برای اشتراک ایمیل‌تان را وارد کنید: یا به این نشانی یک ایمیل بفرستید: EditorMyself-subscribe@googlegroups.com
  لينک‌دونی هفته
Excerpt: Watching the full-length video of Ahmadinejad's TV interview hints at the real difference between him and Khatami and Rafsanjani. Ahmadienjad talks like a hard working engineer who knows every little detail about the house he is building, whereas Khatami and Rafsanjani always appeared as a sissy investor who has no idea how his building is being made. The real reformer of this country's economic structure has emerged in Ahmadinejad.

چند برداشت دارم پس از دیدن مصاحبه‌ی تلویزیونی احمدی‌نژاد که با شما درمیان می‌گذارم و نظر شما را هم می‌خواهم:

- به نظر من بزرگترین اشکال احمدی‌نژاد این است که اغراق می‌کند. نقاط قوت را بسیار بزرگ می‌کند و نقاط ضعف را هم بسیار کوچک. البته این کاری است که کم و بیش همه‌ی مدیران اجرایی در همه جای دنیا می‌کنند و طبیعی هم هست. چون ضعف نشان دادن در این سطح از مدیریت باعث تضعیف مدیریت‌های میانی می‌شود و چیزی که به لایه‌های پایین‌تر می‌رسد آن وقت تنها ناامیدی و افسردگی است. رفسنجانی و خاتمی هم همیشه همین کار را کرده‌اند. ولی احمدی‌نژاد که از هر نظری با این‌ها فرق دارد نباید زیاد اغراق کند. چون اولا خودش را ناآگاه از تجربه‌ی روزمره‌ی مردم نشان خواهد داد و دوم هم اینکه تفاوت‌اش را با دولت‌های قبلی در ذهن مردم کم‌رنگ خواهد کرد. بخصوص که از نظر عملی، احمدی‌نژاد با عزل و نصب‌های بی‌تعارف و پرتعدادش نشان داده که نقاط ضعف دولت خودش را قبول دارد و می‌بیند و برای رفع آن هم با کسی تعارف ندارد. ولی باید کمی در گفتارش هم این حس را بیشتر به مردم بدهد، مثل کاری که راجع به رییس سازمان ترتیب بدنی علی‌آبادی یک بار کرده بود. اظهار آگاهی از نقاط ضعف خیلی وقتها برعکس چیزی که به نظر می‌رسد به اعتماد بیشتر مردم منجر خواهد شد. البته نه همیشه و بخصوص درباره‌ی مسایل اساسی و سیاست خارجی باید با اعتماد به نفس بیشتر حرف زد.





ویدیوی کامل مصاحبه‌ی تلویزیونی احمدی‌نژاد (از «الف»)

- سطح بحث و زبانی که گفتگوگران با آن رییس جمهور را به چالش می‌گیرند واقعا قابل مقایسه با زمان خاتمی و رفسنجانی نیست. الان واقعا رییس جمهور هیچ تقدسی ندارد و حتی در تلویزیون رسمی جمهوری اسلامی هم خبرنگاران هرچیزی را بخواهند به او می‌گویند و او هم پاسخ می‌دهد. این خیلی به نفع حکومت است که کسی خود را بالاتر از نقد صریح نداند و مردم هم این تفاوت را که البته از زمان خاتمی شروع شد و احمدی‌نژاد این را بسیار فراتر برده می‌فهمند. مصاحبه‌های رفسنجانی را به یاد بیاورید. اصلا واقعا طرف فکر می‌کرد شاهنشاه است و فقط دوست داشت تعریف و تمجید بشنود. آن دوران تمام شد و جمهوری اسلامی واقعا پس از سی سال می‌‌تواند ادعا کند که زمین تا آسمان با سیستم دیکتاتوری قبل از انقلاب فرق کرده است. این ویدیو را بدهید به ایرانیانی که سالهاست از ایران دور بوده‌اند و ببینید چقدر شوکه می‌شوند از چالشی که رییس جمهور ممکلت در تلویزیون زنده‌ی خود حکومت توسط دو خبرنگار عادی می‌شود. شوخی نمی‌کنم. امتحان کنید.

