نخیر آقا و خانم محترم. ما این سنگر را همینطوری ول نمیکنیم و برویم. حتی اگر ثروتمندیترین فکاهینویس دنیا هم بخواهد این وبلاگ را بخرد یا اجاره کند. بنابراین رسما اعلام میکنم که ماجرای خریده شدن این وبلاگ توسط ابراهیم نبوی دروغ سیزده امسال بود. (نسخهی آرشیو شدهاش را ببینید.)
البته راستش را برایتان بگویم، دروغ اصلیای که فکر کرده بودم خیلی پیچیدهتر از این بود، ولی خب نشد. از نظر زمانی و امکانات دیگر امکانش فراهم نشد. حالا شاید در این چند هفتهی آینده شرایطش جور بشود که هرچند دیگر فایده ندارد. ولی به هر حال شاید جالب باشد که ببینید چه بود.
خلاصه اینکه برای آن دسته از خوانندگان عزیز که ماجرا را جدی گرفتند و خوشحال شدند که بالاخره یکی من را حداقل برای چند ماه محو کرد کرد، اظهار تاسف میکنم و از خدای مستقر در ساختمان وزارت خارجهی آمریکا (که علی افشاری و محسن سازگارا و فریبا داوودی مهاجر به آن نماز میخوانند) میخواهم که آرزوی این عزیزان را هر موقع که خودش صلاح میداند، برآورده کند.
فقط یک پیشنهاد هم به نبوی عزیز دارم و آن اینکه به آمار بازدیدکنندگان وبلاگش در این دو روز نگاهی بیندازد. چون کسی را که او میخواست از صحنهی اینترنت محو کند خوانندگانش را سه برابر کرده است. این را میتواند به حساب عیدی من به خودش بگذارد، بخاطر اینکه تقریبا یک تنه جلوی تحریمکنندگان انتخابات ایستاد و از مشروعیت جمهوری اسلامی که در زمانی نه چندان دور معاوت سیاسی وزارت کشورش بود و هفتتیرش را به کمرش میبست، دفاع کرد.