برای اشتراک ایمیل‌تان را وارد کنید: یا به این نشانی یک ایمیل بفرستید: EditorMyself-subscribe@googlegroups.com
  لينک‌دونی هفته
Excerpt: ُWeekend's song: Shajarian sings in Raast Panj-gaah with Lotfi's Taar and Farhangfar's Tonbak.

آهنگ این هفته مال خیلی سال پیش است، بیشتر از سی سال پیش، که در قالب جشن‌های هنر شیراز در حافظیه برگزار شده بود. البته اول این سه نفر یک مصاحبه‌ی تلویزیونی دارند که در آن توضیح می‌دهند که چرا تصمیم گرفته‌اند برنامه‌شان را در دستگاه آن زمان مهجور و تقریبا مرده‌ی راست پنجگاه اجرا کنند.

الان البته با هزارها نوازنده و خواننده‌ی مسلطی که بعد از انقلاب در همه‌جای ایران در موسیقی سنتی تربیت شده‌اند، تصور اینکه سی سال پیش دستگاه راست پنجگاه تقریبا در حال نابودی بوده عجیب است. ولی همین نشان می‌دهد که چرا شجریان و لطفی برخلاف بعضی از هنرمندان آن روزها انقلاب را به ضرر منافع خود ندیدند و بجای فرار، به آن پیوستند و برای یادبودش برنامه اجرا کردند و کاست بیرون دادند و اینها. موسیقی سنتی ایرانی زیر پای موسیقی پاپ متاثر از آمریکا و اروپا داشت له می‌شد و اگر انقلاب نشده بود معلوم نبود الان چند نفر می‌توانستند مثلا در راست پنچاه بخوانند و بنوازند بدون اینکه بقول شجریان به ماهور یا دشتی بیفتند.

می‌خواهم بگویم که این شعار «استقلال» که از مهمترین شعارهای انقلاب بود یک دفعه از زیر بته سبز نشده بود. گفتمان «بازگشت به خویشتن» که تحت تاثیر شریعتی و آل احمد از میانه‌ی دهه‌ی ۱۳۴۰ شکل می‌گرفت، در واقع، نمود فرهنگی شعار استقلال بود. اینکه حکومت پهلوی به هزاران سال تجربه و اندوخته‌ی فرهنگی ما پشت پا زده است و جایش برای ما معماری و غذا و لباس و تئاتر و موزیک و آداب اروپایی آورده است و در نتیجه ما احساس می‌کنیم در این فضای فرهنگی جدید گم شده‌ایم و نه تنها اروپایی نشده‌ایم، بلکه همان جوری که قبلا راه می‌رفتیم را هم فراموش کرده‌ایم؛ پس باید بازگردیم به آن تجربه‌ها و رویه‌های گذشته و آنها را بازیابیم.

من البته این گفتمان را قبول ندارم، چون بسیار گوهرگرا و اسنسیالیست است که خودش بحثی جدا می‌طلبد. ولی باید بگویم که خمینی هم با وجود اینکه بخشی از این عناصر در گفتمانش وجود داشت، ولی به دام گوهرگرایی نمی‌افتاد؛ به نظرم به این خاطر که اصولا فقه شیعه آن‌قدر ظرفیت‌های پراگماتیک و حتی بقول ریچارد رورتی ضدفلسفه و ضد فوندانسیون‌گرا دارد که خیلی آسان از گوهرگرایی می‌گریزد. برای همین است که می‌بینید خمینی بعد از انقلاب برخلاف تصور خیلی‌ها سینما و تلویزیون و موسیقی را نابود نمی‌کند یا مثلا نمی‌گوید که پدیده‌ی جمهوری و پارلمان و اینها چون پدیده‌هایی اروپایی هستند را باید کنار گذاشت و به سیستم‌های حکومتی قبلی بازگشت.

گفتمان «استقلال» خمینی بیشتر به مخالفتش با تسلط (فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و...) برمی‌گردد تا تمایلات گوهرگرایانه‌ -- و به نظر من ناسیونالیستی و نژادپرستانه‌ی -- «بازگشت به خویشتن»؛ و این بحثی درازتر می‌طلبد.

خلاصه اینکه انقلاب را نباید تنها درخواستی سیاسی و اقتصادی دید، و امیدوارم که نگرانی سی سال پیش از مرگ راست‌پنجگاه و مقایسه‌اش با وضعیت امروز، شاهدی آشکار باشد.


