برای اشتراک ایمیل‌تان را وارد کنید: یا به این نشانی یک ایمیل بفرستید: EditorMyself-subscribe@googlegroups.com
  لينک‌دونی هفته
Excerpt: Houshang Amirahmadi is a lobbyist for Democrat-leaning American corporation who want to return to the Iranian energy and other markets. He is a nice man, but in no way a supportive of the Iranian revolution or else. He is just a businessman with some influential friends within the Democratic party.

اگر می‌خواهید فرق خاتمی و احمدی‌نژاد را متوجه شوید به سفر هوشنگ امیراحمدی به ایران توجه کنید که پس از ده سال، و در نتیجه‌ی تضمین شخصی احمدی‌نژاد صورت گرفته است. احمدی‌نژاد هر چه باشد مثل خاتمی دورو و ترسو نیست. متاسفم که این را می‌گویم، ولی منی که زمانی برای خاتمی احترام زیادی قايل بودم روز به روز از او بیشتر ناامید می‌شوم.

از نظر شخصیتی، آن ماجرای دست دادنش با خانم‌ها در ایتالیا خیلی چشم من را باز کرد. اگر خاتمی ریاکار و دورو نیست، پس چرا در بیرون از ایران یا داخل آن دوچهره دارد. چرا جلوی دوربین و پشت دوربین رفتارش اینقدر تفاوت دارد. اگر هم ترسو نیست، پس آن تکذیب کردن‌های ذلیلانه و جعلی خواندن ویدیویی که ده‌ها هزار نفر تمام آن را دیده‌اند، برای چه اتفاق افتاد؟

این ماجرا خیلی نظر من را راجع به صداقت و شهامت این آدم عوض کرد و واقعا از چشمم افتاد. در عین حال نشانه‌ای است از اینکه چقدر خاتمی با توجه به این ریاکاری و بزدلی‌اش به دیگران سرویس داده است. حتی اگر قبول کنیم که او به اصول انقلاب وفادار است (که من حالا در آن حرف جدی دارم، بخصوص از نظر فلسفی و تئوریک)، شخصیت ضعیف خاتمی باعث شده بود که یک سری از خطرناک‌ترین آدم‌ها با خطرناک‌ترین ایده‌ها پشت او جمع شوند و او را به هر سمتی که خواستند ببرند.

ولی احمدی‌نژاد این طور نیست. درست است که من در این مدت به این نتیجه رسیده‌ام که برخلاف چیزی که جار می‌زنند و من هم قبلا فکر می‌کردم او از نظر نظری و فلسفی خیلی بیشتر از خاتمی به راه خمینی و اصول انقلاب (بخصوص از نظر یعنی مبارزه با فقر و فساد مالی، مقاومت در برابر استعمار و تفکر استعمارزده، تلاش برای خودکفایی علمی و صنعتی و...) نزدیک است، ولی تفاوت شخصیتی‌اش هم با خاتمی بسیار زیاد است. و همین به او اعتماد به نفسی می‌دهد که بقول امیراحمدی با آمریکا شدیدا مخالف است، ولی با او حاضر است گفتگو کند. ولی خاتمی با آن همه تمایل آشکار و نهانش به آمریکا و فلسفه‌ی سیاسی و اقتصادی پشت آمریکا، جرات دیالوگ با آن را ندارد.

ولی چند نکته‌ را هم باید راجع به آقای امیراحمدی و پروژه‌ی رابطه‌ی ایران و آمریکایش بگویم. با اینکه او را در دو،‌سه باری که دیده‌ام از نظر شخصی آدم مهربان و منصفی یافته‌ام، ولی نباید خودمان را درباره‌ی طرز فکر و پروژه‌اش گول بزنیم. مهمترین دلیلی که احمدی‌نژاد به او اجازه‌ی برگشت به ایران داده است این است که می‌خواهد رییس جمهوری برای همه‌ی ایرانیان باشد. وگرنه او خوب می‌داند که امیراحمدی کیست و دنبال چیست و همفکرانش کیستند.

اینکه امیراحمدی‌ دارد خودش را به احمدی‌نژاد می‌چسباند بیشتر برای این است که مثلا به آمریکایی‌ها نشان بدهد که اگر می‌خواهد تعاملی با ایران بکنند از طریق امیراحمدی باید بکنند، چون او با خود احمدی‌نژاد بطور مستقیم کانال ارتباطی درست کرده است. چند تا مساله‌ی دیگر هم هست:

اولا که امیراحمدی یک کاپیتالیست دوآتیشه است و ایرانی که او می‌خواهد زمین تا آسمان با چیزی که مردم بخاطرش انقلاب کردند فرق دارد. از همین حیث هم دیدگاهش شدیدا با احمدی‌نژاد متفاوت است و بیشتر به رقبای او مثل رفسنجانی و قالیباف نزدیک است.

دوم اینکه شغل آقای امیراحمدی این است که برای شرکت‌های نفتی آمریکایی لابی می‌کند و مشاوره می‌دهد. یعنی از آنها پول می‌گیرد تا مثلا برود و ببیند با استفاده از روابطی که در ایران دارد چطور می‌تواند مثلا فلان قرارداد شرکت نفتی آمریکایی را با حکومت ایران جوش بدهد. بیشتر تلاشی هم که برای برقراری روابط دیپلماتیک بین ایران و آمریکا و بر ضد تحریم‌های آمریکا ضد ایران می‌کند، برای آن است که شرکت‌های نفتی آمریکایی بتوانند در ایران سرمایه‌گذاری کنند.

اگر به اعضای هیات مدیره‌ی سازمان لابی امیراحمدی نگاه کنید، می‌بینید که خیلی‌هایشان روسای شرکت‌های بزرگ تجاری نفتی یا غیرنفتی آمریکایی هستند. (مثلا مدیر عامل هالیبرتون، مدیرعامل بویینگ، مدیر روابط دولتی شرکت کونکو، مشاور ارشد شرکت شوران، و...)

سوم اینکه امیراحمدی بسیار به حزب دموکرات آمریکا و آدم‌های تجاری،‌سیاسی و امنیتی آنها نزدیک است و در حزب جمهوری‌خواه آمریکا تقریبا هیچ نفوذی ندارد. از همین حیث به بخش دموکرات اپوزیسیون ایرانی که رابطه‌ی خیلی گرمی هم با دولت رفسنجانی و خاتمی داشت نزدیک است. یعنی آدم‌هایی مثل عباس میلانی و هاله اسنفدیاری و ری تکیه و تریتا پارسی و کریم سجادپور و علی شاکری و از یک طرف و از طرف دیگر هم کارگزاران و مشارکتی‌ها و صادق خرازی و پسران رفسنجانی و شیرین عبادی و بيژن خواجه‌پور و سیامک و باقر نمازی و خلاصه کسانی که من اسمشان را می‌گذارم رفسنجانیست. (مثلا در دفاع از اسفندیاری در مصاحبه‌ای با دويچه وله رسما می‌گوید ایران به دوران سعید امامی برگشته است.)

