برای اشتراک ایمیل‌تان را وارد کنید: یا به این نشانی یک ایمیل بفرستید: EditorMyself-subscribe@googlegroups.com
  لينک‌دونی هفته
Excerpt: ٌThe NED-led riots in Tibet were quite similar to those in Tehran in July 1999. So is very similar the way they were represented by the Euro-American media. We were all so naive and uniformed at the time.

این ماجرای اخیر تبت خیلی به ماجرای کوی دانشگاه و مسایل بعد از آن شبیه است که آدم شک می‌کند که نکند هردوشان از روی یک دستورالعمل واحدی پیش آمدند و جلو رفتند.

دستورالعمل به نظر من چیزی شبیه این است: یک بهانه پیدا کنید. مهم نیست کجا باشد، ولی مهم است که یک عده واقعا مورد ظلم پلیس یا بخشی از حکومت واقع شده باشند. این اتفاق باید شوکه آور باشد و آدم‌های بی‌طرف را به همدردی با مظلومان آن متمایل کند. بعد وارد ماجرا شوید و رهبری اعتراض‌های پس از آن را به عهده بگیرید و محدوده‌ی آن را فراتر ببرید و خیابانی‌اش کنید. ترجیحا در مناطق مرکزی و پررفت و آمد شهر. با انجام خشونت و خرابکاری نیروهای امنیتی را تحریک کنید تا با شما برخورد خشن بکنند. همزمان از تمام امکانات و روابط رسانه‌ای خود بهره ببرید تا اعتراض خود را برحق و بدون خشونت و برخورد پلیس را غیرمشروع، سرکوب‌گرانه و بی‌رحمانه نشان دهید. انگار که پلیس شما را دارد بخاطر اعتراض آرام به آن اتفاق اولیه وحشیانه سرکوب می‌کند، نه بخاطر مثلا آتش زدن و خراب کردن بانک‌ها و ساختمان‌های عمومی و مغازه‌های اطراف.

رسانه‌های اروپا و آمریکا به سرعت شما کمک خواهند کرد که خرابکاری‌های شما را نشان ندهد، ولی واکنش تند مثلا یک پلیس را هزاربار پخش کند. آرام آرام احساسات مردم را تحریک کنید و آنها را به پیوستن به خود تشویق کنید. حالا که جمعیتتان زیاد شد، می توانید با هدایت این جمعیت احساساتی و عصبانی به هر سمتی که خواستید، شروع به طرح خواسته‌های سیاسی‌تان کنید. مثلا استعفای فلان مقام، یا انجام دوباره‌ی فلان انتخابات، یا تحریم مثلا المپیک. تمام رسانه‌ها و سیاستمداران دنیا هم از این به بعد به شما حال خواهند داد و تقاضاهایتان را تکرار خواهند کرد.

برای روشن‌تر شدن ماجرای تبت پیشنهاد می‌کنم این گزارش تلویزیونی را حتما ببینید و به دیگران هم نشان دهید. ما خیلی ساده بودیم که فکر می‌کردیم هر چه خامنه‌ای درباره‌ی «دشمن»‌ می‌گوید تخیل است. یا مثلا خاتمی را بخاطر اینکه محکم جلوی آن ماجرا ایستاد و آنها را خرابکار و اوباش خواند، خائن حساب کردیم.بابا بیچاره‌ها راست می‌گفتند و یک چیزهایی می‌دانستند که ما تازه داریم با فهمیدن راجع به گوشه‌ای از کارهای امثال NED در تبت و ونزوئلا و نیکاراگوٍا و اوکراین و برمه متوجه آنها می‌شویم. (اینکه رهبران آن ماجرا یعنی علی افشاری و منوچهر محمدی هم چند سال بعد رسما در NED استخدام شدند واقعا جالب بود.) من که شخصا از بد و بیراه‌هایی که آن موقع به خامنه‌ای و خاتمی می‌گفتم شرمنده‌ و پشیمانم.


گزارش ویدیویی از خرابکاری‌های تبت را ببینید


سردبیر: خودم و لینکدونی‌اش را هر روز با ایمیل دریافت کنید.
تازه درهمين باره:



