حواسمان باشد که روی دیگر سکهی «تئوری توطئه» آن است که فرض کنیم هیچ توطئه و نقشهای در کار هیچکس نیست، یا بقولی «تئوری عدم توطئه». میبینم که خیلی مد شده ایرانیها به این تله میافتند. همانقدر که تئوری توطئه احمقانه است چون همه چیز را میخواهد به یک شکل واحدی توضیح بدهد، وارونهی آن هم احمقانه است. یک چیزهایی توطئه است و یک چیزهایی هم نیست.