ولی از آنجایی که حدس می‌زند به زودی ریاست جمهوری آمریکا دوباره به دست دموکرات‌ها بیفتد، یک دفعه به تکاپو افتاده است که در ایران هم نفوذ خودش را از تکنوکرات‌های کاپیتالیست رفسنجانی و خاتمی فراتر ببرد و با اصول‌گرایان هم کانال‌هایی ایجاد کند.

برای همین هم اپوزیسیون ایرانی نزدیک به جمهوری‌خواهان آمریکایی (یعنی بیشتر سلطنت‌طلب‌ها و همینطور رجویست‌ها که الان بخاطر داشتن دشمن مشترک با هم در مواردی همکاری هم می‌‌کنند و آدمی مثل حسن داعی الاسلام نتیجه‌ی این همکاری است) خیلی با امثال امیراحمدی و تریتا پارسی و رفقایشان دشمن است و سعی می‌کند آنها را تحت عنوان لابی‌ایست‌های جمهوری اسلامی بی‌اعتبار کند و هزینه‌ی حمایت دموکرات‌ها را از آنها بالا ببرد.

نمی‌خواهم بگویم امیراحمدی هیچ عرق ملی ندارد و اینها، بلکه می‌خواهم توضیح دهم که شغل او و انگیزه‌ای اصلی او از این فعالیت‌های سیاسی بیشتر چیست.

تکمیل:
* برای بیشتر آشنا شدن با هدف امیراحمدی از نزدیک شدن به احمدی‌نژاد این تکه‌ را از مصاحبه‌اش با دویچه وله بخوانید:

خانم اسفندیاری فعالیت‌هایش را در زمان دولت كلینتون شروع كرد و آن موقع آقای خاتمی سركار بود. بعد هم كه بوش آمد هنوز آقای خاتمی بود. خانم اسفندیاری می‌گفت خاتمی رفرمیست است و می‌تواند در ایران تغییر ایجاد كند، بنابراین ایرانیان رفرمیست را تشویق می‌كرد و به مركز می‌آورد تا صدایشان را به گوش آمریكاییان برساند. بعد كه بوش سركار آمد، دیگر محافظه‌كاران جدید سركار بودند. اینها خیلی از كارهای خانم اسفندیاری خوششان نمی‌آمد و نقد می‌گذاشتند. از طرف دیگر، یكدسته ایرانی‌ها هم بودند كه می‌خواستند حكومت سرنگون شود و بین جناح رفرمیست و راست حكومت فرقی نمی‌گذاشتند. بنابراین از این كه خانم اسفندیاری با جناج رفرم نزدیك است و می‌خواهد آنها را عمده كند، خوششان نمی‌آمد.

این را هم بگویم كه خانم اسفندیاری در چند مورد سعی كرد از جناح راست هم كسانی را به آمریكا بیاورد اما موفق نشد. ایشان هر كس را كه آورد، تقریبا رفرمیست و مخالف دست‌راستی‌های حكومت ایران بود. مشكل اساسی خانم اسفندیاری از اینجا شروع شد. پلی كه ایشان زد، بین جناح رفرمیست ایران و آمریكا بود نه بین ایران و آمریكا. اشتباه بزرگ ایشان این بود كه متوجه نشد كه باید جناح راست را به هر قیمتی شده وارد میدان كند وگرنه كارش، آینده درخشانی نخواهد داشت. چوبی كه خانم اسفندیاری می‌خورد، به نظر من به همین خاطر است. جناح راست ایشان را مبلغ جناح رفرم می‌داند.

* متن مصاحبه‌اش با مهمترین تریبون رفسنجانیست‌های داخل ایران ، یعنی «شهروند امروز»‌ را هم بخوانید:

وی که با شهروند امروز گفتگو می کرد، تصریح کرد: بعد از 10 سال که دولت آقای خاتمی به بهانه های واهی مرا از حضور در ایران منع می کرد، آقای احمدی نژاد درخواستم برای حضور در ایران را پذیرفت و من به این سفر آمدم .

امیراحمدی گفت: ده سال بود که به ایران نیامده بودم. آخرین بار تابستان سال 1997 بود که به ایران آمدم و سال بعد از آن که می خواستم به ایران بیایم، اتفاقات کوی دانشگاه تهران رخ داد و متاسفانه برخی مطبوعات در ایران آن ماجرا را به من ربط دادند و بعد از آن هم به واسطه طرح بحث جامعه مدنی توسط من، اصلاح طلبان را مرتبط با من خواندند؛ بنابراین امکان آمدن دوباره به ایران از من سلب شد.

وی افزود: از سال 1997 به بعد در رابطه ایران و آمریکا فعال شدم و در سال 2000 خانم آلبرایت را آوردم تا از ملت ایران به خاطر کودتای 28 مرداد 1332 عذرخواهی کند. اما عکس من را با خانم آلبرایت در روزنامه ای به صورت پیاپی در 9 شماره چاپ کردند و به عنوان مامور ویژه آمریکایی ها معرفی ام کردند. بنابراین من در این سال ها نتوانستم به ایران بیایم تا اینکه در جلسات دیدار و گفت و گویی که با آقای دکتر احمدی نژاد داشتم و خصوصا در آخرین دیدار ما که در سپتامبر گذشته و در سفر ایشان به نیویورک صورت گرفت، در این باره گفت و گوهایی شد. تا اینکه چندی پس از آن سفر، آقای احمدی نژاد طی یادداشتی از من خواستند که به کشور بازگردم و هماهنگی های لازم را با برخی مقامات نیز انجام دادند.

امیر احمدی گفت: من هم پیرو آن نامه آقای احمدی نژاد و ترتیباتی که داده شده بود، راهی ایران شدم . از آقای دکتر احمدی نژاد هم بسیار تشکر می کنم که به من لطف کردند و پا را وسط گذاشتند و بانی این اتفاق شدند.

وی درباره روابط ایران و آمریکا نیز گفت: متاسفانه سیاست ایران برای آمریکا و سیاست آمریکا برای ایران، هیچ گاه شفاف نبوده است. وقتی مقام معظم رهبری در یزد سخنرانی می کنند و می گویند که ما همیشه نمی توانیم دشمن باشیم اما رابطه شرایطی دارد، این سخن را در آمریکا آن گونه که باید تفسیر نمی کنند. کار من بیان واقعیت این دیدگاه ها و جلوگیری از تفسیرهای مغرضانه است.

به گفته ی امیر احمدی ، متاسفانه بخش زیادی از مسائل میان ایران و آمریکا، مبتنی بر واقعیت نیست و افسانه است. مسئله تروریسم واقعا یک افسانه است. برای اینکه ایران در جریان های تروریستی نقشی نداشته است. نه حزب الله و نه حماس هیچ کدام تروریست نیستند و دو نیرویی هستند که از ملت و کشور خود دفاع می کنند، بنابراین کمک به آنها هم کمک به تروریسم نیست.

وی اظهار عقیده می کند که آقای احمدی نژاد از زمانی که رئیس جمهور شد و تاکنون، بیش از هر رئیس جمهوری در گذشته سعی کرده است قفل این رابطه را باز کند. مشکل آقای احمدی نژاد با اسرائیل است و نه با آمریکا.

