به نظر شما مطلب پایین را چه کسی نوشته و در کجا منتشر شده است:
دولت آمریکا را نباید بخاطر کمک به اموری مانند پیشرفت دموکراسی، یا اعزام نیروی نظامی برای برقراری امنیت در یک منطقه جنگ زده که در آن نسل کشی جاری است، ملامت کرد. اگر انتقادی بر عملکرد دولت آمریکا وارد است این است که برای مثال، چرا کمکهای بشردوستانه آن بسی کمتر از ظرفیت و توانمندیهای آن کشور است، یا چرا نحوه توزیع آن کمکها نامنصفانه است، یا چرا در غالب موارد ملاحظات سیاسی آن دولت اهداف بشردوستانه آن کمکها را تحت الشعاع قرار می دهد، یا چرا دولت آمریکا در غالب موارد ملاحظات ملّی (لوکال) خود را بر وظایف جهانی (گلوبال) اش مقدم می دارد، و نقش مسؤولانه تری در مدیریت معضلات جهانی ایفا نمی کند.
گزینهها:
۱) برنارد لوییس، وال استریت جورنال
۲) پل ولفوویتز، نشنال ریویو آن لاین
۳) فرانسیس فوکویاما، واشنگتنپست
۴) آرش نراقی، رادیو زمانه
متاسفم که بگویم گزینهی چهارم پاسخ درست ماجرا است. آرش نراقی که موقعی که در ماهنامهی کیان به اسم احمد نراقی خایههای مولایش آقا عبدالکریم سروش را با مخملی از اشعار مولوی میمالید، الان در شمال کالفرنیا برای آمریکاییها، با مزخرفاتی که اسمش را فلسفهی اخلاق میگذارد، «توجیه» تولید میکند. (اصل مقاله را بخوانید.)
در عین حال مراد جدید خود را هم در خایههای پشمالوی عباس میلانی در دانشگاه استنفورد پیدا کرده است که اصولا زندگیاش از راه مشاوره دادن به دموکراتهای آمریکا برای بهترین راه نابود کردن انقلاب ایران و بازگرداندن ایران به زمان اعلا حضرت میگذرد. هر چه باشد پروژهی دموکراسی ایران که عباس میلانی آن را در هوور میچرخاند، زیر مجموعهای از برنامهای در هوور است با نام Diminishing Collectivism and Evolving Democratic Capitalism
فعلا که انگار پس از «روز» عباس میلانی به کمک رفقایش «رادیو زمانه» را به تریبون افکار خودش و نوچههایش مثل گنجی و نراقی و نبوی تبدیل کرده است. (شایعه است که مهدی خلجی که مثل سازگارا زمانی از نوچههای سروش بود و مثل او عاقبتش در دامن لابی اسراییل ختم شد، بخش اندیشهی رادیو زمانه را میچرخاند.) ولی خب، مردم هم خر نیستند. این هم کامنت یکی از خوانندگان به دستپروردهی دکتر سروش، یعنی آرش نراقی:
این همه آسمون ریسمون بافتی که اخرش بگی آمریکا حق داره بر اساس اصل به قول شما امداد به عراق و حالا ایران لشکر کشی کنه؟ واقعا که!
حالا اگه من بگم اگه پیش فرض اول شما غلط بود یعنی آمریکا اینکارها رو نه بر اساس اصل امداد که بر اساس محاسبات سودجویانه و تحکم طلبانه خودش انجام می ده چطور. آمریکا در سال 1953 که به کودتا علیه مصدق کمک کرد هم حتما همین اصل امداد رو دنبال می کرد ویا چطوره آمریکا به کره شمالی به خاطر سلاحهای اتمی حمله نمی کنه و لی با ایران اینکارو می کنه. جواب چون کره شمالی چیزی برای آمریکا نداره. بحث دوم از کجا معلوم کاری که آمریکا می کنه باعث بدتر شدن اوضاع اون مملکت نشه همینطور که داریم تو عراق می بینیم. اگه همه مشکلات اجتماعی فرهنگی که من معتقدم مساله دموکراسی و دیکتاتور پروری هم در ایران از مصادیقشه با راه حلهای ساده لوحانه ای مثل تغییر رژیم یا لشکرکشی نظامی قابل حل بود که دنیا گل و گلاب بود. امیدوارم برای موسسات آمریکایی کار نکنی چون اونوقت این مقالت بد جوری بوی لجن وطن فروشی خواهد گرفت.
بعد هم توصیه می کنم کتاب جدید دیوید هاروی «مقدمه ای کوتاه بر نئو لیبرالیسم» رو بخونی تا ببینی چطور پته این ژست اخلاقی سردمداران پول و قدرت آمریکا رو روی آب ریخته.