برای اشتراک ایمیل‌تان را وارد کنید: یا به این نشانی یک ایمیل بفرستید: EditorMyself-subscribe@googlegroups.com
  لينک‌دونی هفته
Excerpt: Khashayar Beigi has started a wonderful and much needed debate about the 'Human Rights' discourse on Iran. This is a crucial critique of the hegemonic forms of this discourse, promoted (and articulated) by the foreign-backed (and -funded) advocates of these forms, such as Abdolkarim Lahiji, Shirin Ebadi, Mehrangiz Kar and our beloved physicist turned human rights activist, Dr. Hadi Ghaemi. Read Khashayar's recent posts and participate in the debate.

خشایار بیگی (که نه رفیق شریتمعداری و مصباح است و نه عامل جمهوری اسلامی، بلکه دارد در برکلی دکترا می‌گیرد) بحث خیلی مهمی را درباره‌ی گفتمان غالب «حقوق بشر» از دید فلسفی و شناخت‌شناسی شروع کرده که واقعا این روزها جایش در صحنه‌ی روشنفکری ایران خالی است. آن هم در این همهمه و جنجالی که امثال هادی قائمی و عبدالکریم لاهیجی و شیرین عبادی و مهرانگیز کار و فریبا داودی و دیگران با کمک‌های مادی و سیاسی/رسانه‌ای وزارت‌های خارجه‌ی آمریکا و هلند و فرانسه و آلمان و سوئد و نروژ راه انداخته‌اند.

البته بحث او زیاد به اقتصاد سیاسی این گفتمان وارد نمی‌شود و کاملا هم قابل درک است. ولی نقد تئوریک شناخت‌شناسانه‌ و در عین حال صریح او چیزی است که این روزها ارزشش از مروارید غلطان هم بالاتر است و باید مطرح شود و توسط همه بحث شود و خوشحالم که خودش هم دارد برای این کار انرژی می‌گذارد.

برای همین از همه‌ی علاقمندان، چه مخالف و چه موافق، می‌خواهم که وبلاگ او و کامنت‌هایش را دنبال کنند و در وبلاگ‌هایشان هم اگر نظری مفصل‌تر دارند بنویسند. بخصوص نوشته‌های پایین او را بخوانید:

فقط امیدوارم حمایت من از خشایار و نگاهش باعث نشود که بیزنس‌من‌ها و بیزنس‌وومن‌های شاغل در بیزنس حقوق بشر او را هدف حمله‌های آشکار و مخفی خود قرار دهند و او را وادار به غلط و توبه یا حداقل فخش و فضیحت به من کنند. البته فحش دادن به من که دیگر قدیمی و تکراری و دمده شده و این روزها هرکس می‌خواهد به نان و نامی برسد، حتی کسانی که خودشان را دوست و همفکر من می‌دانند، اولش چهار تا لگد هم نثار من می‌کند. حالا چه با ربط، چه بی‌ربط.

به هر حال من پوستم کلفت شده است و اگر قرار است خشایارخان برای امن‌تر کردن بحثش چهار تا لگد علنی هم به من بزند اشکالی ندارد. مهم این است که بحثش را با همین شجاعت و صراحت ادامه دهد و از شعبان‌بی‌مخ‌های بیزنس ثروتمند حقوق بشر نهراسد.


سردبیر: خودم و لینکدونی‌اش را هر روز با ایمیل دریافت کنید.
تازه درهمين باره:



دوستان و آشنايان

ERROR: http://rpc.blogrolling.com/display_raw.php?r=5ce6aa818a9ce75a63de480197bfa538 is currently inaccessible
نظرات ديگران