وی افزود: آقای احمدی نژاد حتی پیشنهادهای بسیار خوبی هم به آمریکایی ها داده است. پیشنهاد مذاکره مستقیم با بوش را داده است. پیشنهاد داد که پرواز هواپیماهای ایران به صورت مستقیم و از تهران به نیویورک باز شود. برای اولین بار در زمان آقای احمدی نژاد بود که مذاکره ایران و آمریکا درباره عراق انجام شد. آن گاه آقای احمدی نژاد لزوما بازتر نیست بلکه شجاعانه تر است. یک وقت هست که شما می گوئید آمریکا کشوری امپریالیستی و زورگو است ولی ترسی هم از مذاکره با آن نداریم. آقای احمدی نژاد چنین دیدگاهی دارد و نمی گویم که نگاه بازتری نسبت به آقای خاتمی در برخورد با آمریکا دارد.

آقای خاتمی می گفت که شما اگرچه آدم های خوبی هستید، ولی ما نمی توانیم با شما حرف بزنیم. آقای احمدی نژاد می گوید که شما آدم های بدی هستید ولی ما با شما حرف می زنیم. آقای خاتمی حتی در سازمان ملل در عکسی که کلینتون هم در آن بود، حاضر نشد بایستد.


سردبیر: خودم و لینکدونی‌اش را هر روز با ایمیل دریافت کنید.
تازه درهمين باره:



دوستان و آشنايان

«نوه‌ی غلامرضا تختی»
«خوابگرد»
«هوشنگ دودانی»
«گناهکار»
«ایرانی طعنه‌آمیز»
«کریم ارغنده‌پور»
«پسر فهمیده»
«هادی خرسندی»
«مسعود بهنود»
«امور ایران»
«حاجی واشنگتن»
«روزنامه‌نگار ممسلمان»
«آرش «کمانگیر» آبادپور»
«حسین نوش‌آذر»
«نگاه نو»
«نگاه نو»
«میرزا»
«عرب عصبانی»
«نانا»
«تبعیدی عصبانی»
«ملکوت»
«یک پزشک»
«ایمیان»
«مهستی شاهرخی»
«من راه نشین»
«حامد قدوسی»
«ضدمورچه»
«یک فتحی»
«مرتضی نگاهی»
«سولوژن»
«مارسی نیومن»
«کوروش علیانی»
«از پشت یک سوم»
«عبدالقادر بلوچ»
«بامدادی»
«۴ دیواری»
«دستنوشته‌ها»
«طاها بذری»
«پیاده رو»
«بابک داد»
«فانونایت»
«ناهید رکسان»
«مریم مومنی»
«آهستان»
«محمد نوری‌زاد»
«خط قرمز»
«جواد روح»
یادداشت‌هایی از کابل
خسرو نقیبی
اسماعیل نیوز
یک وحید
پژمان نوزاد
خیاط باشی
شب پیشگویی
لگوماهی
سهند شمس
امنزیاک
صفا در ال.ای
مهدی محمدی
آزادنويس
رزانیات
حسام‌الدین آشنا
گردباد
علیرضا شیرازی
محمود فرجامی
احمد جلالی
۳۵ درجه
میرزا پیکوفسکی
بلوط
مطالعات فرهنگی رادیکال
سبیل طلا
فرنگوپولیس
ف.م.سخن
جوانفکر
مریم اينا
نوک‌تیز
کلنگ کمونیست کارگری
آزاده عصاران
هنوز
روزنه
ابراهیم اسکافی
شکرخواه
موج
آی‌تی.ايران
خبرنگار مسلمان
پاگرد
جواد کاشی
رویای آريایی
خانوم حنا
جمهور
چرک‌نویس
شاخ به شاخ
کافه اندیشه
علیرضا خدابخش
زهرا
کافه ناصری
کتابلاگ
زمستان است
افسون فسرده
مونتاژ انتقادی
مسعود ده‌نمکی
دلبستگی
سینا دیلی
مرد تنها
آچار فرانسه
فروغ
آن سوی دیوار
شنا در شنزار
لات‌لند
کمال
احسان
یک استکاان چای داغ
کیبرد آزاد
حسین پاکدل
حمید مافی
کامپیتور و ارتباطات
سهیل کریمی
آق بهمن
نگارک‌ها
زن نوشت
اکبر منتجبی
شهرزاد
سایه
غلاف تمام فلزی
هادی نیلی
زيتون
توکا نیستانی
خاکریزیسم
دردنوشته‌ها
دانشجوی مسلمان
عباس معروفی
زیتون پرورده
فوکو بلاگ
نقیز
روزها
انتخاب زنان
حمید کریمیان
هپلی
نیما دارابی
نیکی اخوان
محبوبه حسین‌زاده
آرش غفوری
بسیج جهانی
مسیح علی‌نژاد
پویان و سیما
آشپزباشی
لوبيا
پاسداران
دوم دام
لیلی نیکونظر
فریادناممه
پویان طباطبایی
خورشید خانوم
مرصاد امروز
نسل خمینی
حقوق‌دان پاریسی
مریم ابریشم‌کار
نازخاتون
بی‌بی‌گل
فلیسوف مآب رمانتیک
تادانه
بیروت ریپورت
کلاشینکف دیجیتال
کلفه گینزبورگ
جمال
بی اجازه کوچیکترا نه
شبنم طلوعی
امیرعلی قاسمی
نگفتنی‌ها
ایران‌شهر
مشکات
سفره ماهی
سفره‌ماهی
پاک‌نویس
امید معماریان
مازوخیسم محاسباتی
سیبستان
مرصاد
شرح
منبر دات نت
ارزیابی‌های شتابزده
سوگلی ریچارد پرل
لیلا خدابخشی
نسرین افضلی
تکینسون
علی معظمی
عنکبوت
سرزمین آفتاب
آدم و حوا
چخوف منو نديدی؟
سلمان
امشاسپندان
شب‌نامه‌ها
علی مزروعی
حنیف مزروعی
خارج از جعبه
مريم نبوی نژاد
وب‌نگاشت
تبرمرد
ققنوس
بچه‌های سوم تیر
منقل، مخده و پلوراليسم ديني
فالشیست
ddmmyyyy
بازیگر آماتور
شهاب اسفندیاری
فانوس خيال
آینه ایرانی
محمد تاج‌دولتی
معصومه ناصری
انتخاب انسانی
نیما نامداری
مژده
چلـــغوز
پرگلک
پیام یزدانجو
پیام یزدانجو
من و مانی
شبح
کاملیا انتخابی فرد
خودمونی
حرف غریب
راهرو
شادی شاعرانه
و اما بعد
امير حسابدار
پاسداران
ایمان
پاگنده
بارانی آبی
اندیشه امروز
معصومه اتبکار
دفترچه‌ی ممنوع
حسن عابدینی
دیدی گفتم
مه‌زود
میان خطوط
جنگ و صلح
صبحانه
کوچه مدرسه حجتیه
آسمانِ سرپناه
حسام فروزان
حقیقت ایرانی
رازیگر
نیستان
یک وبلاگ ساده
غربتستان
تلخوش
قائم‌پناه
ژرف
یولداش
روزگاری که سپری می‌شود
رنگارنگ
مرمرو
کاپیتان هادوک
خاطرات مشبک
کوچ
افکار خصوصی
سیاحت‌نامه میرزا
روی جاده نمناک
کنج
دلتنگستان
کتابدار
نکته
يوتی‌اف-هشت
بازيگر آماتور
نفیسه مطلق
با شما نيستم
سکتور صفر
پارکينگ
پياله
ايستادن در مقابل باد
مهندس سعيد
يه وجب خاک اينترنت
احسان پريم
مهاجر
افعانستان امروز
از امروز
آذر و آيينه‌اش
بهنود کوچک
وبلاگ گوبا
روزگار من
يادداشت‌های سينمايی
اسپ‌سوار
دنيا دست کيه
نمای تزديک
عصيان
ایگناسیو
کتابچه
علاف تمام فلزی
تن‌تن‌سک
آسمان
یک جعبه شکلات
حرفهایم...
از کانادا
ندای امروز
دنيای يک ايرانی
عمو حميد
احسان و هزاره سوم
روزنگار
وب‌نوشت ابطحی
بزرگمهر حسین‌پور
دندانپزشک
پريشان بلاگ
سياست از نگاه دوم
برما چه گذشت
خاکستری
حرف‌های يک الپر
کاوه شجاعی
کاکتوس تيلا
کاپوچينو
خط سوم
ترزا
آبکش
خبرنگار
نيمه‌شب
صادق الوندی
الپر
صورتک
ساده‌تر از آب
مرتضی و ما
پرنیان
علی قدیمی
الفبا
کلانتر
زوزه
ریویو
فانتازیا
محسن طالب
یلدا معیری
شهروند نصف‌جهانی
اسکورپیو
نعمت احمدی
لباس شخصی
علی خلیق
این مرد
یادداشت‌های فرهنگ
روزهای زندگی‌ام
یک بلاگر
دانشگاه غیرانتفاعی کیش
بچه‌های قلم
یاک
وحید پوراستاد
وب‌نامه
علی‌اکبر قزوینی
پناه
نوشی و جوجه‌هایش
اینجا و اکنون
مهاجرانی
جمیله کدیور
فانوس
صنوبر
پرنوشت
نادر فتوره‌چی
جنبشی استشهادی
بهزاد بلور
اشکان خواجه‌نوری
مصطفی تاجزاده
عباس عبدی
آرش صالحی
مسرت امیرابراهیمی
سبقت
عطا خلیقی
لیلی پوررند
آخوندها از مریخ نیامده‌اند
زرنوشت
گل‌دختر
علیرضا حقیقی
گل‌آرا حمزه
نگاه ایرانی
پاپتی
گوز آن‌لاین
وب‌گشت
لوبیسمم
فاطمه رجبی
نگاه یک ایرانی
کشکول جوانی
هزاران نقطه
ریچارد سمبروک
نامحرمانه
غربت‌نوشته‌ها
رشید اسماعیلی
مجید تفرشی
احمدی‌نژاد
شهیر شهید ثالث
احمد شیرزاد
موشک انداز
مژده غضنفری
ابراهیم فیاضی
نظرات ديگران

