برای اشتراک ایمیل‌تان را وارد کنید: یا به این نشانی یک ایمیل بفرستید: EditorMyself-subscribe@googlegroups.com
  لينک‌دونی هفته
Excerpt: Nima Rashedan, a former friend, wishes to see me hanged. Why he and some others don't like me to return to Iran.

حالا که می‌خواهم پس از تمام شدن درسم (که این یعنی حداقل اواخر تابستان آینده که پایان نامه‌ام را تحویل دادم و ماه‌ها پس از انتخابات مجلس در اسفندماه امسال) یک‌ دفعه از دو طرف حمله‌های عجیب و غریب و تهمت‌های ناجوانمردانه شروع شده است که من را از تصمیم برای بازگشت به مملکتم پس از سه سال بگیرد.

یک طرفش یکی دوتا وبلاگ‌هایی هستند که توسط جوان‌های بسیجی و مذهبی و انقلابی (از قبیل «پاسداران» که در واقع مهندس یا دانشجوی مکانیک یا فیزیک یا برق یا از همین قماش است) نوشته می‌شوند و بخاطر اینکه از علوم انسانی چیزی نمی‌دانند و با همه‌ی مسایل دنیا مثل یک مساله‌ی ریاضی یا مثلثات برخورد می‌کنند و بدون کوچکترین سند و مدرکی انواع و اقسام تئوری‌ها و تخیل‌های عجیب و غریب درباره‌ی من می‌سازند. (اینکه من مخفیانه چهل وب‌سایت اپوزیسیون را می‌چرخانم؛ اینکه من با حمایت رفسنجانیست‌ها و اصلاح‌طلبان قراراست به ایران برگردم؛‌ اینکه ویدیویی که سه سال پیش از خودم در تورنتو گذاشته بودم قلابی است و من در واقع آن موقع در تهران بوده‌ام؛ و تخیلات دیگری از این قبیل.)

من به اینها جوابی ندارم، جز اینکه وبلاگ من را کمی با دقت‌تر بخوانند و آن ویدیوی کوتاه را هم (که درست به سبک ابطحی و خرازی درباره‌ی ویدیوی دست دادن خاتمی با خانم‌ها در ایتالیا) می‌گویند ساختگی است، به رفقای مهندس دیگرشان نشان دهند و ببینند ساختگی است یا نه.

طرف دیگر هم تبعیدیان بی‌نوایی هستند که چون مغز و قلم‌شان را در بست به اروپا و آمریکا فروخته‌اند، چشم ندارند ببینند که یک نفر مثل من اگر دین ندارد، لااقل آزاده است و بخاطر اینکه ذهن و قلمش را کسی کنترل نمی‌کند، توانسته پس از مدتی جوانی و خامی و سادگی و در اثر دیدن دنیا و مطالعه و خواندن (کاری که آنها وقت ندارند بخاطر اینکه قلمشان مال خودشان نیست بکنند) در افکار و اعمالش تجدید نظر بکند و دنیا را جور دیگری ببیند و تحلیل کند.

عصبانیت این گروه دوم آن‌قدر از من زیاد است که یکی‌شان یک بار در بالاترین آرزوی اعدام مرا کرده بود:

ایکاش حسین درخشان به جای اون بدبختی که سه بار مشروب خورده و قرار است اعدام شود به اتهام سی میلیون بار مشروب خوردن - سیگاری کشیدن و خانوم بازی محاکمه و توسط دستگاه قضایی برآمده از شورش بی همتای پست استراکچرالیست به اعدام محکوم می شد - تا بساط این ننگ و بی سوادی جمع می شد لااقل از اینجا

همین آدم (اگر تاریخ لینک‌هایش را در بالاترین ببینید متوجه می‌شوید که به احتمال ۹۹ درصد یا لابد خود «نیما راشدان» است یا کسی که در او ذوب شده است) در یک جای دیگر شبیه به اتهامات کیهان را به من زده است و چیزهایی از جزییات سفر من در اسراییل به خیال خودش فاش کرده که حتی به ذهن سرکوب‌شده‌ی جنسی و مریض عقل نیک‌آهنگ کوثر که یک مدت با یک آدم مریض دیگری در اسراییل به اسم لیزا گلدمن داشتند روابط جنسی من را با صدها زن و ده‌ها مرد در مدت شش ماه و اوج اعتیاد من به مواد مخدر و مشروبات الکی و امثال آن بطور سریالی افشار می‌کردند، هم نمی‌رسد. (حالا باید یک بار اگر شد مسایل پشت پرده‌ی این داستان‌ها را برایتان تعریف کنم که حسابی هم آبدار است.)

بعد هم همین آدم که یک موقعی ادعای رفاقت با من می‌کرد یک سری اتهامات خنده‌دار از قبیل اینکه من با ماموران موساد قرارداد بسته‌ام که جای دقیق تمام پایگاه‌های بسیج و پادگان‌ها و مسجدها و مراکز آب و برق کل تهران را لابد با استفاده از دسترسی‌ سرعت‌بالایم به امام زمان و از همین وسط اروپا بر روی «گوگل ارث» برای اسراییلی‌ها مشخص کنم، و گرنه آنها عکسهای من را در حال سکس مقعدی، چه‌می‌دانم با جورج مایکل در دستشویی عمومی پارک ساعی همه‌جا پخش خواهند کرد.

ماجرا به این دو دسته ختم نمی‌شود. یک طرف دیگر ماجرا هم گروهی دیگر از تبعیدیان و دوستان سابق هستند که می‌خواهند من را جاسوس جمهوری اسلامی نشان بدهند و با همان ذهن خلاقشان (که در فکاهی‌هایشان می‌بینید) روابط من را با سفارت‌خانه‌های ایران در تمام اروپا فاش می‌کنند و فهرست آدم‌هایی ها را که فروخته یا اجاره داده‌ام تا آقای خامنه‌ای در مقابل خرج تحصیلات و مواد مخدر و الکلم را با اینترنت برایم حواله کند.

