی برای برگشتن بیشتر دودل بشی و آخرش هم بزنی زیر همه این لاف زدنهات و برنگردی. خب نتیجه همه این احتمالات این میشه که جنابعالی از دید من در هر صورت بازنده هستید! خیلی دلم میخواد جوابت رو ببینم به این موضوع، گرچه فکر کنم مثل همیشه جواب به جواب کامنتها رو ندی یا اگه هم بدی بعد دو روز حذفشون کنی! منتظرم

حسین خوشم میاد داری کم کم شبیه آخوندها میشی که یهو میزنند به صحرای کربلا! اولا پرسیدی مقام داره ؟ نه مقام نداره اما شوهرش 3-4 تا پست کت وکلفت داره! دوم پرسیدی مگه واسه پول داره چاپلوسی میکنه، اون هم نه، اما عشق به قدرت رو فراموش کردی، این افراد اگه عشق و حرص حکومت بر مردم و ساختن آرمانشهر خیالی خود رو نداشتند، حداقل میومد میگفت مثلا احمدی نژاد این تیکه رو اشتباه گفته، یا خود احمدی نژاد حداقل مسئولیت کارهای اشتباه خودش رو قبول میکرد نه اینکه همه چیز رو بندازه تقصیر بقیه و قبلیها، از قطع شدن گاز گرفته تا بالا رفتن سرسام آور قیمتها. واسه خودت سوال پیش نیومده چرا دولت هیچ وقت نگفته ما شاید این تیکه رو اشتباه کرده باشیم؟ از نظر پول، این گروه خوشبختانه به ثروت بطوریکه رفسنجانی نگاه میکرد فکر نمی کنند، اما یه سوال مگه طالبان بدنبال پول هست؟ نه اونها به خاطر یه سری اعتقادات (که خطرناکتر از پول پرستیه) حاضرند هر حقی رو از بین ببرند چون معتقد به فلسفه دیگری هستند، راستی یه سوال، چرا فاطی رجا از دولت انتقاد نکرد که چرا همه پروژه های عمرانی کشور رو واگذار کردند به بسیج؟ مگه بسیج این کاره است؟ به جز ایجاد سودهای کلان و شکست پروژه ها میشه چیزی برای این طرح متصور شد؟ یه سوال دیگه چرا فاطی که فقط بدنبال بازگویی حقه هیچ موقع نپرسید قضیه اختلاس در شهرداری و منوریل در دوران معجزه هزاره سوم به کجا کشید؟ !؟!؟! در ضمن حودر میشه بگی تکست بوک یعنی چی؟ ما از این سوادها نداریم! ما فقط حرف خمینی کبیر رو میفهمیم، سوادمون از اون حد بالاتر نمیره... همین خمینی کبیر ما که 20 سال همه علوم رو زیر و رو کرده بود، میگفت آب و برق باید مجانی بشه (نقض یکی از اصولیترین اصلهای اقتصاد!) میگفت مردم چرا باید حکومتی که نسلهای پیش براش انتخاب کردند رو قبول کنند؟ و جفنگیات دیگه...من این تیکه ها رو با سواد ریاضی و فیزیک 1 خودم خوب فهمیدم اما در تعجبم که چرا هیچ یک از این شعارهای خوبش به واقعیت نپیوست! شاید حرفهاش ایهام داشتند و ما نگرفتیم! در ضمن حودر باور کن تو تنها کسی نیستی تو این دنیا که داری فوق لیسانس از یه دانشگاه خارجی میگیری (اون هم ظاهرا بدون پاس کردن واحدهای لیسانست!) پس اینقدر خودتو باحال فرض نکن، یاد اون جوابت به یکی از کامنتها افتادم که شاکی شده بودی چرا طرف داره سوادش رو به رخت میکشه، نمی دونم چرا !

