برای اشتراک ایمیل‌تان را وارد کنید: یا به این نشانی یک ایمیل بفرستید: EditorMyself-subscribe@googlegroups.com
  لينک‌دونی هفته
Excerpt: Masoud Behnoud's performance on VOA the other night was great. He crushed the State Department's propagandist, Bijan Farhoodi, with his great and nuanced responses. I don't think they would have him again.

آقا من اینقدر با جواب‌های پریشب مسعود بهنود به این بیژن فرهودی شارلاتان و احمق صدای آمریکا حال کردم که بعد از ماه‌ها که هیچ تماسی با آقای بهنود نداشتم به او زنگ زدم و بهش دست مریزاد گفتم. خیلی «خوب» و منصفانه از مملکت و جوان‌هایی که خونشان را برای حفظ آن ریختند و دیگر واقعیت‌هایی که آمریکایی‌ها و سلطنت‌طلب‌های نوکرشان در صدای آمریکا نمی‌خواهند بدانند، دفاع کرد. این همه جسارت از بهنود کاملا غیرمنتظره بود. واقعا شیرمادرش حلالش. (البته طبق معمول خیلی حزبی راجع به احمدی‌نژاد حرف زد که قابل فهم است.)

شاید این تماس باعث شود که متوجه شود من هیچ خصومت شخصی‌ای با او ندارم و حسابش را از امثال حسین باستانی -- که روز را رسما تبدیل کرده به پاتوق حقوق‌بگیران وزارت خارجه‌ی آمریکا و بروبچه‌های NED و فریدام هاوس مواضعش هم تقریبا با مواضع رسمی آمریکا مو نمی‌زند -- جدا می‌دانم. (ویدیویش را حتما این پایین پایین ببینید.)


ویدیو: مسعود بهنود شجاعانه دربرابر دروغ‌های صدای آمریکا می‌ایستد

البته حساب نبوی را هم جدا می‌دانم و می‌فهمم آدمی که قهرمان زندگی‌اش شهرام جزایری دزد باشد خیلی طبیعی است که هر کسی پول بیشتری برای قلمش بدهد برای او و در جهت سیاسی‌ای که او می‌خواهد بنویسد. ( یک روز برای مشارکت و به ضرر رفسنجانی می‌زند، چند ماه بعدش برای تلویزیون لاریجانی برنامه می‌نویسد، و چند ماه بعد برای «ظاهرا» هلندی‌ها به نفع رفسنجانی.) کوثر هم عین اوست و حاضر است برای یک مشت یورور روزی ۲۰ ساعت کار کند و بعد ننه‌من‌غریبم‌بازی‌های تکراری و لوس آخ قلبم، آخ کمرم را در وبلاگش به خورد ملت بدهند. درست مثل وقتی ایران بود که مثل یک فاحشه‌ی تلفنی روزی چهار تا روزنامه می‌رفت و در جا به آنها سرویس می‌داد و برایشان «کاریکاتور» می‌کشید و پولش را توی پیراهنش می‌گذاشت.

ولی مسعود بهنود، با وجود اختلافات بنیادی که با تفکر سرمایه‌محور او و زبان و قلم صراحت‌گریز و درازنویسش دارم، آدم شریف و با انصافی است و هر ایرادی داشته باشد،‌ مثل این دو رفیق دیگرمان، بنده‌ و ذلیل دویست سیصد یورو و پوند نیست. بهنود آدم چشم و دل سیری است که لازم نیست بخاطر صد یورو بیشتر رییس جمهور کشورش را به هیتلر تشبیه کند یا جوانان قربانی دفاع از مملکتش را «موجود ناقص بی‌رحم» بخواند. اگر از رفسنجانی و کارگزاران دفاع می‌کند بخاطر اشتراک فکری‌اش با آنها است، نه بخاطر پول و مقام.

با همه‌ی این‌حرفها فکر کنم همه‌شان دلشان بدجوری برای آن زندگی پرهیجان و گرمی که در ایران داشتند تنگ شده و از نوشته‌هایشان پیدا است که بدجوری وسوسه‌ی برگشتن در جانشان افتاده. بخصوص اینکه در این مدت از یک طرف دیده‌اند آن لولویی که از احمدی‌نژاد ساخته بودند توهمی بیش نبود و اگر برگردند کسی اذیتشان نخواهد کرد، و از طرف دیگر وقتی فضای سیاسی و مطبوعاتی پر از کثرت این روزهارا می‌بینند قند توی دلشان آب می‌شود که چرا نتوانند مطالبشان را روی کاغذ ببینند و لمس کنند و وقتی در خیابان راه می‌روند مردم بشناسندشان.

کاملا بهشان حق می‌دهم اگر این حس را داشته باشند و می‌خواهم بهشان پیشنهاد بدهم که بیایند همه با هم در پایان تابستان به ایران برگردیم. اگر هم نگران هستند قول می‌دهم به محض اینکه خودم از بازداشت درآمدم بروم و سفارششان را به رییسم، حاج آقا محسنی اژه‌ای، و مرشدم، حاج آقا حسین شریعتمداری، بکنم. (کمانگیر، بپر این شوخی را تجرمه کن و بفرست برای لیسا گلدمن و رفقای تازه‌ات در فریدام هاوس که درخشان اعتراف کرد که جاسوس است)

آقای بهنود، بس است دیگر زندگی در ایران از این پنجره‌ی تنگ مانیتور. بیاید برگردیم به آن سرزمین زنده و آن مردمان گرمش.