خلاصه می‌خواهم بگویم که دوستان و دوشمنان عزیز. ذهن و قلم من مثل شما اسیر کسی نیست که بخواهید تغییرات در آن را ناشی از تغییرات در منبع درآمد من بدانید. من از هیچکدامتان بخاطر این تهمت‌های ناجوانمردانه شکایتی نخواهم کرد، ولی خواهش می‌کنم خوانندگانتان را احمق فرض نکنید. در ضمن، قبل از ساختن تخیلات و تئوری‌هایتان با هم مشورت کنید تا لااقل همه‌تان یک حرف بزنید. بالاخره من جاسوس ایرانم یا اسراییل؟

به‌هرحال من، با آگاهی کامل از اینکه سفرم به اسراییل خلاف قوانین ایران بوده است (برای اسراییلی‌ها هم سفر به ایران ممنوع است) و بدون شک بخاطر این کار محاکمه خواهم شد، تا حداکثر شش ماه دیگر به تهران خواهم رفت. نمی‌خواهم ترس از محاکمه و جریمه شدن باعث شود که من هم مثل خیلی از ایرانیان تبعیدی در اروپا و آمریکا همه‌ی موهایم سفید شود، بدون اینکه پایم را به ایران گذاشته باشم. اگر من به مشروعیت انقلاب و جمهوری اسلامی عقیده دارم (که دارم)، نمی‌توانم فقط هر موقع که به نفعم بود قوانین آن را بپذریم و هر موقع که به ضررم بود، رو به نافرمانی مدنی بیاورم.


سردبیر: خودم و لینکدونی‌اش را هر روز با ایمیل دریافت کنید.
تازه درهمين باره:



