زبان او زبانی عادتشکن است و با اینکه ممکن است گاهی آلوده به اغراق یا زیادهروی و گاهی هم نگاه غیرمنعطف حزبی (بخصوص دربارهی تلویزیون) یا تکیهی افراطی روی ظواهر مذهبی شود، ولی در مجموع زبانی است که به خودی خود روابط موجود قدرت را به چالش میگیرد، نه اینکه وسیلهای برای چنین چالشی شود.
درست مثل زبان خود خمینی بزرگ که به نظر من از مهمترین دلایل جذابیت همهگیرش بود. جملههای مهم او را از همان روزهای اول به یاد بیاورید: فرض کنید به جای «من توی دهن این دولت میزنم» گفته بود «اینجانب مخالفت جدی خودم را با دولت جناب آقای دکتر بختیار اعلام میکنم.» یا به جای «آمریکا هیچ غلطی نمیتواند بکند» گفته بود «دولت آمریکا احتمال ضعیفی دارد که بتواند کاری از پیش ببرد.» اینجاست که آدم متوجه میشود چقدر جدا دانستن فرم از محتوا بیمعنی است.
بگذریم، به دلیل اینکه وبسایت شخصی خانم رجبی بخاطر اخراج شدن از سرور آمریکایی فعلا در دسترس نیست، و به عنوان نمونهای از زبان زندهی او، آخرین نوشتهاش را که در وبسایت انصار منتشر کردهاست در پایین میآورم. بدون پیشداوری و تعصب بخوانید و ببینید که چقدر از حرفهایش هم درست است. (فقط کاشکی دست از سر این گیومههای مکرر و آزاردهنده هم بر میداشت)
آرزو میکنم به زودی به وبلاگ شخصی خودش بازگردد و نیز امکان نظر دادن را هم برای خوانندگانش فراهم کند.
اول – همه كور خواندند. سایت نوسازی نه متعلق به فاطمه رجبی است، و نه فاطمه رجبی با آن ارتباط دارد، مثل سایت رجا، و دیگر سایتهای مشابه!
بنابراین، فتنهای كه در `ستاد بحرانسازی ضرغامی` كلید خورد، و مدیرمسوول كیهان مانند موارد پیش راهگشای اجرای آن شد، و اصلاحطلبی برانداز، در گدایی فریبكارانه چند رای از ملتی كه از آنان متنفر است، آتشبیار معركه گردید، و نظامیان سابق، این `رضاخانهای كنونی`، در سایتهایشان تركتازی كردند، و `هاشمی رفسنجانی` خطبه جمعه را به آن اختصاص داد، `همه به كاهدان زدهاند`!
این یورش بزرگ سركوبگر و ترفند ایجاد اختناق و خفقان، تروریسم مدرن در جهان سوم است، كه متاسفانه ایران اسلامی را به مخاطره افكنده است.
آفرین به تصمیمسازی و ابزار و راهكار و `عصبیت`هایی كه بنیانفكنی اصول و ارزشهای اسلامی و انقلابی را آگاهانه و ناآگاهانه دنبال میكند. در این بین، صداوسیمای ضرغامی كه علاوه بر `كوردلی` به `كورچشمی` هم مبتلاست، و توان دیدن ندارد، چه رسد به خواندن، بیش از همه و بیش از گذشته `ناكام از دنیا رفت`.
دوم – سخنی است با حجتالاسلام و المسلمین سیدحسن خمینی كه `بهانه` و `ابزار` بحرانسازی، فتنهگری و بهرهبرداری سیاسیكاران گردیده است.
قطعا ایشان در امواج بیسابقه تخریب و ترور شخصیت و اندیشه و قتلعام صراحت و عدالتخواهی مافیاگران در دو سال و اند گذشته، فاطمه رجبی را شناختهاند.
یقین دارم كه از نوشتههایم، نوع نگاه و اصول و ارزشهای مورد قبولم را دریافتهاند. بدیهی است `عشق و اعتقاد بیش از حدم به حضرت خمینی` را آگاه شدهاند. عشقی كه در آن `بردار شدن` و `مصلوب گردیدن` و `سوزانده شدن` را در پایداری بر آن مفتخرانه پذیرا گردیدهام.