«هودر: حرفهات خیلی کلیه و سند و مدرک لازم داره. ولی چیزی که من می‌بینم اینه که دارودسته‌ی فاسد رفسنجانی از مراکز مهم و پول‌ساز بیرون انداخته شده‌اند»

-- یک مافیا رو خیلی سخت می‌شه با مدرک رو کرد، من بر اساس دیده‌ها و شنیده‌هایم حرف زدم.

«احمدی‌نژاد دربرابر خصوصی‌سازی و برنامه‌ی پنجساله و چشم انداز که حاصل فکر رفسنجانیستهاست مقاومت میکنه.»

-- ببین، تو ممکنه آرزوت این باشه که کشورت سردمدار مبارزه با کاپیتالیسم باشه، ولی تا وقتی که این روش، وضع اقتصادی و سیاسی کشور رو خراب کنه، من موافق‌ش نیستم. به نظر من خصوصی‌سازی باعث رشد و بهبود وضع اقتصادی کشور می‌شه و به نظر تو چون به نوعی به رفسنجانی ربط پیدا می‌کنه، بد است و مذموم.

«خودش و الهام هم هنوز همونجا زندگی میکنن که قبلا میکردن.»

-- برای همین بهش می‌گم عروسک خیمه‌شب‌بازی، احمدی‌نژاد فقط یه مهره‌ست، یه مهره‌ای که بتونه پوپولیست‌وار رفتار کنه و رأی مردم فقیر و محروم رو جمع کنه. مردمی که برایشان مهم نیست طرف چقدر تجربه و سواد مدیریت و کنترل کشور دارد، مهم این است که در خانه‌اش مثل خانه‌ی خودشان مثلا ۸۰ متر است و زندگی‌اش مثل خودشان ساده است.

«اینکه سپاه هم همه چیز رو منحصر کرده حرف رفسنجانیست‌هاست برای اینکه رقیبشون رو خراب کنن. باور نکن مگه اینکه سند و مدرکی و عدد و رقمی ببینی.»

-- ببین من دارم وضع زندگی خوم و اطرافیانم رو می‌بینم، از وقتی که این آقا رئیس‌جمهور شده وضع زندگی همه‌ی ما بدتر شده. سفارش کار دیگر وجود ندارد. تحریم‌ها به شدت روی وضع شرکت‌ها و شاغلان آزاد تأثیر گذاشته. تو در یک جامعه‌ی آزاد زندگی می‌کنی و می‌تونی اسناد طرفداران اسرائیل و سازمان‌های مبارزه برای دموکراسی رو از اینترنت پیدا کنی و روی وبلاگت قرار بدی. فکر می‌کنی اسناد مافیای سپاه و انحصاری کردن اقتصاد رو من از کجا می‌تونم برات پیدا کنم؟ می‌خوای بنویسم که همونطور که تو به صرف اینکه فلان و فلان طرفدار اسرائیل هستند راجع‌بهشان تصمیم می‌گیری، من هم بگویم به صرف اینکه سپاه از یک جریان مشخص در انتخابات دفاع کرده، پس واضح است که در آن جریان منافع زیادی دارد؟ بی‌راه هم نیست ها هودر جان، مافیای سپاه قصه نیست، همونطور که مافیای رفسنجای قصه نبود. خر همونه، فقط پالونش عوض شده. اگر از دست دار و دسته‌ی رفسنجانی بیرون آمده، به عهده‌ی سپاه گذاشته شده.

«نظرسنجی‌ها نشون میده که مردم راضی‌تر از قبل هستند درضمن درباره اقتصاد. مثلا نظرسنجی گروه Terror Free Tomorrow رو ببین.»

-- دیده‌های منی که در ایران زندگی می‌کنم با این نظرسنجی فرق می‌کند.

«در ضمن، رفورمیست‌ها توی انتخاباتش شورای شهر دفعه‌ی قبل و این دفعه که آزاد بود مثلا چقدر رای آوردن؟»

-- رأی رفورمیست‌های شورای شهر جدید قابل قبول بود. تعداد برابری از هر دو جریان وارد شورای شهر شدند.

«یا مثلا معین چقدر رای آورد؟ من اگه جای اینها بودم رد صلاحیت نمیکردم که اینا بیان و خودشون ضایع بشن»

-- زیاد مطمئن نباش. همونطور که جریان ۲ خرداد اتفاق افتاد، همچین اتفاقی هم ممکن بود بیفتد. در مورد معین حرفی نمی‌زنم، خیلی از کسانی که آن سال رأی ندادند، به این نتیجه رسیدند که تحریم فایده ندارد.