سردبیر: خودم و لینکدونی‌اش را هر روز با ایمیل دریافت کنید.
تازه درهمين باره:



دوستان و آشنايان

«یک فتحی»
«سولوژن»
«شهرزاد»
«یک پزشک»
«جواد روح»
«خسرو نقیبی»
«هوشنگ دودانی»
«دادابیس»
«ملکوت»
«کوروش علیانی»
«آهستان»
«خوابگرد»
«سینا دیلی»
«حامد قدوسی»
«جمهور»
«یادداشت‌هایی از کابل»
«ایمیان»
«تبعیدی عصبانی»
«ابراهیم اسکافی»
«نگارک‌ها»
«فروغ»
«گردباد»
«نانا»
«عرب عصبانی»
«محمد نوری‌زاد»
«مریم ابریشم‌کار»
«اکبر منتجبی»
«مرصاد»
«هادی خرسندی»
«بابک داد»
«طاها بذری»
«احمد جلالی»
«هادی نیلی»
«سبیل طلا»
«ضدمورچه»
«مهستی شاهرخی»
«یک استکاان چای داغ»
«موج»
«کیبرد آزاد»
«حسین نوش‌آذر»
«عبدالقادر بلوچ»
«ایرانی طعنه‌آمیز»
«پسر فهمیده»
«مازوخیسم محاسباتی»
«جواد کاشی»
«منبر دات نت»
«آرش «کمانگیر» آبادپور»
«از پشت یک سوم»
«آزادنويس»
«ناهید رکسان»
آق بهمن
مرد تنها
بامدادی
امنزیاک
امور ایران
نگاه نو
نگاه نو
مسعود ده‌نمکی
آن سوی دیوار
گناهکار
۳۵ درجه
خیاط باشی
من راه نشین
کمال
مسعود بهنود
حقوق‌دان پاریسی
حاجی واشنگتن
کشکول جوانی
صفا در ال.ای
مارسی نیومن
شب پیشگویی
سوگلی ریچارد پرل
دردنوشته‌ها
دانشجوی مسلمان
آشپزباشی
پاگرد
آچار فرانسه
لیلی نیکونظر
۴ دیواری
ایران‌شهر
حمید کریمیان
نیما دارابی
میرزا پیکوفسکی
بلوط
ف.م.سخن
پیاده رو
زهرا
خورشید خانوم
رزانیات
لوبيا
حمید مافی
لگوماهی
سهند شمس
حسین پاکدل
کتابلاگ
مریم مومنی
نگفتنی‌ها
یک وحید
محمود فرجامی
لات‌لند
کریم ارغنده‌پور
زيتون
زیتون پرورده
حسام‌الدین آشنا
محبوبه حسین‌زاده
آی‌تی.ايران
دستنوشته‌ها
شاخ به شاخ
افسون فسرده
جوانفکر
خبرنگار مسلمان
غلاف تمام فلزی
حنیف مزروعی
چرک‌نویس
مرتضی نگاهی
شب‌نامه‌ها
بسیج جهانی
فریادناممه
نوه‌ی غلامرضا تختی
پژمان نوزاد
کلنگ کمونیست کارگری
رویای آريایی
علیرضا شیرازی
مرصاد امروز
روزنه
خاکریزیسم
توکا نیستانی
مونتاژ انتقادی
نیکی اخوان
احسان
شرح
دلبستگی
مسیح علی‌نژاد
تادانه
نازخاتون
خط قرمز
جمال
شنا در شنزار
بی‌بی‌گل
کامپیتور و ارتباطات
نوک‌تیز
زمستان است
نسرین افضلی
فوکو بلاگ
پویان و سیما
آرش غفوری
سهیل کریمی
بیروت ریپورت
سلمان
مریم اينا
میرزا
فانونایت
دوم دام
کافه ناصری
بی اجازه کوچیکترا نه
نسل خمینی
مهدی محمدی
امید معماریان
روزنامه‌نگار ممسلمان
سیبستان
اسماعیل نیوز
مطالعات فرهنگی رادیکال
فرنگوپولیس
آزاده عصاران
هنوز
شکرخواه
خانوم حنا
کافه اندیشه
علیرضا خدابخش
زن نوشت
سایه
عباس معروفی
نقیز
روزها
انتخاب زنان
هپلی
پاسداران
پویان طباطبایی
فلیسوف مآب رمانتیک
کلاشینکف دیجیتال
کلفه گینزبورگ
شبنم طلوعی
امیرعلی قاسمی
مشکات
سفره ماهی
سفره‌ماهی
پاک‌نویس
ارزیابی‌های شتابزده
لیلا خدابخشی
تکینسون
علی معظمی
عنکبوت
سرزمین آفتاب
آدم و حوا
چخوف منو نديدی؟
امشاسپندان
علی مزروعی
خارج از جعبه
مريم نبوی نژاد
وب‌نگاشت
تبرمرد
ققنوس
بچه‌های سوم تیر
منقل، مخده و پلوراليسم ديني
فالشیست
ddmmyyyy
بازیگر آماتور
شهاب اسفندیاری
فانوس خيال
آینه ایرانی
محمد تاج‌دولتی
معصومه ناصری
انتخاب انسانی
نیما نامداری
مژده
چلـــغوز
پرگلک
پیام یزدانجو
پیام یزدانجو
من و مانی
شبح
کاملیا انتخابی فرد
خودمونی
حرف غریب
راهرو
شادی شاعرانه
و اما بعد
امير حسابدار
پاسداران
ایمان
پاگنده
بارانی آبی
اندیشه امروز
معصومه اتبکار
دفترچه‌ی ممنوع
حسن عابدینی
دیدی گفتم
مه‌زود
میان خطوط
جنگ و صلح
صبحانه
کوچه مدرسه حجتیه
آسمانِ سرپناه
حسام فروزان
حقیقت ایرانی
رازیگر
نیستان
یک وبلاگ ساده
غربتستان
تلخوش
قائم‌پناه
ژرف
یولداش
روزگاری که سپری می‌شود
رنگارنگ
مرمرو
کاپیتان هادوک
خاطرات مشبک
کوچ
افکار خصوصی
سیاحت‌نامه میرزا
روی جاده نمناک
کنج
دلتنگستان
کتابدار
نکته
يوتی‌اف-هشت
بازيگر آماتور
نفیسه مطلق
با شما نيستم
سکتور صفر
پارکينگ
پياله
ايستادن در مقابل باد
مهندس سعيد
يه وجب خاک اينترنت
احسان پريم
مهاجر
افعانستان امروز
از امروز
آذر و آيينه‌اش
بهنود کوچک
وبلاگ گوبا
روزگار من
يادداشت‌های سينمايی
اسپ‌سوار
دنيا دست کيه
نمای تزديک
عصيان
ایگناسیو
کتابچه
علاف تمام فلزی
تن‌تن‌سک
آسمان
یک جعبه شکلات
حرفهایم...
از کانادا
ندای امروز
دنيای يک ايرانی
عمو حميد
احسان و هزاره سوم
روزنگار
وب‌نوشت ابطحی
بزرگمهر حسین‌پور
دندانپزشک
پريشان بلاگ
سياست از نگاه دوم
برما چه گذشت
خاکستری
حرف‌های يک الپر
کاوه شجاعی
کاکتوس تيلا
کاپوچينو
خط سوم
ترزا
آبکش
خبرنگار
نيمه‌شب
صادق الوندی
الپر
صورتک
ساده‌تر از آب
مرتضی و ما
پرنیان
علی قدیمی
الفبا
کلانتر
زوزه
ریویو
فانتازیا
محسن طالب
یلدا معیری
شهروند نصف‌جهانی
اسکورپیو
نعمت احمدی
لباس شخصی
علی خلیق
این مرد
یادداشت‌های فرهنگ
روزهای زندگی‌ام
یک بلاگر
دانشگاه غیرانتفاعی کیش
بچه‌های قلم
یاک
وحید پوراستاد
وب‌نامه
علی‌اکبر قزوینی
پناه
نوشی و جوجه‌هایش
اینجا و اکنون
مهاجرانی
جمیله کدیور
فانوس
صنوبر
پرنوشت
نادر فتوره‌چی
جنبشی استشهادی
بهزاد بلور
اشکان خواجه‌نوری
مصطفی تاجزاده
عباس عبدی
آرش صالحی
مسرت امیرابراهیمی
سبقت
عطا خلیقی
لیلی پوررند
آخوندها از مریخ نیامده‌اند
زرنوشت
گل‌دختر
علیرضا حقیقی
گل‌آرا حمزه
نگاه ایرانی
پاپتی
گوز آن‌لاین
وب‌گشت
لوبیسمم
فاطمه رجبی
نگاه یک ایرانی
هزاران نقطه
ریچارد سمبروک
نامحرمانه
غربت‌نوشته‌ها
رشید اسماعیلی
مجید تفرشی
احمدی‌نژاد
شهیر شهید ثالث
احمد شیرزاد
موشک انداز
مژده غضنفری
ابراهیم فیاضی
نظرات ديگران