دوستان و آشنايان

«عرب عصبانی»
«زهرا»
«احسان»
«سبیل طلا»
«توکا نیستانی»
«مهستی شاهرخی»
«ایمیان»
«حقوق‌دان پاریسی»
«محبوبه حسین‌زاده»
«رزانیات»
«زيتون»
«آهستان»
«زیتون پرورده»
«حمید مافی»
«حسین پاکدل»
«بلوط»
«یک پزشک»
«میرزا پیکوفسکی»
«نگارک‌ها»
«حاجی واشنگتن»
«امور ایران»
«آرش «کمانگیر» آبادپور»
«ایرانی طعنه‌آمیز»
«آزادنويس»
«تبعیدی عصبانی»
«گناهکار»
«نانا»
«مرتضی نگاهی»
«هادی نیلی»
«بامدادی»
«ناهید رکسان»
«پاگرد»
«امنزیاک»
«مونتاژ انتقادی»
«۳۵ درجه»
«شب پیشگویی»
«خورشید خانوم»
«حسین نوش‌آذر»
«آن سوی دیوار»
«دستنوشته‌ها»
«بی اجازه کوچیکترا نه»
«ملکوت»
«فروغ»
«کمال»
«جواد کاشی»
«آق بهمن»
مارسی نیومن
حامد قدوسی
یادداشت‌هایی از کابل
هادی خرسندی
من راه نشین
آزاده عصاران
فلیسوف مآب رمانتیک
علیرضا خدابخش
آچار فرانسه
خوابگرد
مرصاد امروز
محمد نوری‌زاد
سولوژن
لوبيا
نیما دارابی
فانونایت
ابراهیم اسکافی
صفا در ال.ای
مرد تنها
پویان و سیما
احمد جلالی
طاها بذری
مریم اينا
از پشت یک سوم
شاخ به شاخ
زمستان است
آرش غفوری
موج
پاک‌نویس
پسر فهمیده
فریادناممه
دلبستگی
نگاه نو
نگاه نو
جمهور
بابک داد
دردنوشته‌ها
دانشجوی مسلمان
خبرنگار مسلمان
تادانه
خیاط باشی
خانوم حنا
سینا دیلی
مسعود ده‌نمکی
آی‌تی.ايران
مریم ابریشم‌کار
امید معماریان
رویای آريایی
سایه
روزنامه‌نگار ممسلمان
نازخاتون
مازوخیسم محاسباتی
نوه‌ی غلامرضا تختی
سیبستان
بیروت ریپورت
کافه ناصری
شهرزاد
هوشنگ دودانی
مرصاد
نگفتنی‌ها
سهند شمس
لیلی نیکونظر
جوانفکر
ایران‌شهر
علیرضا شیرازی
یک استکاان چای داغ
اکبر منتجبی
خسرو نقیبی
عبدالقادر بلوچ
کیبرد آزاد
آشپزباشی
پاسداران
شنا در شنزار
کامپیتور و ارتباطات
شرح
مسیح علی‌نژاد
خاکریزیسم
گردباد
منبر دات نت
مطالعات فرهنگی رادیکال
شبنم طلوعی
کریم ارغنده‌پور
ارزیابی‌های شتابزده
جمال
زن نوشت
کتابلاگ
پویان طباطبایی
چرک‌نویس
کوروش علیانی
نیکی اخوان
پیاده رو
کلنگ کمونیست کارگری
شکرخواه
غلاف تمام فلزی
ف.م.سخن
هنوز
دوم دام
سوگلی ریچارد پرل
لیلا خدابخشی
مسعود بهنود
نسرین افضلی
کلفه گینزبورگ
افسون فسرده
مهدی محمدی
مریم مومنی
روزها
انتخاب زنان
کافه اندیشه
تکینسون
علی معظمی
عنکبوت
سرزمین آفتاب
آدم و حوا
چخوف منو نديدی؟
خط قرمز
محمود فرجامی
بی‌بی‌گل
عباس معروفی
فوکو بلاگ
ضدمورچه
سلمان
یک وحید
سهیل کریمی
امشاسپندان
شب‌نامه‌ها
علی مزروعی
حنیف مزروعی
کلاشینکف دیجیتال
خارج از جعبه
مريم نبوی نژاد
وب‌نگاشت
تبرمرد
ققنوس
لگوماهی
حسام‌الدین آشنا
لات‌لند
بچه‌های سوم تیر
نقیز
منقل، مخده و پلوراليسم ديني
روزنه
میرزا
فالشیست
ddmmyyyy
بازیگر آماتور
شهاب اسفندیاری
فانوس خيال
آینه ایرانی
محمد تاج‌دولتی
هپلی
معصومه ناصری
انتخاب انسانی
نیما نامداری
مژده
چلـــغوز
نسل خمینی
مشکات
پرگلک
پیام یزدانجو
پیام یزدانجو
من و مانی
شبح
کاملیا انتخابی فرد
خودمونی
سفره‌ماهی
حرف غریب
راهرو
شادی شاعرانه
و اما بعد
امير حسابدار
پاسداران
ایمان
پاگنده
بارانی آبی
اندیشه امروز
معصومه اتبکار
دفترچه‌ی ممنوع
حسن عابدینی
دیدی گفتم
مه‌زود
میان خطوط
حمید کریمیان
جنگ و صلح
صبحانه
کوچه مدرسه حجتیه
آسمانِ سرپناه
حسام فروزان
حقیقت ایرانی
رازیگر
نیستان
جواد روح
یک وبلاگ ساده
غربتستان
تلخوش
قائم‌پناه
ژرف
یولداش
روزگاری که سپری می‌شود
رنگارنگ
مرمرو
کاپیتان هادوک
خاطرات مشبک
کوچ
افکار خصوصی
سیاحت‌نامه میرزا
روی جاده نمناک
کنج
دلتنگستان
کتابدار
نکته
يوتی‌اف-هشت
بازيگر آماتور
نفیسه مطلق
با شما نيستم
سکتور صفر
پارکينگ
پياله
ايستادن در مقابل باد
مهندس سعيد
يه وجب خاک اينترنت
احسان پريم
مهاجر
افعانستان امروز
از امروز
آذر و آيينه‌اش
بهنود کوچک
وبلاگ گوبا
روزگار من
يادداشت‌های سينمايی
اسپ‌سوار
دنيا دست کيه
نمای تزديک
عصيان
ایگناسیو
کتابچه
علاف تمام فلزی
تن‌تن‌سک
آسمان
یک جعبه شکلات
حرفهایم...
از کانادا
ندای امروز
دنيای يک ايرانی
عمو حميد
احسان و هزاره سوم
روزنگار
وب‌نوشت ابطحی
بزرگمهر حسین‌پور
دندانپزشک
پريشان بلاگ
سياست از نگاه دوم
برما چه گذشت
خاکستری
حرف‌های يک الپر
کاوه شجاعی
کاکتوس تيلا
کاپوچينو
خط سوم
ترزا
آبکش
خبرنگار
نيمه‌شب
صادق الوندی
الپر
صورتک
ساده‌تر از آب
مرتضی و ما
پرنیان
علی قدیمی
الفبا
کلانتر
زوزه
ریویو
فانتازیا
محسن طالب
یلدا معیری
شهروند نصف‌جهانی
اسکورپیو
نعمت احمدی
لباس شخصی
علی خلیق
این مرد
یادداشت‌های فرهنگ
فرنگوپولیس
روزهای زندگی‌ام
یک بلاگر
دانشگاه غیرانتفاعی کیش
بچه‌های قلم
یاک
وحید پوراستاد
وب‌نامه
علی‌اکبر قزوینی
پناه
نوشی و جوجه‌هایش
اینجا و اکنون
مهاجرانی
جمیله کدیور
فانوس
صنوبر
پرنوشت
نادر فتوره‌چی
جنبشی استشهادی
بهزاد بلور
اشکان خواجه‌نوری
مصطفی تاجزاده
عباس عبدی
آرش صالحی
مسرت امیرابراهیمی
سبقت
عطا خلیقی
لیلی پوررند
آخوندها از مریخ نیامده‌اند
امیرعلی قاسمی
زرنوشت
گل‌دختر
علیرضا حقیقی
گل‌آرا حمزه
نگاه ایرانی
پاپتی
گوز آن‌لاین
وب‌گشت
لوبیسمم
فاطمه رجبی
نگاه یک ایرانی
کشکول جوانی
هزاران نقطه
سفره ماهی
ریچارد سمبروک
نامحرمانه
غربت‌نوشته‌ها
رشید اسماعیلی
مجید تفرشی
احمدی‌نژاد
شهیر شهید ثالث
احمد شیرزاد
موشک انداز
مژده غضنفری
نوک‌تیز
۴ دیواری
نظرات ديگران