"خمینی بیشتر از بیست سال فلسفه و منطق و عرفان خونده و درس داده" اول میخوام بگم شما که خمینی رو بعنوان فیلسوف قبول دارید بجای مثال از فلاسفه غرب از ایشون و کتابهای ایشون مثال بزنید :)) شما بیشتر بجای فلسفه خیمنی (که گمون نکنم وجود داشته باشه ) چسبیدی به روح طغیان گر خیمنی که فاقد منطق و سنجش بود یک مورد کوچیکش جام زهر و مجانی کردن آب و برق بود ، دوم اینکه میدونی اسلام فاقد فلسفه بوده ، بعد آخوندا دیدن دارن در مقابل فلسفه غرب (بخصوص ارسطو ) کم میارن و اومدن همون مطالب کتابهای غرب رو به عربی و فارسی نوشتن و شد منطق و فلسفه اسلامی ! (کلا هر چیزی به عربی نوشته بشه مقدس است :)) ) اون فلسفه و منطقی که با تحجر اسلامی مخلوط بشه فاقد ارزش است ، , و سوم اینکه اینو همیشه به یاد داشته باش خیمنی قبلا از انقلاب چیزی برای از دست دادن نداشت برای همین جرات میکرد و اون حرفها رو میزد ، و بعد از انقلاب وقتی به تخت سلطنت رسید یاد گرفت در مقام مسئول باید مسئولانه صحبت کنه و یا باید جام زهر را نوش جان کند ولی حیف که دیر فهمید :) (بقول کروبی : تو رو جان امام زمان درست پخشش کن :)) )

با اینکه من هم از تو هم از این زنیکه متنفرم.اما از این زنیکه داره خوشم میاد چون پته همه اینا رو میریزه رو اب.اغای درخشان معجزه هزاره چهارم!!!!

از شما خواهشمند است تا بیماری شما برای جامعه ایرانی دچار دردسر بیشتری نشده است سریعتر به نزدیک ترین روانپزشک محل خود مراجعه فرمایید

"اینکه با هیچکس -- حتی نزدیک‌ترین همفکرانش مثل حسین شریعتمداری -- تعارف ندارد و چاپلوسی هیچکس را نمی‌کند" خب همیجا رو استباه کردی عزیزم، وقتی یه نفر کتابی بنویسه به اسم احمدی نژاد معجزه هزاره سوم!!! وقتی حتی یه انتقاد به دولت و شخص احمدی نژاد نکنه، وقتی هر کسی که حرفی علیه رییس جکهور بزنه به انواع الفاظ این خانوم مزین بشه چطور میتونی ادعا کنی چاپلوسی نمی کنه، با کسی تعارف نداره، و روابط موجود در قدرت رو به چالش میکشه؟ با شریعتمداری هم واسه این در افتاده که در یکی دو مورد با دولت مخالفت کرده بود و نظر دولت رو اشتباه خوانده بود. یعنی دولت هیچ اشتباهی نکرده، یعنی خود الف نون فرشته ای است که هیچ کار نادرستی ممکن نیست از اون سر بزنه؟ چاپلوسی تا چه حد؟ تا این حد که یه نفر رو به عنوان معجزه هزاره نام ببری؟ در ضمن مشکل تو اینه که فکر میکنی آدم هر چی چاک دهنش بیشتر باشه و بیسوادتر باشه حرفش بیشتر شنیده میشه! نمونش هم همون خمینی کبیرت که حتی الان هم بعضی جملاتنش به علت فعل نداشتن (!) قابل درک نیستند! همون خمینی که گفته بود ما برای اسلام ممکنه امروز یه حرفی بزنیم فردا کاملا ضد اونو بزنیم! یعنی تو میخواهی بگی ادبیات خمینی و رجبی و امثالهم از ادبیات خاتمی بهتره تنها به این دلیل که ممکنه تعداد بیشتری آدم بتونن باهاش ارتباط برقرار کنند؟ ساده اندیشی رو به کمال رسوندی!

-------

• هودر: آدم چاپلوسی میکنه که به چیزی برسه. فاطمه رجبی به کجا رسیده؟ پول داره؟ ‌مقام داره؟ محبوبیت داره؟ اگه تو حرفهای خمینی رو نمی‌فهمی مشکل از اون نیست. از تو است. در ضمن، خمینی بیشتر از بیست سال فلسفه و منطق و عرفان خونده و درس داده. سواد فقط اون چیزی نیست که توی تکست‌بوک‌های ریاضی یک و فیزیک یک می‌خونی آقا جان.