- حرف زدن احمدی‌نژاد یک حسی را به آدم می دهد که واقعا در خاتمی و رفسنجانی نبود. این حس که این آدم رییس اجرایی یک مملکت بزرگ با ۷۰ میلیون نان‌خور است و به جزییات کارهای زیردستانش بخصوص در مسایل زیربنایی وارد است و دقت می‌کند و نظر دارد. مثل خاتمی و رفسنجانی نیست که می‌نشستند و قشنگ معلوم بود که یک سری عدد و رقم حفظ کرده‌اند که با آن بیایند و مثلا نشان دهند که روی کار تسلط دارند. البته خاتمی که حتی همین را هم نداشت و فقط می‌نشست و حرفهای یک مدرس فلسفه‌ یا سیاسی را برای سال اول لیسانس را در مقام ریاست جمهوری تکرار می‌کرد.

- حرف زدن احمدی‌نژاد شبیه مهندسی است که پای ساختمان ایستاده و با لباس خاکی و آستین و پاچه‌ی بالا زده دارد کار می‌کند و ساختمان را بر اساس نقشه‌‌های قبلی آرام آرام بالا می‌برد، از کارگرانش کار می‌کشد و آنها هم از او حساب می‌برند و گاهی آنقدر کار می‌کند که شبها هم همان جا در ساختمان نیمه‌کاره و کنار کارگرانش می‌خوابد. ولی خاتمی و رفسنجانی بیشتر شبیه به سرمایه‌گذاران یک ساختمان حرف می‌زدند که هر ازگاهی با چسان و فیسان و بنز متالیک‌شان نوه به بغل پای ساختمان می‌آیند و چند دقیقه گپی با مهندس می‌زنند و چایی‌ای می‌خورند و یک سری امر و نهی کلی درباره‌ی رنگ آینده‌ی سرویس بهداشتی و پارکت می‌کنند و می‌روند؛ و آنقدر نگران تیپ و قیافه‌شان هستند که حتی با مهندس خاکی بینوا حتی دست درست و حسابی هم نمی‌دهند که خدانکرده عبایشان خاکی نشود یا نوه‌شان حساسیت پوستی نگیرد. این را آدم پنج دقیقه که به حرفهای احمدی‌نژاد گوش می‌دهد می‌فهمد و یکهو نگران می‌شود که نکند ساختمانی را که رفسنجانی و خاتمی ساختند با این همه بی‌مبالاتی و بی‌مسوولیتی آنها الان است که با یک میهمانی بیست نفره بریزد پایین. فرق احمدی‌نژاد و خاتمی فرق دستان احتمالا زبر و زمخت او با دست‌های نرم و لطیف خاتمی و رفسنجانی است. من یکی که حاضر نیستم در ساختمان کسی که دستهایش (مثل خودم) از برگ گل لطیف‌تر است زندگی کنم. این آقای مهندس پای کار بدون شک دور بعد هم برنده خواهد شد. مردم تفاوت این دو دست و این دو ساختمان را می‌فهمند و دلشان می‌خواهد مملکتشان دست کسی باشد که برایش پاچه بالا بزند و کار کند.


سردبیر: خودم و لینکدونی‌اش را هر روز با ایمیل دریافت کنید.
تازه درهمين باره:



