برای اشتراک ایمیل‌تان را وارد کنید: یا به این نشانی یک ایمیل بفرستید: EditorMyself-subscribe@googlegroups.com
  لينک‌دونی هفته
Excerpt: Unlike what is falsely known among Iranians and else, Michel Foucault never regretted his writings and appraisal on the 1979 revolution in Iran. To him, it was a emerging singularity and a revolt against the universal which deserved much respect and attention.

می‌دانید که کمونیست‌های فرانسه شدیدا از میشل فوکو بخاطر نابود کردن دنیای سیاه و سفید و تقلیل‌گرایانه‌ی خود متنفر بودند. برای همین هم همیشه دنبال بهانه می‌گشتند تا یک جوری او را ضایع کنند. این بهانه با نوشته‌های ستایش‌آمیز فوکو درباره‌ی انقلاب ایران پس از مدتها به دست آمد و یکباره حملات شدیدشان به فوکوی بینوا شروع شد.

طبیعتا طبق معمول یک زن کمونیست کلنگی ایرانی و بر اساس رسم همیشگی با اسم مستعار (آتوسا) هم پیدا شد که بیاید و با استفاده از اعتبار ایرانی بودنش بریند به فوکو. استدلال این خانم هم هیچ فرقی با استدلال‌های نژادپرستانه‌ی امثال کمونیست کارگری یا نومحافظه‌کاران آمریکایی ندارد که همه‌شان کل انقلاب ایران را به یک جور خاص از اسلام و کل آن جور خاص اسلام را به مساله‌ی زنان و کل مساله‌ی زنان را به حجاب یا سنگسار تقلیل می‌دهند.

همان‌قدر که مضمون نوشته‌ی این زن را هزاران بار در این سالها دیده و خوانده‌ایم، جواب مختصر و مفید فوکو به او را هم می‌توان هزاران بار در پاسخ به هر کدام از این نوشته‌ها داد. حتی در پاسخ به آفاری و اندرسون که کل کتاب را برای خراب کردن فوکو و بی‌اعتبار کردن دفاعش از انقلاب ایران و خمینی نوشته‌اند و دقیقا از همین سبک استدلالی این آتوسای کمونیست ناشناس (معمولا این کمونیست کلنگی‌ها همه ناشناسند تا خودشان هر گهی خواستنند بخورند، ولی دست کسی به آنها نرسد.)

خانم آتوسا هـ. مقاله‌ای را که نقد کرده است [ظاهرا اصلا] نخوانده است. این البته حق ایشان است. ولی نباید این جمله را که «معنویت اسلامی جایگزین بهتری برای استبداد است» در دهان من بگذارند. وقتی کسی در حال سردادن شعار «دولت اسلامی» کشته می‌شود ما باید خود را ملزم به پرسیدن بدانیم که محتوای این شعارها چیست و چه چیزی آنها را برانگیخته است. در ضمن، من در نوشته‌هایم به نکاتی هم که زیاد امیدوارکننده نبوده‌اند اشاره کرده‌ام.

اگر نامه‌ی خانم آتوسا هـ. تنها از روی سوء تفاهم نوشته‌هایم بود این پاسخ نمی‌نوشتم. ولی در این نامه دو نکته‌ی غیرقابل تحمل هست: ۱) اینکه اول تمام جنبه‌ها، تمام فرم‌ها و تمام قابلیت‌های اسلام را در یک اظهارنظر کوتاه خشمگینانه خلاصه می‌کند و بعد تمام آن را به برچسب هزار ساله‌ی «فناتیسیزم» محکوم و رد می‌کند، ۲) اینکه گمان می‌کند کنجکاوی تمام غربی‌ها راجع به اسلام تنها بخاطر تنفر از مسلمانان است. درباره‌ی یک غربی بیزار از اسلام چه می‌توان گفت؟

مساله‌ی اسلام به عنوان یک نیروی سیاسی مساله‌ای اساسی برای زمان ما و آینده است. اولین شرط برای نزدیک شدن به این مساله، با حتی با کمترین هوش و ذکاوت ممکن، این است که با تنفر شروع نکنیم. [ح.د: به نظرم نکته‌ی دوم در نسخه‌ی انگلیسی را وارونه ترجمه کرده‌اند. ولی من چون اصل فرانسوی را ندارم مجبورم به همان واژه‌ی scorn انگلیسی که مترجمان آورده‌اند تکیه کنم.] (منبع: کتاب «فوکو و انقلاب ایران»، صفحه‌ی ۲۰۹)