ویدیو: مصاحبه و اجرای شجریان، لطفی و فرهنگ‌فر در جشن هنر شیراز ۱۳۵۴ (یازده بخش)


سردبیر: خودم و لینکدونی‌اش را هر روز با ایمیل دریافت کنید.
تازه درهمين باره:



دوستان و آشنايان

«دادابیس»
«مرتضی نگاهی»
«آرش «کمانگیر» آبادپور»
«بی اجازه کوچیکترا نه»
«نانا»
«گناهکار»
«خوابگرد»
«یک فتحی»
«تبعیدی عصبانی»
«یک وحید»
«کتابلاگ»
«عرب عصبانی»
«بامدادی»
«کافه ناصری»
«یک پزشک»
«مونتاژ انتقادی»
«دستنوشته‌ها»
«مریم مومنی»
«سلمان»
«خیاط باشی»
«غلاف تمام فلزی»
«ایرانی طعنه‌آمیز»
«مرد تنها»
«لیلی نیکونظر»
«ایمیان»
«شبنم طلوعی»
«جواد روح»
«آزادنويس»
«مارسی نیومن»
«آرش غفوری»
«نگارک‌ها»
«شرح»
«عبدالقادر بلوچ»
«کریم ارغنده‌پور»
«مهستی شاهرخی»
«امنزیاک»
«امور ایران»
«جواد کاشی»
«میرزا پیکوفسکی»
«از پشت یک سوم»
«یادداشت‌هایی از کابل»
«ایران‌شهر»
«ناهید رکسان»
«شنا در شنزار»
سولوژن
شهرزاد
خسرو نقیبی
هوشنگ دودانی
ملکوت
کوروش علیانی
آهستان
سینا دیلی
حامد قدوسی
جمهور
ابراهیم اسکافی
فروغ
گردباد
محمد نوری‌زاد
مریم ابریشم‌کار
اکبر منتجبی
مرصاد
هادی خرسندی
بابک داد
طاها بذری
احمد جلالی
هادی نیلی
سبیل طلا
ضدمورچه
یک استکاان چای داغ
موج
کیبرد آزاد
حسین نوش‌آذر
پسر فهمیده
مازوخیسم محاسباتی
منبر دات نت
آق بهمن
نگاه نو
نگاه نو
مسعود ده‌نمکی
آن سوی دیوار
۳۵ درجه
من راه نشین
کمال
مسعود بهنود
حقوق‌دان پاریسی
حاجی واشنگتن
کشکول جوانی
صفا در ال.ای
شب پیشگویی
سوگلی ریچارد پرل
دردنوشته‌ها
دانشجوی مسلمان
آشپزباشی
پاگرد
آچار فرانسه
۴ دیواری
حمید کریمیان
نیما دارابی
بلوط
ف.م.سخن
پیاده رو
زهرا
خورشید خانوم
رزانیات
لوبيا
حمید مافی
لگوماهی
سهند شمس
حسین پاکدل
نگفتنی‌ها
محمود فرجامی
لات‌لند
زيتون
زیتون پرورده
حسام‌الدین آشنا
محبوبه حسین‌زاده
آی‌تی.ايران
شاخ به شاخ
افسون فسرده
جوانفکر
خبرنگار مسلمان
حنیف مزروعی
چرک‌نویس
شب‌نامه‌ها
بسیج جهانی
فریادناممه
نوه‌ی غلامرضا تختی
پژمان نوزاد
کلنگ کمونیست کارگری
رویای آريایی
علیرضا شیرازی
مرصاد امروز
روزنه
خاکریزیسم
توکا نیستانی
نیکی اخوان
احسان
دلبستگی
مسیح علی‌نژاد
تادانه
نازخاتون
خط قرمز
جمال
بی‌بی‌گل
کامپیتور و ارتباطات
نوک‌تیز
زمستان است
نسرین افضلی
فوکو بلاگ
پویان و سیما
سهیل کریمی
بیروت ریپورت
مریم اينا
میرزا
فانونایت
دوم دام
نسل خمینی
مهدی محمدی
امید معماریان
روزنامه‌نگار ممسلمان
سیبستان
اسماعیل نیوز
مطالعات فرهنگی رادیکال
فرنگوپولیس
آزاده عصاران
هنوز
شکرخواه
خانوم حنا
کافه اندیشه
علیرضا خدابخش
زن نوشت
سایه
عباس معروفی
نقیز
روزها
انتخاب زنان
هپلی
پاسداران
پویان طباطبایی
فلیسوف مآب رمانتیک
کلاشینکف دیجیتال
کلفه گینزبورگ
امیرعلی قاسمی
مشکات
سفره ماهی
سفره‌ماهی
پاک‌نویس
ارزیابی‌های شتابزده
لیلا خدابخشی
تکینسون
علی معظمی
عنکبوت
سرزمین آفتاب
آدم و حوا
چخوف منو نديدی؟
امشاسپندان
علی مزروعی
خارج از جعبه
مريم نبوی نژاد
وب‌نگاشت
تبرمرد
ققنوس
بچه‌های سوم تیر
منقل، مخده و پلوراليسم ديني
فالشیست
ddmmyyyy
بازیگر آماتور
شهاب اسفندیاری
فانوس خيال
آینه ایرانی
محمد تاج‌دولتی
معصومه ناصری
انتخاب انسانی
نیما نامداری
مژده
چلـــغوز
پرگلک
پیام یزدانجو
پیام یزدانجو
من و مانی
شبح
کاملیا انتخابی فرد
خودمونی
حرف غریب
راهرو
شادی شاعرانه
و اما بعد
امير حسابدار
پاسداران
ایمان
پاگنده
بارانی آبی
اندیشه امروز
معصومه اتبکار
دفترچه‌ی ممنوع
حسن عابدینی
دیدی گفتم
مه‌زود
میان خطوط
جنگ و صلح
صبحانه
کوچه مدرسه حجتیه
آسمانِ سرپناه
حسام فروزان
حقیقت ایرانی
رازیگر
نیستان
یک وبلاگ ساده
غربتستان
تلخوش
قائم‌پناه
ژرف
یولداش
روزگاری که سپری می‌شود
رنگارنگ
مرمرو
کاپیتان هادوک
خاطرات مشبک
کوچ
افکار خصوصی
سیاحت‌نامه میرزا
روی جاده نمناک
کنج
دلتنگستان
کتابدار
نکته
يوتی‌اف-هشت
بازيگر آماتور
نفیسه مطلق
با شما نيستم
سکتور صفر
پارکينگ
پياله
ايستادن در مقابل باد
مهندس سعيد
يه وجب خاک اينترنت
احسان پريم
مهاجر
افعانستان امروز
از امروز
آذر و آيينه‌اش
بهنود کوچک
وبلاگ گوبا
روزگار من
يادداشت‌های سينمايی
اسپ‌سوار
دنيا دست کيه
نمای تزديک
عصيان
ایگناسیو
کتابچه
علاف تمام فلزی
تن‌تن‌سک
آسمان
یک جعبه شکلات
حرفهایم...
از کانادا
ندای امروز
دنيای يک ايرانی
عمو حميد
احسان و هزاره سوم
روزنگار
وب‌نوشت ابطحی
بزرگمهر حسین‌پور
دندانپزشک
پريشان بلاگ
سياست از نگاه دوم
برما چه گذشت
خاکستری
حرف‌های يک الپر
کاوه شجاعی
کاکتوس تيلا
کاپوچينو
خط سوم
ترزا
آبکش
خبرنگار
نيمه‌شب
صادق الوندی
الپر
صورتک
ساده‌تر از آب
مرتضی و ما
پرنیان
علی قدیمی
الفبا
کلانتر
زوزه
ریویو
فانتازیا
محسن طالب
یلدا معیری
شهروند نصف‌جهانی
اسکورپیو
نعمت احمدی
لباس شخصی
علی خلیق
این مرد
یادداشت‌های فرهنگ
روزهای زندگی‌ام
یک بلاگر
دانشگاه غیرانتفاعی کیش
بچه‌های قلم
یاک
وحید پوراستاد
وب‌نامه
علی‌اکبر قزوینی
پناه
نوشی و جوجه‌هایش
اینجا و اکنون
مهاجرانی
جمیله کدیور
فانوس
صنوبر
پرنوشت
نادر فتوره‌چی
جنبشی استشهادی
بهزاد بلور
اشکان خواجه‌نوری
مصطفی تاجزاده
عباس عبدی
آرش صالحی
مسرت امیرابراهیمی
سبقت
عطا خلیقی
لیلی پوررند
آخوندها از مریخ نیامده‌اند
زرنوشت
گل‌دختر
علیرضا حقیقی
گل‌آرا حمزه
نگاه ایرانی
پاپتی
گوز آن‌لاین
وب‌گشت
لوبیسمم
فاطمه رجبی
نگاه یک ایرانی
هزاران نقطه
ریچارد سمبروک
نامحرمانه
غربت‌نوشته‌ها
رشید اسماعیلی
مجید تفرشی
احمدی‌نژاد
شهیر شهید ثالث
احمد شیرزاد
موشک انداز
مژده غضنفری
ابراهیم فیاضی
نظرات ديگران

