از کرباسچی زیاد خوشم نمیآید و بخاطر دیدگاههای اقتصادی کاپیتالیستیاش، او و همفکرانش را از بزرگترین خطرات برای موجودیت جمهوری اسلامی میدانم. ولی از اینکه در مصاحبهاش با رادیو فردا قشنگ سرتاپا رید به هیکل این رادیو و صدای آمریکا خیلی خوشم آمد. کسانی که از مصاحبهی پیرموذن تازهبهدورانرسیده و ذلیل با صدای آمریکا دفاع میکنند، باید مصاحبهی کرباسچی گوش کنند تا بفهمند یک ایرانی چطور باید جلوی کسانی که ۳۰ سال است کمر به نابودی مردم و کشورش بستهاند (و البته هر کشور دیگری که جلوی این قلدری مقاومت کند)، بایستد و از استقلال و شرفش دفاع کند. خاک بر سر پیرموذن و مدافعش حقیقتجو که این قدر مفت مردم و استقلال مملکتشان را به آمریکاییها فروختند. فقط کاشکی کرباسچی همین مخالفت با عدم دخالت خارجی را با «روز» هم که از نظر اپوزیسیون بودن و تامین مالی توسط دولت متخاصم با ایران (هلند یکی از مهمترین پشتیبانان جنگ اقتصادی علیه ایران است) نشان میداد و با آنها هم در مصاحبهاش همین طور حرف میزد.
• • •
امسال واقعا آقای خامنهای خوب رابطهی بین شورای نگهبان و اصلاحطلبان را مدیریت کرد. نه با دخالت مستقیم در ماجرای صلاحیتها خودش را آورد پایین، و نه اجازه داد که جنتی یک تنه هرکار خواست در شورای نگهبان بکند. نتیجه هم این شد که میزان مشارکت از مجلس قبل بالاتر رفت، هیچ گروه موثر و مهمی انتخابات را تحریم نکرد، و در عین حال اصلاحطلبان هم در رقابت آزاد شکست خوردند. البته هنوز هم بهانهی رد صلاحیت را خواهند گرفت، ولی به هر حال بقول فرخ نگهدار بر اساس قانون انتخابات این افراد بخاطر مخالفت عملی با ساختار حکومت در ماجرای تحصن و مسایل قبلتر از آن صلاحیتشان را از دست داده بودند. ولی خب، اگر بچههای خوبی باشند فکر کنم در انتخابات مجلس بعدی بخشوده شوند. ولی عمرا اگر باز هم رای بیاورند. مگر یادمان نیست که در انتخابات دوم شورای شهر تهران بهترین آدمشان تاجزاده هم نتوانست وارد شورای شهر شود؟ آن موقع هم رد صلاحیت بود؟ حتی نهضت آزادی و چهمیدانم محسن سازگارا هم نامزد شدند، ولی رای نیاوردند. برای همین من واقعا فکر میکنم رد صلاحیت مشارکتیها بخاطر ترس از رای آوردنشان نبود. بلکه تنبهی بود که باید بخاطر به چالش گرفتن مشروعیت حکومت میشدند.
• • •
دروغنامهی حسین باستانی، «روز»، که اصولا بخاطر راه انداختن جنگ روانی علیه دولت احمدینژاد با بیش از هفتصدهزار یوروی هلندی راه افتاده است، چند روز پیش با یکی از چندین اسم مستعاری که خودش یا رفقایش دارند گزارشی منتشر کرد دربارهی اینکه حسابهای آیتالله بهجت بخاطر اختلاف نظرش با آیت الله خامنهای مسدود شده است. چند روز بعد پسر آقای بهجت به صراحت این موضوع را تکذیب کرد و گفت که «تاكنون هرگز حساب بانكي وجوهات شرعي حضرت آيتالله بهجت مسدود نشده است... اين شايعه، كذب محض است و اصل ندارد.» حسین باستانی حتی شرافت ندارد تا دروغش را تصحیح کند.
• • •
حمایت اسانلو از داخل زندان از لیست اصلاحطلبان و «یاران خاتمی» برای انتخابات مجلس هشتم خیلی جالب بود. فکر کنم بهترین نشانه از قلابی بودن اسانلو و کل آن ماجرای اعتصاب باشد که شاید مارکسیستهای ضد خاتمی را هم دربارهی اصالت پدیدهی اسانلو به شک جدی بیندازد. درست همانطور که جنبش کارگری در ونزوئلا یک دفعه میشود دشمن درجهی هوگو چاوز که یکی از سوسیالیستترین رهبران سیاسی دنیا است، منصور اسانلو قاعدتا چپ هم یک دفعه میشود طرفدار اصلاحطلبان که اصولا از نظر اقتصادی در تئوری و عمل بزرگترین طرفداران سرمایهداری و بازار آزاد بودهاند. دنیای جالبی است.
• • •
از بین نمایندگان این دوره من به یک نفر خیلی امیدوارم و فکر میکنم که در صراحت بیان و صداقت و استقلال رایاش تبدیل به پدیدهای حتی محبوبتر از عماد افروغ (که به نظرم از آن اواسط کار بیشتر دنبال شهرت و مخافخوانی افتاد تا کمک صادقانه به بهترشدن امور مملکت) خواهد شد: روح الله حسینیان. میدانم که خیلیها از او بدشان میآیند. خودم هم همینطور بودم تا اینکه آرام آرام از آن ماجرای چراغ کمی فاصله گرفتم و به حرفهایش گوش دادم و دیدم بیچاره نه تنها آدم بدی به نظر نمیآید، بلکه کلی هم حرف حساب میزند که کسی این روزها جرات گفتنش را ندارد. حتی اگر به ماجرای چراغ هم بدون تعصب نگاه کنیم واقعا مگر حسینیان چکار کرده بود؟ بیچاره آدم که نکشته بود، فقط گفته بود که عاملان قتل نویسندگان و مخالفان ایرانی همه از نظر سیاسی یک جور نبودند و در بینشان موسوی یک اصلاحطلب مورد حمایت خاتمی بوده است. این را هم هیچوقت کسی تکذیب نکرد و فقط یک دفعه به مدت چند ماه این حسینیان بدبخت و تلویزیون و لاریجانی را به طوفان فحش و فضیحت گرفتند. چرا؟ بخاطر یک خط تحلیل مبتنی بر اطلاعاتی که هرگز هم تکذیب نشد. خلاصه من با این آدم حال میکنم و فکر میکنم به زودی نظر شما هم دربارهاش عوض شود.