فوکو بخاطر آن نوشته‌ها خیلی تحت فشار جو غالب کمونیستی روشن‌فکری اروپا قرار گرفت، ولی بر خلاف چیززی که در ایران به دروغ مشهور شده است او هرگز حتی یک جمله هم ننوشت که بتوان از آن معنی پشیمانی یا تغییر عقیده درباره‌ی نوشته‌هایش از ایران دریافت. آخرین مطلب او که درواقع دفاعی است از نگاهش به ایران بسیار مهم است، از این نظر که نگرش متفاوت و عمیق‌تر و کلی‌تر و تئوریکش را با کسانی که نگاه سطحی‌تر و نزدیک‌تر و غیرتئوریک‌تری دارند و فوکو آنها را «استراتژیست» می‌نامد نشان می‌دهد:

اگر کسی از من بپرسد که کارهای خودم را چطور می‌بنیم و درک می‌کنم، پاسخ من این است. کسی این دنبال این جور سوال است، [از نظر من] یک استراتژیست است: «چطور این مرگ یا شورش یا اعتراض از نظر رابطه‌اش با یک کلیت یا فلان اصل کلی در این موقعیت بخصوص که ما در آن هستیم اهمیت پیدا می‌کند؟»

برای من فرقی ندارد که این فرد استراتژیست [از نظر حرفه‌ای] سیاستمدار است، یا تاریخ‌دان یا انقلابی یا طرفدار حزبی شاه یا آیت‌الله [خمینی]. چون ضوابط اخلاقی من از نظر تئوریک با این نگاه فرق اساسی دارد. من بر اساس ضوابط اخلاقی‌ام «ضد استراتژیست»ام. [چرا که به نظرم] ما باید به اتفاق‌های منحصربه فرد احترام بگذاریم و وقتی یک حکومت قواعد جهانشمول را می‌شکند برای رام کردن آن تلاش نکنیم.

این یک انتخاب ساده است ولی عملی کردنش کار سختی است. [چرا که] باید به دقت چیزهایی را که تاریخ را تغییر می‌دهند و آشفته می‌کنند در زیر لایه‌های رویین آن تحت ظر بگیریم و همزمان باید چیزهایی را که در پشت سیاست آن را محدود می‌کنند ببینیم. در نهایت، این کاری است که من می‌خواهم بکنم. [طبیعتا] من اولین نفر یا تنها کسی نیستم که چنین قصدی دارم، ولی بهرحال این [نگاه ضداستراتژیستی] راهی است که برگزیده‌ام. (منبع: کتاب «فوکو و انقلاب ایران»، صفحه‌ی ۲۶۷)


سردبیر: خودم و لینکدونی‌اش را هر روز با ایمیل دریافت کنید.
تازه درهمين باره:



