برای اشتراک ایمیل‌تان را وارد کنید: یا به این نشانی یک ایمیل بفرستید: EditorMyself-subscribe@googlegroups.com
۳ تیر ۱۳۸۷ | 23 June 2008

 سروش بر ضد شریعتی

  لينک‌دونی هفته
Excerpt: Abdolkarim Soroush's intellectual project was basically reversing and undoing Ali Shariati's discourse. Shariati had located and crystalized the great potentials within the (Shi'a) Islam in resistance to Capitalism, Neocolonialism, and monarchy. Soroush, despite his rhetorical admiatinos for Shariati, destroyed all those possibilites and no wonder many of his closest students (From Mohsen Sazegara to Arash Naraghi) have ended up in the most dangerous neocolonial American institutions such as Hoover, WINEP, NED, etc. However, I like how he has consistently fought against essentialism that has been so dominant on the intellectual scene in Iran for the past few decades. Read his recent good article in Shahvand-e Emrooz, for instance.

شاید بشود گفت که بزرگترین دستاورد فکری عبدالکریم سروش، بجز شاگردان مستقیم و غیرمستقیمی که تحویل امپراطوری سرمایه‌داری آمریکا و ایالت ‌پنجاه و یکمش، اسراییل، داده است (از محسن سازگارا بگیرید تا آرش نراقی)، این بوده است که گفتمان شریعتی را خنثی کند.

یعنی هرچقدر شریعتی پتانسیل‌های سیاسی اسلام را در مقاومت علیه، بقول خودش، «زر و زور و تزویر» بازیافته و برجسته کرد بود و عملا به پایه‌های فکری جمهوری اسلامی در میان جوانان نخبه‌ی آن زمان مشروعیت بخشیده بود، سروش تمام این پتانسیل‌های خلق شده را در عرض حدود ده، دوازده سال تقریبا نابود کرد. انگار که اصلا پروژه‌ی فکری سروش بی‌اثر کردن گفتمان شریعتی بود. حالا اینکه چگونه بحثش مفصل است و در حد یک مقاله‌ی درست و حسابی دانشگاه است. ولی به نظر من اگر کسی بخواهد تاریخچه‌ی فکری جمهوری اسلامی را بررسی کند جالب خواهد شد که این دو تفکر و روایت، شکل‌گیری و توسعه‌شان، افت و خیزهایشان، و جدال‌هایشان را با هم مقایسه و بررسی کند.

ولی این دلیل نمی‌شود که سروش را به کل محکوم کرد. مثلا یکی از نمونه‌های خدمت فکری او به فضای روشنفکری ایران نبرد او با اسنسیالیزم یا گوهرگرایی بوده است که از همان روزهای کیهان فرهنگی می‌شود رد آن را گرفت. ولی توی «شهروند امروز‌»هایی که خواهرم تازه برایم فرستاده یک مقاله‌ی خیلی خوب از سروش بود در رد گوهرگرایی و به بهانه‌ی کسانی که با مفهوم روشنفکری دینی مخالفت می‌کنند.

هرچند که طبق معمول سروش با ناجوانمردی فقط گروهی از بچه‌مسلمان‌های مخالفش را به شلاق گرفته است و هیچ اشاره‌ای به سکولارهای چپ یا راست که اتفاقا حمله‌هایشان به مفهوم روشنفکری دینی خیلی شدیدتر و موثرتر از حمله‌های بچه‌مسلمان‌هاست نکرده است. زبانش هم پر از نیش و کنایه‌های بچگانه‌ی پیچیده در زرورق آخوندی است که برای کسانی که با قلم او در بحث آشنا هستند چیز تازه‌ای نیست. ولی مقاله‌اش در توضیح دادن اینکه چرا گوهرگرایی غلط است و چرا در علوم انسانی باید سخت از آن پرهیز کرد، چیزی خوبی است.

اسم مقاله را الان یادم نیست، ولی اگر کسی متنش را برایم پیدا کند حتما همین جا خواهم گذاشت. فعلا که این آقایان پرمدعا و سرمایه‌پرست شهروند امروز با گدایی تمام (و البته با وجود مجله‌ای به این پرمحتوایی) تنها یک وبلاگ ناقص و مجانی روی بلاگفا دارند که آن هم احتمالا نتیجه‌ی زحمات شخصی اکبر منتجبی است. واقعا این همه خست مایه‌ی خجالت میلیاردرهایی مثل عطریان‌فر و رفقایش باید باشد.