من با انقلاب آروم و تند و یواش و خاموش و اینا که موافق نیستم ... با جنگ هم که اصلاً حرفش رو نزن ... از اصلاحات هم که خیری ندیدیم و با بیست میلیون رای هیچ غلطی نتونستن بکنن ... طرفدار نظام و توابعش هم که نیستم و سیاست‌هاشون رو عامل بدبختی ِ ملت می‌دونم و اینکه خودشون رو زدن به کوچه علی چپ و ملت رو با انرژی هسته ای خر می‌کنن که کسی نفهمه این تحریم لعنتی چی داره به سرمون میاره هم که یه طرف ... فرق دوغ و دوشاب رو هم که فکر کنم بدونم که رفاه چیه و سگ دو زدن از صبح تا شب برای یه لقمه نون چیه و خونه شده متری سه میلیون تومن یعنی چی ... وقتی اینجا راضی نیستم و حالم از تمام ناملایمات زندگی جهان سومی و پایتخت ایران نشینی به هم می خوره و به قول دکتر حسابی توی جهان سوم اگر بخوای خونه ت آباد بشه باید مملکتت رو ویران کنی و بالعکس ... در نتیجه از این جهان سوم می‌رم یه جایی که لااقل بابت مالیاتی که می‌دم خدمات ِ درست و حسابی بگیرم و در آرامش باشم ... این مملکت هم باشه برای اونایی که دوستش دارن ... خونه ی من جاییه که برای من ارزش قائل باشه ... نه؟!؟ خود تو هم وقتی رفتی همه ی این فکرا رو کردی و رفتی دیگه ... حالا می‌گی چیکار کنیم؟! با مقاله خوندن و فهمیدن دست‌های پشت پرده و اینکه کی از کجا پول میگیره چه دردی دوا می‌شه جز اینکه سی سال دیگه هم همینه و اوضاع روبراه بشو نیست که نیست؟!