دوستان و آشنايان

«ایرانی طعنه‌آمیز»
«آرش «کمانگیر» آبادپور»
«کتابلاگ»
«یک پزشک»
«تبعیدی عصبانی»
«آن سوی دیوار»
«عرب عصبانی»
«یک فتحی»
«حامد قدوسی»
«هادی خرسندی»
«فانونایت»
«حاجی واشنگتن»
«نانا»
«اسماعیل نیوز»
«کوروش علیانی»
«محبوبه حسین‌زاده»
«مارسی نیومن»
«احمد جلالی»
«چرک‌نویس»
«۴ دیواری»
«مهستی شاهرخی»
«حسین نوش‌آذر»
«دردنوشته‌ها»
«دانشجوی مسلمان»
«شب پیشگویی»
«آهستان»
«طاها بذری»
«ایمیان»
«آزادنويس»
«خیاط باشی»
«حقوق‌دان پاریسی»
«نگاه نو»
«نگاه نو»
«میرزا پیکوفسکی»
«نگارک‌ها»
«عبدالقادر بلوچ»
«ملکوت»
«ناهید رکسان»
«شهرزاد»
«آشپزباشی»
«مونتاژ انتقادی»
«مسیح علی‌نژاد»
«زهرا»
«کافه ناصری»
فروغ
لات‌لند
کمال
یادداشت‌هایی از کابل
یک وحید
جمهور
سینا دیلی
لیلی نیکونظر
روزنامه‌نگار ممسلمان
پیاده رو
احسان
هادی نیلی
توکا نیستانی
مرتضی نگاهی
زیتون پرورده
گردباد
مسعود ده‌نمکی
۳۵ درجه
سبیل طلا
پاسداران
مریم ابریشم‌کار
موج
از پشت یک سوم
دستنوشته‌ها
فریادناممه
لگوماهی
افسون فسرده
زيتون
نازخاتون
بی‌بی‌گل
گناهکار
نیما دارابی
اکبر منتجبی
لوبيا
کلنگ کمونیست کارگری
هپلی
دلبستگی
بابک داد
خوابگرد
شنا در شنزار
من راه نشین
مهدی محمدی
جوانفکر
حمید مافی
آرش غفوری
سولوژن
بامدادی
خورشید خانوم
خاکریزیسم
ف.م.سخن
نوه‌ی غلامرضا تختی
بلوط
امور ایران
محمد نوری‌زاد
فلیسوف مآب رمانتیک
دوم دام
ابراهیم اسکافی
امنزیاک
آچار فرانسه
علیرضا خدابخش
محمود فرجامی
مسعود بهنود
نوک‌تیز
فوکو بلاگ
مریم اينا
تادانه
پسر فهمیده
حسام‌الدین آشنا
پاگرد
بیروت ریپورت
کلاشینکف دیجیتال
پویان و سیما
جواد روح
کلفه گینزبورگ
خط قرمز
جمال
بی اجازه کوچیکترا نه
رزانیات
شبنم طلوعی
جواد کاشی
نیکی اخوان
آق بهمن
امیرعلی قاسمی
کیبرد آزاد
خبرنگار مسلمان
آزاده عصاران
رویای آريایی
هوشنگ دودانی
عباس معروفی
غلاف تمام فلزی
سهند شمس
نگفتنی‌ها
ایران‌شهر
سایه
زمستان است
مشکات
آی‌تی.ايران
علیرضا شیرازی
صفا در ال.ای
مرد تنها
کامپیتور و ارتباطات
مریم مومنی
خسرو نقیبی
مرصاد امروز
سهیل کریمی
زن نوشت
سفره ماهی
سفره‌ماهی
حسین پاکدل
شاخ به شاخ
پاک‌نویس
خانوم حنا
امید معماریان
مازوخیسم محاسباتی
سیبستان
مرصاد
یک استکاان چای داغ
شرح
منبر دات نت
مطالعات فرهنگی رادیکال
کریم ارغنده‌پور
ارزیابی‌های شتابزده
پویان طباطبایی
شکرخواه
هنوز
سوگلی ریچارد پرل
لیلا خدابخشی
نسرین افضلی
روزها
انتخاب زنان
کافه اندیشه
تکینسون
علی معظمی
عنکبوت
سرزمین آفتاب
آدم و حوا
چخوف منو نديدی؟
ضدمورچه
سلمان
امشاسپندان
شب‌نامه‌ها
علی مزروعی
حنیف مزروعی
خارج از جعبه
مريم نبوی نژاد
وب‌نگاشت
تبرمرد
ققنوس
بچه‌های سوم تیر
نقیز
منقل، مخده و پلوراليسم ديني
روزنه
میرزا
فالشیست
ddmmyyyy
بازیگر آماتور
شهاب اسفندیاری
فانوس خيال
آینه ایرانی
محمد تاج‌دولتی
معصومه ناصری
انتخاب انسانی
نیما نامداری
مژده
چلـــغوز
نسل خمینی
پرگلک
پیام یزدانجو
پیام یزدانجو
من و مانی
شبح
کاملیا انتخابی فرد
خودمونی
حرف غریب
راهرو
شادی شاعرانه