دوستان و آشنايان

«ناهید رکسان»
«امید معماریان»
«آرش «کمانگیر» آبادپور»
«عرب عصبانی»
«طاها بذری»
«مرتضی نگاهی»
«زيتون»
«امور ایران»
«ایرانی طعنه‌آمیز»
«گناهکار»
«توکا نیستانی»
«نوه‌ی غلامرضا تختی»
«خوابگرد»
«هوشنگ دودانی»
«کریم ارغنده‌پور»
«پسر فهمیده»
«هادی خرسندی»
«مسعود بهنود»
«حاجی واشنگتن»
«روزنامه‌نگار ممسلمان»
«حسین نوش‌آذر»
«نگاه نو»
«نگاه نو»
«میرزا»
«نانا»
«تبعیدی عصبانی»
«ملکوت»
«یک پزشک»
«ایمیان»
«مهستی شاهرخی»
«من راه نشین»
«حامد قدوسی»
«ضدمورچه»
«یک فتحی»
«سولوژن»
«مارسی نیومن»
«کوروش علیانی»
«از پشت یک سوم»
«عبدالقادر بلوچ»
«بامدادی»
«۴ دیواری»
«دستنوشته‌ها»
«پیاده رو»
بابک داد
فانونایت
مریم مومنی
آهستان
محمد نوری‌زاد
خط قرمز
جواد روح
یادداشت‌هایی از کابل
خسرو نقیبی
اسماعیل نیوز
یک وحید
پژمان نوزاد
خیاط باشی
شب پیشگویی
لگوماهی
سهند شمس
امنزیاک
صفا در ال.ای
مهدی محمدی
آزادنويس
رزانیات
حسام‌الدین آشنا
گردباد
علیرضا شیرازی
محمود فرجامی
احمد جلالی
۳۵ درجه
میرزا پیکوفسکی
بلوط
مطالعات فرهنگی رادیکال
سبیل طلا
فرنگوپولیس
ف.م.سخن
جوانفکر
مریم اينا
نوک‌تیز
کلنگ کمونیست کارگری
آزاده عصاران
هنوز
روزنه
ابراهیم اسکافی
شکرخواه
موج
آی‌تی.ايران
خبرنگار مسلمان
پاگرد
جواد کاشی
رویای آريایی
خانوم حنا
جمهور
چرک‌نویس
شاخ به شاخ
کافه اندیشه
علیرضا خدابخش
زهرا
کافه ناصری
کتابلاگ
زمستان است
افسون فسرده
مونتاژ انتقادی
مسعود ده‌نمکی
دلبستگی
سینا دیلی
مرد تنها
آچار فرانسه
فروغ
آن سوی دیوار
شنا در شنزار
لات‌لند
کمال
احسان
یک استکاان چای داغ
کیبرد آزاد
حسین پاکدل
حمید مافی
کامپیتور و ارتباطات
سهیل کریمی
آق بهمن
نگارک‌ها
زن نوشت
اکبر منتجبی
شهرزاد
سایه
غلاف تمام فلزی
هادی نیلی
خاکریزیسم
دردنوشته‌ها
دانشجوی مسلمان
عباس معروفی
زیتون پرورده
فوکو بلاگ
نقیز
روزها
انتخاب زنان
حمید کریمیان
هپلی
نیما دارابی
نیکی اخوان
محبوبه حسین‌زاده
آرش غفوری
بسیج جهانی
مسیح علی‌نژاد
پویان و سیما
آشپزباشی
لوبيا
پاسداران
دوم دام
لیلی نیکونظر
فریادناممه
پویان طباطبایی
خورشید خانوم
مرصاد امروز
نسل خمینی
حقوق‌دان پاریسی
مریم ابریشم‌کار
نازخاتون
بی‌بی‌گل
فلیسوف مآب رمانتیک
تادانه
بیروت ریپورت
کلاشینکف دیجیتال
کلفه گینزبورگ
جمال
بی اجازه کوچیکترا نه
شبنم طلوعی
امیرعلی قاسمی
نگفتنی‌ها
ایران‌شهر
مشکات
سفره ماهی
سفره‌ماهی
پاک‌نویس
مازوخیسم محاسباتی
سیبستان
مرصاد
شرح
منبر دات نت
ارزیابی‌های شتابزده
سوگلی ریچارد پرل
لیلا خدابخشی
نسرین افضلی
تکینسون
علی معظمی
عنکبوت
سرزمین آفتاب
آدم و حوا
چخوف منو نديدی؟
سلمان
امشاسپندان
شب‌نامه‌ها
علی مزروعی
حنیف مزروعی
خارج از جعبه
مريم نبوی نژاد
وب‌نگاشت
تبرمرد
ققنوس
بچه‌های سوم تیر
منقل، مخده و پلوراليسم ديني
فالشیست
ddmmyyyy
بازیگر آماتور
شهاب اسفندیاری
فانوس خيال
آینه ایرانی
محمد تاج‌دولتی
معصومه ناصری
انتخاب انسانی
نیما نامداری
مژده
چلـــغوز
پرگلک
پیام یزدانجو
پیام یزدانجو
من و مانی
شبح
کاملیا انتخابی فرد
خودمونی
حرف غریب
راهرو
شادی شاعرانه
و اما بعد
امير حسابدار
پاسداران
ایمان
پاگنده
بارانی آبی
اندیشه امروز
معصومه اتبکار
دفترچه‌ی ممنوع
حسن عابدینی
دیدی گفتم
مه‌زود
میان خطوط
جنگ و صلح
صبحانه
کوچه مدرسه حجتیه
آسمانِ سرپناه
حسام فروزان
حقیقت ایرانی
رازیگر
نیستان
یک وبلاگ ساده
غربتستان
تلخوش
قائم‌پناه
ژرف
یولداش
روزگاری که سپری می‌شود
رنگارنگ
مرمرو
کاپیتان هادوک
خاطرات مشبک
کوچ
افکار خصوصی
سیاحت‌نامه میرزا
روی جاده نمناک
کنج
دلتنگستان
کتابدار
نکته
يوتی‌اف-هشت
بازيگر آماتور
نفیسه مطلق
با شما نيستم
سکتور صفر
پارکينگ
پياله
ايستادن در مقابل باد
مهندس سعيد
يه وجب خاک اينترنت
احسان پريم
مهاجر
افعانستان امروز
از امروز
آذر و آيينه‌اش
بهنود کوچک
وبلاگ گوبا
روزگار من
يادداشت‌های سينمايی
اسپ‌سوار
دنيا دست کيه
نمای تزديک
عصيان
ایگناسیو
کتابچه
علاف تمام فلزی
تن‌تن‌سک
آسمان
یک جعبه شکلات
حرفهایم...
از کانادا
ندای امروز
دنيای يک ايرانی
عمو حميد
احسان و هزاره سوم
روزنگار
وب‌نوشت ابطحی
بزرگمهر حسین‌پور
دندانپزشک
پريشان بلاگ
سياست از نگاه دوم
برما چه گذشت
خاکستری
حرف‌های يک الپر
کاوه شجاعی
کاکتوس تيلا
کاپوچينو
خط سوم
ترزا
آبکش
خبرنگار
نيمه‌شب
صادق الوندی
الپر
صورتک
ساده‌تر از آب
مرتضی و ما
پرنیان
علی قدیمی
الفبا
کلانتر
زوزه
ریویو
فانتازیا
محسن طالب
یلدا معیری
شهروند نصف‌جهانی
اسکورپیو
نعمت احمدی
لباس شخصی
علی خلیق
این مرد
یادداشت‌های فرهنگ
روزهای زندگی‌ام
یک بلاگر
دانشگاه غیرانتفاعی کیش
بچه‌های قلم
یاک
وحید پوراستاد
وب‌نامه
علی‌اکبر قزوینی
پناه
نوشی و جوجه‌هایش
اینجا و اکنون
مهاجرانی
جمیله کدیور
فانوس
صنوبر
پرنوشت
نادر فتوره‌چی
جنبشی استشهادی
بهزاد بلور
اشکان خواجه‌نوری
مصطفی تاجزاده
عباس عبدی
آرش صالحی
مسرت امیرابراهیمی
سبقت
عطا خلیقی
لیلی پوررند
آخوندها از مریخ نیامده‌اند
زرنوشت
گل‌دختر
علیرضا حقیقی
گل‌آرا حمزه
نگاه ایرانی
پاپتی
گوز آن‌لاین
وب‌گشت
لوبیسمم
فاطمه رجبی
نگاه یک ایرانی
کشکول جوانی
هزاران نقطه
ریچارد سمبروک
نامحرمانه
غربت‌نوشته‌ها
رشید اسماعیلی
مجید تفرشی
احمدی‌نژاد
شهیر شهید ثالث
احمد شیرزاد
موشک انداز
مژده غضنفری
ابراهیم فیاضی
نظرات ديگران

مرتيكه پدرسگ تو اگه برگردي ايران من سوراخ گهتو با كير كلفتم مي تركونم مثل مولا حسين ع كه سوراخ گهش تركيد

برگرد به سرزمین مادریت. ولی با نیتی شرافتمندانه همچون این فرشته ستمدیده. نه برای افزودن رنجی بر دردهای بیکران این "سایه" های ستمدیده. که هر که ظلم و جور روا داشت یا از ظالم پیروی کرد سرنوشتی جز خسران و نابودی نیافت!

سلام حق دارند آنهايي كه بهت شك دارند. من آنزمانها كه اسرائيل به لبنان حمله كرده بود يا شايد هم توهين دانماركي ها، يك سري ايميل به همه آدرس هاي ادرس بوكم فرستادم كه باركد كالاهاي اسرائيلي فلان است و آنها را نخريد. نمي دانم چطور به آدرس شما هم فرستاده شده بود كه شما پاسخي دادي با كلي بد و بيراه كه به تو چه مربوط است و... حالا كه اين جوري موضع گيري مي كني شك بر انگيز است ديگر!