«البته فکر می‌کنی مثلا برای چی کارگزاران حتی ثبت نام هم نکردند؟ یا مثلا عارف و اشراقی انصراف دادن؟»

-- چون مطمئن بودند امکان رقابت سالم وجود ندارد و همینطور هم شد. با رد صلاحیت‌ها، نماینده‌ها مشخص شدند. دیگر رقابتی نبود که عارف اعتبارش را خرج آن کند، هر چند که اگر می‌آمد حتما رأی می‌آورد.

«هودر: مهم جهت سیاست‌های احمدی‌نژاده که بر عکس ۱۶ سال قبل به سمت یه دولت مراقب‌تر و محافظ‌تره که بیشتر به نفع فقرا و قشر متوسط برنامه میریزه تا پولدارهای شمال تهران‌نشین.»

هودر جان، خانه‌های شمال تهران همچنان ساکن دارند، منتها اگر پولدارهای طرفدار رفسنجانی ازشون بیرون اومدند، پولدارها و بازاری‌ها و سپاهی‌های طرفدار احمدی‌نژاد ساکن اون‌ها شدند. امیدوارم تحت تأثیر شعارهای این عروسک خیمه‌شب‌بازی قرار نگرفته باشی. مافیای اقتصادی هنوز هم هست، منتها دست طرفداران احمدی‌نژاد است. وضع اقتصادی شاغلان آزاد (دقت کن نمی‌گم میلیاردها، صاحبان شاغلان آزاد معمولی) به شدت خراب شده است. همه چی به انحصار دولت و سپاه درآمده. تحریم‌ها وضع اقتصادی درصد عمده‌ای از مردم رو افتضاح کرده.

در ضمن نوشته‌ای «چرا فکر می‌کنی رفورمیستها دیگه هر زوری میزنن هیچ انتخاباتی رو نمیتونن ببرن؟» فکر کنم اگه نظارت استصوابی وجود نداشت، نتیجه‌ی انتخابات به کلی عوض می‌شد. ریز نتایج انتخابات مجلس را دیدی؟ تعداد آرای محافظه‌کاران نسبت به مجلس ششم تغییر چندانی نکرده است، فقط آن یک و نیم میلیونی که به محمدرضا خاتمی رأی دادند، شرکت نکردند و مطمئن باش اگر فردی مثل خاتمی بود حتما شرکت می‌کردند. در تهران فقط ۲۹ درصد رأی دادند. از چی دفاع می‌کنی؟ امیدوارم برگشتن‌ت به ایران چشمانت رو باز کنه. البته اگر انقدر کله‌شق نباشی که محض زیرپا نگذاشتن حرف‌ت قبل از رفتن، حاضر به انعکاس واقعیت‌ها بعد از رفتن نشی.

---------------

• هودر: حرفهات خیلی کلیه و سند و مدرک لازم داره. ولی چیزی که من می‌بینم اینه که دارودسته‌ی فاسد رفسنجانی از مراکز مهم و پول‌ساز بیرون انداخته شده‌اند، احمدی‌نژاد دربرابر خصوصی‌سازی و برنامه‌ی پنجساله و چشم انداز که حاصل فکر رفسنجانیستهاست مقاومت میکنه. خودش و الهام هم هنوز همونجا زندگی میکنن که قبلا میکردن. اینکه سپاه هم همه چیز رو منحصر کرده حرف رفسنجانیست‌هاست برای اینکه رقیبشون رو خراب کنن. باور نکن مگه اینکه سند و مدرکی و عدد و رقمی ببینی. نظرسنجی‌ها نشون میده که مردم راضی‌تر از قبل هستند درضمن درباره اقتصاد. مثلا نظرسنجی گروه Terror Free Tomorrow رو ببین. در ضمن، رفورمیست‌ها توی انتخاباتش شورای شهر دفعه‌ی قبل و این دفعه که آزاد بود مثلا چقدر رای آوردن؟ یا مثلا معین چقدر رای آورد؟ من اگه جای اینها بودم رد صلاحیت نمیکردم که اینا بیان و خودشون ضایع بشن. البته فکر می‌کنی مثلا برای چی کارگزاران حتی ثبت نام هم نکردند؟ یا مثلا عارف و اشراقی انصراف دادن؟

امیراحمدی را از نزدیک می شناسم. این زن باز حیله گر به تنها چیزی که فکر میکند، منافع شخصی است. همین.

"هودر: ببین، تو مثل اینکه زیاد سی.ان.ان می‌بینی. یه کم برو دنبال منابع مستقل‌تر تا ببینی توی قطر و دوبی و ترکیه چقدر اختلاف طبقاتی هست". راستش من گاهی اوقات سی ان ان نگاه میکنم ولی تا بحال برنامه ای راجع به ترکیه یا قطر در سی ان ان ندیدم. ولی به دوبی و ترکیه مسافرت رفتم ایران هم مدت زیادی زندگی کردم. اختلاف طبقاتی همه جا هست. احمدی نژاد هم تا اونجایی که من دیدم چیزی از اختلاف طبقاطی کم نکرده اگر زیاد نکرده باشه. مثلاٌ سه برابر شدن قیمت ملک در تهران فکر نمیکنم خیلی در جهت کم کردن اختلاف طبقاتی باشه. البته نه که احمدی نژاد واقعاً به عمد این کار رو کرده باشه ولی عدم دانش و دگماتیسمش باعث شده نتیجه عکس بگیره. ورای موضع سیاسیمون خوبه که انصاف رو رعایت کنیم وگرنه فرق ما با فاکس نیوز چیه؟

--------------

• هودر: مهم جهت سیاست‌های احمدی‌نژاده که بر عکس ۱۶ سال قبل به سمت یه دولت مراقب‌تر و محافظ‌تره که بیشتر به نفع فقرا و قشر متوسط برنامه میریزه تا پولدارهای شمال تهران‌نشین. ترکیه و دوبی به زودی منفجر می‌شن در اثر این شکاف وحشتناک اجتماعی. اونا سالهاست همون راه پهلوی و رفسنجانی و خاتمی رو دارن به طرز خیلی بدی میرن.

It looks like you have completely lost your mind , how can you defend Ahmadinezhad after all that rubbish he spat out in his Nowruz message? How do you justify a government who cuts arms and legs for whatever reason --------------

• Hoder: I think you're confusing Iran with Saudi Arabia. Maybe it's time for you to visit or at least read more about the country you claim to know about probably after three decades.