از این روی تصور میكنم ایشان میداند این سخن من از سر درد است و تعهد، بر آمده از دل است و اعتقاد، و در پی پاسداری از اصول است و ارزشهای علوی امام خمینی.
میگویم: آقای سیدحسن خمینی! مبادا در این موج عظیم `آقازاده پروری` گرفتار شوید، كه هنر شما، بزرگی شما و ارزش شما با انتساب به امام خمینی، در آن است كه چون `او` زندگی كنید، و چون او در نظر و عمل با `خانوادهسالاری`، قبیلهگرایی، امتیازطلبی، رانتخواری، ویژهخواهی مبارزه نمایید و شما میدانید كه تار و پود تودههای مؤمن و قدرشناس ملت، با عشق به خمینی آمیخته، و احترام گذاردن به بیت امام، بر ایشان حتمی است. اما آنچه امروز به بهانهای به جریان افتاده، خطری عظیم است كه به آن اشارههایی خواهیم داشت.
آقای سیدحسن خمینی!
شما از خون امام عظیمالشانی هستید كه جهان معاصر او را در اوج قدرت چنان دید كه `پشیزی برای قدرت ارزش قایل نشد` و `ذرهای از دنیاطلبی` یا حتی `دنیاگرایی` در او بروز نكرد. امامی كه `فهرست اموالش` پس از عروج آن روح ملكوتی، نه تنها یك ریال افزایش نداشت بلكه استیجاری بودن خانه جماران را هم تاكید میكرد!
امامی كه رفتار علوی را با گفتار پیوند میزد و در آن `آقازادگی` عبارت بود از `آقازادههای مرحوم حاج شیخ عبدالكریم حایری مؤسس بزرگ حوزه علمیه قم`. آنان كه در شب رحلت پدر، شام نداشتند، و آقایی از آنِ مرحوم آیتالله العظمی بروجردی بود، كه پس از رحلت، مقداری قرض به جای گذارد، با آنكه وجوهات عالم اسلام را در اختیار داشت.
امامی كه نامه علیگونهاش به مسؤولان `كمیتهمركزی` در جانهای عدالتخواه ثبت شد: `اگر توصیهای از من هم به دست شما رسید، آن را به دیوار بكوبید. یعنی `قانون` را و فقط `ضابطه` را دنبال كنید. و فریاد علیوارش در وارستگی عملی و مبارزه بیامان با `خانوادهسالاری`، آنگاه كه یكی از منسوبین ایشان `تعبیری مشابه به تعابیر تخریبگر منافقین` علیه حزبالله محبوب امام به كار برد، در تاریخ طنین افكند كه: `برخی از منسوبین من هم نمیفهمند، قضیه، قضیه چماقداری نیست.`
خمینی عزیز، آن وارث انبیاء و اولیاء كه رهبری بیبدیلش، تمامی `اشرافیت`ها، و `اسطورهسازی`ها و `بدعتگزاری`ها و تبعیضهای جاهلانه را در هم شكست و با صداقت و صلابت تاكید نمود: `به من خدمتگزار بگویید بهتر است از رهبر`، و در حالی كه دشمن ذلیل امریكایی به پارهكردن تصویرش اقدام كرد، خاضعانه فرمود: `اگر كسی عكس مرا پاره كرد، با او برخورد نكنید.` با این رفتار بود كه `مشروعیت و محبوبیت` و `قداست و عظمت` او در میان تمام نسلهای ایران و اندیشمندان تاریخ، بیش از بیش، جاودانه گشت. چنین بود كه جانشین بر حق خمینی نیز در دوران زعامت تجسم عینی الگوبرداری از امام شد.
آقای سیدحسن خمینی!