بعضی وقتا از خیلی ها تعریف میکنی بعد متوجه میشی نه این بابا هم آره!اونی که ما میخواستیم نیست.حرفات خیلی صریح ولی عجولانه قضاوت میکنی.نه در مورد بهنود در مورد خیلی ها.خیلی از اینها که کارشون درست تر هست رو هیچ وقت صدای امریکا دعوت نکرده یا 2 مرتبه اومدن و محو شدن. ممنون.

----------

• هودر: درست می‌گی. ولی من بهنود را فقط با خودش مقایسه کردم و دیدم بی‌انصافیه که آدم این شجاعت رو از این آدم محفظه‌کار نادیده بگیره.

حیوونکی ...تو هم که تا چندوقت پیش به VOA دعوتت می کردن میرفتی طفلکی حالا که تخمشون حسابت نکردن و دعوتت نمی کنن اینقدر لجت گرفته یا چون یکی دوبار برای اینترنت دعوتت کردن (میز گردی با شما ) ...جو گیر شدی ؟ و فکر کردی که برای خودت خری شدی ؟ خدا خر رو شناخت که شاخش نداد برات متاسفم

به جان خودم کامنت هایی که جنریت می کنی خیلی تابلو ان. انقدر شعور مردم رو دسته کم نگیر عزیز

Pourzal you can go to h*ll, you're an exile yourself!

من نمي فهمم دوا سر چي؟ولي مي فهمم داري عصابانيت ملت رو كه شايد به يه سيل خروشان تبديل بشه شايدم نشه رو مي فرسي تو دشتاي پهن و وسيع تا همون جا آروم بگيره.حتما بهم بگو هدفت از اين كار چيه.هز مبارزه و نق زدن نا اميد شدي؟