دوستان و آشنايان

«نانا»
«نگاه نو»
«نگاه نو»
«رویای آريایی»
«آن سوی دیوار»
«عرب عصبانی»
«یک فتحی»
«جمال»
«محمد نوری‌زاد»
«خیاط باشی»
«کریم ارغنده‌پور»
«راه من»
«افسون فسرده»
«مریم ابریشم‌کار»
«هادی خرسندی»
«آرش «کمانگیر» آبادپور»
«ملکوت»
«پاگرد»
«مرتضی نگاهی»
«شرح»
«محمود فرجامی»
«تبعیدی عصبانی»
«موج»
«حاجی واشنگتن»
«یک پزشک»
«بامدادی»
«زهرا»
«حقوق‌دان پاریسی»
«گناهکار»
«دردنوشته‌ها»
«دانشجوی مسلمان»
«من راه نشین»
«مهستی شاهرخی»
«منبر دات نت»
«مرصاد»
«خوابگرد»
«۳۵ درجه»
«عبدالقادر بلوچ»
«بی‌بی‌گل»
«خورشید خانوم»
«میرزا پیکوفسکی»
«نسل خمینی»
«دادابیس»
«ایمیان»
«طاها بذری»
«بلوط»
«جواد کاشی»
«آق بهمن»
«دستنوشته‌ها»
«ناهید رکسان»
«حسین نوش‌آذر»
«مارسی نیومن»
«فوکو بلاگ»
«دوشیزه شین»
امیرحسین ثابتی
ف.م.سخن
حسام‌الدین آشنا
پاسداران
آچار فرانسه
لیلی نیکونظر
گردباد
بی اجازه کوچیکترا نه
رزانیات
سوگلی ریچارد پرل
کمال
سینا دیلی
سیبستان
فانتازیا
راهرو
یادداشت‌هایی از کابل
مازوخیسم محاسباتی
کلنگ کمونیست کارگری
زيتون
دوم دام
زیتون پرورده
آزادنويس
اکبر منتجبی
مسعود ده‌نمکی
غلاف تمام فلزی
پیاده رو
فروغ
آی‌تی.ايران
حمید مافی
از پشت یک سوم
کتابلاگ
روزنامه‌نگار ممسلمان
خاکریزیسم
سولوژن
ایران‌شهر
ایرانی طعنه‌آمیز
علیرضا شیرازی
احمد جلالی
توکا نیستانی
مونتاژ انتقادی
خسرو نقیبی
تادانه
حامد قدوسی
مسعود بهنود
روزنه
امنزیاک
آهستان
نگارک‌ها
پویان و سیما
ارزیابی‌های شتابزده
هوشنگ دودانی
کیبرد آزاد
امور ایران
پویان طباطبایی
لات‌لند
سلمان
ddmmyyyy
نازخاتون
شکرخواه
مهدی یوسفی
بابک داد
شب پیشگویی
خانوم حنا
مریم مومنی
آزاده عصاران
نوک‌تیز
مریم اينا
میرزا
دلبستگی
یک وحید
روزها
انتخاب زنان
سبیل طلا
آشپزباشی
ابراهیم اسکافی
مشکات
خبرنگار مسلمان
۴ دیواری
آدم و حوا
مسیح علی‌نژاد
مهدی محمدی
فریادناممه
حسین رنجبران
سجاد صفارهرندی
فانونایت
شهرزاد
فلیسوف مآب رمانتیک
کامپیتور و ارتباطات
نوه‌ی غلامرضا تختی
مهدی اسماعیلی
هنوز
نیما دارابی
زمستان است
خط قرمز
شب‌نامه‌ها
گل‌آرا حمزه
چرک‌نویس
غربتستان
تبرمرد
کوروش علیانی
محبوبه حسین‌زاده
احسان
بسیج جهانی
نگفتنی‌ها
هادی نیلی
انتخاب انسانی
خرچنگ زاده
یک استکاان چای داغ
نقیز
شنا در شنزار
مرد تنها
مرصاد امروز
وب‌نگاشت
شاخ به شاخ
سمیرا سامانی
مجید تفرشی
بازیگر آماتور
آرش صالحی
شبنم طلوعی
صفا در ال.ای
آرش غفوری
نیکی اخوان
عباس معروفی
سهند شمس
بیروت ریپورت
کافه ناصری
مطالعات فرهنگی رادیکال
لوبيا
سایه
جمهور
جواد روح
ضدمورچه
پسر فهمیده
کشکول جوانی
حمید کریمیان
لگوماهی
حسین پاکدل
جوانفکر
حنیف مزروعی
پژمان نوزاد
نسرین افضلی
سهیل کریمی
امید معماریان