قانون اساسی، گرانقدرترین یادگار امام عزیز و خونبهای شهیدان است. در این قانون همه مردم با هم مساویند، و رهبری نیز با مردم مساوی! شما با رفتار خود اجازه ندهید غوغاسالاران هدفمند، براندازان اصلاحطلب، سادهلوحان عصبی، قیمهای كجاندیش، ویژهخواهان قدرتپرست و ستاد بحرانساز ضرغامی – كه به حق عدم كفایت و عدم صلاحیت مدیر خود را در این رسانه آشوبگر اثبات كرده و میكند – و همدستهای ناپاكی كه `خمینی و اصول و ارزشهای او هدف نخست ویرانگریشان بوده و هست`، از شما یك `آقازاده` بسازند تا `خود` استفاده كننده آن باشند و اجازه ندهید كه از `نوه امام` با فضاسازی تخریبگر، خدای ناكرده `شاهزاده` تولید نمایند، تا `خود` در پناه او `پادشاهی واقعی` كنند.
آقای سیدحسن خمینی!
آفت بزرگ انقلاب خمینی، كه بیماری صعبالعلاج آن را موجب شده، قبیلهگرایی و خانوادهسالاری است. امری كه `آقایی` و `آقازادگی` را جزو `انقلاب` یا `تنها اصل انقلاب` نمود و `شخصیتپرستی مشركانه` را به صرف `قدرت و ثروت اشخاص`، بلای خانمانسوز نظام اسلامی كرد. دولتهای گذشته این `بلا` را به جان ملت افكندند، و كار را به جایی رساندند كه امروز حتی عوامل بر باد ده منافع و مصالح كشور در امری چون انرژی هستهای مصونیت داشته باشند، و ارایهدهنده اطلاعات كشور به انگلیس در پرتو عنایت و زر و زور و تزویر آنها، شاكی و طلبكار از ملت!
آنچه این روزها به بهانه `اهانت به بیت حضرت امام` در ستاد بحرانساز ضرغامی، خطبههای جمعه `هاشمی`، حكمهای نظری!؟ مقاله و گفتوگو بر آن است تا كشور و ملت را در وحشت و اضطراب و بحران واهی قرار دهد، به طور قطع نه `دوستی با امام` است و نه `دوستداری شما`، بلكه این امر:
۱) نهادینهسازی بدعت شومی در حاكمیت دائمیِ خانوادهسالاریِ خطرناك است، كه مردم با انتخاب دكتراحمدینژاد، آن را به چالش جدی گرفتهاند.
۲) فریبكاری دموكراسیخواهانه به منظور گرفتن آرای نانوشته مردم برای اصلاحطلبان در انتخابات مجلس هشتم است.
۳) با این وجود، حاشا كه صاحب پسوند یا پیشوند `كلمه خمینی` از چنین بدعت و راهكاری استقبال كند، و به طور قطع انتظار ملت از شما جز این نیست؟
به جرات میگویم این فتنه `عمروعاصی`، `قرآن بر سر نیزه كردن` است كه متاسفانه `عجولهای همیشه قیم` هم بدون استدلال و منطق، به دنبال آن راه افتادهاند. میدانید و امید دارم هوشیار هم باشید كه این مساله جاده خطرناك و پرتگاهی را بازگشایی میكند تا عدالت در آن به مسلخ رود، زهد و دنیاگریزی قلع و قمع شود، تساویپذیری در آتش بسوزد و گلستان اسلام علوی علیهالسلام به شیوه `اموی` و `عباسی` در حاكمیت مستمر قرار گیرد.
به تقلید از خمینی بزرگ میگویم هیهات كه فرزندی از تبار خمینی ابزار و بهانه پیشبرد این فتنه هدفمند واقع شود.
آقای سیدحسن خمینی!
هر چند شما فرزند نسبی و نزدیك به امام خمینی هستید، اما به یاد دارید كه آن امام بزرگ `حزبالله` را فرزندان معنوی رسولالله صلیالله علیه و آله و سلم مینامید، و بسیج را لشكر مخلص خدا و خمینی نامید. بنابراین، ضمن احترام به شما و نسبت شما با امام بزرگ، تقاضا دارم نپذیرید فرهنگ تخریبگر و آشوبگر و آشوبساز صداوسیما، قلم به دستان و تریبونداران، به ویژه خطیب هدفمند جمعه با كلمه `نوه امام` دستاویزی سیاسی یافته، `خانوادهسالاری` را به بیت امام عزیز هم تسری دهند. بدتر آنكه در مورد اخیر شما را به عنوان `نوه امام` بهانه سركوبگری و اختناق قرار دادهاند.