اولا که هر چی به نقل و نبات کنار وبلاگت نگاه کردم اثری از دستگاه بعد از انقلاب نوشکفته راست پنجگاه ندیدم. همش فایست بود و رادیو هد و از این تیریپها. دوم اینکه آدمهایی مثل لطفی و شجریان همه افکار چپی داشتند خودت هم خیلی خوب میدونی. لطفا نچسبونشون به اسلام چون که خیلی خنده داره. سوم اینکه آدمها باید در انتخاب موسیقی آزاد باشند. همونطور که کسی برای حمایت از موسیقی کلاسیک غربی موسیقی مدونا رو ممنوع نمیکنه کسی هم نباید در موسیقی خشتکی رو گل بگیره تا راست پنجگاه شکوفا بشه. چهارم همونطور که بقیه هم گفتند سالهای 1300 تا 1350 بهترین سالهای موسیقی ایرانی بودند از نظر تعداد اساتید برجسته و کیفیت موسیقی. پنجم اینکه ساز همین آقای لطفی رو یه بسیجی شیردل کوبید زمین. داستان معروفیه. روایت از این دست زیاده مثل رفتاری که با استاد ناصر افتتاح داشتند و غیره. آخر هم اینکه من سالها یک ساز ایرانی میزدم و استادم و دوستانش در ایران همیشه نگران بودند. فکر میکنم تو عمرت با یه موسیقی دان توی ایران حرف نزدی.

