آقا این ماجرای پالیزدار هرچه که میگذرد دارد مشکوکتر میشود و دلیل آن هم بیشتر از اینکه محتوای حرفهایش باشد، مصاحبهها و پیگیریهای رادیو فردا (بخوانید رسانهی غیررسمی وزارت خارجهی اسراییل) است که بجز با خودش تازگی با پدرش هم صحبت کردهاند. به نظر من اگر این پالیزدار دنبال حق بود امکان نداشت با رادیو فردا مصاحبه کند تا اصل حرفش را بتوانند لوث و منحرف کنند. هیچ آدم عاقلی این کار را نمیکند. بنابراین آرام آرام یک بوی بدی از کل این ماجرا دارد بلند میشود که آن خوشبینیهای اولیه را از بین میبرد. ماجرا الان پس از چند روز بیشتر به نقشهای برای شکاف انداختن بین سران حکومت بیشتر شبیه است تا شاید این شکافها و اختلافها در این روزهای حساس تصمیمگیری ایران در واکنش به بستهی اروپا و همینطور تهدیدهای اسراییل برای حمله به نفع آنها تاثیر بگذارد.
ماجرای دانشگاه زنجان را هم زیاد با دقت دنبال نکردهام. ولی خوشحالم که برگزارکنندگانش ماجرا را رسانهای نکردند و گذاشتند در همان ابعاد طبیعی و محلی خودش باقی بماند. هرچند که جانورهای تحکیم وحدت خیلی زور زدند تا با نمد آن برای خودشان کلاهی درست کنند و چپ و راست به رادیو فردا و کوفت و زهرمار مصاحبه کردند و نخود آش شدند. ولی خوشبختانه این باعث نشد که این اعتراض آرام و محدود به تهدید امنیتی تبدیل شود و برخورد با آن هم از مسیر اداری و قضایی خارج و به مسیر امنیتی بیفتد.
حالامن نمیتوانم وارد جزییاتش که چمیدانم کی کی را کرده یا خواسته بکند و این چیزها وارد شوم. هرچیزی که شده و تقصیر هر کس که بوده مهم نیست. این باید در دادگاه و توسط قاضی مشخص شود. مهم این است که این ماجرا الگوی خوبی از آن نوع کار اکتیویستی است که من به آن میگویم اورگانیک یا خودجوش. یعنی فعالیتی که مقیاس آن محدود و محلی است، خواستههایش مشخص و قابل دسترسی و راه رسیدن به آنها هم گفتگو و مذاکره با پشتوانهی جمعیت آرام معترض است، روشش غیررسانهای است و اگر هم از رسانه در آن استفاده میشود تنها به زبان محلی و با استفاده از رسانههای محلی انجام میگیرد. این جور فعالیت مدنی یا اعتراض یا هرچیزی که میخواهید اسمش را بگذارید توسط جمهوری اسلامی همیشه تحمل شده است و حتی به نتیجه هم رسیده است، چون تهدید امنیتیای در آن نیست. در عین حال خیلی هم موثر بوده است، بدون اینکه خون از دماغ کسی بریزد.
البته در این روزهای حساس احتمال ربوده شدن فعالیتها و اعتراضهای اورگانیک حتی به دست سه، چهار نفر آدم بسیار زیاد است. مثل ماجرای کوه دانشگاه که یک سری دانشجوها تحت تاثیر چند تا لات بیسروپا -- که الان هم در ناف واشنگتن کارمند وزارت خارجه آمریکا هستند و معلوم شد که آن موقع نخشان از کجا کشیده میشد -- از دانشگاه خارج شدند و به خیابان آمدند و آن را بطور زنده در رادیو فردا گزارش کردند و مردم را به شورش دعوت کردند و...تمام آن اتفاقها که افتاد.
خلاصه من اگر جای دوستان بودم فعلا این پنج شش ماه آینده دندان روی جگر میگذاشتم و اعتراض دستهجمعی و تحصن و اینها را که ریسک خیلی بالایی برای ربوده شدن و تبدیل شدن به تهدید امنیتی دارد کنار میگذاشتم و از روشهای کمریسکتر استفاده میکردم.این روزها از حساسترین روزهای کل دوران بعد از انقلاب است و احتمال حملهی احتمالی اسراییل یا آمریکا مقدار زیادی به شرایط داخلی ایران هم دارد. هر چه شرایط داخلی پرتنشتر و آسیبپذیرتر و شکنندهتر باشد احتمال حمله بیشتر است چون در آن صورت ممکن است به فروپاشی سیستم سیاسی بینجامد که برای اسراییل و آمریکا هدف ارزشمندتری است از اینکه مثلا غنیسازی را یک سال و شش ماه عقب بیندازند.