بسیاری شنیده و خواندهاند، پدر بزرگوار و فقید شما، در مرحلهای با ممانعت از ازدواج یكی از نوادگان امام با چهرهای مسالهدار، `حرمت بیت امام` را پاسداری نمودند.
آیا توقع زیادی است كه امروز بخواهیم شما به این امر همت گمارید؟ شاید ظاهر مطلب بیارتباط باشد، اما باطنی درست دارد.
نمونه آنكه رسانه ملی و مطبوعات در مسیری نامیمون `نامزدی آقای علی اشراقی` را نامزدی `نوه امام` و عدم احراز یا عدم تایید صلاحیت و حتی تایید صلاحیت افراد را به امام منعكس نمودند.
آیا این امر `تساوی مردم` را به مخاطره نمیافكند؟ آیا رواست `نام مبارك خمینی` عامل این شیوه نامطلوب شود؟ پس باب `وجه المصالحه` قرار گرفتن بیت امام را در `معاملات سیاسی` ببندید، و تساویپذیری قانونی را در بیت امام به نمایش عملی بگذارید، تا همواره قداست امام، در حریم و بیت او مشتاقان بیشتری را فراخواند، و این پرسش مطرح میشود كه `مگر افراد منسوب به امام یا مردم مساوی نیستند`؟
آقای سیدحسن خمینی!
در این عرصه راه جد بزرگوارتان را بپیمایید، و در سركوب فتنه بپا شده به بهانه شما، وارد میدان شوید. میدان تساویپذیری و عدالتخواهی و میدان آزادی و آزادگی. اگر در آن نوشته جنجالساز ذرهای از واقعیتها نهفته است، در آن تامل كنید، سپس با صدای رسا اعلان نمایید: نام خمینی اعلان عدالتطلبی است، اعلان تساویپذیری است و اعلان پذیرش نصیحتها و گوشزدهاست، هر چند با لحن و ادبیات تند و دور از شان شما نوشته شده باشد.
بیایید و با خلع سلاح `آقاییكنندگان همیشه` و آقازادهپروران مافیایی كه روش آنها دور از ساحت خمینی و منسوبان اوست، راهی بگشایید تا چون `من` بتواند سخنانی را با شما در میان بگذارد. سخنانی كه از هراس همین سركوبگریها در گلو نگاه داشتهام.
سوم – نكاتی است با مدیرمسؤول كیهان كه اگر به دلیل تعقیبات ویژه مورد مؤاخذه نباشد، و اگر به دلیل احساس مسؤولیت نسبت به افرادی خاص و در مواقعی خاص عذرش قابل قبول باشد، از آن روی كه در `تروریسم مدرن` شركت میجوید، مورد سؤال است.
از آنجا كه این برادر كه میداند چقدر احترام برایش قائل هستم، رسم پیشگرفته را بارها تكرار كرده، هر چند عذرخواه دیرهنگام هم میگردد، و در این رسم، اصول فدای افراد میشود، و افراد بیپشتوانه و فاقد قدرت لگدمال میگردند، ضروری است چند نكته را به ایشان یادآور شوم.