-----------

• هودر: من و ناامیدی؟ منظورت دقیقا چیه؟

اخه پفیوز. بهنود برگرده ایران تو کدوم نشریه می تونه اینقدر رک و محکم بنویسه؟می تونه اینقدر ازاد از رهبری انتقاد کنه؟مقاله های که ازش تو شهروند منتشر می شه رو با وبلاگش مقایسه کن.زمین تا اسمون فرقشه.لحنش.شدتش.انتقادش.نگاهش اخه تو چرا اینقدر احمقی؟چرا یه ذره عقل نداری تا بفهمی ازادی که تو ایران وجود داره به هیچ وجه قابل اعتماد نیست؟تو دانشگاه ما دو نفر با هم مقاله نوشتن در نقد برنامه ی هسته ای.یکیشون یک ترم تعلیق خورد.یکیشون راست راست داره راه می ره.این نشون دهنده ی ازادیه؟نه حسین جان.این جا هیچ چی حساب و کتاب نداره.ممکنه یک سال تند بنویسی اما یکباره بخاطر یک مقاله ی کوچک بیکار بشی.الان کدوم روزنامه ی ایران نقد های قوی می نویسه؟هفته نامه شهروند؟اعتماد؟کارگزاران؟ همه ی این ها مقاله هاشون به شدت محافظه کارانست.نهایت نقدشون می شه انتقاد از فلان نظر احمدی نژاد یا برخی از اعمال وزرا.اما اصلا جراتشو دارند که روابط با اسرائل رو هم نقد کنند؟یا جریان هسته ای رو؟ بهنود بیاد ایران که چی بشه؟ته ازادیه این جا؟قبول که احمدی نژاد غول نیست.اما سانسور اوضاعش افتضاحه. کاش یه ذره عقل داشتی.و اندکی شعور تا این چیز ها رو بفهمی اما به شدت در ورطه ی حماقت افتاده ای...روزگاری واقع بینی تو رو در کنار بهنود می ستودم...اما حالا مقاله های همچنان زیبا و بی طرف بهنود را می خونم و لذت می برم.اما وبلاگ تو برایم به شدت تهوع اور شده...

نوشتی بهنود دوست داره بیاد تو خیابون های تهران و مردم بشناسنش. خداییش منم خیلی دوست دارم بهنود رو توی تهران ببینم.دوست دارم همونجا وسط خیابون بشاشم به اون صورت کثیفش. با تشکر

حاجی تو که زحمت میکشی اقلا یک جایی آپلود کن که بدبخت بیچاره های توی ایران هم بتونن دانلود کنن یعنی resume داشته باشه؛ با این سرعت ایران که نمی‌شه آن‌لاین فیلم دید اون هم 59 دقیقه! یه زحمت دیگه هم بکش لطفا و اون چرت و پرت‌های اولش رو حذف کن که سبک‌تر بشه ... از اول بهنود باشه یعنی :) دستت درست

آقای نیم سگ کثیف و لجن و خایه مال های وزارت خارجه آمریکا که برای یک ده سنتی حاضرند هزار تا معلق و پشتک واروو بزنند و ایران و ایرانی رو بفروشند اون امثال ابراهیم نبوی و کوثر و صدای آمریکایی های پفیوز هستند که دستشون خیلی وقته برای مردم ایران رو شده. هودر جان قلمت پا برجا.

حسین جان درود! زین پس بدان که از مشتریان پروپاقرص ات خواهم بود!! ایول که از بهنود خوش نوشتی و حال اش را بردم! این مرد از هر که منطق حالی اش می شود، شنیده ام که صادق است و صداقت از کلام و مرام اش می بارد. بهنود را من زنده گی کرده ام از زمانی که در آدینه می نوشت و من حدود هجده سال داشتم. اما نمی فهمم چرا شما اختلاف بنیادی با نوشته های اش داری؟ ضمنن شما رفتی به جایی که باید بروی!! نترس بابا جان یعنی لینک شدی در بلاگ ام نازنین!! شاد زی

من یک روزی همین نظری رو که امروز نسبت به بهنود عزیز دارم نسبت به نوری زاده هم داشتم ولی نوری زاده دیگه یک آدم مطلع و مستقل نیست بلکه متاسفانه پول اورن رو خراب کرد . ولی بهنود عزیز با شنین سخنانت اشک از چشمهام حجاری شد اگر یک درصد مردم ایران درایت و منش و استقلال تو رو داشتن ما امروز وضعیتی بهتر داشتیم امید وارم زنده باشی و روزی بتونی از داخل مملکتت به این مرز و بوم خدمت کنی . از این که این اطلاعات رو در اختیار ما گزاشتی و این قدر بی طرفانه مساٌل رو مطرح میکنی ازت متشکرم امید به روزی که دیگر خبرنگاران داخلی و خارجی تو رو الگو قرا ر بدهند

محمد از شهر ملبورن استرالیا

هر تحلیلی باید حداقل یک نخود منطق درش وجود داشته باشه. نمی شه که کسی رو تحلیل کرد و دو تا آدم حسابش کرد: تا جایی که با افکار تو می خونه افکارش (آخرین ورژن افکارت رو البته می گم) بگی چه آدم خوبیه و اونجاهایی رو که باهات نمی خونه بگی حزبی حرف زده و این و اون دلیل این حرفاشه. شاید در هر دو مورد یعنی هم در دفاع از ایران و هم در انتقاد از احمدی نژاد منطقی بوده باشه. فکر نکنم این چیزا حتی تو پست کلنیالزم هم با بقیه جاها فرق داشته باشه. به هر حال گفت بیهوده سخن بدین درازی حکایت شماست.