اسماعیل نیوز
فرنگوپولیس
کافه اندیشه
علیرضا خدابخش
زن نوشت
هپلی
کلاشینکف دیجیتال
کلفه گینزبورگ
امیرعلی قاسمی
سفره ماهی
سفره‌ماهی
پاک‌نویس
لیلا خدابخشی
تکینسون
علی معظمی
عنکبوت
سرزمین آفتاب
چخوف منو نديدی؟
امشاسپندان
علی مزروعی
خارج از جعبه
مريم نبوی نژاد
ققنوس
بچه‌های سوم تیر
منقل، مخده و پلوراليسم ديني
فالشیست
شهاب اسفندیاری
فانوس خيال
آینه ایرانی
محمد تاج‌دولتی
معصومه ناصری
نیما نامداری
مژده
چلـــغوز
پرگلک
پیام یزدانجو
پیام یزدانجو
من و مانی
شبح
کاملیا انتخابی فرد
خودمونی
حرف غریب
شادی شاعرانه
و اما بعد
امير حسابدار
پاسداران
ایمان
پاگنده
بارانی آبی
اندیشه امروز
معصومه اتبکار
دفترچه‌ی ممنوع
حسن عابدینی
دیدی گفتم
مه‌زود
میان خطوط
جنگ و صلح
صبحانه
کوچه مدرسه حجتیه
آسمانِ سرپناه
حسام فروزان
حقیقت ایرانی
رازیگر
نیستان
یک وبلاگ ساده
تلخوش
قائم‌پناه
ژرف
یولداش
روزگاری که سپری می‌شود
رنگارنگ
مرمرو
کاپیتان هادوک
خاطرات مشبک
کوچ
افکار خصوصی
سیاحت‌نامه میرزا
روی جاده نمناک
کنج
دلتنگستان
کتابدار
نکته
يوتی‌اف-هشت
بازيگر آماتور
نفیسه مطلق
با شما نيستم
سکتور صفر
پارکينگ
پياله
ايستادن در مقابل باد
مهندس سعيد
يه وجب خاک اينترنت
احسان پريم
مهاجر
افعانستان امروز
از امروز
آذر و آيينه‌اش
بهنود کوچک
وبلاگ گوبا
روزگار من
يادداشت‌های سينمايی
اسپ‌سوار
دنيا دست کيه
نمای تزديک
عصيان
ایگناسیو
کتابچه
علاف تمام فلزی
تن‌تن‌سک
آسمان
یک جعبه شکلات
حرفهایم...
از کانادا
ندای امروز
دنيای يک ايرانی
عمو حميد
احسان و هزاره سوم
روزنگار
وب‌نوشت ابطحی
بزرگمهر حسین‌پور
دندانپزشک
پريشان بلاگ
سياست از نگاه دوم
برما چه گذشت
خاکستری
حرف‌های يک الپر
کاوه شجاعی
کاکتوس تيلا
کاپوچينو
خط سوم
ترزا
آبکش
خبرنگار
نيمه‌شب
صادق الوندی
الپر
صورتک
ساده‌تر از آب
مرتضی و ما
پرنیان
علی قدیمی
الفبا
کلانتر
زوزه
ریویو
محسن طالب
یلدا معیری
شهروند نصف‌جهانی
اسکورپیو
نعمت احمدی
لباس شخصی
علی خلیق
این مرد
یادداشت‌های فرهنگ
روزهای زندگی‌ام
یک بلاگر
دانشگاه غیرانتفاعی کیش
بچه‌های قلم
یاک
وحید پوراستاد
وب‌نامه
علی‌اکبر قزوینی
پناه
نوشی و جوجه‌هایش
اینجا و اکنون
مهاجرانی
جمیله کدیور
فانوس
صنوبر
پرنوشت
نادر فتوره‌چی
جنبشی استشهادی
بهزاد بلور
اشکان خواجه‌نوری
مصطفی تاجزاده
عباس عبدی
مسرت امیرابراهیمی
سبقت
عطا خلیقی
لیلی پوررند
آخوندها از مریخ نیامده‌اند
زرنوشت
گل‌دختر
علیرضا حقیقی
نگاه ایرانی
پاپتی
گوز آن‌لاین
وب‌گشت
لوبیسمم
فاطمه رجبی
نگاه یک ایرانی
هزاران نقطه
ریچارد سمبروک
نامحرمانه
غربت‌نوشته‌ها
رشید اسماعیلی
احمدی‌نژاد
شهیر شهید ثالث
احمد شیرزاد
موشک انداز
مژده غضنفری
ابراهیم فیاضی
فواد صادقی
نظرات ديگران