۱) آیا جنابعالی به اندازه من – فاطمه رجبی – كه در نوشته پیشین شما، قلم و فكر و وجودم بیارزش شد و رانتخوار!! تا آبروی خاتمی میهمان كاخ سفید حفظ شود، و باب پرسش از هاشمی سد گردد، و نسبت به اعمال و افكار قالیباف و رضایی و لاریجانی و توكلی ... باز نشود، به خاطر ندارید حضرت خمینی میفرمود: حفظ آبروی اسلام و نظام اسلامی از حفظ افراد واجبتر است یا بر آن اولویت دارد؟ آیا عزل قائم مقام رهبری توسط آن حضرت مصداق عینی این گفتار نبود؟ پس، چگونه قلمهای تند، یا به گفته شما و همفكرانتان، اهانت و بیادبی نسبت به افرادی خاص، موجب آشفتگی و عصبانیت غیرقابل مقایسهتان با تاخت و تاز به حریم مقدس پیامبر اكرم صلیالله علیه و آله و سلم، صدیقه كبری سلام الله علیها، امیرمؤمنان علیهالسلام، سیدالشهدا علیهالسلام، صاحبالامر عجل الله تعالی فرجه الشریف، قرآن كریم و احكام شریعت میگردد؟
چرا هنگامی كه اندیشه امام خمینی در ارتباط با مبانی قرآنی حكومت دینی مورد تهاجم واقع میشود، و یا تنها خط قرمز نظام پس از اسلام، یعنی ركن ركین ولایت فقیه با یورش مغولانه رویارو میگردد، واژگانی مشابه آنچه پیرامون نوشتههای من بیچاره – طبرزدی آینده – و نویسندگان بختبرگشته نوسازی – كشمیریها و نفوذیها – بكار میبرید، در قلمتان ملاحظه نمیشود؟ آیا ما جرمی بیش از هتاكان به ساحت مقدس معصوم علیهالسلام و قرآن كریم مرتكب شدهایم؟ آیا خلاف شرعی بیّنتر و بالاتر از آنچه محمد خاتمی انجام داد – خدای ناكرده – دنبال كردهایم؟ یا دروغ و بهتانی مشابه دروغ و بهتانی كه هاشمی نسبت به امام خمینی داد، نسبت دادهایم؟ - كه خداوند آن روز را نیاورد.
۲) در شدیدترین نوشتههای شما خطاب به بزرگان نظام! نه `آیت الله` از نام هاشمی حذف شد، نه `حجتالاسلام` خاتمی فراموش گردید، بلكه `والمسلمین` او نیز دم به دم تكرار میشود. به این دلیل نمیتوان انتظار داشت كه آن قلم مشفقانه و كارساز در مورد آن آدمها، من و بیچارههایی از نوع مرا مشمول توبیخ عنایتآمیز قرار دهد.
۳) مجازات `تهمت` و `افترا` در پیشگاه خداوند چیست؟ آیا این امر گناه محسوب میشود؟ آیا سنگباران و خنجرزدن و تیرباران احمدینژاد ثواب دارد؟ اگر پاسخ منفی است، از چه روی `فاطمه رجبی` كتاب `احمدینژاد معجزه هزاره سوم` و مقاله `میهمان كاخ سفید` مینویسد، `احمدینژاد` باید تاوان آن را پس بدهد؟ و سایت نوسازی فلان ادبیات را به كار میبرد، احمدینژاد بدون محاكمه، محكوم شده، به واكنش و تصمیمگیری فوری اخطار داده میشود؟ عقلانیت و استدلال و منطق پشت این قضیه چیست؟
۴) آقای شریعتمداری نماینده ولیفقیه در مؤسسه كیهان است، اما چه كسی مواضع او را به پای مقام معظم رهبری مینویسد؟ چه كسی مدعی میشود مسایل سیاسی و اجتماعی مورد بحث او با اشاره یا حمایت ایشان نوشته میشود؟ و مگر نه آن است كه در موارد متعدد مواضع مقام معظم رهبری با مقالات شما منطبق نیست؟
۵) آیا درست است كه در این مرحله از آخرالزمان، در میدان كربلای پس از انتخابات نهم، منتخب مردم را نشانه رفتهاند، تیرداران از `راست` تیر میزنند، نیزهداران از `چپ` نیزه پرتاب میكنند، تریبونداران، از روبهرو سنگ میزنند، و خنجرداران از پشت خنجر میزنند؟
۶) حضرت خمینی با بنیانگذاری جمهوری اسلامی، بر فراز تاریخ تشیع در عصر غیبت، همچنان ایستاده است، استوار و بالنده! مهمتر از حراست از او، سیره نظری و عملی خمینی نیازمند نگهبانی است. سیرهای كه سراسر `عمل صریح و شفاف پارسایانه به اسلام` بود و بس. آقای شریعتمداری! میدانید كه شیفتگی من به امام، یا همان `تعصب به امام` آبرو و جانم را به دنبال خود كشیده است. یقینا افرادی چون من نه در تشخیص جایگاه فقهی امام توانمندیم، نه شایستگی ستایش خلق حكومت الهی او را داریم. اما درك ناچیز ما شیفته عظمت و رفتار امامی است كه با دینمداری تمام سركوب را تنها مستحق متجاوزان و مهاجمان به حریم اسلام و شریعت میدانست. اگر چه بر حفظ آبروی افراد تاكید میفرمود، ولی هرگز سركوبگر كسی نبود كه انتقادش به `اعتراض` آنهم با هدف `دفاع از اسلام و عدالت` تبدیل شده باشد. این امر نیك از سیره معصومین گرفته شده بود.