ای بابا باز این گل آرا خانم حمزه اینجا پیداش شد و نظر داد. خانم جان تو اگه عاشق خمینی هستی و می خوای ایالات متحده اسلامی تو تشکیل بدی پاشو برو ایران. چرا نشستی وسط کاپیتالیسم غرب و هی دستور میدی؟ برو ور دل أقا و ریشت رو هم زیر چادر قایم کن که یه وقت نامحرم نبینتت.

آقا اگه دست تنها هستی تو کامنت گذاشتن سریالی خبمر کن بیایم کمک. فکر کنم یه کمی تابلوش کردی. دو نفری باشه متنوع تر می شه.

- جهت اطلاعت محمدرضا لطفی یه چند سال بعد از انقلاب از ایران رفت و همین پارسال بعد از ۲۵ سال برگشت به میهن اسلامی! - بگو ببینم فکر میکنی بعد از انقلاب تلوزیون حتی یک برنامه درست کرده که به اندازه این مصاحبه جزییات یک اجرا توش بحث بشه؟ و خود اجرا به این وضوح مستند بشه؟

- به هر حال ممنون از این ویدیو. من کاست این اجرا رو بیش از ۱۰۰۰ بار گوش دادم ولی حدود ۱۵ سال پیش گمش کردم و دیگه نتونستم پیدا کنم... خیلی زیباست... و البته nostalgic

Hey Kosmashang, Farah was the main promoter of jashn-e-honar-e-Shiraz. That was the initiator of all supports to classical and folk music. Go and read more.

-------------

• Hoder: I don't deny that. But the dominance of cheesy American-style pop music had left no room for the Iranian music to grow. Farah gave some minimum space to them, but the revolution gave them a whole new breath and that's what they themselves admit too in various interviews, including the recent ones Lotfi has done on Iranian TV etc.

"هودر: خمینی اگه اینقدر ذهنش باز بود نمیتونست این همه آدم جور واجور رو دنبال خودش بکشه." هاهاها. دقیقا.

خیلی بامزه مینویسی: اولا چند سال خارج از ایران بودی و ادعا میکنی بهتر از مایی که در ایران زندگی میکنیم وضع مردم داخل رو میفهمی (دوباره الان میگی شما بالاشهرنشینها هیچی از درد مردم واقعی نمی فهمید و خزعبلات مشابه) دوم تلویزیون از نشان دادن ساز موسیقی سر باز میزنه، بدبخت نوازنده رو نشون میده که عین خلها داره چیزی که معلوم نیست رو می نوازه! سوم راجه به رفیق جون جونیت گل آرا خانوم که بدتر از تو 20-30 سال کانادا زندگی میکنه و از اونجا به ما امر میکنه که بریم پابوس رهبر عزیزش، خدمتش عارض کنم خمینی هم آدمی بود که هزاران عیب در کنار نکات خوبش داشت، شما شدی عین یه بت پرست که اگه خمینی میگفت ماست سیاهه چون خمینی گفته قبول میکردی و به امپریالیسم جهانی فحش میدادی که چرا ماست رو سفید نشون میده! چهارم در مورد خودت که جون من اولا از چیزی که اطلاع نداری (در این مورد موسیقی سنتی) حرف نزن، همچنین سعی نکن برای نجات خودت و دفاع از نظام از خارج هر گزی رو به این شقیقه بچسبونی... مثلا بگی آقا حال کنید در ایران بر خلاف انگلیس استعمارگر ماشینها از سمت راست جاده حرکت میکنند و این نشان میده انقلاب هنوز زنده است!!!