راست میگی. خیلی جالب شده. اینها دیگهبهتر از این نمیتونستن خودشون رو خراب کنند. هر چی قاتل و متجاوزه اینها دارن ازش قهرمان درست میکنن.

تحمل کردن حرفای شریعتمداری خیلی راحت تر از حرفای شماست ، چون لا اقل به اسم اپوزیسیون نمی نویسه . خدا شفات بده!!!!

فکر می کنم پول خوبی گرفه باشی ازش... هرکسی قیمتی داره مگه نه

برای من خیلی جالبه آدمی مثل حسین درخشان که بدترین توهین ها رو به آیت الله خمینی و خامنه ای کرد و حتی بالاتر از اون در پست های متعددی به مقدسات اسلامی توهین کرد الان اینطور مدافع بخش اصولگرای جمهوری اسلامی شده و از بخشهایی از تفکرات و مملکت داری احمدی نژاد حمایت می کنه که حتی طرفدارانش هم نمی کنند. این که تو طرفدار غرب باشی یا جمهوری اسلامی یا خاتمی یا احمدی نژاد بخاطر اینکه یک عقیده هست محترمه اما تغییر موضع های متعدد و کاملا متناقض حکایت دیگریست.من به عنوان خواننده ای که شش سال نظریات افراطی و متناقض تو رو می خونم واقعا برات متاسفم.اگر از نظر روانی سالم هستی لطفا دیگه ننویس.نه از کسی تعریف کن نه بد بگو.دوران تو تمام شده . ----------

• هودر: من هرگز توهینی به خمینی نکردم. راجع به آقای خامنه‌ای هم یک بار چیزی نوشته بودم از روی کرکری با دوستان آن زمان که بله ظاهرش توهین آمیز بود ولی واقعا هیچ قصد توهین نبود و اصلا پس زمینه‌ی مطلب هم سیاسی نبود و بیشتر یک بیانیه‌ی طنزآمیز بود. بهرحال قبول دارم که اشتباه بود و جوانی و خامی کرده بودم. :)

این آقای مهندس شما با 3 برابر درآمد ارزی و حمایت همه جانبه رهبری و مجلس و صدا سیما. تورم را به بالای 2 برابر رسانده. درصد بیکاری بالا رفته. ریسک سرمایه گذاری افزایش پبدا کرده. سیاست خارجیش کشور رادر آستانه جنگ قرار داده و آنقدر از مرحله پرته که تا حالا نصف وزرای کابینه خودش توان کارکردن با او را نداشته اند و مچبور به کناره گیری شده اند

چندشم می شود وقتی می بینم یک کسی که داخل ایران زندگی نمی کند دارد راجع به مسائل داخلی ایران صحبت می کند. شمایی که طعم تورم سی درصدی رو نچشیدی، شمایی هنوز تحریم های پی در پی رو تجربه نکردی، شمایی که نبودی تا ببینی دولت دو هزار نفر رو برای انتخابات مجلس رد صلاحیت کرد، شمایی که توقیف روزنامه‌های شرق و هم میهن و تهران امروز و هفته‌نامه‌های دنیای تصویر و هفت رو ندیدی یا نادیده گرفتی، شمایی که متوجه نمیشی این کابینه ی دولت چقدر بی جنبه هستن طوری که تحمل هیچ انتقادی رو ندارند، شمایی که لیست کتابهایی رو که یک ساله در وزارت ارشاد انتظار مجوز هستن رو ندیدی، شمایی که توقیف فیلمهای سنتوری و تسویه حساب و... رو تجربه نکردی لطف کن راجع به مسائل داخلی ایران اظهار نظر نکن !‍

حسین درخشان، شما انسان را به یاد فاحشه هایی می اندازی که هر که بیشتر پول بدهد با همان می خوابند! فردا اگر مجاهدین خلق به تو پول بیستری بدهند، سر از آغوش مسعود رجوی و رختخوابش در میاوری. تُف به شرف ِ نداشته !