۷) قداست امام خمینی و عزیزی همیشگی او نزد مردم احترام به بیت آن بزرگوار را الزامآور میكند. اما آیا وفاداری به اندیشه امام خمینی و اصول و ارزشها و آرمان قرآنی او ، ضرورت و الزامی بزرگتر و عینیتر است!
پس چگونه سخنان ارتدادی آغاجری تعابیر سبگونه `محمدرضا خاتمی` و `اكبر اعلمی` و نفی و رد معیارهای مانای امام توسط `محمد خاتمی` و خلافگوییهای هاشمی در خاطرهنویسی، شما را اینگونه برآشفته نكرد؟!
۸) بپذیرید كسی چون من بگوید، آقای شریعتمداری! اگر نظامیان حق سخن گفتن و تحلیل مسایل سیاسی روز را ندارند، به گونهای كه سردار عزیز `جعفری` گفت، چگونه جنابعالی با قلم و بیان سالهاست كه در این عرصه وارد شدهاید؟ به خوبی میدانید مقصود من طعنه، توبیخ و محاكمه نیست. بلكه منظور آن است كه سخن سردار جعفری نه `بخشنامه` بود، نه `فرمان اجرایی` 
۹) میپذیرم كه شما همه مسایل را از دریچه `سیاسی` ببینید. اما چگونه شیفتگان روش و منش رضاخانی از جرگه نظامیان یك شبه رجل سیاسی شده را نه تنها توبیخ نمیكنید، بلكه همراه با رسانه ضرغامی به عنوان چهرههای اصولگرا و شاخصهای اصولگرایی مطرح مینمایید؟ آیا قالیباف یا رضایی یا ... نشانی از اصولگرایی دارند؟
۱۰) آیا زمانی كه شمخانی بدون استعفا رجل سیاسی شده و متاسفانه در شورای نگهبان تایید گردید، رهنمود حضرت امام را به خاطر نداشتید؟ قانون اساسی را چطور؟!
هنگامی كه `امیری`، با سرمقالهای در اتهامزنی به مقام معظم رهبری، به ساختن مجسمه ریاستجمهوری از قالیباف پرداخت، چرا خروش امروزتان در نقد او ملاحظه نشد؟
چهارم – واكنش عجولانه وزارت ارشاد در فیلتر كردن سایت نوسازی هم بیسابقه بود و هم بدعتگزارانه! اعلان نظر وزیر ارشاد و وزیر كشور ... كه ستاد بحرانساز ضرغامی را خوراك شبانهروزی دادند، نیز از درایت به دور بود، تاكید میكنم نه قصد دفاع از نوشته نوسازی را دارم، و نه اصل مطلب را كه `گفته نمیشود`!؟ مطلعم!
اما همه این راهها ختم شده به `تروریسم سركوبگر مدرن` میدانم كه برخی از سر ناچاری و تحت تاثیر فشار مافیایی به آن كمك میكنند. این راه خطرناك است و مغایر با مشی امام. نتیجه آن جز بهرهبرداری `طبقه ممتازه`، `مهاجمان به حریم دین و شریعت` و `مصونیتیابی مافیاگران` نخواهد بود.
امید دارم نحوه عمل به موقع و نه دیرهنگام آقای سیدحسن خمینی به فضای مسموم و هدفمند كنونی خاتمه دهد. فضایی كه میرود به بهانه درگذشت مرحوم آیت الله توسلی، دار مجازات برای خیلیها برپا كند.