نمی دونم چرا صبحانه رو تعطیل کردی. مشکل مالی که فکر نمیکنم بوده باشه. اگر دوباره صبحانه رو راه بندازی با همون سبک عضو گیری و با همون قوانین قبلی سایت بسیار خوبی است. حداقل میشه گفت تا وقتی که بود منبع خبری خیلی ها بود . حتی اونهایی که از تو بدشون می امد و تا اسم صبحانه می آمد پیف پیف میکردن . والله این سایت های جدید تر فقط دک و پزشون عالی تره وگرنه دو تا لینک حسابی نمیشه توشون دید. یا همه لینکهای خوب مشمول باند بازی میشن و در نهایت یه لینکستان تو مایه های صدای امریکا در می آد یا لینک وبلاگه و عکس فقط امیدوارم یه زوشن گری بکنی دلیل پایین کشیدن کرکره صبحانه رو.

کلا به نظرم کس خل شدی رفته. یعنی برای ارتباط دادن گوز و شقیقه هیچ مثالی بهتر از راست پنجگاه و اسقلال نبود. در ضمن یک کمی هم در وب بچرخی و ببینی مردم ایران الان چه موسیقی گوش می کنند بدک نیست.

-----------

• هودر: نظر تو بهرحال محترمه، هرچند باهات مخالف باشم. ولی در ضمن، این «مردم ایران» که می‌گی منظورت اونهایی هست که خودت دور وبرت می‌بینی یا واقعا بطور علمی تمام مردم ایران را مطالعه کردی و تمامشون همین طورین که تو میگی؟

یک وقتی پی گیر اخبار ریاست جمهوری آمریکا بودی . الان نظر نداری

-----------

• هودر: فعلا که بیشتر بازی رسانه‌ای. بذار نامزد دموکراتها معلوم بشه بعد.

البته حدود ده سال بعد از انقلاب تا مدت ها تا جایی که من یادم میاد اصلا عادی نبود که تار و سه تار دست بگیری و تو خیابون بری، ممکن بود جلوتو بگیرن و یک چیزی بهت بگن، دوستام که میامودن مدرسه باید سه تارشون تو ماشین باباشون قایم می کردند و بعدا اون براشون می برد کلاس. هنوز سر اینکه موسیقی حرام است یا حلال یا «غنا» هست یا نه بحث بود. بقیه آهنگ ها و اینا که همه کلا ممنوع بود. ولی حالا که رپ می خونند و آهنگ های لوس آنجلسی رو تو خیابون های تهران کیوسک های روزنامه فروشی می گذارند، دیگه جمهوری اسلامی از خداشه که موسیقی سنتی رواج پیدا کنه! خلاصه این نظام هی با نسل های مختلف بازی می کنه تا اینکه چیزی یاد بگیره، ولی افسوس که آخرش هم چیزی یاد نمی گیره و هی اشتباهات رو تکرار میکنه. من هر چند که با نظرات شما راجع به آمریکا و صهیونیست و این حرف ها موافقم ولی فکر می کنم که شما هم باید مواظب باشی از هول حلیم توی دیگ نیفتی و کم کم یکدفعه فکر کنی که جمهوری اسلامی الان ایران رو یک مدینه فاضله کرده! جمهوری اسلامی صدها مسئله عمده داخلی داره که فقط چند تاشون به راحتی برای اینکه نظام رو براندازند کافی باشه. بزرگترین خطر برای نظام این مشکلات داخلی هستند نه آمریکا! اگر مردم از نظام راضی باشند اگر پاش بیفته جلوی صدتا مثل آمریکا هم می ایستند کما اینکه قبلا سرافرازانه ایستادند، ولی اگرهمین مردم از نظام به هر دلیلی از صد ها دلیل موجود ناامید شوند دیگر حتی ممکن است علی رغم میلشان از روی درماندگی دست به سوی بیگانه دراز کنند، کما اینکه تمام این ها که الان به آمریکا می روند و کاسه لیسی آمریکا رو می کنند از همین دسته اند.

-----------

• هودر: درسته. اونها اون موقع از همه گیرشدن نواختن موزیک بین جوونها میترسیدن. ولی همزمان شنیدنش رو ترویج می‌کردن برای مبارزه با فرهنگ «غربی.» یه کم احمقانه‌است، ولی خب اینها دو تا سیاست مختلف برای نواختن و آموزش موسیقی و شنیدن و ترویجش داشتند که جالب هم هست. جمهوری اسلامی هزارتا مشکل داره. معلومه. ولی این مشکلات با ایستادن کنار آمریکا حل نمیشه. باید رفت داخل ایران و کمک کرد.