حسین...... شرم کن خجالت هم چیز خوبی است. این فاطمه رجبی مورد نظر شما سمبل پس گرائی و تحجر و تلقین افکارشوونسیتی راستهای رادیکال حکومتی است که حتی با میانگین پائین فکری جامعه هم همخوانی ندارد. من طرفدار خمینی نیستم ولی او درزمان خود سمبل مبارزه باامپریالسیم و حامی مردم شلاق خورده دنیا بود. من در اون سالها برای پروژه ای در یک کشورجهان سومی بودم ومردم محروم انجا میگفتند ما پیام اورا میگیریم بسیار رسا وگیرا است . حالا تو چطور جرات میکنی این فاطمه سلطان یا بهتر بگم این فاطمه اره رو بااون مرد ی که ماورائ مرزها زندگی میکرد تشبیه ومقایسه کنی. هنر یا ضد هنر این فاطمه اره در پاچه گیری و پاچه خوری است . اگر فحاشی و ضد انستیتوشن بودن هنر باشد پس برای توسگ نازی اباد هم سمبل فرزانگی وخرد است . فقط یادت باشه که کسی حرفهای فاطمه اره رو بحساب نمیگیره حتی نزدیکان او همچون پدرش ازون حرفها تبری جستند ومزخرفاتی مثل اینکه فلانی ابر مرد هزاره سوم است دربین مردم متوسط جامعه بعنوان جک یا شوخی چندش اور تلقی میشود. با لمپن نمائی و لیسیدن کفش افراد بدنام وحلوا حلوا کردن موضوعات مورد نظر انها ممکن است توبه تقرب استان مورد نظرت برسی ولی شرافت وجدان وشعور ومعرفت اجتماعی مقولاتی نیست که اگر از دست رفت بشود کیلوئی خریداری کرد یا اینکه ان لاین سفارش گذاشت و با یو پی اس تحویل گرفت . --------

• هودر: من رو درست نشناختی آقا جان. اگه من اهل این حسابگری‌ها و شارلاتان‌بازی‌ها بودم الان جایم توی کابینه احمدی‌نژاد بود. حالا وقتی رفتم ایران می‌بینی که چی میشه.

حسین.من کوس کلک بازی با کامپیوتر بلد نیستم.ازت قبلاً پرسیدم.تا حالا کون دادی ؟

--------

• هودر: نه. :) تو چی؟

من پشنهاد میکنم که خودت رو به یک روانشناس نشون بدی

---------

• هودر: یعنی اینکه هر کی مثل تو فکر نکنه دیوونه‌است؟‌:)

حدر، حق با توست: کیرم دهن ات (سرکشانه)

بی ادبی این خانم را به رک گویی ربط نده.فقط کافیه دو خط از نوشته هاشو بخونی تا به کوچکی و حقارت او پی ببری.حالا مگه هر مدلی که خمینی حرف زده درسته که با افتخار می گی مثل خمینی حرف میزنه.

--------

• هوودر: بی‌ادبی؟ کجا بی‌ادبی کرده؟ اصلا تعریف شما از بی‌ادبیه چیه؟ با این تعریف محدود هر جور صراحتی که به زبانی غیر از زبان آخوندی رایج باشه می‌شه بی‌ادبی.

One could easily argue the same for the rhetoric of Ann Coulter. I hope one day you, rajabi, ann Coulter and all other hate monger be eradicated from the face of eath, so everone could live in peace.

--------- • Hoder: False analogy. Coulter represents a discourse already dominant among the conservative radio talk show hosts. She also comes from there and they together enjoy a huge influence and enormous audiences. They are also quite well-off, economically. Their politics is backed by the Wall Street. Rajabi, on the opposite, is quite a marginal figure, with a marginal discourse. That's why even she has to attack Shariatmadari who is considered as an close ally. She with her husband also live like the most average Iranians in south of Tehran. Your analogy is as simplistic and deceiving as those who compare Bush with Ahmadinejad.