نبوی در مسئله ی انتخابات از مردم خواست که وارد شوند و رای بدهند و خیلی هم با امثال شیرین عبادی و زرافشان تند برخورد میکند. نیک آهنگ هم اخیرا از تب سد سازی های دوران هاشمی انتقاد کرد. خودت هم تایید کردی که این ها دلشان برای ایران تنگ است، خوب اگر اهل مقام و پول بودند که برمیگشتند و اینجا در همان جام جم و تلوزیون کار میکردند و پول بهتری در می آوردند. اینکه نبوی برای تلوزیون کار کرده نشان میدهد اهل خصومت نیست با کسی و دلش میخواسته ایران بماند و کار کند. اگر از رفسنجانی دفاع میکنند برای این است که آن را در شرایط فعلی برای آرمان هایشان مطلوب میدانند و اگر نه یک روزی خودشان شمشیر را علیه رفسنجانی از رو بسته بودند و آبرویش را بردند. همه پول را دوست دارند.استدلال بچگانه نکن.اگر تو فکر میکنی پول گرفتنشان کشور را متضرر میکند، این را باید توضیح بدهی. اگر مقبول باشد خود آن ها از تو کم وجدان تر نیستند. تو خودت گفته بودی نیک آهنگ آدم مقیدی است. احمدی نژاد به چه لحاظ لولویی که ما(یا آن ها) تصور میکردیم( یا میکردند) نبود؟ چه کار باید انجام میداد که نداد؟ ما گفتیم جانی است؟ ما گفتیم جنگ طلب است؟ تمام حرف این بود که رفتار های نا معقول خواهد کرد.و آبرو ریزی میکند، با رفتارش جنگ افروزی میکند.گفتیم فضا را میبندد که بست.وزیر ارشادش هرندی شد.دختر مردم را در خیابان کتک زدند.به کتاب مجوز ندادند. ما فقط حدس نمیزدیم اقتصاد تا این حد خراب شود که شد. تو داری یک اشتباه بزرگ میکنی.هیچ کی طرفدار آمریکا نیست این وسط. همه از نظمی حرف میزنند که خواسته یا نا خواسته وجود دارد و نجنگیدن و استفاده از فرصت های آن و در عین حال نقد آن بهترین حرکت در مقابل آن است.هیچکس از صدای آمریکا و مجری های پیر و نادانش(که بجز بهارلو؛ آدم های بدی هم نیستند لزوما) دفاع نمیکند.ما مواجه هستیم با ابرقدرتی که نسبت به ابرقدرت های قبلی جهان خیلی بیشتر امتیاز میدهد و بهتر رفتار میکند(به دلیل وجود گروه های مخالف که به لحاظ تعریف ساختار آمریکا اجازه فعالیت و انتقاد از دولت را دارند).دنیا خیلی وقت نیست که از ترس های دهشتناک جنگ سرد خارج شده است.این همه دفاع از آمریکا دفاع از ظلم نیست.دفاع از شرایط بهتری است که با وجود آمریکا ایجاد شده. یادم می آید سال ها پیش نهضت آزادی بیانیه ای صاد کرده بود و گفته بود: "چه کسی میتواند ایجاد نظم و امنیت بین المللی در آب های آزاد توسط آمریکا را انکار کند؟ در حالی که پیش از آن کشتی ها از دست دزدان دریایی در امان نبودند" این حمایت ها از آمریکا حکایت دارد حسین جان. تو خیلی راحت حرف میزنی چون تاریخ کم خوانده ای.وقت داری پیش همان بهنود عزیز که منصف است تاریخ دادن برو و بپرس چرا این همه از آمریکا دفاع میکنید.از او که روزی در مصاحبه با رادیو حودر گفته بود: "اقتصاد ایران باید به دست همین صفائی فراهانی و سازگارها اصلاح شود"(اگر اشتباه نکنم) بپرس چرا سازگارایی که تو میگفتی الان آمریکاست. کمی این دعواها را بیخیال، گور پدر نبوی و نیک آهنگ و جماعتی که برای تو کف میزنند و جماعتی که به تو فحش میدهند و من و هرکس دیگر. دانستن واقعیت و منصف بودن مثل بهنود برای خودش لذتی دارد.گرچه هوچی بودن هم لذتی هایی دگیر دارد.متلک نیست.واضح میگویم.حیف است تو دومی باشی. این چیزی هم که در مورد غنی نژاد میگویی غلط است.شما با عقاید دکتری غنی نژاد آشنا نبودی حتما. مرتضی مردیها در همام سال های اصلاحات علیه ملی شدن نفت مطلب نوشت.صادق زیبا کلام هم همینطور.