به جد بگویم اقای درخشان از شما که مدتی است تلاش داری نگاهی حتی الامکان واقع نگرانه و جامع به ایران داشته باشی در تعجبیم که از چی این گفت و گو ذوق زده شده ای! من الان همه ویدیو را دیدم. من هم مانند آن کسی که تلفن زده بود و به او به اعتراض کرد که اقای بهنود چرا به شعور مردم و وجدان جمعی ملت ایران توهین می کند، فکر می کنم و بلکه با تمام وجود حس می کنم این سخنان بهنود واقعا عوامفریبانه و موهن بود. از این جهت می گویک موهن بود که گویی وی که خود را استاد تاریخ معاصر می داند درک نمی کند که در اردیبهشت 60 اقای خمینی اول دستور داد قلم هار بشکنید و در یک شب دادستان کل کشور دستور توقیف همه روزنامه های مخالف از مجاهدین تا ملی گراها تا روزنامه بنی صدر تا میزان مربوط به نهضت آزادی را داد و آنروز که مثل امروز نه اینترنت بود و نه ماهواره و رسانه به معنای واقعی کلمه انحصاری بود، راه را برای اجرای دستورات ولایی آماده کرد. من چون به شعور ملت ایران و حضور وجدان سالم انسانی نزد اکثریت هموطنانم باور دارم، بر خلاف اقای بهنود می گویم اگر روزنامه ها و رسانه ها سرکوب نمی شدند هرگز فضا برای ادامه جنگ و نفله کردن یک نسل ایرانی فراهم نمی آمد. در آخر خوب ات شما و اقای بهنود به این گفته فرمانده وقت سپاه محسن رضایی که آنروزها 26 سال بیشتر نداشته است نیز توجه کنید تا متوجه شوید که جنگ چرا به قول اقای خمینی نعمت بود: "اگر جنگ را ادامه نمی‌دادیم، حکومت و انقلاب تثبیت نمی‌شد. آن‌هایی که می‌گویند شش سال از 8 سال جنگ بیهوده بود و سال‌های جنگ را 6 و2 توصیف می‌کنند، باید بدانند که اگر به جنگ پایان می‌دادیم حکومت اسلامی و انقلاب از بین رفته بود".سخنرانی در کنگره بزرگداشت سرداران و 16 هزار شهید خوزستان،10 اسفند 1379

آفرین

دلم برايت ميسوزد به دست و پايي كه براي بخشيده شدن از طرف حاكميت ميزني ودر هر دست و پازدن بيشتر در لجن فرو ميروي دلم ميسوزدتو ايينه تمام نماي فروش شرف هستي توان چاله گاو گند زباني هستي كه همه كس و همه چيز را براي طلب عفو و مغفرت فدا ميكني از حمله به پاكترين و شرافتمند ترين انسانها كه هست و نيستشان براي دفاع از حقوق هموطنشان زحمتكششان(اسانلو) در طبق اخلاص ميگذارند تا دفاع از پست ترين و زذل ترين حاكماني از قبيل خامنه اي و احمدي نژاد كه مردمش رابراي حفظ موجوديت خود به خاك سياه نشانده است توميتواني ظاهر ضد امپريالست به خود بگيري و نام پست استراكچريست به خود بگذاري و هزاران توجيه باربط وبيربط براي دفاع از جمهوري اسلامي بگذاري اما بدانكه هر كلمه تو در دفاع از اين رژيم و عمال پست ان رذالتي است كه در ان ميغلتي .بوي گندت بد جوري بلند شده .

من هم تحلیل های بهنود رامی پسندم، با وجود اینکه وقتی کتاب هاش رامی خوانم می خواهم سرم را بکوبم به دیوار، اما آدم منصفی ست . اما چیزی که می خواهم درموردش بنویسم بهنود نیست. خود تو هستی. من هم این برنامه را دیدم، اما مثل تو ذوق زده نشدم. لابد آیکیو تورا ندارم تا مشت محکمی را که بهنود به فرهودی و صدای آمریکا و بوش زد ببینم. من نمی فهمم چرا به فرهودی میگی شارلاتان. او یک مجری ساده است که پرسش های را که بهش گفتن می پرسد و نمی خواهد مثل تو قهرمان مبارزه با آمریکای جهانخوار باشد، می خواهد کارش را بکند و حقوق ماهیانه اش را بگیرد. بعد نمی فهمم چرا این راوصل می کنی به نیک آهنگ و چرا تشبیه اش می کنی به یک فاحشه. مگرهم زمان کار کردن توی چهار روزنامه ایرادی دارد. مگر همزمان توی کیهان و جامعه کار می کرده که بگی برای پول سرش را توی هر آخوری می کنه. بعد هم اینکه مگر نیک آهنگ برای تو سمبل هنرمند متعدی بوده که حالا تو زرد از آب در آمده و تو می خواهی انتقام گول خوردنت را ازش بگیری. نیک آهنگ و نبوی و امثالهم طنز نویس و کاریکاتوریست هستند که در حوزه ی مسایل سیاسی می نویسند و نه چیز دیگر. اگر آدم ها را در حد و اندازه ی خودشان ببینی، دیگر مجبور نیستی لیستی از فحش های آبدار و پایین تنه ای جور کنی و به هرکی که با ساز تو نرقصید بچسبانی. سفارشی که بهت می کنم این است که به جای رفتن به کلاس های فراساختارگرایی، چند جلسه ای در کلاس های منطق شرکت کنی که حداقل زمین و آسمون و درو دیوار را به هم ندوزی ودر آخر پرچم مبارزه با امپریالیستت را توی حلق اینترنت نکنی. من مدتها بود وبلاگت را نخوانده بودم و خلاصه مطالب سایتت را هم که به ایمیلم فرستاده می شد هم نخوانده پاک می کردم- اینها را برای خودت می گم، مهم نیست که روی سایت بگذاری. می خواهم فقط بخوانی- علتش این بود که یک بار تو سایتت خواندم که برای ازدواج اولت رفته بودی پیش آقای خامنه ای و معلوم ست که آن زمان واقعا بهش اعتقاد داشتی و بعد برای اینکه نشان بدهی دیگر بهش اعتقاد نداری، چند فحش خواهر مادر بهش دادی.- من همیشه به آدم های که تغییرات صد و هشتاد درجه ای می کنند، شک دارم. احتمالا اگرهمان موقع ها که می رفتی پیش آقا اگر کسی می گفت بالای چشم آقا ابروست، جرش می دادی- حالا که بعد از دو سال به سایتت نگاهی انداختم، می بینم که حوزه ی فحاشیت به آدمها چقدر گسترده تر شده و هرکس هم به این دلیل که در حوزه ی فکری تو قرار نمی گیره با چماق حالا قلم شده ات می کوبی - در حال حاضرهم که پرچم مبارزه با امپریالیست را برافراشتی تا بعد که برای چی و کی بخواهی سینه بزنی- انگار هنوز همان پسر آقا دوست هستی که حالا آن موقع شاید شلوار پارچه ای می پوشیدی و حالا لی. اما ذهن همان ذهن است.- خیلی حرف می زنم ببخشید. من خیلی اهل وبلاگ خواندم نیستم ولی نمی دانم چرا توی این همه وبلاگ با وبلاگ تو آشنا شدم و دلم می خواست یکبار برات کامنت بگذارم - چرا مسایل را عمیق تر تحلیل نمی کنی. کی مجبورت می کنه که درباره همه چیز و همه کس نظر بدهی. فکر می کنی اگر یک روزنظر ندهی فارسی زبانهای دنیا فحش جدید یاد نمی گیرند یا دشمن هات می گند هی پرچم مبارزه با امپریالیست خوابیده . من نمی دانم اگر این وبلاگ نویسی نبود شماها این همه خشم نهفته اتان چطوری می خواستید خالی کنید. یک روز ننویس و فکر کن. به خودت. ببین دنبال چی هستی - بدان آن روز آمریکا ایران را فتح نمی کنه-. دنبال این هستی که چند نفر اسمت رو یاد بگیرندو بگند هی حسین درخشان را می شناسی، نه کیه. تازه مگر چند نفر وبلاگ خوان داریم که از میان آنها چند نفر تو را می خوانند. اگرهم دنبال چاره ای برای ایران هستی بدان که ایران به اندیشمند نیاز داره نه فحاش.

