راجع به انتخابات باید بگویم که به نظرم امسال جنتی خیلی معقولتر و قانونیتر برخورد کرده بود. ظاهرا جوانتر شدن شورای نگهبان که در این پنج سال توسط شخص رهبر آرام آرام اتفاق افتاده کمی از نفوذ جنتی کم کرده است. به هر حال مایهی خوشحالی است.
راجع به اصلاحطلبان رد صلاحیت شده باید بگویم که اصلا جای تعجب نبود. پیام آن تحصن در واقع تردید در مشروعیت جمهوری اسلامی و نهادهایش بود و این کاملا برخلاف شرایطی است که قانون انتخابات برای نامزدها تعیین کرده است. آن موقعی هم که من و امثال من از این تحصن حمایت میکردیم برای این بود که مشروعیت جمهوری اسلامی را قبول نداشتیم و آن تحصن را هم اقدامی خودجوش و اورگانیک در آن چهارچوب میدیدیم.
ولی پس از اتفاقات این چند سال و از پرده بیرون افتادن رازهای پشتپردهای مانند حمایت رسمی سازمانهای دولتی و نیمهدولتی آمریکا از رهبران فکری و بدنهی اجتماعی اصلاحات و برخورد اروپا و آمریکای با احمدینژاد و با ماجرای پروندهی اتمی و مسالهی موسویان و وضعیت عراق و حمله به لبنان و محاصرهی غزه و خلاصه همهی تجریبات این چند ساله، من و خیلیهای دیگر را از آن حباب کوچک ذهنی که در آن زندگی میکردیم بیرون آورد و تکانی به ما داد تا از آن خوشخیالی بیرون آورد که فکر میکردیم اصلاحات یک حرکت خودجوش مردمی بود و هدفش تنها اصلاح انحرافاتی پیش آمده در انقلاب، نه نابود کردن قدم به قدم آن و تمام دستاوردهایش.
فکر میکنید آمریکا به یک حزب سیاسی که آدمهایش مثلا از چین پول و حمایت معنوی بگیرند و قانون اساسی آن را زیر سوال ببرند و بعد هم سروکلهی همهشان پس از چهار سال از ناف پکن و در حال مشاوره دادن به چینیها برای روشهای بهتر نابود کردن آمریکا پیدا شود، اجازه خواهد داد در انتخابات شرکت کند؟ تنها تفاوت آن است که در آمریکای بقول اکبر گنجی، مهد دموکراسی، مکانیزمهای این فیلتر و غربال کردن فرق دارد و در اصلش هیچ فرقی با ایران ندارد. (مثلا به تحریمهایی که آمریکا علیه دمشنانش وضع کرده دقت کنید که یکی از مهمترین مکانیزمهای کنترل منابع مالی کسانی است که میخواهند وارد رقابت انتخاباتی شوند.)
خلاصه اینکه آن گروهی از اصلاحطلبانی که مشروعیت جمهوری اسلامی را زیر سوال نبرده بودند به رهبری کروبی در انتخابات حی و حاضر هستند و هیچ هم بعید نیست که درصدی از آنها وارد مجلس شود و گوناگونی مجلس دورهی آینده را بیشتر کند. دم کروبی هم گرم که با وجود اینهمه فشاری که از همه طرف رویش هست، وا نداد و ایستاد تا ثابت کند که اصلاحطلبی با سرنگونیطلبی فرق دارد. (البته به نظر من خیلی خوشخیال است که فکر میکند میتواند احمدینژاد را در دور بعد ریاست جمهوری شکست دهد.)
یک نکتهی خیلی مهم این وسط هست که لاریجانی خیلی خوب آن را دیده بود و آن اینکه نباید کاری کرد که اصلاحطلبی نقطهی مقابل اصولگرایی دیده شود. برای همین کاش بعضی از گروههای اصطلاحا اصوالگرا میآمدند و خودشان را در گفتمان اصلاح تعریف میکردند تا این اسمهای ربوده شده را از دست ربایندگان نجات دهند.