من آخرین مطالبی که از شما دوست عزیز خوندم همون ستون روزنامه های شمس الواعظینت بود..و نامه ی سرگشاده ات وقتی فلنگ رو از مملکت بستی و رفتی..به وبلاگتم اصلا سر نزده بودم..الان میدونی از کجا اومدم سراغ مطلبت؟؟ خبرگزاری فارس!! نمیدونی خط فکریشون چیه که حتما میدونی..وقنی کامل خوندم مطلبتو اونجا باورم نشد چنین چیزی تو نوشتی .. فکر کردم تحریف کردند مطلبتو..تویی که زمینه کاریت نرم افزار و منطق بود... متاسفم جناب درخشان .. سنتم میدونم از من بیشتره ولی اینجا میدونی چکار کردی؟؟؟ یا مثل بچه کوچک ها که از یک چیزی شاکین و دق و دلیشون رو سر یکی دیگه خالی میکنند یا تنه ات خورده به اونا که سالهاست با شلوارک از تو کالیفرنیا اپوزیسیون داری میکنند..بابا تو که تازه رفتی... متاسفم .

گوسا له ای که تو احمق اینقدر تعریف دست پینه بسته و مدیریتش را بکنی وضع و کار ما دیگر معلوم است . یا کوری و نمی بینی یا مزدور و جیره خواری همین. فرصت طلبان همیشه موفقند و تو هم یکی از آنها. از همان ابتدا مهر نوکری و خوردن از آخور و توبره روی پیشانی جنابعالی بود.

حسین آقا. نوشتنت از مطالبی که دوست داری یه چیزه و توجه نکردنت به واقعیتهای موجود که بعضیهاش تو نوشته های دوستان انعکاس پیدا کرده یه چیزه دیگه . اینطور که می بینیم روشنفکری با کتاب خوندنت و با مطالب روز آشنایی ظاهرا . چرا نمیای دست از لجبازی با خودت و رفسنجانی برداری؟ فقط به عنوان این که احمدی نژاد نشون می ده که آدم ساده ایه این قدر دنبالش راه افتادی و برای هر حرکتش به به و چه چه سر می دی ؟نشنیدی که برای حمل گنج الاغ لنگ بیرون بیار ؟! دلم می خواست اینجا بودی . تو همین ایران عزیز . بعد می دیدم آیا وقتی وسط گود باشی هم همین مجیزها رو می تونی برای احمدی نژاد بگی یا نه ؟ یا وقتی فشارهای چند برابری زندگی همچین فشارت داد زبان در کام نگه خواهی داشت ؟ هر مطلبی که در رثای مرشدت احمدی نژاد می نویسی . کلی کامنت مخالف میاد . ولی ندیدم که جواب درستی برا ی هیچکودومشون داشته باشی . پس لااقل کامنت ها رو حذف کن . محترمانه تره ! رسول

((سیاستهاش هم به نفع اکثریت مردم کم درآمد و ضعیفه تا به نفع پولدارای گردن کلفت بالاشهری. دیگه چی ازین بهتر توی یه سیاستمدار اجرایی آدم میخواد؟ این هر جای دنیا باشه همه براش سر و دست میشکنن.))