حسين عزيز، بايد اعتراف كنم از اسنسياليسم و گوهر گرايي چندان سر در نمي آورم اما به عنوان كودكي كه از بچگي در خانه خميني رفت و آمد داشتم بايد به آنچه گفتي اضافه كنم كه رفتار او با فرزندان و خانواده اش هيچ دخلي به آخوندهاي آن زمان و حتي اين زمان نداشت. روشنفكرتر و آزاد انديش تر از هر آزاد انديشي. و بسيار دوست داشتني. اما به هر حال هر كس ضعف درونش را به گونه اي بروز مي دهد.همين آدم بزرگ وقتي كم كم در قدرت جا افتاد به دام كينه و نفرت خود افتاد. و فراموش نمي كنيم آن اعدامهاي دسته جمعي ابتداي انقلاب و سال 67 كه با اطلاع و رضايت كامل او انجام شد.

-----------

• هودر: آقا اون اعدام ها رو نباید به پای خمینی نوشت. ماجرا خیلی پیچیده بوده و خمینی هم شدیدا اون روزگار مریض بوده و احمد و رفسنجانی همه چیز رو میگرداندند. خمینی اگه اینقدر ذهنش باز بود نمیتونست این همه آدم جور واجور رو دنبال خودش بکشه.

ریشه های غرب زدگی رو میبینید؟ شیعه خوبه چون من میتونم ادعا کنم که با درس های anti essentialist من توی دانشگاه جور از آب در میاد. خمینی خوبه چون جمهوری و پارلمان رو تایید کرد. بدبختی تو حسین مخاطبینت هستن که اینقدر خودتو آبکی میکنی برای اونها، اما در عین حال دوباره بهت فحش میدن و بجای دست دادن با تو توی دستت تف میکنن. من برعکس تو فکر میکنم. به نظر من پارلمان و جمهوری خوب چیزایی هستند بخاطر اینکه خمینی اینها رو تایید کرد. تایید تو از خمینی بخاطر نزدیکتر بودن خمینی به غرب و دور بودنش از فاندامنتالیزمه نه بخاطر کیفیت محتوایی فلسفه خمینی. پارلمان و دمکراسی محتوی نیستند بلکه ساختار قابل رویت و فرمالیستی قدرت و حکومت هستند. دفاع از پارلمانتاریزم و جمهوری مثل دفاع از یه مدل مو یا مدل لباسه حسین. دعوای دمکراسی جنگ زرگری بین دیسکو هوی متال و رپه. هر دمکراسی دمکراسی خوبی نیست. هر اسلامی اسلام خوبی نیست این رو هزار بار خمینی گفته بود. اما بیا از این آقا ها و مراجه تقلید غربی خودت بپرس (حسین واقعا مرجعیت سیعه رو به طرف این بت های غربی تغییر جهت داده شخصا) آیا اینها یک بار اومدن مثل امام بگن هر دمکراسی ذمکراسی خوبی نیست؟ این آقا لاکلاو سما و اون جودی باتلر معممه. حالا ببینم تو بجای تملق گقتن از دمکراسی و پارلمان و جمهوری جرات داری بیای خودت «گوهرگرا» نباشی و و بیایی بگه ار دمکراسی دمکراسی خوبی نیست؟ چرا خمینی را آلوده به چیزی میبینی که خودت بیشتر به اون آلوده ای؟

-----------

• هودر: تو خودت تمام تفکرت رو گوهرگرایی گرفته و اتفاقا میدونی که این یه جور تفکر اروپاییه که از افلاطون اومده. من مهم نیست برام کی از کجا اومده. این تفکر غلطه و خمینی هم اصلا این جوری فکر نمی‌کرد. حالا تو میخوای عقده‌هات رو ضد من خالی کنی و فقط دنبال بهانه می‌گردی. بکن آقا جان. خالی کن، سبک می‌شی. حالابه من بگو غربزده. منم به تو می‌گم کاپیتالیست.

استاد ارجمند. شما مثل اینکه یادتون نیست که در همون اوایل انقلاب داشتن یک سه تار یا نی جرم محسوب می شد. مثل اینکه نمی دونی که همین شجریان و لطفی صداشون سالهاست از تلوزیون پخش نمی شه و برای بر گذاری یک کنسرت اون هم هر چند سال یکبار چه مشکلاتی دارند.

----------

• هودر: درسته، اون اوایل جنگ ماجرا فرق داشت. ولی خیلی زود تموم شد و الان هم که دیگه اونجوری نیست.

