من مثل خیلی از شماها گرفتار تمام کردن مقالههای دانشگاهم هستم. برای همین اینجا نمیتوانم بیشتر از روزی چند خط بنویسیم. کامنتها را هم فعلا فرصت نمیکنم جواب بدهم. ولی خواستم یک چیزی را بگویم.
مدتی است بخشی در وزارت خارجهی آمریکا به اسم آزادیهای مذهبی درست (یا فعالتر از قبل) شده که کارش استفاده از بهانهی مذهب برای فشار آوردن به ایران و چین و بلاروس و کوبا و غیره است. تازگیها هم گیر داده به وضع بهاییها و کلی پول دارد خرج میکند که این موضوع را گنده کند و با آن بزند توی سر جمهوری اسلامی.
مثلا مرکز اسناد حقوق بشر ایران که بودجهاش از همان ۷۵ میلیون میآید تا حاالا کلا در این دو، سال فعالیتش فقط چهار گزارش مفصل بیرون داده که دوتای آنها راجع به بهاییها است. نمونههای دیگر را خودتان بگردید و ببینید چقدر مطلب و گزارش و کنفرانس دربارهی آن هست.
من شخصا با بهاییها یا هر دین وفرقه و مرامی که دنبال حذف دیگران نباشد، مشکلی ندارم. ولی خب، به خیلی از کشورهای مسلمان حق میدهم که بخاطر رابطهی تناتنگ فرقهی بهایی با اسراییل به آن بدبین باشند. این فقط هم مختص ایران نیست و مثلا مصر هم که متحد بزرگ آمریکا است همین رفتار را با آنها میکند. حالا بعدا سر فرصت تحقیق میکنم و لینک میدهم و اینها. ولی میخواهم بگویم که جمهوری اسلامی بهتر است نحوهی جواب دادنش را به این انتقاد که چرا به بهاییها حقوق اجتماعی و سیاسی مساوی نمیدهد، عوض کند.
به نظر من بهترین جواب آن است که بگوید بهاییت در قانون اساسی ایران به عنوان اقلیت قانونی دینی شناخته نشده است و این قانون اساسی هم دو بار در سال ۱۳۵۹ و ۱۳۶۸ توسط اکثریت قاطع مردم ایران رای آورده است. بنابراین هرگونه تغییر رفتار با این اقلیت منوط به تغییر قانون اساسی است که فعلا هم تصمیمی دربارهی این تغییر وجود ندارد.