چند روز است که پاریسم. لندن هیچکس نمانده و آدم از تنهایی دق میکند. این بود که آمدم ور دل دوست دختر عزیز و مهربان خودم و از همینجا به درسها و مشقهایم میرسم. ولی دیشب یک کار خیلی بد کردم. یکی از همکلاسیهای قدیمی دوست دختر عزیز برایش قبلا یک بطری شراب اسراییلی آورده بود. من دیشب به افتخار پیروزی حزبالله بر اسراییل دو جام از آن شراب نوشیدم. :) زنده باد گفتمان خمینی، زنده باد مقاومت، زنده باد حسن نصرالله.