عجیب بهنود آدم حسابت کرده جواب تلفنت رو داده!

بابت اینکه بهت توهین کردم معذرت می خوام. اما یگ چیز جالب.

تو هم عصبانی می شی! و می گی برو قرص اعصاب بخور! من فکر می کردم خونسرد تر از این حرف ها باشی. عصبانیت می تونه نشانه ی صداقت باشه. حتا برای تو. خوب. کسی که عصبانی می شه نمی تونه اون قدر خطرناک باشه که من تصور می کردم.

به هر حال خودت می دونی دیگه اگر من به زبون آوردم به هر حال عمومن راجع به تو اینجوری فکر می کنن.

راستی این بهنام اولی که کامنت گذاشت بهنام دومی نیست. من (بهنام دومی) از اولی خوشم نمیاد. از این به بعد اسمم رو بهمنش مینویسم.

آقای درخشان شما حداقل از سه جهت به آقای ابراهیم نبوی خیلی نزدیک و در عین حال از آقای بهنود خیلی دور و با ایشان متفاوت هستید.

اولا آقای بهنود در آن جایی که حقیقت با تمایلات سیاسی اش سازگار نیست به حقیقت اعتراف میکند. بر عکس آقای نبوی و شما وقتی حقیقت با تمایلات سیاسیتان نساخت حقیقت را بازسازی و تحریف میکنید (البته نه به عمد بلکه بصورت ناخواسته). از این جهت من بهنود را هم به آقای نبوی و هم به شما ترجیح میدهم. خود شما هم که میگویید ایشان انصاف دارند احتمالا به همین صداقتشان اشاره میکنید. این تفاوت شما احتمالا به تمایلات پست مدرنی تان هم میخورد که برایتان زبان بیشتر ابزاری برای اعمال قدرت و تبلیغات هست تا برای بیان حقیقت یا حد اقل سعی برای یافتن حقیقت (و این رو قبول دارم که یافتن حقیقت سخت است ولی معتقدم غیر ممکن نیست و باید سعی مان را بکنیم). من خوشحال میشم اگر شما در این مورد رویه تان را تعدیل کنید و تا حدی از آقای بهنود الگو بگیرید.

دوم آنکه شما و آقای نبوی درباره موضوعهایی که راجع به آن چیز زیادی نمی دانید با قاطعیت عجیبی حرف میزنید و یا نویسندگانی را که کتابهایشان را نخوانده اید خیلی راحت محکوم میکنید. بر عکس آقای بهنود حتی راجع به چیزهایی که درباره شان تحقیقات انجام داده (مثلا موضوع جنگ که درباره اشت کتابی نوشته و اسنادش را جمع آوری کرده) با تردید صحبت میکند. شاید علتش این هست که فهمیده که یافتن حقیقت سهل نیست و اعتنایی نمیکند به وسوسه انطباق دادن حقیقت با خواسته هایش.

اختلاف بزرگ دیگر بهنود از یک طرف و شما و آقای نبوی از طرف دیگر دیدگاه "صد در صدی" شما هست. از این سه نفر این درباره شما بیشتر از همه صدق میکند و شکل خاصی یافته که اسمش را فقط میتوان گذاشت Manichean يا دیدگاه "مانوی." یعنی شما دنیا را به دو جبهه خوب و بد تقسیم کرده اید و در هر جبهه افرادی را قرار داده اید که اتفاقا هیچ ربطی هم با هم ندارند. مثلا رفسنجاني - اسراييل - و کارل پاپر را در یک جبهه میشمارید.

والله الموفق

میدونم اینو منتشر نمیکنی اما ببینم از کی تا حالا فواحش میروند توی روزنامه کار میکنند. اگر 4 جا کار کردن فاحشگیه پس نصف مردم ایران به جز همون تن فروشها فاحشه هستند. یا اینکه آنچنان گفتی که پولشو میذاره تو جیب انگار باید میذاشته تو جیب تو یا نکنه همه پولشونو میذارن تو پاچه اشون؟ به هر حال روزنامه نگاری که 4 جا کار میکنه فاحشه نیست. اون مثلا روزنامه نگاری که میشینه خونه به 4 جا زنگ میزنه و 4 نفر رو لو میده و بعدش از 40 جا حق السکوت میگیره اونه که فاحشه است!