سردبیر: خودم و لینکدونی‌اش را هر روز با ایمیل دریافت کنید.
تازه درهمين باره:



دوستان و آشنايان

«ملکوت»
«آرش «کمانگیر» آبادپور»
«گناهکار»
«دادابیس»
«مرتضی نگاهی»
«بی اجازه کوچیکترا نه»
«نانا»
«خوابگرد»
«یک فتحی»
«تبعیدی عصبانی»
«یک وحید»
«کتابلاگ»
«عرب عصبانی»
«بامدادی»
«کافه ناصری»
«یک پزشک»
«مونتاژ انتقادی»
«دستنوشته‌ها»
«مریم مومنی»
«سلمان»
«خیاط باشی»
«غلاف تمام فلزی»
«ایرانی طعنه‌آمیز»
«مرد تنها»
«لیلی نیکونظر»
«ایمیان»
«شبنم طلوعی»
«جواد روح»
«آزادنويس»
«مارسی نیومن»
«آرش غفوری»
«نگارک‌ها»
«شرح»
«عبدالقادر بلوچ»
«کریم ارغنده‌پور»
«مهستی شاهرخی»
«امنزیاک»
«امور ایران»
«جواد کاشی»
«میرزا پیکوفسکی»
«از پشت یک سوم»
«یادداشت‌هایی از کابل»
«ایران‌شهر»
«ناهید رکسان»
شنا در شنزار
سولوژن
شهرزاد
خسرو نقیبی
هوشنگ دودانی
کوروش علیانی
آهستان
سینا دیلی
حامد قدوسی
جمهور
ابراهیم اسکافی
فروغ
گردباد
محمد نوری‌زاد
مریم ابریشم‌کار
اکبر منتجبی
مرصاد
هادی خرسندی
بابک داد
طاها بذری
احمد جلالی
هادی نیلی
سبیل طلا
ضدمورچه
یک استکاان چای داغ
موج
کیبرد آزاد
حسین نوش‌آذر
پسر فهمیده
مازوخیسم محاسباتی
منبر دات نت
آق بهمن
نگاه نو
نگاه نو
مسعود ده‌نمکی
آن سوی دیوار
۳۵ درجه
من راه نشین
کمال
مسعود بهنود
حقوق‌دان پاریسی
حاجی واشنگتن
کشکول جوانی
صفا در ال.ای
شب پیشگویی
سوگلی ریچارد پرل
دردنوشته‌ها
دانشجوی مسلمان
آشپزباشی
پاگرد
آچار فرانسه
۴ دیواری
حمید کریمیان
نیما دارابی
بلوط
ف.م.سخن
پیاده رو
زهرا
خورشید خانوم
رزانیات
لوبيا
حمید مافی
لگوماهی
سهند شمس
حسین پاکدل
نگفتنی‌ها
محمود فرجامی
لات‌لند
زيتون
زیتون پرورده
حسام‌الدین آشنا
محبوبه حسین‌زاده
آی‌تی.ايران
شاخ به شاخ
افسون فسرده
جوانفکر
خبرنگار مسلمان
حنیف مزروعی
چرک‌نویس
شب‌نامه‌ها
بسیج جهانی
فریادناممه
نوه‌ی غلامرضا تختی
پژمان نوزاد
کلنگ کمونیست کارگری
رویای آريایی
علیرضا شیرازی
مرصاد امروز
روزنه
خاکریزیسم
توکا نیستانی
نیکی اخوان
احسان
دلبستگی
مسیح علی‌نژاد
تادانه
نازخاتون
خط قرمز
جمال
بی‌بی‌گل
کامپیتور و ارتباطات
نوک‌تیز
زمستان است
نسرین افضلی
فوکو بلاگ
پویان و سیما
سهیل کریمی
بیروت ریپورت
مریم اينا
میرزا
فانونایت
دوم دام
نسل خمینی
مهدی محمدی
امید معماریان
روزنامه‌نگار ممسلمان
سیبستان
اسماعیل نیوز
مطالعات فرهنگی رادیکال
فرنگوپولیس
آزاده عصاران
هنوز
شکرخواه
خانوم حنا
کافه اندیشه
علیرضا خدابخش
زن نوشت
سایه
عباس معروفی
نقیز
روزها
انتخاب زنان
هپلی
پاسداران
پویان طباطبایی
فلیسوف مآب رمانتیک
کلاشینکف دیجیتال
کلفه گینزبورگ
امیرعلی قاسمی
مشکات
سفره ماهی
سفره‌ماهی
پاک‌نویس
ارزیابی‌های شتابزده