آقای درخشان . سلام . چند سالی هست که خبرنامه شما به ایمیل من ارسال می شود . خوب زمانی لینکهای شما برای من ایران نشین جالب بود و مطالعه آنها جای بسی خوشوقتی بود اما حال جز احساس حماقت احساس دیگری ندارم . آقای درخشان عزیز به قول شما ایران گل و گلاب است . آقای احمدی نژاد عزیز شما هم که تخم دوزرده کرده است بنابراین بهتر نیست از کانادا به ایران تشریف بیاورید و چند سالی در کنار ما از این اوضاع زیبا لذت ببرید ؟؟دوست دختر فرانسوی خودتان را هم بیاورید که او هم لذت ببرد. بهتر است بروید در یکی از ادارات که صدقه سر احمدی نژاد خیلی وضعیت خوبی پیدا کرده : مهدکودک ادارات تعطیل است و خانمها با بچه به اداره می آیند , ناهارخوری تعطیل است و همکاران برای ناهار به ساندویچی بغل اداره می روند , سرویس ادارات هم برداشته شده و مترو و اتوبوس سوار می شوند و تمام اینها در حالی است که حقوق هم کم شده . دوست عزیز لطفن تشریف بیاورید ایران و در ایران از این اوضاع و این دولت تعریف کنید . تمام اینها که گفتم زیاد مهم نیست در مقابل وضعیت اقتصادی و فرهنگی و .... در خارج نشستن و مثل کیهان نوشتن کار سختی نیست بیایید در اینجا و از آقای شریعتمدار مزد دست هم بگیرید .

هودر جان من از نوشته‌های متفاوت تو و اینکه برای حرفهات دست کم مدرک میاری خوشم میاد. اما دو تا اشکال توی کارت هست: (۱) تو چندساله در غرب زندگی می‌کنی و مثل همه ایرانیهای فرنگ‌نشین، دچار سندروم «هیچ کجا ایران نمیشه» شدی. خودت هم یادت نرفته که در همون دوره اصلاحات با تمام امید و آرزویی که برای بهتر شدن اوضاع کشور داشتی، برای رفتن از ایران شمارش معکوس می‌کردی. این یه مشکل بزرگه، وقتی چندسال ایران نباشی، تمام بدبختی‌ها و کثافتکاریهاش یادت میره و فقط خوبی‌ها یادت می‌مونه. وقتی برگشتی، ۵ بار توی ترافیک همت حالت استفراغ بهت دست داد، ۲ بار توی اداره دولتی کاملا مچل و دست به سر شدی، و ۱۵ بار دیدی که چطور پستهای کلیدی دست افراد بی‌شعور و بی‌صلاحیت هست، اول شروع می‌کنی به خودت فحش دادن که چرا من برگشتم، و بعدش هم چون خودکرده را تدبیر نیست، مثل همه مردم سعی می‌کنم همه اینها رو قبول کنی و زندگیت تبدیل به «چالش بقا» بشه. انقلاب اسلامی چه مشروع چه آبدوخیاری یک شئ (آبجکت) نیست که بری ازش دفاع کنی، یک مجموعه کنش و اندرکنش پیچیده، بزرگ و تا حد زیادی خرتو خره بطوریکه زندگی رو برای اکثر مردم سخت کرده، اگر همین فردا سفارت‌های اروپایی و آمریکایی بدون قید شرط به مردم ایران ویزا بدن همه جمعیت کشور از ایران خارج میشن، انقلاب و حکومت مشروعش هم می‌ماند برای یوزپلنگ ایرانی و خرس قهوه‌ای مازندران. (۲) تو فراموش کردی که سیاست رو «آدم»ها تعیین می‌کنند و آدمها هم احساسات انسانی دارند. وقتی که سیستم جمهوری اسلامی (که خرتوخر هست و هر قسمتش با یه ساز میرقصه) مادر، همسر، خواهر یا برادر یا دوست کسی رو توی زندان میندازه یا به کشتن میده، نباید انتظار داشت اون شخص همینطور دست روی دست بذاره و بگه خوب چون برادرم در این نظام مشروع که پدر و مادرم برایم به ارث گذاشتن برای اظهار عقیده‌اش (با خامی یا جوانی) زندان رفت و کشته شد، من هیچ شکایتی ندارم. معلومه که خانواده یک زندانی از هرجا که دستشون برسه کمک می‌گیرند، چه اونجا پارتی توی نیروی انتظامی باشه چه سازمان‌های بین‌المللی، تو دشمنی و خصومت شخصی رو دست کم نگیر، دولت جمهوری اسلامی روی حماقت و ندانم کاری و بی‌شعوری خیلی از مسوولانش اینقدر برای خودش از شهروندان ایران دشمن تراشیده که برای ۱۰۰۰ سال کافی هست. هیچ تعجبی نداره که جوان‌های زخم خورده، زندان‌رفته یا کتک خورده ایران پاشن برن از لج و حرس و حس انتقام هم که شده به سرنگونی سیستم کمک کنن. تو بجای اینکه انگشت اتهام رو متوجه اونها بکنی، بد نیست یک کم پیچ تاریخ رو بیشتر بپیچونی و ببینی اونهایی که حتی جزء سیستم بودن چرا دوپا داشتن دوپای دیگه هم قرض کردند و زدن به چاک و حالا دارن با جون و دل سعی میکنن سیستم منقرض بشه.