--------

• هودر: من همچین چیزی یادم نمیاد به کسی جواب داده باشم. مطمئنی از من بوده؟

هاهاها خیلی باحالی، بدجوری از بچه حزب اللهی ها میترسی که جرات نمیکنی بگی ولایت فقیه رو قبول نداری! تو اگه دین نداری اصلا نمی تونی فلسفه وجودی ولایت فقیه را قبول داشته باشی مگه اینکه با فلسفه وجود سیستم سلطنتی موافق باشی و بگی ولیه فقیه همون پادشاه ورژن مذهبیشه! تو هنوز اینقدر جرات نداری رک و راست بگی این حرفارو بعد ادعای حقیقت گویی داری! در ضمن باز به مهندسها گیر دادی! من خودم فوق لیسانس علوم انسانی از دانشگاه انگلیسی دارم ولی نصف تو ادعام نمیشه و به دیگران تیکه نمیندازم! درست مثل اینه که وقتی بچه بودی خیلی دلت میخواست بشی مهندس، اما ظاهرا کنکورش رو خراب کردی و راهت ندادند و تو نسبت به مهندسان عقده پیدا کردی! بعدش هم به زور رفتی انسانی خوندی نصفه نیمه و آخرش یه دانشگاه رفتی که بدون داشتن لیسانس قبولت کرده و حالا خودت رو سرور همه حس میکنی، نه عزیزم تو هنوز هم اندازه همون بچه پر از کینه و عقده هستی.

------

• هودر: ببین، اصلا هر چی تو می‌گی درسته. من وقت ندارم با تو بیشتر از این کل‌کل کنم. :)

بسم الله . من درسم تو مقطع ارشد خیلی وقته تمام شده. تو وبلاگم هم پایان پروژه و دفاع رو هم نوشته بودم ! اینجوری وبلاگ منو می خونی ؟ :)) اما رشتمو از تو وبلاگم نمی تونی در بیاری . بله. فنی میخونم ، اما یادت باشه که سیاسی ترین دانشکده دانشگاه تهران دانشکده فنی بوده و هست. نصف بیشتر این سیاسیون اپوزیسیون و غیر اپوزیسیون مثل من مدرکشون فنیه ... حالا بگو ببینم چرا جواب محتوای مطالب منو ندادی ؟ فقط یک پست در مورد من نوشتی و با مسخره ترین وجه من را دوستان خودت یکی کردی؟ چه جوری ؟ بدون استدلال ؟ خب البته که این کار همیشه ات هست.

--------

• هودر: هر چه بدبختی می‌کشیم از دست همین دکتر و مهندس‌هایی است که با همان ذهنیت‌های خشک و غیرمنعطف و سیاه و سفیدشان انقلاب خمینی و شریعتی را به انحراف کشاندند. جواب تو را هم دادم. استدلال تو روی یک سری مقدمات نادرست بنا شده که خودبخود درستی استدلالت را هم نابود می‌کند. من ماه‌ها بعد از انتخابات مجلس به ایران خواهم رفت و این تصمیم هم ربطی به نتیجه‌‌ی انتخابات ندارد. رفتن من به ایران مورد مخالفت همه‌ی دوستان سابقم از قبیل نبوی و بهنود و ابطحی بود و حتی کسی مثل فاضل لاریجانی هم گفته بود که هیچ تضمینی نمی‌تواند بدهد که چه اتفاقی خواهد افتاد. بخاطر نوشته‌ها و نقدهایم، مشارکت و رفسنجانیست‌ها بزرگترین مخالفان و دشمنان من هستند این روزها. کمی آرشیو وبلاگم را بخوانی بد نیست. خلاصه اینکه عزیز من، دنیا یک سیستم نیست، بلکه مجموعه‌ای از تصادف‌ها و تکرارها است.

Unfortunately, you didn't answer my question clearly. Your answer was like the figure you hate ; Rafsanjani when he is asked in public. My question is very simple do you BELIEVE in VELAYATE FAGHIH or not? I didn't ask if you should respect ac ountry's law if you are under its juridistic. My question is very simple do you believe in this or not?

------

• Hoder: Why do you care? Do you want me to say something here and you go translate it and spread it all over so the hezbollahis cause me trouble? Anyway, belief is a matter of religion and I'm not religious at all. I agree with some aspects of the idea of Velayat-e Faghih and disagree with some others.

و گرنه آنها عکسهای من را در حال سکس مقعدی، چه‌می‌دانم با جورج مایکل در دستشویی عمومی پارک ساعی همه‌جا پخش خواهند کرد

That is classic. I love you bro

حسین درخشان از علی افشاری چه کم دارد؟ هم باهوش تر است. هم زبان بهتر بلد است. هم پرسابقه تر است. هم حداقل سواد بیشتری دارد و موقع حرف زدن کمتر تپق می زند. علی افشاری با همین استعداد کم توانسته تا به حال کلی امکانات و پول از نهادهای آمریکایی بگیره. حسین هم حتماً می توانست. به نظر من اینکه دنبال این کار نرفته حداقل نشان دهنده استقلال اوست.

I had a lot of respect for you previously because of your reformistic ideas (e.g. trip to Israel, etc.) I don't know why you have changed and would like to deny the backward of our ecconomy and everything else in Iran due to mismanagement since Ahmadinejad has come to power. I only have one question for you that if you answer it clearly I can have a better idea of your way of thinking. Do you believe it VELAYATE FAGHIH? The answer should be yes or no. Thanks.

--------

• Hoder: Let me put it this way, the constitution of Iran is ratified twice by the Iranian people and I see myself obliged toi it, when I'm under Iranian jurisdiction.