حقوق بشر؟ کدام بشر؟! یکی از خبرنگار سی ان ان پرسید چرا در ایالت فلوریدا که ۹۶ درصد رای دهندگانش مسیحی هستند فقط زوم کرده اید که این ۴ در صد یهودیان تازه مهاجر باین ایالت نقش تائین کننده دارند !؟؟ جواب آمد که البته وقتی ان ۹۶ در صد دو دسته شوند آنوقت این ۴ در صد بهر طرف رای بدهند انگروه برنده میشود !؟ اینجاست که ریشه حقوق بشر رخ میکند ...اگر ازادی سرمایه بستگی کامل بازادی بشر !؟ و در بوق و کرنای ازادی و دمکراسی کند وگرنه دیگر افراد بشر نخودی اند

از اون یادداشتت در مورد دختر "سکسی" لبنانی خوشم اومد. من که می دونم تو تحت تربیت اسلامی در ایران بزرگ شدی درک می کنم چرا این دختر زیبا که فقط موهاشو نپوشونده از نظر تو "سکسی" تلقی می شه. راستش رو بخوای مسئولین جمهوری اسلامی هم مثل تواند. همین الان دارند تو ونک هر کسی رو که یک رنگ و لعابی داره به جرم سکسی بودن بازداشت می کنند. من خودم یه بار دیدم که دخترایی که با نیروی افتضاحی در این مورد همکاری می کنند و یه پارچه ی سیاه انداختند رو سرشون سیبیل داشتند! حدس می زنم دخترایی که دیده بودی تا به حال این طوری بودند.

این دختر خانم زیبای لبنانی از کجا می دونه که اگر لبنان از شر اسرائیل خلاص بشه موشک های وارداتی حزب الله از ایران اولین کسی رو که نشونه خواهد رفت خود این دختر خانم و هم تیپی هاش خواهد بود؟ (منظورمو از موشک در اینجا که می دونی؟!) اگر اینو بهش بگن می فهمه که به ریش بلند حسن آقا باید شاشید و نه کمتر... چون حسن آقا بر حسب تفکرش نمی تونه به قوانین مدنی تسلیم باشه. تفکرش به اون می گه که تو حق مطلقی و وظیفه داری دیگران رو به زور همراه خودت کنی.

اما رفتم مطلب خشایار خان رو هم خوندم. یه لینکی داده بود به مصاحبه ی دکتر توکلی طرقی که آشکارا مبتلا به زبان پریشی بود! نمی دونم مصاحبه رو بد تنظیم کرده بودند یا آقای دکتر نتونسته بود خوب منظورش رو بیان کنه. به هر حال برای خوندن پیغام من بد نیست به سایت خشایار خان سر بزنی. اگر مابقی نوشته های مورد علاقه ی تو در رد حقوق بشر به همین سطحی و سادگی باشند که قربون همون حقوق بشر...

------------

• هودر: ببین، خیلی دنیا رو سیاه و سفید و اغراق‌آمیز می‌بینی. اینجوری‌ها هم نیست دیگه. راجع به اینکه چه سکسی هست یا نیست هم فکر کنم فایده نداره بحث کنیم. چون کاملا ذهنی و نسبی است. ولی سکسی بودن به بی روسری بودن نیست. به متفاوت بودنه. روی این فکر کن.

