آهنگ این هفته مال خیلی سال پیش است، بیشتر از سی سال پیش، که در قالب جشنهای هنر شیراز در حافظیه برگزار شده بود. البته اول این سه نفر یک مصاحبهی تلویزیونی دارند که در آن توضیح میدهند که چرا تصمیم گرفتهاند برنامهشان را در دستگاه آن زمان مهجور و تقریبا مردهی راست پنجگاه اجرا کنند.
الان البته با هزارها نوازنده و خوانندهی مسلطی که بعد از انقلاب در همهجای ایران در موسیقی سنتی تربیت شدهاند، تصور اینکه سی سال پیش دستگاه راست پنجگاه تقریبا در حال نابودی بوده عجیب است. ولی همین نشان میدهد که چرا شجریان و لطفی برخلاف بعضی از هنرمندان آن روزها انقلاب را به ضرر منافع خود ندیدند و بجای فرار، به آن پیوستند و برای یادبودش برنامه اجرا کردند و کاست بیرون دادند و اینها. موسیقی سنتی ایرانی زیر پای موسیقی پاپ متاثر از آمریکا و اروپا داشت له میشد و اگر انقلاب نشده بود معلوم نبود الان چند نفر میتوانستند مثلا در راست پنچاه بخوانند و بنوازند بدون اینکه بقول شجریان به ماهور یا دشتی بیفتند.
میخواهم بگویم که این شعار «استقلال» که از مهمترین شعارهای انقلاب بود یک دفعه از زیر بته سبز نشده بود. گفتمان «بازگشت به خویشتن» که تحت تاثیر شریعتی و آل احمد از میانهی دههی ۱۳۴۰ شکل میگرفت، در واقع، نمود فرهنگی شعار استقلال بود. اینکه حکومت پهلوی به هزاران سال تجربه و اندوختهی فرهنگی ما پشت پا زده است و جایش برای ما معماری و غذا و لباس و تئاتر و موزیک و آداب اروپایی آورده است و در نتیجه ما احساس میکنیم در این فضای فرهنگی جدید گم شدهایم و نه تنها اروپایی نشدهایم، بلکه همان جوری که قبلا راه میرفتیم را هم فراموش کردهایم؛ پس باید بازگردیم به آن تجربهها و رویههای گذشته و آنها را بازیابیم.
من البته این گفتمان را قبول ندارم، چون بسیار گوهرگرا و اسنسیالیست است که خودش بحثی جدا میطلبد. ولی باید بگویم که خمینی هم با وجود اینکه بخشی از این عناصر در گفتمانش وجود داشت، ولی به دام گوهرگرایی نمیافتاد؛ به نظرم به این خاطر که اصولا فقه شیعه آنقدر ظرفیتهای پراگماتیک و حتی بقول ریچارد رورتی ضدفلسفه و ضد فوندانسیونگرا دارد که خیلی آسان از گوهرگرایی میگریزد. برای همین است که میبینید خمینی بعد از انقلاب برخلاف تصور خیلیها سینما و تلویزیون و موسیقی را نابود نمیکند یا مثلا نمیگوید که پدیدهی جمهوری و پارلمان و اینها چون پدیدههایی اروپایی هستند را باید کنار گذاشت و به سیستمهای حکومتی قبلی بازگشت.
گفتمان «استقلال» خمینی بیشتر به مخالفتش با تسلط (فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و...) برمیگردد تا تمایلات گوهرگرایانه -- و به نظر من ناسیونالیستی و نژادپرستانهی -- «بازگشت به خویشتن»؛ و این بحثی درازتر میطلبد.
خلاصه اینکه انقلاب را نباید تنها درخواستی سیاسی و اقتصادی دید، و امیدوارم که نگرانی سی سال پیش از مرگ راستپنجگاه و مقایسهاش با وضعیت امروز، شاهدی آشکار باشد.
ویدیو: مصاحبه و اجرای شجریان، لطفی و فرهنگفر در جشن هنر شیراز ۱۳۵۴ (یازده بخش)