آرزوی موفقیت.

شاید هم اتفاق بدی برات این جا نیفته اما اگه کسی هم محاکمه یا دستگیرت نکنه , اطمینان داشته باش کسایی که چشمِ دیدنِ نظرِ مخالفشونو ندارن دست به کار می شن... تا سالم و آزاد نباشی که نمی تونی انقدر راحت نظراتتو پخش کنی بین همه ... شاید بهتر باشه کمی دیرتر بیای ایران.

خيلي خنديديم :) موفق باشي. سعي كن به اون سوالاتي كه خواننده ها ازت پرسيدن جواب بدي.

آقای درخشان، شما که خدای علوم انسانی هستی و توقع داری همه در آتش اين انقلاب و شورش بی همتای پست استراکچليست شما بسوزند، چرا از اين شاخه به اون شاخه ميپرين؟ خيلی راحت بفرماييد...آيا ايران به عنوان عضو سازمان ملل بايد به تصميمات شورای امنيت احترام بگذارد؟ اگر طبق فرمايش شما، حق وتو به ناحق به به پيروزان جنگ جهانی دوم داده شده، آيا ايران بايد به اين امر اعتراض کند؟ آيا اگر ايران در نشست های سازمان ملل شرکت ميکند، مسئوليت قبول و اجرا مصوبات را دارد يا ندارد. لطفا اگر نميخواهيد جواب دهيد بفرماييد. فقط طفره نرويد.

----------

• هودر: این یه مساله‌ی پیچیده ی حقوق بین‌الملل است و من هم متخصص ااین مساله نیستم. ولی مساله این است که شورای امنیت یه نهاد امنیتی و سیاسیه، نه یه نهاد قضایی. اینخودش کلی تبعات داره.

واقعا برام جالبه که یه کس مخی می شینه جواب تمام کامنت ها رو میده. من هم دارم الان تو خارج درس می خونم. رژیم ایران رو هم قبول ندارم اما به آمریکایی و هر خارجی ای جماعت تخمم رو هم نمی دم بخوره به عنوان یه ایرانی. اما تو اگه آدم درست حسابی بودی که نمی شستی اینهمه وقتت رو با ای اراجیف تلف کنی. آدم های خیلی خفن تر از تو اینقدر خودشیفتگی نداشتن که تو داری. هر کسی یه هنری داره که زر می زنه. تو آخه چی میگی؟ من خندم می گیره! ببین من یه آدم کاملا معمولی هستم که دارم تو رو از بیرون نگاه می کنم و می خوام بهت بگم که کشور من به خاطر داشتن آدم هایی مثل تو است که امروز اینهمه عقب افتادست نه اون وطن فروش ها. همین امروز اگه تو ایران جنگ شه (خدای نا کرده)، من خودم بر می گردم میرم جنگ. تصور اینکه تو آدمی و بقیه همه خر و خنگن، تو رو به حماقتی چنین رسونده. به هر حال واقعا متاسف هستم که تو نه روزنامه نگاری نه طنزنویس، نه خایه داری و نه خایه مال خوبی هستی. علوم انسانی!!! چند تا کتاب خوندی بابایی تا حالا؟ من دیگه حتی تصور اینکه یه بار دیگه هم برگردم به این سایت برام محاله. ببخشید که ریدم بهت. موفق باشی.

-------

• هودر: فکر کنم خودت جواب خودت رو غیرمستقیم دادی. مطمئنی راجع به من حرف زدی و نه راجع به خودت؟

آقای درخشان من یک سوال از شما دارم ممنون میشم جوابمو بدید.حالا به هر طریقی که براتون ممکنه هست فرقی نداره.چرا اینا اینقدر به شما فحش میدن؟شما کاری کردی؟جاسوسی؟حزب اللهی هستی؟چی هستی که هر وقت لینکی میزاری اخرش به فحاشی به شما ختم میشه؟(منظورم در سایت بالاترین هست)

-------

• هودر: بله، من به مغز اینا شوک الکتریکی وارد کرده‌ام که این‌جوری داد و هوارشون درآمده. دیسکورس من، ییعنی دفاع غیرمذهبی از انقلاب و جمهوری اسلامی اینها رو گیج کرده. ولی این تازه اولشه. این گفتمان به مرور با توجه به خیلی‌ها که توی این سالها مثل من دچار این تحول فکری شدند به زودی خیلی قوی‌تر خواهد شد.

Hoder: I hope the same government that you keep defending and promoting executes you so we can all have a good laugh. However I know that won't happen, as even Islamic Republic is not as stupid as some think. They will make sure their supporters do get the promotion they deserve, whether it is a fake trial or whatever. So don't be too scared of the government, be scared of the people of Iran who may recognise you and beat you to death. You are nothing but a scum bag.

---------

• Hoder: Did you just wish my death by execution? :) I'm glad my writing is exposing what is going on in a lot of little dictators like you.

کسیکه خمینی قهرمانش هست بعید در ایران براش مشکلی پیش بیاد!

حسین خان، می‌خوای به ایران برگردی راه باز جاده دراز. فقط چند مورد رو یادت باشه: ایران تابعیت دوگانه رو قبول نداره و ممکنه گذرنامه کاناداییت ملاخور بشه. حالا گذرنامه خودش مهم نیست، اما یادت نره که همین گذرنامه ممکلت یخبندون کانادا بود که به تو اجازه داد این همه سفر کنی تا چشم و گوشت باز بشه، از کلیشه تفکرات قدیمیت بیای بیرون و برسی به جایی که الان هستی. اگر بری ایران و گیر کنی و نتونی سفر کنی، خیلی احتمال داره که فرایند یادگیریت کاملا متوقف بشه. بنظرم این بزرگترین مشکل برگشتن به ایرانه. برای همین کاری کن که حالت پویایی و قدرت سفرت رو از دست ندی.

