آقا این پسلرزهی حرفهای پالیزدار خیلی دارد جالب میشود و به نظر من بیشتر به آن ماجرای وبسایت «نوسازی» شبیه است که چون حرف حق زده بود همه ریختند سرش و نابودش کردند. کیهان هم در جلوی صف باز به همان تئوریهای توطئهی بیسندش رو آورد و گفت که اینها نفوذیاند. یادتان هست؟
ولی من از روی بازتابهای ماجرا فکر میکنم که بشود او را اصیل دانست و نه مهرهی این و آن. اولا که این سخنرانی بیشتر از یکماه پیش به دعوت بسیجهای دانشجویی در دو سه تا شهر انجام شده و چیزی نیست که مثلا رادیو فردا یا چهمیدانم نوریزاده یا امیرفرشاد ابراهیمی برای اولین بار آن را رو کرده باشد. برای همین استقبال رادیو فردا از آن، پس از اینکه ویدیوش در اینترنت توسط همان بسیجیها پخش شد، اصلا نشانهی همکاری نیست.
بلکه رادیو فردا به نظرم در این ماجرا گول خورده و اصولا چون یکی از اولویتهای خبریاش، از وقتی این جاکش حرامزاده و رفیق فابریک جان بولتون، یعنی جف گدمین، آمده به رادیو فردا، پوشش اساسی هر جور خبری که نشانهی از شکاف یا اختلاف یا تنش در داخل جهوری اسلامی باشد شده است.
ولی اگر نگاه کنید رسانههای نزدیک به رفسنجانی یعنی «روز» و بی.بی.سی فارسی و «کارگزاران» همه خیلی سرد با این ماجرا برخورد کرهاند و سعی کردهاند که اصلا هویت او را زیر سوال ببرند و تلویحا قوه قضاییه را به شکایت از او دادگاهی کردنش تشویق کنند.
بیبی.سی که اصلا یک دفعه قاط زده و جوری که انگار پالیزدار به مادرش فحش داده باشد در پاراگراف آخرش نوشته: «با توجه به اتهاماتی که عباس پالیزدار در سخنرانی اش مطرح کرد، افرادی که مورد اتهام قرار گرفته اند می توانند با طرح دعوا علیه وی، او را به نشر اکاذیب متهم کرده و امکان بازداشت و تعقیب قانونی او را فراهم آورند اما تاکنون هیچ گزارشی از اینکه اقدامی علیه عباس پالیزدار صورت گرفته باشد مخابره نشده است.»
کارگزاران هم هیجانزده شده و رفته با یک آدم بیبتهای مثل سعید ابوطالب که دیگر قشنگ رفته لای دست قالیباف و با رفسنجانیستها لاس میزند مصاحبه کرده و حرف دل عطریانفر را از زبان او گفته که:««یك آدمی تحت هر عنوانی در هیات نفوذ كرده و گزارشهای فاقد سند را تحت عنوان سند بیان كرده است. این فرد باید تحت پیگرد و برخورد قضایی قرار گیرد... متهم كردن ذخایر انقلاب توسط فردی با اظهارات بدون سند به نظام ضربه میزند و باید مورد تعقیب قرار گیرد.» سبیل آقا را قشنگ چرب کرده و خریدهاندش. بعد هم کارگزاران درست عین بی.بی.سی نوشته «به دنبال اظهارات پالیزدار با جامعه اسلامی دانشجویان به عنوان برگزاركننده این جلسه برخورد شده و فعالیتهای آن به حالت تعلیق درآمده است. وبلاگ منتشركننده متن سخنرانی و فیلم جلسه پالیزدار نیز فیلتر شده، اما هنوز اخباری در مورد شكایات افرد ذكر شده در سخنرانی پالیزدار و برخورد دستگاه قضا با او منتشر نشده است.»
ولی واکنش نزدیکان احمدینژاد را با این ماجرا باید جوری دیگری دید. به نظر من اولا اینها در جریان اصل سخنرانیها بودهاند و با سکوتشان آن را تلویحا هم تایید و حمایت کردهاند. ولی حالا که یکدفعه دیدند رادیو فردا و صدای آمریکا پس از دیدن ویدیو وارد ماجرا شده و یک سری اپوزیسیون هم دارند برای آن کف میزنند، احساس کردند که باید برای منحرف نشدن اصل حرف خودشان را از این بابا دور کنند و بگذارند تنهایی کارش را بکند.
کاملا منطقی است که بگویند این از ما نیست و ما نقشی در این ماجرا نداریم و شاید هم واقعا نقشی نداشته باشند. ولی به نظرم نباید حرفهای این بیچاره را که خودمان و خودشان هم میدانیم و میدانند که خیلیهایش دروغ نیست و تاحالا از منابع مختلفی به بیرون درز کردهاست، اینجوری زیر سوال ببرند. بهتر است بگویند این آقا از ما نیست و مسوول حرفهایش هم خودش است و بهتر است درستی و نادرستیشان در دادگاه مشخص شود. چون الان ممکن است در ذهن مردم این گمان پیش بیاید که ای بابا، اینها هم که ترسیدند و جا زددند. بعدش هم اینکه بیایند بگوید طرف چون یک وام را هنوز کامل باپرداخت نکرده خودش فاسد است یه کمی نامردی است. ولی باز هم قابل درک است که جلوی این را که این آقایان فاسد عزیز با این ماجرا برای حمله به احمدینژاد بهانهی جدید پیدا کنند از دستشان بگیرد.
تنها نکتهای که در ذهن من یک کمی سوال ایجاد کرده این است که چرا پالیزبان با رادیو فردا مصاحبهی اختصاصی کرده است. این ماجرا کمی من را مشکوک کرده است، ولی خب فقط همین یکی است و در مقابلش چند دلیل دیگر دارم که او یک آدم مستقل و دلسوز است که چیزهایی را که خیلیها جرات گفتنش را ندارند گفته است و میخواهد مثل سلیمینمین از او شکایت کنند تا بتواند در دادگاه شواهد و مستندات بیشتری را رو کند و صدایش را به گوش افراد بیشتری در داخل برساند.
فقط پیشنهاد میکنم آقای پالیزدار برای اینکه در این روزهای حساس کسی با او مصاحبهی قلابی نکند و در عین حال بتواند به اتهامهایی که میزنند جواب بدهد، یک وبلاگ برای خودش درست کند و آنجا حرفهایش و جوابهایش را بنویسد و بعضی از سند ها را هم ارایه کند.
ولی با همهی این حرفها من به عنوان یک ناظر خارجی و اصولا همهمان باید این روزها حواسمان باشد که همیشه احتمالش هست که چیزها آن طور که به نظر میرسند نباشند. من احتمال این که این ماجرا یک پروژهی آمریکایی -- اسراییلی برای اختلاف انداختن در داخل حکومت و ضعیفکردن احمدینژاد باشد را کاملا رد نمیکنم، ولی آن را خیلی ضعیف میدانم.