لیلا خدابخشی
تکینسون
علی معظمی
عنکبوت
سرزمین آفتاب
آدم و حوا
چخوف منو نديدی؟
امشاسپندان
علی مزروعی
خارج از جعبه
مريم نبوی نژاد
وب‌نگاشت
تبرمرد
ققنوس
بچه‌های سوم تیر
منقل، مخده و پلوراليسم ديني
فالشیست
ddmmyyyy
بازیگر آماتور
شهاب اسفندیاری
فانوس خيال
آینه ایرانی
محمد تاج‌دولتی
معصومه ناصری
انتخاب انسانی
نیما نامداری
مژده
چلـــغوز
پرگلک
پیام یزدانجو
پیام یزدانجو
من و مانی
شبح
کاملیا انتخابی فرد
خودمونی
حرف غریب
راهرو
شادی شاعرانه
و اما بعد
امير حسابدار
پاسداران
ایمان
پاگنده
بارانی آبی
اندیشه امروز
معصومه اتبکار
دفترچه‌ی ممنوع
حسن عابدینی
دیدی گفتم
مه‌زود
میان خطوط
جنگ و صلح
صبحانه
کوچه مدرسه حجتیه
آسمانِ سرپناه
حسام فروزان
حقیقت ایرانی
رازیگر
نیستان
یک وبلاگ ساده
غربتستان
تلخوش
قائم‌پناه
ژرف
یولداش
روزگاری که سپری می‌شود
رنگارنگ
مرمرو
کاپیتان هادوک
خاطرات مشبک
کوچ
افکار خصوصی
سیاحت‌نامه میرزا
روی جاده نمناک
کنج
دلتنگستان
کتابدار
نکته
يوتی‌اف-هشت
بازيگر آماتور
نفیسه مطلق
با شما نيستم
سکتور صفر
پارکينگ
پياله
ايستادن در مقابل باد
مهندس سعيد
يه وجب خاک اينترنت
احسان پريم
مهاجر
افعانستان امروز
از امروز
آذر و آيينه‌اش
بهنود کوچک
وبلاگ گوبا
روزگار من
يادداشت‌های سينمايی
اسپ‌سوار
دنيا دست کيه
نمای تزديک
عصيان
ایگناسیو
کتابچه
علاف تمام فلزی
تن‌تن‌سک
آسمان
یک جعبه شکلات
حرفهایم...
از کانادا
ندای امروز
دنيای يک ايرانی
عمو حميد
احسان و هزاره سوم
روزنگار
وب‌نوشت ابطحی
بزرگمهر حسین‌پور
دندانپزشک
پريشان بلاگ
سياست از نگاه دوم
برما چه گذشت
خاکستری
حرف‌های يک الپر
کاوه شجاعی
کاکتوس تيلا
کاپوچينو
خط سوم
ترزا
آبکش
خبرنگار
نيمه‌شب
صادق الوندی
الپر
صورتک
ساده‌تر از آب
مرتضی و ما
پرنیان
علی قدیمی
الفبا
کلانتر
زوزه
ریویو
فانتازیا
محسن طالب
یلدا معیری
شهروند نصف‌جهانی
اسکورپیو
نعمت احمدی
لباس شخصی
علی خلیق
این مرد
یادداشت‌های فرهنگ
روزهای زندگی‌ام
یک بلاگر
دانشگاه غیرانتفاعی کیش
بچه‌های قلم
یاک
وحید پوراستاد
وب‌نامه
علی‌اکبر قزوینی
پناه
نوشی و جوجه‌هایش
اینجا و اکنون
مهاجرانی
جمیله کدیور
فانوس
صنوبر
پرنوشت
نادر فتوره‌چی
جنبشی استشهادی
بهزاد بلور
اشکان خواجه‌نوری
مصطفی تاجزاده
عباس عبدی
آرش صالحی
مسرت امیرابراهیمی
سبقت
عطا خلیقی
لیلی پوررند
آخوندها از مریخ نیامده‌اند
زرنوشت
گل‌دختر
علیرضا حقیقی
گل‌آرا حمزه
نگاه ایرانی
پاپتی
گوز آن‌لاین
وب‌گشت
لوبیسمم
فاطمه رجبی
نگاه یک ایرانی
هزاران نقطه
ریچارد سمبروک
نامحرمانه
غربت‌نوشته‌ها
رشید اسماعیلی
مجید تفرشی
احمدی‌نژاد
شهیر شهید ثالث
احمد شیرزاد
موشک انداز
مژده غضنفری
ابراهیم فیاضی
نظرات ديگران