بببین آقای عزیز شما یا اطلاعی از اوضاع و احوال ایران ندارید یا اینکه خودتونو زدید به نفهمی من کاری به جنبه سیاسی این اقا ندارم ولی از لحاظ اقتصادی این حرفت اصلا قابل قبول نیست البته اگر منظورت افراد ضعیف و کم درآمدکشور های دیگه نظیر لبنان و فلسطین و سریلانکا و... باشه حرفت کاملا درسته و قابل قبول ولی برای مردم داخل ایران به هیچ عنوان صدق نمیکنه در سال 83 قیمت یک آپارتمان 80 متری در یک محله متوسط در شهر ما 30 میلیون بود ولی الان در همون محله قیمت همون اپارتمان 140 میلیونه یعنی حدود 5 برابر رشد قیمت در همون سال قیمت گوشت حدود 4 هزار تومان بود ولی الان بالای 10 هزار تومان یعنی بیشتر از 2.5 برابر در همون سال بنده یک آپارتمان اجاره کرده بودم که 3 میلیون بعنوان رهن و ماهی 80 تومان هم بابت اجاره پرداخت میکردم ولی الان همون اپارتمان رو با 10 میلیون رهن و ماهی 400 تومان اجاره کردم و مثال های فراوان دیگر به نظر شما درامد اقشار حقوق بگیر کارگر و کارمند وهمچنین مشاغل آزاد که در طبقه متوسط ومتوسط رو به پایین جای میگیرند به همون نسبت زیاد شده ؟؟؟!! که اگر اینطور بود یک کارگر ساده در حال حاضر باید بجای ماهی 200 تومان حقوق پایه فعلی میبایست حداقل ماهی 800 تومان حقوق پایه اش میبود !!! اما اقشار پولدار و گردن کلفت بالا شهری به قول جنابعالی که اوضاع فعلی اصلا به نفعشون نیست از صدقه سر سیاست های اقتصادی رئیس جمهور محبوب شما اتومبیل های زانتیا و سمند و پرشیاشون شده لکسوس بنز و تویوتا بی ام دبلیو و.... همچنین شکمهاشون عین حساب های بانکی شون چندین برابر شده که نمیدونند با این درد بی درمون باید چیکار کنند . فکر نکنم در دنیا کشوری وجود داشته باشه که سیاست های اقتصادیش به نفع اقشار ضعیف و کم درآمد و به ضرر سرمایه داران باشه ولی طی 2 ماه ارزش مستغلات همون سرمایه داران 2 برابر و یا در بعضی موارد بیشتر بشه ویا اینکه باخرید واحتکار جنسی بعد از 3 ماه همون جنس رو با افزایش 120 درصدی در بازار به فروش برسونه !!!

حسین من موضعی که گرفتی نسبت به احمدی نژاد و جمهوری اسلامی ایران درک می کنم. ولی باید قبول کنی که حرفات تاثیر گذشته رو نداره. یعنی یه موقعی مردم باورت می کردن و سعی می کردن که بفهمن چی می گی. چند وقتی که همه باهات می جنگن. هیچکس سعی نمی کنه که حرفتو بفهمه. نمی دونم کجای کارت ولی یه جاش اشتباست. البته اگر می خواهی که تاثیری داشته باشی. من فکر می کنم که باید یک راهی برای تغییر این وضعیت باشه.

من تمام مصاحبه را نگاه کردم و هنوز دنبال اون قسمتهایی میگردم که تو رو هیجان زده کرده. آقای رئیس جمهور بهشون میگه اینکه ما 90 هزار میلیارد سوبسید رو به صورت نقدی به مردم میدیم تورم رو کم میکنه و خبرنگارا در آخر کوتاه میآن.

احمدی نژاد مثل بقیه روسای دولت قبل ایران توی دنیای ذهنی خودش را زندگی میکنه. هر آماری که به نفعش نباشه رو به سازمانهای الکی و جهت دار نسبت میده و به یک چیزهایی استناد میکنه که اصلا قابل اثبات نیست. مثل اینکه تمام مردم دنیا با ما هستند. آخه حرف از این مزخرفتر میشه. تمام مردم دنیا هیچوقت همگی سر یک موضوع توافق ندارند چطور میشه سر ایران که این مدت اینقدر تبلیغ منفی روش شده موافقت کنند.

بعد میاد رفتار میزبانانش در سفرهای خارجی رو به احترام مردم ایران در دنیا تعبیر میکنه. میپرسم تا حالا تو تاریخ سابقه داشته که یک رئیس دانشگاه اینطور به رئیس جمهور یک کشور برینه که رئیس کلمبیا با ایشون کرد. (من با کارش موافق نیستم چون اخلاقی نبود ولی حرف من اینه که آقا از آمار جاهایی که موافقه استفاده میکنه).