--------------

• هودر: ببین، ایران اگه اینقدر که تو میگیی خرتوخر بود سی سال دوام نمی‌آورد. در ضمن من هنوز سه سال هم نشده که ایران نرفتم. اون چیزها هنوز هم همه‌اش یادمه. در ضمن، اگه اسنقدر نارضایتی عمومی توی هر جامعه‌ای بره بالا، خودبخود توش انقلاب میشه. دیگه از شاه قوی‌تر که نداریم. ظرف شش ماه با شش تا راهپیمایی میلیونی و اعتصاب نابود شد و رفت. تو یه راهپیمایی ضد جمهوری اسلامی یا یه اعتصاب به من نشون بده که توش بیشتر از سیصد نفر باشن. نگو چون بی‌رحمن و آدم می‌کشن. چون ۱۷ شهریور زمان شاه اتفاق اتفاد ولی باز هم موجب آروم شدن نشد. برعکس همه چیز رو شعله ور کرد.

You have been living in the west for a long time, but have not learned from them. Western journalist may hate someone, but will never use bad words and bad language describing an enemy. You always use bad language. Is this what you learned from your spiritual leader Mr. Khomeini? Who taught you this language? I think you leaned it from your teachers (Mullahs) in the Islamic schools you attended in Iran.

------------

• Hoder: A journalist is not always performing the role of a journalist. Here, in my blog, I'm a mix of journalist, activist, politician, satirist, and visual artist. And by the way, 'bad' by whose standards?

به اضافه‌ی اینکه من تا همین اواخر معنی واقعی و سابقه‌ی مدرنیته و مدرنیزاسون و توسعه و عقلانیت و دوران روشنگری و اینها رو هم نمی‌دونستم.

|What makes you so sure that the things you know now are quite true?!

-----------

• Hoder: It's not about true or false. It's about the history of knowledge and how these concepts were created and defended and what kind of power relations play here.

راستش دیگه خسته شدم از بس که سادگیت رو (حماقتت رو) بهت توضیح دادم. آره تو درست میگی: هر وقت اینقدر کردن تو کونمون که بالاخره به بهونه ی یکیش ترکیدیم و همه اینقدر عصبانی شدیم که تو خیابون، جایی که بقیه صدای خشممون رو بشنون داد کشیدیم و به مصببش فحش دادیم و اونا هم خوب البته شاکی شدن و زدن عمه مون رو سرویس کردن و رسانه ها هم نشونش دادن، اونوقت ما توسط یک سری دشمن از روی متن از پیش معین همه ی این کارا رو کردیم. حتی جوونای پاریس و مردم لوس آنجلس رو هم از روی همون طرح با خطای جغرافیای آوردن تو سیستم! پلیس هم حق داره منوچهر محمدی و رفیقاشو که مثلاً لباس خونی شده با خون خروس رو دستش گرفته تو زندان سرویس کنن که کشته بشن. بعد هم لابد انتظار داریم برادرشون هم چند سال بعد از عشق ولایت نماینده مجلس بشه و نه از زور نفرت برانداز. من معتقدم این تحلیل ها رو بدیم داوینچی نقاشی شون رو هم بکشه که موندگار شن.

----------------

• هودر: قاطی نکن بابا همه چیز رو. نگفتم هر اعتراضی قلابی است. ولی ۱۸ تیر اولش واقعی بود ولی بعد افتاد دست یه سری آدم قلابی که الان بعد از هشت سال معلوم شده از کجا خط می‌گرفتن. عمه‌ی من نیست که در استخدام صدای آمریکا و ان.ای.دی است. همان آقای علی افشاری یکی از رهبران همان ماجرای ۱۸ تیر است. در ضمن، باطبی بخاطر نقش داشتن در سازماندهی اون خرابکاریهای خیابونی مجازات شد، نه یک عکس. خودش این رو توی مصاحبه‌های تازه‌اش گفته. برو بخون.

سلام، من زياد از شما نميدونم فقط ميدونم اولين وبلاگ فارسي سالها پيش به نام شما ثبت شده ... به نظرم منصفانه و رسواكننده نوشتي. هيچ وقت از مخالفين سرسختمون ( كه در دشمنيشون به خوبي متحدند) غافل نبايد بشيم. اگر همه ما فقط دنبال حقيقت باشيم عاقبتمون بخير خواهد شد. ادامه بده و ما هم برات دعا ميكنيم كه موفق باشي. خدا قوت !