--------

• هودر: مرسی از پیشنهادت. درسته که من بدون اینکه امکان سفر با اون گذرنامه‌ی کانادایی رو داشته باشم امکان نداشت بتونم خیلی جاها برم. من هیچوقت این رو نفی نکردم. فکر نمی‌کنم بعد از اینکه من توسط سیستم قضایی محاکمه و احیانا مجازات شدم، دیگه منعی برای گشت و گذار در دنیا داشته باشم. مثل خیلی‌های دیگه.

نگاهت به اتقاقات این روزهای ایران رو دوست دارم و این روزها بیشتر میخوانمت. شاد باشی

Hossein, don't you dare use my name to advance your agenda - especially when you are lying (as you usually do). I was not "persecuted by the Israeli judiciary." I was questioned by the police for breaking a law that had never been enforced. It is called the anti-infiltration law.

Israeli citizens are not jailed, tortured, raped and murdered for breaking the law - as Iranian citizens are in Iran.

If you ever mention my name on your blog again, in any context, I will publish the entire story of what really happened during your first visit to Israel on my blog. I mean it. Do not test me.

------

• Hoder: Lisa, it's great to hear from you. I'm sorry if I have misrepresented your problems with the Israeli security apparatus. The rest of the stuff you say just proves you are watching too much Fox news or reading too much Jerusalem Post, since you sound like MKO. I don't think there is any other part of your imaginative stories you have not shared with Kowsar and the rest of your Iranian fans. But if you insist, I would love to see what else you have to say. Please take a look at your date of birth and stop behaving like a jealous teenager, just because I slept with someone else when I was in Israel.

Ass hole. First you came to US and wonderful things and they deported you. Then you went to Canada and this Khalji issue came up which is in fact freaking you out to the death. Now you are desperately trying to get rid of it and the best way is to go back to Iran. Nice works but "khar khodeti" ;-)

-----------

• Hoder: You are almost wrong in every fact you present. I lived in Canada for four, five years and then spent a one in the U.S. and then I was not allowed back in the States for a couple years until a few months ago when I was invited to speak in Columbia's journalism school and I went to NYC. I was never deported. Khalaji has nothing to do with me going back to Iran. I have a pro-bono lawyer now and we are defending our case against him. I don't give up on that case until I win, for your information, no matter where I am and when it is.

You think it bothers me? the fact that you read my comments are enough for me, but that also replicates the fact that in the end you're nothing better than them. keep censoring thing wont do ya any good, and just proves again and again how pathetic you are.

you know what I feel every time I browse your stupid page? pity.. I pity you.

but remember, you don't deserve the air you breathe ..

By the way, it seems your are suffering from some mental issues! every time you are writing about yourself you are accusing other people of being engineers who don't understand anything except the numbers and figures and you are the only person on earth who is studying some social science and understands everything! (I am still waiting for the answer to the paradox of your disbeleif of god and defending of theocratic government of Iran, enlight us!) waiting

اصولا به زودی خواهی فهمید که فرق من با امثال نبوی چیست نبوی آدم با سواد و با شرفی است که از قلمش نان می خورد. تو آدم بی سوادی هستی که چون چیزی برای عرضه نداری به آدم فروشی روی آورده ای و روی باند مافیایی قدرت شرط بسته ای. لابد می خواهی عاقد سومی ازدواجت مثل اولی اش خامنه ای باشد و با دست چلاقش بر سر کچلت آب توبه بریزد! به هرحال با توجه به شرایط عموی مرحومت و پدر بازاری ات تنها می شود گفت: عاقبت گرگ زاده گرگ شود----- گرچه با آدمی بزرگ شود

-------

• هودر: سواد نبوی رو هر کسی می‌تونه از رگه‌های نژادپرستانه و تقلیل‌گرایانه‌اش از شش کیلومتری ببینه. درباره‌ی شرفش هم باید بگم کسی که یه روز در مقام معاون سیاسی وزارت کشور ناطق نوری هفت‌تیر کمرش ببنده و در لو دادن چپ‌ها و بازداشت شدنشون کمک کنه و بعد یکهو بشه اپوزیسیون و طرفدار اصلاحات و با پول مشارکت رفسنجانی رو بکوبونه و بعد از در دادگاه تمام همفکراش رو مسخره کرد و به گند کشید و کلی خایه مالی از مرتضوی و لودگی از ایران خارج بشه و شروع کنه با پول خارجی‌ها بر ضد دولت منتخب مردمش و به نفع رفسنجانی قلمش رو بفروشه، از نظر من اگر بی‌شرف نباشد حداقل شارلاتان و دو رو است. بقیه‌ی حرفهات هم فقط نشون میده خیلی عصبانی هستی از نوشته‌های من. متاسفم که عصبانی‌ات کردم.

فکر می کنم علت اصلی اینکه خیلی ها٬ از جمله دوستای سابقت٬ بهت این همه عکس العمل منفی نشون می دادند٬ ۳ چیزه:

یکی اینکه خیلی زودتر از این که پایه های فلسفی عقاید جدیدت رو به طور کامل و دقیق شرح بدهی و در موردشون با دیگران بحث و تبادل نظر کنی٬ موضع گیری های سیاسی جدیدت رو اعلام کردی. و به نظر من این حق همفکران و دوستان سابقت بود که علت جدائی نسبتآ ناگهانی تو از سنگرشون رو بهتر بفهمند تا شاید بتونن راحت تر بپذیرن.

دوم٬ به فرض این که به درست بودن دیدگاه جدیدت یقین کامل داری٬ به دیگران حق و حتی فرصت طی کردن مسیر فکری خودت را هم نمی دهی٬ و اونها رو برای ابراز عقایدی که خودت تا ۱-۲ سال پیش بهشون یقین داشتی و برای انجام کارهایی که خودت پیشروشان بودی٬ با تحقیرآمیزین القاب خطاب می کنی و بدترین تهمتها و تلخ ترین طعنه ها رو بهشون می زنی و تر و خشک رو با هم می سوزونی.