دوست گرامم - کافی است یک هفته ای از مطالبت را کسی خوانده باشد تا تشخیص دهد که مقایسه شدن و حتی در یک جمله قرار گرفتن با عباس میلانی و هاله اسنفدیاری و ری تکیه و ... برای (مثلا) تریتا پارسی که فکر کنم اولین بار بود در این جمع حسابش میکردی نمیتواند امری مثبت تلقی شود. اشکال کار هم شاید در همین جاست که تو جسورانه و گاها بی رحمانه میزنی و بعد از اینکه همه راهها را برای مکالمه متقابل و برابر بستی میگویی اگر خلاف این است که گفتم خوب بیایند بگویند! اگر واقعا اینطور فکر میکنی عکس بهشتی مناسب تر از مصدق است اینجا. ولی باز هم برای حفظ سلامت بحث و بعنوان یک سمپات جدید NIAC (بخصوص و بیشتر پس از مطلب تو) دو فرق بارز و اساسی میان دو سازمان امیراحمدی و پارسی را این گونه توضیح دهم: ۱- یکی میهمان رئیس دولت اسلامی در تهران است و دیگری از گردانندگان کنفرانس نقض حقوق بشر توسط این دولت (که بوسیله مجاهدین و سلطنت طلبان با شعار علیه لابی ایستها به هم ریخت) ۲- بودجه یکی - چنان که گفتی - را شرکتهای نفتی آمریکایی تامین میکنند و دیگری بیش از ۸۵ درصد محتاج من و شماست. در پنجاه-هفتاد و پنج- بیست و پنج- یا هر در صد دیگر موارد هم خطوط مشترکی دارند، کما اینکه نویسنده این چند خط هم خطوط مشترکی در آن واحد با حزب توده و احمدی نژاد و مشروطه خواهان و سعید حجاریان و حزب الله لبنان داشته ولی استقلال کامل خود را حفظ میکند.

یازده روزی مسافرم اگر نیازی به توضیح بیشتر بود.

--------------

• هودر: پدرام عزیز. من قبلا هم درباره‌ی تریتا پارسی (بیشتر در لینکدونی) نوشته‌ام و بخصوص راجع به دفاعش از هاله اسفندیاری و همینطور مواضع دیگرش راجع به شرکت در بازی حقوق بشر نوشته‌ام. ولی به نظر من آدم از شرکتهای نفتی بودجه بگیرد شرف دارد به اینکه از NED بودجه بگیرد که همه می‌دانیم ماموریتش چیست. NIAC ظرف این دو، سه سال اخیر بیش از دویست هزار دلار از NED برای آموزش و ظریفت سازی جامعه مدنی در ایران پول گرفته است و راستش را بخواهی به نظر من این حتی از کار امیراحمدی بدتر است. آنها دنبال پول هستند، ولی NIAC دنبال کودتا به سبکی که NED برضد چاوز انجام داد. در ضمن، تو هنوز هم حتی یک نمونه از اخنلاف‌نظرهای تریتا پارسی را با امیراحمدی برای من نیاورده‌ای.

I believe it is better to be yourself than a fan of this or that, you had a much better position a year a go when you were a fair bystander and you were critical to everybody left or right, but at this time you started to side and it seem that you are loosing you independent view, your support of Ahmadinejad and ignoring his serious flaws including his dogmatic Islamic ideology and giving priority to his ideology to welfare of Iranians does not sound fair to educated Iranians. --------------

• Hoder: I have never stopped critiquing hte status quo, no matter what it is, and I think that's what every intellectual has to do. The Islamic Republic of Iran is a turanny of the majority in many ways and I have problems with many things there. But in principle, I think the direction toward a more protective, independent, self-sufficient, free state is a worthwhile. I do have my own critique of the Islamic Republic and Ahmadinejad and Khamenei etc. But now that everyone is just bashing them and discrediting and dellegitimizing the entire revolution, I give a higher priotiy to things I agree with and support, rather than those I disagree. But you can still see my critqiue when it comes to Rafsanjani's brand of capitalism, Jannati's authoritarian views, the state's fear of dissent and difference, etc.

Hi Hoder,

Even if the AIC is created or heavily funded by Oil companies, that doesn't necessarily mean it is a bad institution. In fact I think it is doing waht Iran wants, which is Lobyying to cancel the sanctions. This off cource is benificial to the American Oil companies, but that is not a bad thing. In the absence of super experience American oil companies Iran today is forced to giving contracts to Russain , Italian, etc anyway and since there is not much competition the fees that these companies chanrge is much higher than usual. I myslef have been working for one of these non-American oil companies in Iran and we were charging the NIOC (Nation Oil Company) almost 10 times of what we change for examle our Canadian customers. I don't think the AIC efforts to open the Iran doors for US companies is a bad thing for Iran. You seem to be mixing open buisiness relationship with Imperialism, etc. This is an open world and if US companies want to impose their wills on Iran, they can't because Iran can use other non-American comanies as they do today.

--------------

• Hoder: I never said AIC or Amirahmadi are 'bad.' I actually never use the silly descriptions of 'ggod' or 'bad,' if you area regular read of this blog. What I've tried to say here is that AIC is not primarily a pro-Iran anti-war organisation. It's a lobby group for Democrat-leaning energy and other big corporations to lift the sanctions aginst Iran so they can increase their profits. AIC has no interest in protecting the values of the Iranian revolution or ideals. It's more pro-business than pro-Iran.

هودر خان ببين سلامت باشی¡ اما این استدلال سطحی نيست اتفاقا اگر به ایران بروی انوقت عمق مسايل را حس ميکنی¡ به هر حال منظو رم کوبيدن کسی نيست و به این حرفم اعتقاد دارم کما اینکّه من که در اروپا هستم ميدانم که اینجاا هم انقدر ها هم که ميگن بی نقص نيست و خيلی مسايل دارند. ضمنا من هم اگر ميتوانستم همين فردا بر ميگشتم¡ اما اینها با من پير مرد که 30 سال پيش چپ بودم مشکل دارند¡ تا حدی که به يکی از دوستان که برای يک دوره به المان امده بود و ميخاست به من سری بزند¡ گفته بودند که اگر پيش فلانی بروی اخراج ميشوی و ولت نميکنيم. به نظر من این از ضعف رژيم است. مرسی که وقت ميزاری و جواب ميدی

---------------

• هودر: مرسی از شما که کامنت میگذارید. من پیشنهاد می کنم شما هم برگردید. برگشتن به ایران و مردمش می‌ارزد به اینکه آدم کمی سختی بکشد. دیگر هم که از آن خشونت‌ها و بی‌قانونی‌های اول انقلاب خبری نیست. حرف زیاد می‌زنند. ولی مجازات کردن کسی که سی سال پیش عضو یک گروهی چیزی بوده است هیچ فایده‌ای برای جمهوری اسلامی ندارد. تازه معلوم نیست این حرف را چه کسی زده است. آنجا ممکلت من و شما است و حق‌مان است که برگردیم و در کنار مردممان زندگی کنیم. خیلی‌ها از خارج‌نشین‌هایی که می‌خواهند برگردند بیشتر از دوستان تبعیدی‌شان و حرف و سخن آنها می‌ترسند تا رفتاری که ممکن است جمهوری اسلامی با آنها بکند. چون تمام رشته‌هایشان درباره‌ی جمهوری اسلامی پنبه می‌شود اگر برگردند و کاری‌شان نداشته باشند و آن وقت مجبورند از لباس اپوزیسیونی‌شان خارج شوند.