و اما بعد
امير حسابدار
پاسداران
ایمان
پاگنده
بارانی آبی
اندیشه امروز
معصومه اتبکار
دفترچه‌ی ممنوع
حسن عابدینی
دیدی گفتم
مه‌زود
میان خطوط
حمید کریمیان
جنگ و صلح
صبحانه
کوچه مدرسه حجتیه
آسمانِ سرپناه
حسام فروزان
حقیقت ایرانی
رازیگر
نیستان
یک وبلاگ ساده
غربتستان
تلخوش
قائم‌پناه
ژرف
یولداش
روزگاری که سپری می‌شود
رنگارنگ
مرمرو
کاپیتان هادوک
خاطرات مشبک
کوچ
افکار خصوصی
سیاحت‌نامه میرزا
روی جاده نمناک
کنج
دلتنگستان
کتابدار
نکته
يوتی‌اف-هشت
بازيگر آماتور
نفیسه مطلق
با شما نيستم
سکتور صفر
پارکينگ
پياله
ايستادن در مقابل باد
مهندس سعيد
يه وجب خاک اينترنت
احسان پريم
مهاجر
افعانستان امروز
از امروز
آذر و آيينه‌اش
بهنود کوچک
وبلاگ گوبا
روزگار من
يادداشت‌های سينمايی
اسپ‌سوار
دنيا دست کيه
نمای تزديک
عصيان
ایگناسیو
کتابچه
علاف تمام فلزی
تن‌تن‌سک
آسمان
یک جعبه شکلات
حرفهایم...
از کانادا
ندای امروز
دنيای يک ايرانی
عمو حميد
احسان و هزاره سوم
روزنگار
وب‌نوشت ابطحی
بزرگمهر حسین‌پور
دندانپزشک
پريشان بلاگ
سياست از نگاه دوم
برما چه گذشت
خاکستری
حرف‌های يک الپر
کاوه شجاعی
کاکتوس تيلا
کاپوچينو
خط سوم
ترزا
آبکش
خبرنگار
نيمه‌شب
صادق الوندی
الپر
صورتک
ساده‌تر از آب
مرتضی و ما
پرنیان
علی قدیمی
الفبا
کلانتر
زوزه
ریویو
فانتازیا
محسن طالب
یلدا معیری
شهروند نصف‌جهانی
اسکورپیو
نعمت احمدی
لباس شخصی
علی خلیق
این مرد
یادداشت‌های فرهنگ
فرنگوپولیس
روزهای زندگی‌ام
یک بلاگر
دانشگاه غیرانتفاعی کیش
بچه‌های قلم
یاک
وحید پوراستاد
وب‌نامه
علی‌اکبر قزوینی
پناه
نوشی و جوجه‌هایش
اینجا و اکنون
مهاجرانی
جمیله کدیور
فانوس
صنوبر
پرنوشت
نادر فتوره‌چی
جنبشی استشهادی
بهزاد بلور
اشکان خواجه‌نوری
مصطفی تاجزاده
عباس عبدی
آرش صالحی
مسرت امیرابراهیمی
سبقت
عطا خلیقی
لیلی پوررند
آخوندها از مریخ نیامده‌اند
زرنوشت
گل‌دختر
علیرضا حقیقی
گل‌آرا حمزه
نگاه ایرانی
پاپتی
گوز آن‌لاین
وب‌گشت
لوبیسمم
فاطمه رجبی
نگاه یک ایرانی
کشکول جوانی
هزاران نقطه
ریچارد سمبروک
نامحرمانه
غربت‌نوشته‌ها
رشید اسماعیلی
مجید تفرشی
احمدی‌نژاد
شهیر شهید ثالث
احمد شیرزاد
موشک انداز
مژده غضنفری
ابراهیم فیاضی
نظرات ديگران

اصلاً لازم نیست آدم برود و بگردد ببینید فوکو چنین اظهار پشیمانی کرده یانه. (گرچه من هم تصدیق می کنم که هیچ جا این توبه نامه کذایی را ندیده ام) چون اگر کسی فوکو را بشناسد می داند که چنین آدمی با آن تفکر نمی تواند هرگز چیزی درتقبیح انقلاب و خمینی گفته باشد. ولی متاسفانه دوستان کمسواد و میانمایه ایرانی ما مثلاً در روزنامه کارگزاران و غیره که هیچ کتاب دست اولی از فوکو نخوانده اند به نقل قول از رفیق رفقا بسنده می کنند و می شود همینی که هست. حالا تازه خیلی هم ادعا دارند.

iaboo Focault only talked baout Islamic revoulotion right after th incident, after he didn't even mention it no more.At te time nobody knew what Khomeini has in mind, even Said supported the revolution at the time.