نمیخواستم دربارهاش چیزی بنوبسم. ولی الان دیدم که آرش آبادپور (کمانگیر) به کمک رفقای اسراییلی دستراستیاش حسابی دارد روی آن ویدیوی قلابی و ساختگی که در آن دو بازیگر آماتور در لباس مثلا نیروی انتظامی دارند یک جوانی را که موهایش بلند است اذیت میکنند و ظاهرا آن را با وسایل جوشکاری میسوزانند مانور میدهد.
ولی الان دیدم که به کمک ژولین پن، که قبلا در سازمان خبرنگاران بدون مرز بود و الان رفته در کانال فرانس ۲۴ و از آنجا همان پروپاگاندای ضد ایران، روسیه، کوبا، سوریه و ... را ادامه میدهد، این ویدیو را در صفحهی اولش گذاشته و حسابی دارد برایش تبلیغ میکند، همانطور که در شغل قبلیاش میکرد.
این ویدیو نمونهی جدیدی از کارهای سبک مجاهدین خلق است که ظاهرا سلطنتطلبها هم آن را یاد گرفتهاند و چند وقت پیش هم یک مدل دیگرش آمده بیرون که در آن مثلا چند افغانی به یک ایرانی تجاوز میکردند و میخندیدند و اینها. این یکی حتی بیشتر از آن مسخره و ساختگی است.
آخر مگر شهر هرت است که کسی بتواند وسط کلانتری و در روز روشن، بدون اینکه صورتش را بپوشاند و با لباس و درجهاش و با خونسردی بخواهد آن هم جلوی دوربین با کسی چنین کاری بکند؟ اصلا مگر کسی تا حالا در عمرش دستگاه جوشکاری دست یک پلیس ایرانی دیده که حالا بخواهد از آن برای سوزاندن موی کسی استفاده کند؟ اگر قرار است موهای طرف را بچینند، که خب با قیچی راحت تر است. اگر هم قرار است شکنجهاش بدهند، که با سوزاندان مو کسی شکنجه نمیشود، چون هیچ دردی ندارد.
در شرایطی که پلیس ایران بخاطر رقابتهای حزبی و جناحی به شدت زیر بازرسی است و مثلا کسی مثل رییس پلیس تهران را بخاطر تخلف از قانون دستگیر و مجازات میکنند، با چه انگیزهای دو درجهدار نیروی انتظامی باید بدون نگرانی از اینکه شغلشان را از دست بدهند جلوی دوربین چنین کاری را بکنند؟
این ویدیو و نمونههایش مشابهش که احتمالا به عنوان یک مدل به زودی در خواهند آمد، یک دروغ بیشرمانه بیش نیست و کاملا هم معلوم است چرا ساخته شده و توسط امثال آرش کمانگیر (با توجه به خدماتی که به دشمنان وطنش میدهد، چقدر این اسمش با مسما است) و موجودات بیشرف دیگری مثل او با این وقاحت بیمانند بخاطر ۱۵ دقیقه شهرت و یک مشت دلار بیارزش در اینترنت پخش میشود. لابد امروز و فردا هم در صدای آمریکا صدها بار پخشش میکنند، که «آی، ببینید این ملاها چقدر وحشی هستند. باید با جنگ یا تحریم اینها را نابود کنیم.» نوریزاده هم لابد باز جلوی دوربین اشکی میریزد و روضهی بیرحمیهای سعید امامی در سونای زعفرانیه را میخواند و به مرجع تقلید قلابیاش «آیت الله العظمی» کاظمینی بروجردی سلام میفرستد. چشمهایمان را باز کنیم.
تکمیل:
- جالب اینجاست که همین مهندس آرش آبادپور تمام وبلاگش برای این است که اگر مثلا ایران موکشی به هوا فرستاد یا مثلا هواپیمایی ساخت یا کاری کرد، این آدم برود و به زور ثابت کند که این عکسها قلابی است و ایران دارد دروغ میگوید. اسم خودش را هم میگذارد کمانگیر که یعنی من خیلی وطنپرست و ضد عربم!