سوم و از همه مهم تر٬ مسئله ایه که مخصوص توی تنها نیست و به سطح تکامل نگرش متفکران ایرانی به جهان اطرفشون بر می گرده. هنوز خیلی کم هستند افرادی در بین متفکران ایرانی که بتونن در عمل با یک دیدگاه "هلیستیک" و جامع واقعی مسائل رو تحلیل کنند. هنوز هر کی در هر کجای طیف فکری قرار داره٬ خودش رو در مسند حقیقت مطلق می دونه و عقاید شخصی خودش رو معار و مرجع سنجش "درست" یا "غلط" بودن دیدگاه های دیگران. و هر چند هم که افکارش تغییر و تحول کنه٬ همیشه این دوگانگی (دوالیزم) رو با خودش حمل می کنه و در محیط اطرافش باز تولید می کنه. مصداق این رو میشه هم در اکبر گنجی دید هم در دکتر سروش هم در حسین درخشان....

از همهء این حرفها گذشته این رو قبول دارم که قلمت مستقله و بی پروا و با شجاعت می نویسی و خیلی کم تر از اون چیزی که در موردت می گن با "حساب و کتاب" عمل می کنی. امیدوارم به جای اینکه خودت در خطر بندازی و از چاله تو چاه بیفتی٬ سعی کنی یک فضای گفتوگوی جدید و در یک چارچوب جدید٬ باز کنی.

یا حق

--------

• هودر: مرسی علی جان. جواب سوالات مفصله و بهتره درباره‌اش یه مطلب جداگونه بنویسم تا کامنت. بهم ففرصت بده.

مشکل ا تو اينه که از جمهوری اسلامی کم کشيدی!

اولش حزبل بودی و همه چی رديف بوده ، بعد ام زن گرفتی ، راحت و بی دردسر شدی شهروند ا کانادا.

تو چه ميدونی زندون افتادن، انفرادی، طرح امنيت اجتمايی، اينترنت تخمی ... چه مزّه اي داره!

حالا برو بيفت زندون، يه مدّتی حالش و ببر تا بفهمی نظام با کسی شوخی نداره

What the fuck are you talking about? Syria and Lebanon have common borders with Israel and they have a huge history behind this. What do WE have against Israel? Stop condescending to people and face the reality. Telling me that I do not go out of my lab or if I know Europe does not change anything

-------

• Hoder: Israel has never stopped posing an existential threat toward Iran with different pretexts. As long as the U.S. and the EU are allowed to support what they call freedom around the world, Iran also has the right to give support to groups who are resisting occupation or other violations of their freedom.

I am sure that nothing will happen to you if you go to Iran provided that you cooperate with them and participate in a TV interview. Make sure that you say bad things about living in the west and good things about the Islamic Republic of Iran. Also make sure that you tell them what they like to hear, not what you think.

----------

• Hoder: We will see. But I have never said a word for someone had forced me into it. I don't care what they want to hear. The truth is that a lot of things they have been saying since the revolution is true and one should only read and think independently to realize that. I don't need to appease anyone and I've never done that. If you ever found me appeasing the Americans or Israelis so they liked me, you would see me doing the same with the Iranian government. This is not how I function, my friend. I might not fall into any of your categories, but that doesn't make me invalid.

Mr Stupid, who cares that you wanna get back or not? you are an idiot, by the way you don't even understand what is the difference between math and physics, Mr small shot, we prove everything in math so nothing will be left as a theory, but in physics, almost everything based on the theory are proceesed and will be proved and then will be announced as a law or remained as theory. you really are an illiterate, no doubt about it. by the way I haven't seen to respond one of the comments in your last article in gaurdian blog? he/she asked you how come you feel revived after Ahmadinejad plan for contiuing nuclear program, but six months ago, you ask people to impeach him ? what do u have to say? I can tell , you need to take your pills more often, or .....? anyway I don't forget too after people said you are a worthless spy, you post an article and started swearing to Khamenei, it was couple of months ago, even opposition group never uses those words. now you are saying they are the best . you are an idiot , take your pills on time, God bless Iran

----------

• Hoder: Thanks for taking time and leaving such a long comment for an idiot like me.

Hi Hoder, you never put my comments on your side. Is your decision has to do with the Court process with Khalaji. Are you afraid to be detained?

---------

• Hoder: I don't censor comments here. Can you tell me when and about what your comment was?

Hossein this is the best post from you that I have ever read . You have SHARAF which most ( All) of those VATANFORSOH-people do not have it . However please do not reply to Pasdaran, I read his blog , I think he has some kind of mental problem especially obsession about some thing that I do not know

بزرگواری و آزادمنشی تو واقعا قابل تحسین است. کسانی که به تو فحش می دهند از درک این مفاهیم عاجزند.

I feel sorry for you. So pathetic so pathetic that I can not even dislike you. Legitimate regime? how come you can conclude anything like that. even you yourself are saying you will be in trouble when you go back because you have traveled to Israel? Have you ever thought why this is against law? Do you use your brain at all?

--------

• Hoder: With this level of analytical skills, are you seriously doing a PhD? I'm amazded. For your information, it is also illegal for Israelis to travel to Lebanon, Iran, Syria, andother countries who don't recognize them. Lisa Goldman, a Canadian-Israeli, went to Lebanon last year with her Canadian passport and later was prosecuted by Israeli judiciary. It's not a bad idea for you to sometimes come out of your lab and stop watching CNN. You'll see how the reality of the U.S. and Europe is different from what you imagine.

بعید میدونم راست بگی! آخه ابراهیم نبوی هم می خواست بر گرده ارواح ....! ولی اگه برگردی نظرم نسبت بهت کاملا عوض میشه! موفق باشی!