نمی دانم چرا هروقت از ماجرای 18 تیر سخنی می شنوم جای آزادی خواهیم به درد می آید آنقدر که حتی نوشتن وب لاگ در سایت خودم هم آزارم می دهد . دیدن صحنه های عجیب ، دست خونی ، لباس های پاره و دختری که با سرشکسته به سمت خیابان جمالزاده می دوید . شاید بگویید جای آزادی کجاست : آری دندهء کوچک سمت چپ بدنم که خودم بعد از سه سال فهمیدم چرا هروقت سرفه می کردم ...... سیاست یا همان سیاهست (کثیفی و چرک ) چیزی است که به پول ختم می شود. همین دعوا سر لحاف ملاست...

جناب درخشان این فیلمی است که بارها از تلویزیون چین بزبان چینی و انگلیسیالبته دریک هفته بعد از 14 مارس پخش شده است یعنی حکومت یک هفته تمام برای ساختن و پرداختن ان فرصت داشته است. واقعیت ان چیزی نیست که در این فیلم دیده میشود صحنه ها کاملا اگاهانه انتخاب شده و مورد اصلی مصرفش پیچاندن اذهان مردم داخل چین است که تا حدی هم موفق شدند که قشر مرفه وانانی را که مایل به تغییر اوضاع نیستند قانع کند همچنین اقشار پایین اجتماع را هم که معمولا بطور سنتی کاری با سیاست ندارند و شعارشان سرت را بینداز پایین زندگیت را بکن هم با این فیلم و دهها ساعت تفسیر ان قانع شدندولی واقعیتها عوض نشدند و سرکوب با شدت تمام هنوز ادامه دارد.

به به ....... احسنت آفرین . دیگه ازین روشن تر وواضح تر امکان نداشت . درگذشته برای پاک کردن وپذیرش روسپیان بعدازاطهارندامت طی مراسم ساده ای بسر انها اب توبه میریختند وازان ببعد انهارا بعنوان فرد عادی درجامعه میپذیرفتند . مطالبی که دراین پست اوردی درواقع اظهارندامت ازگذشته ها وریختن اب توبه است. برادرگم گشته به جمع حزب ا... خوش امدی.

----------------

• هودر: من مذهبی نیستم و توبه و اینها توی کتم نمی‌رود. در عین حال هیچ نیازی هم به خایه‌مالی کسی ندارم. پشت عقیده‌‌ام استدلال دارم و حالا شما هرجور می‌خواهی فکر کن.

چرا فکر می کنید با تشبیح کردن مردم تبت به ایرانیها می توانید وضیعیت تبت را درک کنید؟ این مستند توسط دولت چین تهیه شده است، برای فریب افرادی که حاضر نیستند برای فهم حقایق به خود سختی بدهند. اگر خواستید وضعیت کنونی تبت را متوجه شوید، پس از مطالعه اجمالی تاریخ 100 سال گذشته تبت و آشنایی با دالایی لاما، اخبار بی بی سی فارسی در مورد حوادث تبت در طول یک ماه گذشته را مرور کنید. این کار فقط یک روز وقت شما را میگیرد. بنظرم، دلیل پشیمانی شما از عقاید گذشته خود، شاید عدم اطلاع صحیح و درک عمیق از مسایلی است که روزمره گی خود را با آنها در این وبلاگ می گذرانید. روزی که باز هم عقایدتان تغییر کرد، این چند خط را از یک دوست بیاد آورید. برایتان آرزوی موفقیت دارم.

----------------

• هودر: شلوغش نکن لطفا. حرف سر اینه که آیا این ماجرای تبت یه اعتراض مردمی واقعی بوده یا یک چیز ساختگی قلابی که پولش از طریق دالایی لاما و توسط آمریکاییها پخش شده؟ اتفاقا من هم تا وقتی نفهمیده بودم مثلا NED چیست مثل تو فکر می‌کردم. ولیبرو روابط دالایی لاما را با ان.ای.دی و شبیه آن بخوان و ببین آیا او بیشتر حافظ منافع آمریکا است یا مردم تبت.

