من اگر جای آقای احمد شیرزاد بودم و حسن داعی، یک موجود لات و بیسواد ضد ایران که توسط نومحافظهکاران آمریکایی یک دفعه از زیر پته کشف شد و بعد هم گنده شده است، دو بار، آن هم در برنامهی تلویزیون صدای آمریکا، از حرفهایم بر ضد برنامهی اتمی مملکتم و بر اساس نطقهایم در مجلس شاهد مثال بیاورد، خودم را از پنجره پرت میکردم پایین. البته آقای شیرزاد اگر بخواهد هنوز هم وقت دارد از دروغهایی که از تریبون مجلس گفت از مردم ایران عذرخواهی کند. او با آن نطقهای احمقانه بهانههابی برای آمریکا و اسراییل تولید کرد که آنها با میلیونها دلار خرج کردن هم نمیتوانستند به دست بیاورند.
ولی فکر کنم با توجه به جوابهای خوبی که کاوه افراسیابی داد، بخصوص آخرش که برنامهی اتمی را با ملی شدن نفت مقایسه کرد و حسن داعی و بيژن فرهودی را به جلز و ولز انداخت، باز هم دعوتش کنند. اینها فکر کرده بودند که چون افراسیابی در آمریکا بزرگ شده و فارسیاش خیلی فررز و روان نیست، داعی میتواند با آن سبک آخوندی و شلوغبازی و حرفهای سطحی ولی شعاریاش، به کمک بيژن فرهودی، افراسیابی را جلوی دوربین عصبانی و ضایع کنند، ولی آقای افراسیابی خیلی خوب و مسلط و بدون اینکه سطح خودش را در حد داعی و فرهودی پایین بیاورد، فقط راجع به اصل موضوع حرف زد و به نظر من هم جوابهایش جامع بود.
فقط یک مسالهای به نظرم میرسد و آن اینکه چون این ماجرا اصولا خیلی از نظر حقوقی پیچیده شده است، برای اینکه مردم عادی رشتهی ماجرا را گم و گور نکنند، باید از تمثیل استفاده کرد. علی لاریجانی در این کار خیلی خوب بود و کاش همه بجز استدلالهای منطقیشان، از تمثیل هم برای روشن کردن ماجرا بیشتر استفاده کنند.