------

• هودر: نبوی فکر می‌کرد مجلس میفته دست کارگزاران یا مثلا احمدی‌نژاد استیصاح میشه و اون هم با پارتی‌های کلفتی که از زمان معاونتش در وزارت کشور ناطق نوری و مسوولیت‌های نیمه دولتی بعدش در صدا و سیما و سروش غیره داشته، می‌تونه برگرده. ولی وقتی دید کارگزاران جا زد و احمدی‌‌نژاد هم روبه‌روز قوی‌تر میشه منصرف شد. اصولا به زودی خواهی فهمید که فرق من با امثال نبوی چیست.

تا اونجا که من تو گذرنامه دیدم ، هشدار داده که سفر به سرزمین های اشغالی موجب لغو تابعیت ایرانی خواهد بود. بعدشم تو خیلی راحت حرف ها رو باور میکنی. آقا اینا با امثال منتظری و رفسنجانی و خاتمی که یک روزی همه اشان هم مسلک بودند و همه اشان آخوندند ببین چه کرده اند؟ البته شاید هم شانس بیاوری و به عنوان یک حربه ی تبلیغاتی ببرندت در تلویزیون تا نشان بدهند که دنیای غرب سراب است. واقعا تصمیم جالبی داری اما به نظرم آدم نباید به خاطر قضاوت مردم(اونم مردم نادون و فراموشکار ایران) جان خودش رو به خطر بیاندازه.

سلام. تعدادی آدم هستند که توسط سیا جذب شدند و شغلشون اینه که اطلاعات روی اینترنت به زبان فارسی و عربی رو اصلاح کنن (تغییر جهت بدهند bending of information).

اینها به صورت باند در بالاترین و دنباله کار می کنن و کامنت هایی به نام ایرانی می نویسن که توش می خوان القا کنند مطالب دیکته شده رو که یعنی مردم ایران همه اینطوری هستن. مثلا 20 نفری با هم توی کامنت ها می نویسن که عرب ها رو باید کشت. همه ی ایرانی ها اینطور فکر می کنن که فلسطینی ها رو باید کشت. ایران بهشون میرسه. همه همدیگه رو تایید می کنن. متاسفانه سانسور اینترنت هم باعث شده که صدای اصلی مردم ایران به گوش نرسه و تک و توکی که می تونن به نفع حق بنویسن مثل شما رو بهش حمله می کنن.

توصیه: گوش به کامنت های افرادی که به نفع اسراییل همه جا کامنت میدن مدهید و تا می تونید کامنت هاشون رو پاک کنید. جای بحث و اعصاب خوردی نیست.

حسین می دونی این گروه رو؟ یادمه اطلاعات باز بود. چند ماه پیش یه جایی در مورد این گروه سی آی ای خودندم که نوشته بود ما اطلاعات رو تصحیح می کنیم. مطمئنم که این بود و من خوندم اما هر چی می گردم تو کامپیوترم نیستش. اگه گیر بیاری پته مته ی یه تعداد زیادی میریزه رو آب.

اگر به ایران برگردی حداقل من یکی یه عذرخواهی بهت بدهکارم چون در آن صورت معلوم میشه در موردت درست فکر نکردم. منتظر میمونم ببینم آیا تا تابستان واقعا میری یا نه

درخشان گرامي قبول مشروعيت رژيمي كه ايران رافرو برد و آلوده و تحقير كرده است . نميتواند دليل موجهي بر بي طرفي باشد.... عقب گرد ايران و پس رفت جامعه مان جاي ترديد باقي نگذاشته . خرافه و ريا كه مشروعيت پذير نيست .

پس دقيقا با همين استدلال ميشه گفت که حکومت انقلابی اسلامی ايران، يا بايد علنا بگويد سازمان ملل و مشروعيت آنرا قبول ندارد، و يا به مصوبات شورای امنيت سازمان ملل احترام بگذارد. لطفا توضيح دهيد.

---------

هودر: چه ربطی دارند؟ من دارم راجع به یک حکومت و یک کشور حرف می‌زنم، نه یک سازمان بین‌المللی. مشروعیت شورای امنیت بخاطر ساختارش که به برندگان جنگ دوم جهانی حق وتو داده است و همینطور عملکردش که تبدیل به اهرمی استعماری شده است که آمریکا و اروپایی‌ها از آن برای پیشبرد منافع خودشان استفاده می‌کنند زیر سوال است. ساختار و دلیل وجودی قوه‌ی قضایی یک کشور هیچ ربطی به شورای امنیت سازمان ملل ندارد. شورای امنیت یک نهاد امنیتی است، نه نهاد حقوقی مثلا شبیه به دادگاه لاهه. تصمیماتش هم سیاسی هستند، نه قضایی.

I dont think you're a spy of either the Israeli or the Iranian government Dont confuse the readers here douchbag! I think you're just a pathatic hypocrite that is sucking khamenei's and khomeini's balls so you can get less trouble when you get back to Iran. In your pathatic eyes all the youth that are seeking some kind of freedom in Iran have a confused mind ! and from what I got from your reading you declared your mission to be going back to iran and revive the persian culture :))))). But I think in fact you are just a self- centred hypocrite son of a bitch and the only thing you care about is yourself and it can be seen from all the biased notes that you post and all the links that you post . I think you deserve every insult that you get and every trouble that you might face when you go back to Iran. For some reason you remind me of this verse from Hafiz: " Ba moddai magooid asrare eshgho masti ta bikhabar bemirad az darde khodparasti"

برات ارزوی موفقیت دارم. بخصوص وقتی رفتی ایران. تا حالا که بنظر من از همه کسانی که چه در ایران جه خارج مینویسند بی عقده تر هستی و مسائل رو شخصی نمیکنی.