ایول که حرف حق زدی. اصلا کی گفته که چین تبت رو اشغال کرده؟ دروغ بزرگ غرب همینه. تبت الان ۵۵ ساله که جزو چینه. اون وقت اینا هی می گن که تبت اشغالیه. تازه، اصلا نگاه نمی کنن که قبل توجه و رسیدگی حضرت مائو (علیه السلام) این تبتی ها هنوز توی عصر حجر بودن. تمام حکومت های مردمی مثل چین و کره شمالی و موگابه بزرگ در زیمباوه پاینده باشند. ----------------

• هودر: ببین، سیاه و سفید نباید دید. هیچ کشوری بی‌نقص نیست و اینکه یه حکومتی مردمی باشه بقول تو دلیل نمیشه که هر اتفاقی توش می‌افته درست باشه. مثلا چین داره به یک حکومت خیلی ناعادلانه و نابرابر و مصرف‌گرا تبدیل میشه. انتخابات و تغییر سیاسی هم که توش اتفاق نمی‌افته. ولی این ربطی به قلابی بودن ماجرای تبت نداره. چین ممکنه یک میلیون اشکال داشته باشه، ولی این ماجرای تبت اونجوری که آمریکایی‌ها می‌گویند نیست. راجع به کره شمالی و زیمباوه هم ماجرا خیلی پیچیده‌تر از این است که آدم بتواند بگوید پاینده باشند یا نه.

حالا یواش یواش شروع کردی اظهار شرمندگی می کنی برای چیزایی که قدیما گفتی. مسلما بدوبیراه گفتن به خامنه ای چیزی نیست که بدون آنکه رسما بابت اش عذرخواهی کنی بتوانی خواب ایران رفتن را ببینی. حقیقتا اگر آن روزها تندروی نکرده بودی الان لازم بود اینجوری مجیز این و آن را بگویی؟ باز هم بگم که کسی که اینقدر در گذشته اینقدر اشتباه کرده هیچ امیدی نیست که الان درست فکر کند. آخر اینکه در توبه و ندامت هم زیاده روی نکن چون اونهایی که اونجا نشسته اند اونقدر ساده لوح نیستن که هر چیزی رو باور کنن. ----------------

• هودر: بحث مجیز گفتن نیست. تحلیل‌های قدیمی من بر اساس یکسری اطلاعات ناقص بود که الان بعد از ۸ سال خیلی از جزییات مخفی‌اش روشن شده. مثلا من تا دو سال پیش هیچی راجع به NED نمی‌دونستم و اگه میدونستم قضاوت‌هام کاملا تفاوت داشت. به اضافه‌ی اینکه من تا همین اواخر معنی واقعی و سابقه‌ی مدرنیته و مدرنیزاسون و توسعه و عقلانیت و دوران روشنگری و اینها رو هم نمی‌دونستم. اینها هم حسابی تحلیل‌ها و قضاوت‌های من رو تغییر داده. بهتره بدونی که من اول تصمیم نگرفتم که برم ایران و بعد یکدفعه عقاید و قضاوت‌هایم عوض بشه. بلکه برعکس، اولین این تغییر فکر و تحلیل اتفاق افتاد و بعدش من دیدم که لازمه که برم ایران و سعی کنم هرجوری که میتونم به این انقلاب که ارزشش رو نمیدونستم کمک کنم. قضاوتم هم درباره‌ی خامنه‌ای بر همین اساسه. طبیعتا هیچکس بی‌اشتباه نیست، ولی اشتباه‌های رهبر (که البته بسیتگی داره به اینکه آدم کجای ماجرا ایستاده) توی این دوران، و بخصوص در این سه سال اخیر، واقعا کم بوده و هر آدم منصف بی‌طرفی هم می‌تونه این رو خودش تشخیص بده.

دوست دارم به این سوالها جواب بدهی: 1) آیا هر اتفاقی که به نفع کشور، دولت، جریان یا ایدئولوژی رخ میدهد، به این معناست که آن کشور یا دولت یا ایدئولوژی برای وقوع آن دست به کار شده است؟ 2) آیا به حقوق بشر (به معنای آنچه در اعلامیه آمده، نه کم و نبیش)، آزادی فردی (به معنای لیبرالیش) و آزادی بیان (آنهم به معنای لیبرالیش) معتقدی؟ اگر پاسخت منفی است؛ به من بگو آیا حاضری در کشوری زندگی کنی که به این اصول معتقد نیست؟ اگر پاسخت به این پرسش مثبت است، به من بگو ملاکت (کامل و دقیق، اگر میتوانی بار رجوع به یک متن مشخص یا ملاک دقیق) به من بگو ملاک داوریت وقتی که دولت آن کشور حقوق بشر، آزادی بیان یا استقلال شخصیت را از بین میبرد و تو میخواهی از خودت دفاع کنی چیست؟ 3) آیا تو سعی داری انتقادی فکر کنی (مثل چپ های فرانسوی که زیاد هم بهشان رفرنس میدهی) یا انقلابی (مثل کمونیست ها)؟ 4) آیا واقعا زندگی در چین یا ایران را، با ترس از پس دادن تمام حقوقی که الان در اروپا از آن برخورداری، بدون توجه به علاقه ای که به وطنت داری، ترجیح میدهی؟ 5) آیا واقعا معتقدی گسترش دموکراسی و لیبرالیسم، با شیوه هایی که آمریکایی ها انجام میدهند، صرفا به خاطر آنکه به سود دولت آمریکا هم هست، حتی اگر آن دو مکتب راههای خوبی برای حکومت پیشنهاد کنند، مردود است؟ 6) آیا اصلا به آنچه میگویی فکر میکنی؟ 7) آیا انگیزه خوانی کار درستی است؟ 8) مکالمه را دوست دارم... ولی تو ظاهرا از آن فرار میکنی....