1-چرا اینطوری مینویسی بچه جان!؟شاید یکی نه از سر اجبار دیگران، بلکه به خاطر نگاه خودش خواست با تو مخالفت کند.تو چرا دست پیش میگیری؟ که بعد بگویی: من که گفتم. 2-اصلا مسئله غیر سیاسی و بدون منفعت نداریم. تو خودت بدون منفعت اینجا مینویسی؟ حالا مستقیم یا غیر مستقیم. اینکه آمریکا هم از حقوق بشر میخواهد سوء استفاده کند عجیب نیست.سیستم منطقی همین است که از همه ی ظرفیت ها در جهت منافع استفاده کنند.ولی دخلش به ما این است که مواظب باشیم سرمان کلاه نرود. واگرنه ما هم میتوانیم با آمریکا معامله کنیم و منافع خودمان را تامین کنیم.هدف سیستم سرمایه داری ظلم نیست.تامین حداکثر منافع برای خودش است.هیچ منطق درست و درمانی هم نشان نمیدهد تامین منافع یکطرف لزوما منجر به متضرر شدن طرف مقابل است. تو خودت داری از امکانات همان جامعه ی سرمایه داری برای بیان عقاید مخالفت استفاده میکنی. خوب! در منطق تو اگر ژست آمریکایی نبود پدر تو را هم در می آوردند (من البته اینجوری فکر نمیکنم).پس در منطق تو هم میشه از امکانات آمریکایی برای اهداف خود استفاده کرد. حقوق بشر، دموکراسی و... برای من و تو هم بازیه.مگه نیست؟ مگر اینها برای ما هم ابزاری برای فراهم کردن لذت نیستند؟ حالا یا دختر بازیم و دنبال این هستیم که فشار از ما برداشته شود. یا نویسنده هستیم و دنبال حذف سانسوریم( برای اینکه لذت خوانده شدن را ببریم) یا کتاب خوانیم یا روزنامه نگاریم یا اینترنت بازیم و دنبال حذف فیلتر هستم یا اصلا از فعالیت سیاسی لذت میبریم و ... خلاصه خیلی کم پیش می آید یکی از ما آنقدر اخلاقی باشد که هدفش از حقوق بشر نفس آن باشد. تازه باز هم هیچ دلیلی برای بهتر دانستن همچین آدمی نداریم.داستان داستان همین تقابل و تناسب و تعادل منافع است. اگر تو دلیلی داری که طرح امروز حقوق بشر علیه ایران اولا به ضرر خودت است و بعد به ضرر کسانی که دوستشان داری و نهایتا به ضرر مردم ایران میتوانی بیان کنی و روی آن بحث کنی. 3-یک چیز دیگر حسین خان.به نظر من ملت دارند به تو مدیون میشوند.منظورم وبلاگ خوانها است. چون کسی جدی نمی گیرد تو را و با تو بحث نمیکند در نتیجه بیشتر تو را هل میدهند به آن سمت که تصور کنی هرچه میگویی درست است.من این تجربه را دارم فرقی نمی کند چه پارادایمی و چه نگاهی، آدم داخل هر ماجرایی که باشد میتواند دلایل کافی برای صحت آن پیدا کند.و این همه به دلیل غیر دقیق حرف زدن ها است.به نظر من میرسد در دوران مدرن بشر میبایست ژورنالیسم عمومی و همه چیز نویس را کنار بگذارد اما انگار همه چیز با آمدن وبلاگ بدتر هم شده است.چون عمومی نویسی خیلی مانع بزرگی است که آدم بتواند افکارش را زود به زود تغییر دهد و غیر دقیق نویسی هم که عرض کردم آفت بزرگی است. به هر صورت بحث ظلمی بود که به تو داره میشه در حالی که به پاس خدمتی که به آی تی در ایران کرده ای میبایست اینگونه نمیشد. زنده باشی.

------------

• هودر: درست نگرفتم منظورت رو. حرف من اینه که اصولا گفتمان حقوق بشر یه گفتمان بیرون آمده از سلطه و استعماره و تن دادن به اون با این شرایطی که اینها تعریفش کردن اتوماتیک اونها رو همیشه در جای برنده می‌نشون و طرف مقابل در جای بازنده. که بحثش فلسفی و مفصله و به نظرم بد نیست به نقد Chris Brown در این باره نگاه کنی. اسمش رو جستجو کن. راجع به نکته‌ی بعدی‌ات، من هم دوست ندارم که کسی بخاطر اینکه مثلا من پررو نشم من رو نقد نمی‌کنه. ولی اگه کسی مثل علی معظمی این کار به به شیوه‌ای متمدنانه کرده باشه بهش جواب داده‌ام و اتفاقا خود او بود که از ادامه‌ی بحث سرباز زد. من از خدامه که بی‌رحمانه ولی بطور مستدل نقد بشم تا هم استدلال‌های خودم رو قوی‌تر کنم و هم نشون بدم که از روی شکمم یا بخاطر اینکه «جاسوس جمهوری اسلامی یا اسراییل» هستم حرف نمی‌زنم. ولی خب، فعلا یه سری فکر کردن با بایکوت کردن من می‌تونند از نفوذ فکری‌ام کم کنند و اتفاقا استدلال تو نشون میده که این کارشون برعکس به نفع من تموم شده تا به ضررم. راجع به ظلم هم ممنون. من منتی بر کسی نمی‌‌ذارم. ولی می‌دونم که خیلی‌ها مثل تو یادشون نرفته که اصلا چجوری وارد این ماجرای وبلاگ و اینترنت و اینها شدن و همین برای من کافیه.

"این روزها هرکس می‌خواهد به نان و نامی برسد، حتی کسانی که خودشان را دوست و همفکر من می‌دانند، اولش چهار تا لگد هم نثار من می‌کند"

wow!! such a narcissist!

------------

• هودر: برو یه ذره وبلاگ‌های این و اون رو بخون تا بفهمی. حتی کسایی که مثل سبیل طلا خودشون رو در پشت پرده دوست من می‌دونن هم همینطوری‌اند، چه برسه به اونهایی که رسما سایه‌ی منو با تیر می‌زنن.