خیلی بامزه است در جواب کامنتی که گفته آزادی بیان تو ایران نیست چون کسی جرات نداره تو روزنامه انتقادی از خامنه ای کنه میگی چرا انتقاد هم میشه شدیدا، "اما بصورت غیر مستقیم" خب این یعنی چی؟ یعنی کسی جرات نداره مستقیما خامنه ای رو زیر سوال ببره یا حتی در مورد تصمیماتش سوال انتقادی بکنه چون همین که اسم خامنه ای در یک جمله منفی بیاد کار روزنامه و روزنامه نگار ساختست، پس اینکه بطور غیر مستقیم ازش انتقاد میشه (که اگه لطف کنی مثال بیاری چون حتی اون هم خیلی بعیده) در واقع تایید کننده این مطلبه که آزادی بیان تو ایران نیست (حداقل در خیلی موارد شبیه به ولایت فقیه) و الکی مغلطه هات رو به اسم دیسکورس اینجا بیان نکن. اما از اون مسخره تر مقایسه ایست که کردی (اگه کسی تو آمریکا در مورد بمب گذاران انتخاری سوال کنه کارش تمومه) اولا خود من چند مقاله در NYT یا غیره خوندم که این مورد رو بررسی کردند ثانیا این مثل اینه که تو ایران کسی تو روزنامش بنویسه صدام کار درستی کرد به ایران حمله کرد. قیاس مع الفارق بین نقد ناپذیری یک شخص (کسی که یهویی شده رهبر) و مسئله ای که جان هزاران نفر رو گرفته هیچ کمکی در اثبات وجود آزادی بیان در ایران نمیکنه، حتی اگه توی آمریکا آزادی بیان نباشه باز هم دلیلی بر وجود آن در ایران نیست.

hoder jan, the problem in Iran is not the lack of freedom the problem is nobody talk about politics anymore. They main subject is money and how one can earn it quickly. I can understand Iranian because when you live in a country with such economical insecurity is comprehensible that everybody is looking for earning money in the fastest way. You are gone to be desapointed.

----------

• Hoder: I agree that apathy has increased. But it is still very central in the lives of many many people.

قلمت این بار حماسی بود! دمت گرم! حسین حتما خبر بده کی میری ایران من هم بیام باهات.

به جرائت ذلیلانه ترین متنت در چندسال اخیر. همزمان تمام ارزوهایت را از زبان سایرین گفتی پشت سر یک نفر هم باز سینه زدی فحش هم دادی احمدی نژاد را هم مالیدی . قبلا لااقل اینها را جدا جدا انجام میدادی.

------------

• هودر: فکر کنم اگه معنی ذلیلانه این باشه که تو خوشت نیامده باشه، بله، حق با توست. من سعی کردم نشون بدم که با هیچکدوم از این آدمها مساله‌ی شخصی ندارم و مخالفتم با مواضع سیاسی و پول‌پرستی‌شونه. در عین حال بهنود رو هم از اینها جدا کردم چون به نظر من با وجود مخالفتم با خیلی از عقایدش، حداقل می‌دونم که قلمش و خودش رو به کسی نفروخته توی این سالها و آدمی نیست که خودش رو برای چندغاز پول به کشتن بده. این باعث میشه خیلی عقایدش هم مستقل‌تر باشه. همین کوثر و نبوی هم قبلا چیزایی نوشتن که من به اونها لینک دادم و ازشون دفاع کردم. مثلا در مقابل حمله‌ی ناجوانمرانه‌ی تلویزیون به کوثر یا در مقابل حمله‌هایی که به نبوی برای تحریم نکردن انتخابات شده و می‌شود.

حسین، آخه این خراب کردن آدمها کار رو به کجا میرسونه ؟ فرضا که همه حرفهایی که میزنی درباره اینها درست باشه ولی با بد نوشتن و این حس تنفر رو آتیشش رو داغتر کردن به کجا قراره برسی؟ چه اشکال داشت که این نوشته فقط در مورد آقای بهنود باشه و حرفهای خوبی که زده؟

------------

• هودر: چرا؟ مگر من بجز واقعیت چیز دیگه‌ای گفتم؟ سندهاش رو هم که دیدی برای همه‌ی حرفهام لینک داده بودم. کسانی رو سرزنش کن که این حرفها رو زدند یا این کارها رو کردند. نه من رو که فقط اونها نقل کرده‌ام.

مسعود بهنود از وقتی سن ما اجازه میده همینطور صحبت میکرد و همین مواضع معقول و دلنشین رو داشت. همه که مثل تو هر روز ورژن نمیخورن. با تشکر از لینکی که گذاشتی، فیلم رو دیدم ولی چیزی نبود که به خاطرش نظر کسی راجع به بهنود عوض بشه و بعد از مدت ها منت بذاره و زنگ بزنه بهش.

------------

• هودر: فقط من نیستم که تعجب کردم. خیلی‌های دیگه هم با توجه به مواضع بهنود پس از آمدن احمدی‌نژاد شگفت زده شدند. آقای بهنود مثل همه‌ی ما وقتی جلوی حروم‌زاده‌های وزارت خارجه‌ی آمریکا قرار می‌گیره منصفانه‌تر راجع به مردم و مملکتش حرف می‌زنه تا وقتی مثلا در مقابل یه حرب‌اللهی قرار می‌گیره. این اتفاقی طبیعی است که در همه‌ی ما رخ می دهد. بجز این، بهنود هم مثل همه‌ی ما همواره در حال تصحیح نظراتش بوده و هست. ولی قبول دارم که اصولا همیشه از نگاه سیاه و سفید پرهیز کرده.

dude you compare yourselve with Behnoud and nabavi now :)) for god sake you are just a blogger with a backgroud of having a cheap column in Jame-e :))))

-----------

• Hoder: That you have spent your valuable time reading my writings and leaving comments show how you practically care about my point of view or this blog. So I thank you for this.