----------------

• هودر: سوالهات خیلی زیادند. امیدوارم در یک مطلب جداگانه وقت کنم و جوابشان را بدهم.

تو .نبوي.احسلن نراقي.بهنود بچه ابنه و کثر نيک اهنگ همتون مزدوران رژيم اشغالگر عربی در خارجيد.البته اين کسکشهايه عرب جاسوس ملاهای عرب در ايرانند ولی من تو را جاسوس نميدونم چون اشکارا از رجيم عربی دفاع ميکنی و سيا بازی نميکنی ولی اين حرامزاده های عرب با دودوزه بازی تيشه به ريشه فرهنگ ايرانی ميزنن.دليل چاپلوسی تو واسه عربا معلومه = اين رژم عربی امثال عقب افتاده هايی مثل تو را به نون و اب رسوند که حالا دهاتی ها بيان فرنگ با پول حزبال الله بخوان پول بالا کشيده ملت توريست بازی کنند.پاينده باد ايران و سرشت جاويدان. خداوندا ايران را نجات ده از عربها و توله عربها. سام سام

hey you! I don't know about Tibet. maybe you're right, maybe not. but your analysis of 18 tir is quite stupid (as most of your recent analysis). you're in a total denial of the fact that bunch of morans attacked inncent students while they were sleeping and throw out their stuff out of window for a simple student protest in the neighborhood. you're either naive or you're funded to be naive. It's good to have alternative thinking, but you're going to the other side of extreme to deny any of the cruelty and brutality of islamic republic.

----------

• Hoder: I never denied the initial protests were genuinely motivated by a brutal reaction by the Iranian Police at the University dorms. But then the Americans suddenly jumped on it and led it out of the campus and into a street protest. Remember the role of Ali Afshari and Akbar and Manouchehr Mohammadi and see where they ended up 8 years later.

میگم خدا را شکر که ما این خامنه ای داریم تا با هوش و دانایی سرشارش ما را از همه خطرات این دنیا اگاه کنه و نذاره که دشمنا فریبمون بدن. همینه که کرسی ولایتش را ول نمیکنه ومی خواد تا موقعی که زنده است سایه ش بر سر ما باشه. بنده خدا یه چیزی میدونه.

خیلی جالب شد. پس تمام حرفهایی که اذهاری، نصیری و پلیس شاه زمان انقلاب می‌گفتند درست بوده، انقلابی‌ها هم یک سری آدم غوغاچی، آشوبگر و خرابکار بودند که از طرف عوامل بیگانه سازمان داده شده بودند و رسانه‌های بیگانه مثل بی‌بی‌سی هم پشت اونها رو گرفته بودند. خرابکاری‌های عمومی هم زمان انقلاب خیلی زیاد بود مثل آتش زدن ماشین‌ها و بانک‌ها و حمله به میکده‌ها و مغازه‌هایی که شایع کرده بودند صاحبانشون با ساواک همکاری می‌کردند. داری با دست خودت به این تئوری که انقلاب ایران رو قدرت‌های خارجی از پشت هدایت کردند دامن میزنی. حالا مصاحبه ژیسکاردستن با یکی از روزنامه‌های اصلاح‌طلب (فکر کنم جامعه) رو به این مجموعه اضافه کنی، انقلاب ایران هم میشه یک انقلاب نیمه‌مخملی نیمه‌خونین که توسط خارجی‌ها مدیریت شده بود.

----------------

• هودر: ببین، قاطی نکن همه چیز رو. از زمان ۱۷ شهریور برای انقلاب ایران ماهی یک بار بیشتر از هفتصد، هشت‌صدهزار نفر به خیابان می‌آمدند. کل بازار و کل صعنت نفت و کل رسانه‌ها چند ماه متوالی توی اعتصاب بودند. این اصلا با اون بچه‌‌بازی‌های ۱۸ تیر که با آمدن چندهزار بسیجی توی خیابان و بدون شلیک یک گلوله یا کشتن شدن حتی یک نفر (بجز اون بیچاره عزت ابراهیم نژاد که اون هم توسط پلیس کشته نشده بود و قبل از خیابانی شدن ماجرا هم بود) قابل مقایسه نیست. تمام بودجه‌ی یکساله‌ی صتا NED را هم کنار هم بگذاری نمی‌تواند کاری مثل انقلاب ایران بکند. اگر خارجی‌ها انقلاب را به وجود آوردند، پس چرا نمی‌توانند حالا از شرش خلاص شوند؟ الان که رسانه و پول بیشتری دارند.