بوی گند میدی کثافت. بوی گند جمهوری اسلامی حتی از اوون هم بدتر.

با این نظرت که هر قرائتی از دین بار ایدئولوژی را به دوش می کشه موافقم چون در هر صورت ، هر قرائتی که از دین بکنیم حداقل یک باید و نباید داره و در چهار چوب ایدئولوژی اسیر می شه ، این جا حق با تو ولی سوال من : به نظر شما قرائت شریعتی از دین بار ایدئولوژیک بیشتری داشت یا قرائت سروش ، به نظر شما باید و نباید های شریعتی بیشتر بود یا قرائت سروش ؟ به نظر شما قرائت شریعتی از دین راحت تر هضم می شود و عمر طولانی تری دارد یا قرائت سروش ؟ قرائت کدام یک باعث می شود تعداد بیشتری به دین رو بیاورند (در طولانی مدت) و قرائت کدام یک در دنیای کنونی باعث دین گریزی و تنش خواهد شد؟ ممنون از جوابتان

----------

• هودر: ایدئولوژی کمتر و بیشتر نداره. هر جا که زبان هست، ايدئولوژی هم هست. از این نظر گوگوش به همون اندازه‌ای ایدئولوژیک است که سروش است. هسته‌ی ايدئولوژیک سروش روی «بازار آزاد» بنا شده که سعی می‌کنه زیر حمله به مخالفانش مخفی‌اش کنه.

“Hoder: No one is non-ideological, especially those who think their views are not affected by any ideology. Yours is probably a free-market, liberal democratic one which you find in conflict with mine. That's alright. But just stop assuming that there exist any opinion without any ideological underpinning or what could be called presupposition. I don't want to get into the detail of argument sinc it is all based on this shaky foundation.”

Well, when I used the word “ideology” I meant the negative aspect of that. It is true that any frame of thought at some abstract level is ideology, but that doesn’t mean that all the ideologies are equal when it comes to adopting them, otherwise even madness or Nazism would be approved as just another type of ideology. As an example both the act of triggering a gun and doing a surgery are acts of brain and at that level both are similar things. But it doesn’t mean that the person who triggered a gun and killed someone did something similar to the person who did surgery and saved someone. Maybe you SHOULD get into details of the argument before advertising any non-sense that Ahmadinejad believes regardless of their consequences. It is not that complicated, an ideology that believes in destroys innocent lives is a corrupt one. Period! What is shaky about that?

لطفا نظرات من را بدون اینکه سانسور کنید در سایتتون قرار بدید ، هیچ گونه توهین ، هتک حرمت ، حرف رکیک در ان نیست

اسنسيالزم را به ذات گرائي ترجمه كرده اند كه دكتر سروش دقيقا ملتزم به اين طرز تفكر نيست و خود او نظر مستقلي در اين خصوص دارد ضمنا ديگر روزگار تجليل به سر آمده و دوران تحليل خيلي وقته كه آغاز شده و هيچكس چه مرده يا زنده نميتواند از زير تيغ نقد فرار كند، زنده ياد شريعتي با ايدئولوژيك كردن مذهب سبب ساز استقرار يكي از وحشي ترين و آدمخوارترين حكومتهاي تاريخ ايران شد گرچه خود نميتوانست اين پديده را پيش بيني كند.

http://www.youtube.com/watch?v=Oy-6YQDhNk4&feature=related

این مردک رو که دیدم به تو علاقه مند شدم. عجب آدم هایی پیدا می شن به خدا. برو ببین سیستم نقد رو

please don't compare Soroush to Shari'ati .Shari'ati was one of this intellectual with lots of complexes and at the end of his life he discovered that all what he has said was bullshit but he never tried to confess it "

Hoder! Here are some general friendly observations (not specifically related to your present post): - It seems due to some "ideological reasons" you have lost your objectivity. - Your idea that representing a unified Iran behind Ahmadinejad will lower the risk of war has no real foundation. If Israel perceives Iranian regime as an existential threat (as they do), it wouldn't matter for them how Iranian people think. Their primary aim will be to save their existence before thinking what could happen next. As a matter of fact your argument could go both ways. A strong opposition in Iran could mean hope for reform in the Iranian regime and the possible success of other approaches besides war. - Even if you are right, your line of reasoning and your use of arguments are so selective and biased that could hardly amuse anyone; neither your imaginary friends who are pro-Iranian regime or the rest. - In short, unless you come up with some strong reasons, you may want to re-evaluate your policy of shitting over Iranian Intellectuals. Otherwise, at best it is going to look as ignorance, and at worst as a mental or emotional disturbance or selling people for your own benefit. This will only end in the character assassination that benefits anti-democratic forces in Iran. An Iranian who uses the foreign resources to highlight the Iranian regime's suppression of people by no means is worse than an Iranian who uses the Iranian resources to destroy the Iran. As an Iranian who has higher expectations from an Iranian intellectual such as you, I hope you manage to go beyond your current "cheerleader" role and find a more authentic, effective and useful voice. Regards.