How many times did Shajarian have the opportunity to repeat similar interviews in IRIB? very superficial posting.

-----------

• Hoder: Many times, until he boycotted the IRIB himself. But even Lotfi is back on IRIB after 30 years.

واقعيت اين هست اگر از درون انقلاب سال پنجاه وهفت يک حکومت بهتری از نظام شاهنشاهی بيرون می آمد می توانستيم آن پيروزمند خطاب نمائيم اما متاسفانه نتيجه آن انقلاب به استقرار حکومت اسلامی در ايران منجر گرديد که انقلاب سال ۵۷ در همان نقطه اول به شکست گرائيد! اقرار به اين شکست هنوز از جانب اکثر نيروهای سياسی صورت نگرفته است اخيرا دکتر ابراهيم يزدی نسبت به وقوع انقلاب اسلامی ابراز پشيمانی کرده است وبه جوانان توصيه کرده است که مانند ما بدنبال انقلاب نباشيد! واقعيت اين هست که هنوز سازمانهای سياسی به شکشتهای پی درپی خود اقرار نمی کنند؟ اين موضوع در جامعه سياسی مردم ايران به يک معمای حل نشدنی تبديل شده است که چگونه همه افتخارات و نفرت وانتقاموجوئی ملت ايران بطور همزمان در دوره زمامداری پهلوی ها جمع شده است ؟همانطور که نوشته ها واسناد وشاهدان باز گو می باشند ـ(چرا شيوخی که تا همين اواخر و تا پيش از برقراری حکومت اسلامی در کشور ما برای اعلام وفاداری و استان بوسی دربار شاه سرنگون شده به ايران می رفتند)ـ عاقد قرار داد ۱۹۷۵ الجزاير نيز شاه بود وگرنه صدام در کنار اعراب هرگز نمی خواست زير بار آن قرار داد برود!در انقلاب ۵۷ فقط شاه سرنگون نگرديد بلکه جامعه نيمه مدنی و عزت ملی واحترام به ايرانی ها نيز ازبين رفت!در ماجراهای فرو پاشی اقتدار و احترام ايرانيان براستی مقصران کيستند؟ آيا به جزء نيروهای سياسی ومردم ايران مقصران ديگری را می توان يافت؟

This revolution was anti Iranian and pro Arab culture. Its goal was to destroy the real Iranian culture and convert it to an Islamic culture where happiness is forbidden. What is promoted is the culture of sadness (Ashura and others). We didn’t have political freedom during Shah’s regime, but we were happier. Who cares about independence, who cares about Islam? Khomeini was an idiot and most of the people who joined the revolution are regretting that. I apologize to Iranian for supporting this crazy, blood thirty ignorant Mulah.

عجب که رورتی رو نقل قول میکنید که مال استانفورد بود جایی که بقول شما هر چه در آن هست بدست.

-----------

• هودر: بابا حالا من یه بار از روی عصبانیت از عباس میلانی یه چیزی گفتم. تو هم ولی نمیکنی. :) ولی خب، بالاخره همه جا استثنا هم پیدا می‌شه. رورتی در ضمن فارغ التحصیل استنفورد نیست، فقط چند سال اونجا درس داده.

باید خاطرمان باشد که درهشت سال ابتدای انقلاب موسیقی حرام اعلام میشود و حتی موسیقی متن سریالها و کارتونهای تلویزیون قطع می شود. موسیقی آنروز ایران فقط در قالب سرودهای انقلابی مطرح میشود و متاسفانه وضعیت موسیقی کلاسیک ایران به اوضاع اسف باری دچار میشود. موسیقی سنتی به واسطه افکار ناسیونالیستی و کمی مائویی مسیر خودرا طی میکند ولی هشتاد تا نود در صد موسیقیدانان موسیقی آکادمیک ایرانی ازایران مهاجرت می کنند و تاکنون به جز خبر فوت آنها خبری از آنها نمی شنویم. به عنوان یک موسیقیدان عرض می کنم که جز در عرصه های خاص متاسفانه موسیقی جدی ما در شرایط اسف باری به سر می برد و باز عرض می کنم موسیقی جدی و آکادمیک و نه موسیقی فولکلور و سنتی و پاپ. متشکرم

البته خوبه که یادمون باشه که «مرکز حفظ و اشاعه موسیقی سنتی» رو - که شجریان و لطفی و علیزاده و دیگران کارشون رو اونجا شروع کردن - شاه «خاین غربزده» راه انداخته بود و کلی هم از بودجه ی مملکت خرجش کرده بود که استادانی مثل نورعلی برومند رو اونجا جذب کنه یا موسی معروفی رو بفرسته که ردیف موسیقی رو جمع آوری کنه. جشن هنر شیراز هم از برنامه های اون مرحوم «ملعون غربزده» بود. البته شکی نیست که انقلاب در پیشرفت موسیقی سنتی خیلی نقش داشته ولی نباید هم یهو جوگیر بشیم که مثلن راست پنجگاه رو انقلاب زنده کرد. مهمترین تاثیر انقلاب روی موسیقی سنتی این بود که اون رو در ذهن اکثریت مردم که مذهبی بودند از یک چیز حروم و فاسد به یک چیز قابل قبول تبدیل کرد.