کسانی که در خارج از کشور زندگی ميکنن و به نفع جمهوری اسلامی مينويسند حرفشان مفت گرونه اگر به ایران رفتی و بعد از يک سال همين عقيده را داشتی ان وقت ميگم راست ميگی دمت گرم. شما شراب ناب ميزنين و تحليل ميدين. جمهوری اسلامی حکومت سرمايه داری است انهم از نو ع خيلی ظالمانه

-----------------

• هودر: من دارم برمیگردم ایران تا جلوی این جور استدلالهای سطحیرو بگیرم. حالا ببین یه سال دیگه من فرقی اساسی می‌کنه نظراتم یا نه. جمهوری اسلامی هم ۱۶ سال کاپیتالیستی بود، الان اگه رفسنجانیست‌ها و موتلفه‌ای‌ها بذارن، احمدی‌نژاد ممکنه بتونه یه کارهایی بکنه که سیستم کمی عادلانه‌تر بشه.

Hi, Out of the 44 boad of director and advisory council members only 5 of them are from oil companies and 2 of them are retired or former employees. How did you then conclude that this group is a lobyst for oil companies? Besides how can one encourage the suppprt of non-Iranian Americans for opening dialog and better relationship with Iran, without them having any motivation? some of them are motivated by lucrative oil contracts that is by the way welcomed by Iran, since Iran does not have resources and expertise in developing all identified potential oil fileds. So I completely disagree with you that the AIC group is after Iran's oil. I think they have gathered a bunch of peeople taht for various reasons like a better relationship with Iran, not necesssarily a imperialist relatioship. Some of them are motivated by potential business with Iran, some are human right activists, some are nationalists, etc..

-----------------

• Hoder: I didn't say only oil companies. I said big American corporations, including some major oil companies. AIC is founded to lobby for bringing back Haliburton, Boing, Concoe, Chevron, etc. I wasn't born yesterday, Sir or Madam. How do you think AIC is being funded and by whom? That's how all lobby groups in the US work and there is nothing illegal abuot it based on the U.S. laws. Even though personally I think it's a shamefully corrupt and unethical system.

خیلی وقت بود مطلبی به این حد چرت و پرت نخونده بودم. مجبوری بنویسی؟ -----------------

• هودر: مرسی که بهرحال وقت گذاشت و کامنت پای چنین مطلب چرت و پرتی فرستادی.

فرموده اید: باید دید احمدی‌نژاد چقدرش رو و چطور تکذیب کرده...راجع به یک حرف است، نه یک عمل...ولی اینکه خاتمی بیاد به عنوان یه مسلمون یه کار از نظر خودش حرام بکنه و بعد اون رو حاشا کنه خیلی فرق داره

دوست عزیز، به نظرم تکذیب یک عمل به مراتب شرافت مندانه تر از تکذیب یک اعتقاد و باور است. فرض کنیم شما در ایران باشید و مشروب خور باشید، در یک مصاحبه ی کاری از شما می پرسند که آیا مشروب می خورید یا نه. شما می توانید شجاع باشید و راستش را بگویید یا بترسید و دروغ بگویید. اما اگر مخالف ولی فقیه باشید و مصاحبه گر نظر شخصی شما را در باب این اصل بپرسد و شما بگویید که به نظرتان مترقی ترین اصل قانون اساسی است، این دیگر اسمش زبونی و پست فطرتی است و نه ترس.

اگر احمدی نژاد معتقد است که هاله ی نور دیده، باید به آن افتخار کند. این که از ترس ریشخند مردم اعتقاد خودش را تکذیب کند یعنی این که حرف مردم از اعتقادش برایش مهم تر است.

مثلاً من مذهبی نیستم، اما حالم از مذهبی هایی که می خواهند "برای ارائه ی یک چهره ی مدرن از اسلام" حجاب زنان را از اسلام خارج کنند به هم می خورد.

خوشحال می شوم نظرتان را بدانم

-----------------

• هودر: حالا آخرش چی میخوای بگی؟ اینکه احمدی‌نژاد کلا ریاکار و دروغ‌گوست؟ باشه. این رو مردم خودشون می‌فهمن و فهمیدن. چرا فکر می‌کنی رفورمیستها دیگه هر زوری میزنن هیچ انتخاباتی رو نمیتونن ببرن؟

حسین جون سلام من دو سالی بود که به سایتت سر نزده بودم. امروز وقتی حرفاتو خوندم خیلی شوکه شدم. باورم نمیشد. آخه یه آدم حسابی تو کانادا، حالا تو پاریس از عشقش به احمدی نژاد و دوست دخترش و ... میگه. پس خانومت چی شد؟ حتماً اون پشتا یه خبریه. حرفات که ارزش جواب دادن نداشتن، تنها چیزی که برام جالب بود، این بود که شکل روزنامه نگاریت تاثیر گذاره (نمونش گذاشتن عکس مصدق) و اگه خواننده داشتی، خیلی از صدا و سیما میتونستی مؤثرتر باشی. حالا سؤال اینه که چرا این آخوندا تو رو هم فیلتر کردن؟ (شاید چون میدونن که همه فیلترشکن دارن!!!) با دیدن سایتت یاد اون دعای قدیمی مادربزرگ خدا بیامرزم افتادم که میگفت: خدایا آخر و عاقبت ما رو بخیر کن. حسین جون، زندگی طلحه و زبیر رو یادته؟ راستی، اونجاها الان گوشت کیلوئی چنده؟!!

-----------------

• هودر: داداش، یه کم دیر اومدی. برو آرشیو این دو سال اخیر رو بخون دستت بیاد قضیه. فیلتر شدن من هم از روی نادونی یه سری ظاهربین احمقه که اونجا نشستن و مفت مفت می‌‌خورن و شکم گنده میکنن. بعدش هم، وقتی کسی مثل فاطمه رجبی رو فیلتر کنن، راجع به دیگه چه انتظاری داری ازشون؟

حسین خان ...اینهاییکه از مرغ کیلیویی ۳ هزار تومن مینالند نمیدانند اینروزها در امریکا چه میگذره میلیونها وام بگیر خانه هایشان توسط بانکها بحراج گذاشته شده چون توان پرداخت وامها را ندارند ٬ بانکها پشت سرهم دارند ور شکسته میشوند ارزش دلار شده گوز و نفت هم شده صد دلار هر بشکه انچنان وضع اقتصادی خراب شده که دیگه عراق را فراموش کرده اند هی دلار بدون پشتوانه چاپ میزنند هی از چین و امارات بیلیون بیلیون قرض میکنه اما اوضاع بشدت خرابه

-----------------

• هودر: اوضاع ایده‌آل نیست، ولی برای اکثریت مردم اونقدر هم خراب نیست. ورگنه توی نظرسنجی‌ها و نتایج انتخابات تاثیرش رو میگذاشت. در ضمن، خیلی طبیعیه که سرمایه‌دارها و پولدارها از سیاست‌های احمدی‌نژاد لطمه بخورن و ناراحت باشن. چون اصلا احمدی‌نژاد رو اونها انتخاب نکردن و به سیاست‌های اقتصادی‌اش اونها رای ندادن. بلکه مردمی که در اثر سیاست‌های رفسنجانی و خاتمی داشتن نابود می‌شدن. حداقل الان یه امیدی پیدا کردن و تا یکی، دو سال دیگه هم کارهایی که احمدی‌نژاد کرده اثرش رو میذاره. بعدش هم، مقداری از این مشکلات دست احمدی‌نژاد نیست. تاثیر تحریم‌های آمریکا و اروپا است. استقلال میخوایم پای لرزش هم مجبوریم بشینیم. اکثریت مردم هم که ظاهرا حاضرن پای لرزش اگه در همین حدود بمونه و نبینن که در هنگام بدبختی اونها یه سری حروم‌زاده مثل مهدی رفسنجانی و هم‌آخوراش توی کارگزاران با رشوه خوردن و دزدی تریالدر میشن، باز هم بشینن.