He did a great job by putting the Iraq war in realistic historical perspective and not as something that one person or one government caused or wanted to exploit. And the way he related the relatively easy fall of shah to the hope of victory over Iraq seems very plausible. Good that you posted it here. Hope others learn from it.

از اینکه نمی گذاری آن حرف کثیف نبوی درباره شهدا فراموش شود ازت تشکر می کنم.

منظورت اینه که حرفهاش رو در مورد خمینی قبول داری؟ و خمینی رو مقصر هفت سال خرابی بعد از جنگ می دونی؟ تو سردمدار خمینیسم از این آدم تعریف می کنی؟ تو هیچ اصلی هیچ قانونی هیچ منطقی در پست هات نیست. خاک بر سر بهنود اگر از خایه مالی سگ کثیفی مثل تو قلقلک اش بیاد.

------------

• هودر: باشه، من سگ کثیف و تو طاووس تمیز. خوشحالم که می‌تونی این جوری عصبانیتت رو خالی کنی و همزمان نشون بدی که اندازه‌ی شعورت چقدره. من هیچوقت با تو اینطوری حرف نزدم که تو اینجوری کامنت میذاری آقای محترم. بعدش هم، این چیزیه که اون فرهودی می‌خواست بذاره توی دهن بهنود. مسعود بهنود هرگز نگفت که خمینی مقصر جنگ بعد از خرمشهر است. امیدوارم قرص‌های اعصابت رو به موقع بخوری.

آقا بهنود واقعا خدا بود، منش و اطلاعات و تجربه‌ای که اون داره اصلا قابل مقایسه با اون ازگل فرهودی نیست، که به زور میخواست «بله» رو از دهن بهنود بکشه بیرون. بدبختهای لس آنجلس نشین ایشالا همتون رو مکزیکی‌های کباب کنن :))

My god, Behnood is finally showing some critical ability and is histoicizing! What a refreshing turn of events. I absolutely despise this Bijan Farhoudi (the VOA dude, whatever his name is). He always corners critical speakers and tries to show they somehow have an agenda or that they are IRI apologists. I think this is a major VOA strategy , I remember Chalangi or Chalangar or whatever his name is was doing the same to Dr. Alireza Haghighi a while ago. I also think that maybe since Behnood is involved in a number of Iranian diaspora media, he might be trying to prove a point to the biased competitors at the VOA. Since the number of diaspora media has increases due to kind dutch and American funding, these media people have been somewhat fighting over the issue of better programs and unbiased views!! Vali vaghean gel begiran dar-e VOA, they are a bunch of American ass kissers! Thank you for posting. I would have never watched it otherwise.

واقعا آقای بهنود که همیشه خودش را روزنامه نگار مستقل معرفی میکنه ، واقعا نشون داد که مستقل هست و کاملا بی طرف و علمی با قضایا برخورد می کنه

I'm not sure where exactly in this interview Behnood negated your so-called "VOA's lies. As usual you have taken the slight difference of ideas to mean that he's all for the Iranian regime, government, or its president and he's dying to go live in Iran. Did you watch the same video and heard what he was saying about the incompetence of Ahmadinejad and what has happened to Iran and what he has done since came on power? Stop putting out false propaganda about how wonderful life in Iran is today. If it is, how come you're still living abroad and not in Iran?

من مدتهاست که از خوانندگان وبلاگ شما هستم ولی تاکنون نظری در مورد مطالب شما وارد نکرده ام.به نظر من ویدیوی بسیار جالبی بود و دو نکته بیش از همیشه من را به سمت آقای بهنود جلب کرد.نکته اول اینکه تا چه حد می توانیم با مطالعه تاریخ مملکت خود مسائل امروزی را بهتر تحلیل کنیم و دوم اینکه چه قدر امروز کشور ما احتیاج به نظرات متعادل و آرام دارد کما اینکه در این مصاحبه نه کسی خائن خطاب شد و نه کسی قهرمان ملی. به همه به یک چشم و آن هم انسانهایی که قابلیت خطا کردن دارند و ذاتا" خائن و یا شریر نیستند نگاه میشود. متشکرم

The moment a newspaper publishes a single sentence of criticisms over Ayatollah Khamenei's leadership in Iran and is not closed the next day I will agree with you that there is freedom of press in Iran. Until then go ahead and make a fool of yourself

----------

• Hoder: It's not true. Go and see how much nasty attacks is being targeted at Khamenei without directly mentioning his name, using the coded language that can get away with the law but people understand what it means. Don't look just at the surface of the language. look at discourses. By the way, I would love to see what happens to you after writing one single appraisal sentence about suicide bombing if you are an American citizen and I'll see how they tolerate it.

Yes go Iran and enjoy the non-existence of freedom of press and other types of freedom over there. Enjoy it as much as you can dude

----------

• Hoder: You apparently have never read Kargozaraan or Sharvand-e Emrooz or Etamad-e Melli or Etemad. Or never even listened to Radio Goftegoo or watched Iranian television to see how much freedom exists in Iran.

Although I have for year been critical of Mr. Behnood for wasting his considerable talent on hostility to the Revolutuion and although I still disagree with his admiration for Rafsanjani, I too was thrilled to watch his intelligent answers on this video. His steadfast devotion to historical accuracy was a breath of fresh air in the midst of all the partisan rubbish put out by Iranian intellectuals in exile. He deserves credit for maturing nicely. I so much appreciated his devotion to historical accuracy that I could not turn off the interview at bedtime. I was a guest on the same program on VOA last year and Mr. Farhoody similarly struggled to corner me and get me to follow his black and white, sky-is-falling cynical line about Iran (like Bush's "you're either with us or against us") and he turned desperate when I stood my ground. Thank you for posting this video, Hoder .