I don't know to what extent you are familiar with Iranian traditional music. But from what you have articulated I would guess very little. Thereof, few remarks are warranted regarding some of your statements: 1) According to almost all the experts, the golden era of such type of music has been 40's and 50's decades (Persian Calender) never the quality as well as the quantity of masters has been anywhere close to those two decades. 2) Except very few, nowadays nobody is capable of singing and performing well in few "dastgah"s, namely, rast, nava and even segah!!! 3) We don't that that many good musicians that you have speculated!!! The fact that lots of people have setar or ... in their home and have practiced it for a while is not a good indication of progress in our traditional music. 4)All the logics and the statements in your second paragraph are terribly flawed. 5) You have better off be very careful in writing what you have very sporadic and inadequate information about. 6) For arguing in favor of what you are supporting (Islamic Republic) you don't have to prove it has been successful in everything!!!, as it has not been in even maintaining the level of quality.

وبلاگت با فایرفاکس بتا ۳ یه جورایی قاطی پاتی نشون می‌ده ... ایرادش از کجاست؟ من٬ وبلاگ٬ یا فایرفاکس؟

شیعه در طول تاریخ شکل گیری اش به دنبال حکومت کردن بوده و همین طور که می دانی جزء اصولش توحید، نبوت و امامت است که دلیل شکل گیری اش هم این بوده که امام به عنوان مرجع دینی در راس حکومت سیاسی می نشینه تابر ملتی حکومت کند. زمانیکه شیعیان از رسیدن به چنین خواسته ای ناامید شدند و دیدند که امامانشان یکی یکی مردند بدون اینکه این هدف را عملی کنند، ایده ی امام زمان را مطرح کردند برای اینکه چیزی را که به آنها هویت وشکل داده بود و محوریت مذهبشان بود را پابرجا نگه دارند که اگر این ایده را مطرح نمی کردند باید می پذیرفتند که بزودی منقرض می شوند، پس گفتند که امام یازدهم پسری دارد که روزی ظهور خواهد کرد و این خواسته را عملی خواهد کرد و آن روز نه فقط بر ملت مسلمان که برجامعه جهانی حکومت خواهد کرد- همین طور که ممکن است شنیده باشید روزی خواهد آمد و آن قدر خواهد کشت که تا زانوی اسبش در خون فروخواهد رفت و آن روز عدالت بر کره خاکی گسترده خواهدشدو صلح و دوستی حاکم خواهدشد. کبوتر صلح از دریاچه ی خون به سوی آسمان آبی پرواز خواهدکرد.- پس هدف حکومت کردن است، پس باید که کمی انعطاف داشته باشد، پس فقه اش هم به سوی عملگرایی تمایل دارد، چون می داند چوب خشک شکننده تر از چوب تر است. امام هم می دانست که اگر جلوی داریو و تلویزیون و سینما و فلان را بگیرد، دوامش تا یکسال بیش تر نخواهد بود. اینجا نکته ای به نظر می آید: شباهت بین ولایت فقیه و صهیونیسم. مراجعی مثل آقای بروجردی معتقدبودند که باید امام زمان بیاید تا حکومت دینی را مستقر کند، اما آقایان ولایت فقیهی معتقدبودند ما خودمان هم می توانیم این مسولیت را انجام دهیم. صهیونیست ها هم می گویند نیازی نیست تا ماشیح ظهور کند تا ما را به سرزمین مقدس ببرد، ما خودمان هم می توانیم برویم. می رویم و در آنجا منتظر ماشیح می مانیم.

خواستم بهت بگم به جای مزخرف گفتن هات که خمینی مخالف سینما نبود و... یک زنگ به هوشنگ گلمکانی بزنی ( اولین سردبیر مجله سینمای بعد ازانقلاب) بپرسی به چه صورتی و با چه بدبختی فعالیت می کردند و بپرسی چرا بعد از انقلاب آن را دستگیر کردند !! یک کم دانش ات را زیاد کنی و با چشم باز همه چیز رو ببینی بد نیست