-----------

• Hoder: No one is non-ideological, especially those who think their views are not affected by any ideology. Yours is probably a free-market, liberal democratic one which you find in conflict with mine. That's alright. But just stop assuming that there exist any opinion without any ideological underpinning or what could be called presupposition. I don't want to get into the detail of argument sinc it is all based on this shaky foundation.

As a 16 yr old witness to revolution I can say with certainty that His(Soroush) two faced type were the ones who hijacked an Innocent kinda naive revoltution and preached totalitarian Ideology down the throut of still impressionable freshman revolutionary mullah Khomeini..His "Lajanized" type are the two faced opportunists like Banisadr-Yazdi(who preached to khomeini on Censored TV&Media)..Sazgara(who preached on Sepah) Rajavi(who kept pressing Khomeini on more executions) and His Excellency almighty worrior Soroush who semi forced the inexperienced regime in "Paksazi" and animocitize a whole groups of academics who before him supported the revolution and liked "Paris Khomeini" ..Bottomline: His type transformed a semi likable innocent Revolution into a revengfull beast who suffocated logic...I even think that the revolution failed because these "Camillions" managed to fool even the Khomeini to give up trusting the people and staliniz Iran. Now these same piece of junk extremists are preaching Democracy for another naive generation..STFU..

هودر جان! در جواب کامنت قبلی نوشته بودی: فقیرها راضی‌ترند، پولدارها ناراضی‌تر. در ضمن بهتره تو جای خودت حرف بزنی. نه تمام مردم ایران. // مؤدبانه‌ترین جوابی که می‌تونم بهت بدم این‌ه: منی که داخل ایران زندگی می‌کنم خیلی بهتر می‌تونم درک کنم توی حداقل تهران چی می‌گذره. و در کنار این‌که بهت بگم تو هم جای خودت حرف بزن نه مردم فقیر و غنی ایران، باید بهت بگم درک درستی از وضعیت ایران نداری چون اینجا زندگی نمی‌کنی. سواد درستی هم نداری متأسفانه. چون نمی‌دونی که بهبود وضع فقرا با ریدن به وضع اغنیا انجام نمی‌شه (هرچند که وضع فقرا اصلا بهتر نشده - امیدوارم بیای و ببینی) و این‌که یه بچه دبستانی هم به عقلش می‌رسه که به هر بدبختی که نامه می‌نویسه ۱۰۰ هزار تومن نقد پول بده، این‌جوری عمه‌ی من هم می‌تونه رأی فقرا رو بخره. یه بار دیگه اون آمارهایی رو که به نفع‌ت نیست و نوشتم رو بخون. این‌جوری مملکت به فاک می‌ره. از درون.

دقیقا با نظرت موافقم ، سروش باعث شد دین از زندان ایدئولوژی که شریعتی ساخته بود ، خارج شود ، و نظر روشنفکران به دین چیزی "فربه تر از ایدئولوژی " باشد ، این مستلزم و همراه این مساله است که پایه های صدور انقلاب ، انقلابی گری ، مقاومت که از اصول ایدئولوژی شریعتی بود رنگ ببازد ، ولی در عوض دین از زندان ایدئولوژی ازاد شود ، سروش ایدئولوژی مقاومت شریعتی را از بین برد تا دین ازاد شود ، به نظر شما دین مهمتر است یا ایدولوژی ؟ آیا به نظر شما اگر دین فقط با قرائت انقلابی گری و مقاومت شریعتی تفسیر می شد آیا لاغر نمی شد ، ایا از بین نمی رفت ؟

------------

• هودر: ببین، ایدئولوژی همه جا هست. حتی اگه تعریف آلتوسر رو از ايدئولوژی قبول کنیم، هیچ کس یا هیچ سازمان یا سیستم یا تفکری نیست که ایدئولوژیک نباشه. برای همین کل این استدلال دین بدون ایدئولوژی اصولا بی‌معنی است. چون خود همین دین بدون مقاومت خودش یه ايدئولوژی است. لاغری و چاقی هم از اون ابداعات مسخره‌ی سروشه که من بهش می‌گم نادانی مزین به ادبیات که خیلی توی نوچه‌های سروش طرفدار داره.