حسین جان، دوستم - فدایت گردم که مدتی است نگرانتم و این سئوال قبلی را هم کردم بیشتر بعنوان طنابی در چاه که ببینم آخر و پائینش کجاست که بازده ای منفی تر از انتظار داشت. میدانم که نوشتن این چند خط هم احتمالأ اشتباه است ولی آنرا به حساب دینی اگر بهت دارم میگذارم و میگذرم. شاید هم پس از این نیش قلمت من را هم بگزد، چنانکه دوستان دیگرم و دیگرت را تا کنون گزیده ای. امیدوارم اینطور نباشد.

اول جوابی کوتاه به جوابت: تاکتیک و حتی استراتژی مشترک نه دلیل اثبات فعالیت مشترک است و نه الزامأ مدرک نفی آن. اگر اینطور نبود که خود من احتمالأ ۸۰ در صد همخوانی با مثلأ توده ایها دارم پس بنابر این منطق باید توده ای باشم.

خلاصه کنم: اگر میزنی بزن ولی منطقی و غیر احساسی بزن که اقلأ رسم زدن در آتیه را پایه ریخته باشی.

اضافه کنم که من در عمرم امیراحمدی را یک و پارسی را دو بار (همه آنها هم در مجامع عمومی) ملاقات کرده ام. نه با هیچیک کار و نه حقوقی دریافت کرده ام. هیچکدام از مجموعه رفسنجانی، خاتمی، احمدی نژاد را نیز مشگل گشای ایران نمیدانم.

عزیز، اگر میخواهی متفاوت باشی، اگر میخواهی مبتکر سبک نوینی باشی، اگر مکتب جدیدی آفریده ای یا حتی اگر داری بی گدار به آب میزنی تا ببینی تا کجا میکشی، ازت با تمام وجود میخواهم آهسته و شمرده تر بروی. تنها امید من در این است که از آنجا که میدانم و دیده ام چگونه - بر خلاف اغلب هموطنان - در اذعان به اشتباه و تغییر ۱۸۰ درجه در موقعیت لازم کوتاهی نمیکنی، شاید این دوره هم زمانی شامل چنین شرایطی شود.

همچنان با بهترین آرزوها - برادر چند سال بزرگترت...

-----------------

• هودر: پدرام عزیز، حالا مگه تریتا پارسی مگه از نظر تو اشکالش چیه که امیراحمدی با این همه تشابه فکری و مواضع رو نباید بهش چسبوند؟ تازه، من که نگفتم این دو تا مثلا همکارن یا مثلا هم تیمی‌اند. گفتم که هدف و استراتژی‌شون اگه عین هم نباشه، خیلی به هم شبیهه. براش هم کلی سند و مدرک آوردم. حالا تو اگه مخالف این نظر هستی، استدلال و شواهدت رو درباره‌ی اختلاف مواضع و اهداف و استراتژی‌های این دو نفر بیار تا ببینم.

سلام. در مورد اینکه احمدی نژاد دورو نیست مخالفم. می خوای فیلم هاله نور رو برات بفرستم؛ فیلمی که احمدی نژاد اون رو تکذیب کرد و گفت مونتاژه؟ فیلم خاتمی رو عده ای اثبات می کنند مونتاژه ولی فیلم احمدی نژاد که دیگه رد خور نداره. یا فیلم به دست آوردن انرژی هسته ای در خانه توسط دختر 16 ساله! در اینکه احمدی نژاد قدرت بیشتری دارد شکی نیست ولی به دورو بودن خاتمی ربطی نداره.

-----------------

• هودر: ببین، هر سیاستمداری گاهی مجبوره دروغ بگه. این از ملزومات سیاسته و کاریش هم نمیشه کرد. ولی حرف من اینه که اگه احمدی‌نژاد مثلا توی آمریکا یواشکی مشروب خورده بود و بعد میومد سجاده آب می‌کشید توی ایران، اسمش هم دروغ بود و هم دورویی. دست دادن خاتمی با زنان با توجه به آخوند بودنش و اینکه کلی نون سید بودن و آخوند بودنش رو می‌خوره و بعد حاشا کردنش آخر ریاکاری و دروغ‌گویی است.

"مثبت یا منفی بودن نسبیه. اگه به نظر تو ایران باید مثل دوبی و قطر و ترکیه بشه، بله حق داری، امیراحمدی از این نظر خوبه. ولی مردم انقلاب نکردن که ایران دوباره بشه بهشت شرکتهای گنده‌ی آمریکایی و بانک جهانی و توش مردم از فقر و بدبختی به هر ذلتی تن بدن." واقعا! در دوبی و قطر و ترکیه مردم از فقر و بدبختی به هر ذلتی تن میدن؟

-----------------

• هودر: ببین، تو مثل اینکه زیاد سی.ان.ان می‌بینی. یه کم برو دنبال منابع مستقل‌تر تا ببینی توی قطر و دوبی و ترکیه چقدر اختلاف طبقاتی هست و چطوری یه بخش بزرگی از مردم مثل حیوون زندگی می‌کنن. برای مثال این رو نگاه کن: http://www.wsws.org/articles/2003/apr2003/turk-a24.shtml حالا وقت کنم باز هم می‌نویسم راجع بهش. دوبی و قطر هم که اصلا حرفش رو نزن. پیدا کردن مطلب راجع به وضع وحشتناک نابرابری اجتماعی و اقتصادی کشورهای عربی خیلی ساده است.

نوشته اید: "ولی مردم انقلاب نکردن که ایران دوباره بشه بهشت شرکتهای گنده‌ی آمریکایی و بانک جهانی و توش مردم از فقر و بدبختی به هر ذلتی تن بدن" --- اینجا معلوم میشه که خبری از داخل ایران و اینکه چه میگذره نداری اصلا! آقای هودر، حقیقت تلخ اینه که مردم الان وضعشون تو ایران طوریه که از بدبختی به هر ذلتی تن میدن. کاریت به قلهک و شمرون که بابات اینا میشینن نباشه! وضع مردم خیلی خطیره. مرغ شده کیلویی 3 هزار تومن از محبتهای آقای احمدی نژادت! در ضمن نوشتی: "مهمترین دلیلی که احمدی‌نژاد به او اجازه‌ی برگشت به ایران داده است این است که می‌خواهد رییس جمهوری برای همه‌ی ایرانیان باشد. وگرنه او خوب می‌داند که امیراحمدی کیست و دنبال چیست و همفکرانش کیستند." تو چه میدونی تو فکر احمدی نژاد چی میگذره یا قرار مدار او با امیراحمدی چیه؟! چرا حرف تو دهن احمدی نژاد میذاری؟ یا اینکه نکنه از خودشونی؟