خبرنگارها میگن تنها 14 کشور دنیا از ما ویزا نمیخوان و رئیس جمهور اونها را قانع میکنه که وضع خوبه...

اگر این معیار خبرنگاری شجاعانه است من نمیدونم hard talk چی چیه.

سلام. هه هه هه ... من مدتهاست که میام اینجا فقط تماشات میکنم. فقط خوشم میاد که داری همینطور چهار نعل به خریتت ادامه میدی. آفرین پسر.آفرین، همینطور ادامه بده. اینقدر خایه مالی کردی که تمام لندن رو دود برداشته. در هر صورت در این امر هم موفق باشی. لطفا فقط فکر نکن همه مثل خودت گوش درازند. چون سیاستمدارای آمریکا کارشون کثیفه و رسانه هاشون گاهی کثیف کار می کنند پس اون " جمهوری سیرابی" هم هر کاری که دلش خواست میتونه بکنه. یک خریت رو با یک خریت دیگه توجیح می کنند؟! هم من و هم تو به قدر کافی در ایران زندگی کردیم که بدونیم اونجا چی میگذره. مرجع تقلید ما هم نه امریکاست و نه اروپا. اینها تمام کارهایی که نکردند، و تمام جنایتهایی رو که مرتکب شدند هیچ، فقط برند به اون دختر بچه های دبستانی بدبختی که چند سال پیش صورتهاشون سوخت و همین چند وقت پیش خبرگزاری فارس دوباره ازشون عکس و مطلب منتشر کرده بود رسیدگی کنند، به اضافه ی وضعیت بلاتکلیف انتشارات امیرکبیر که به زور از دست عبدالرحیم جعفری بدبخت که با یک عمر تلاش اونجا رو درست کرده بود، برسند. مابقی همه پیش کش. فعلا والسلام. راستی، اون ویدیو رو هم قبلا بهش لینک داده بودی و دیدیم و چیز دندون گیری نیست، فقط حکم یه خایه مالی ضربدر 2 رو داره.

اولا دلیل به چالش کشیدن این مردک توسط خبرنگاران به دلیل این بوده است که این بشر نه آبرویی دارد و نه شخصیتی. هرجا که می رود یک متر از نظر جسمی و یک کیلومتر از نظر شخصیتی از اطرافیانش (که حتی آنها خود افرادی دون پایه هستند) پایین تر است. آنچه هم که برای ما به جای گذاشته سه سال سرشار از تورم و بدبختی بوده است آن هم در حالی که قیمت نفت دهها برابر زمانهای گذشته بوده است. صدها میلیارد تومان پول نفت در کشور گم شده است و این تنها بخشی از فساد عیان در مملکت است. دلیلی هم که آقا مرتب وزرا و معاونانش را عوض می کند به دلیل کثرت وجود افراد سفله و کوتوله های سیاسی در اطراف آقا است و ازآنجا که این فرد و اطرافیانش حتی در بین سردمداران جمهوری اسلامی که از دون پایه ترین افراد جامعه هستند محلی از اعراب نداشته اند اکنون آقا سعی کرده است با چند برابر کردن حجم دولت و ایجاد مقادیر فراوانی معاونت و مشاورت و با تعویض پست های پی در پی همه را از این سفره بادآورده متنعم کند. اگر واقعا سطح تحلیل هایت به این درجه از خامی رسیده به شکل فجیعی برایت متاسفم. هرچند مقاله ها و نوشته های یکی دو سال اخیرت تاسف بار هستند اما این یکی حداقل روی بسیاری از آنها را سفید کرد!

تو صرفا داری از اون‌ور پشت بوم میفتی. تصمیم گرفتی که تحت پروپاگاندای غرب قرار نگیری، آفرین، دمت گرم. ولی الان تحت تأثیر تبلیغات ج.ا. قرار گرفتی، فکر کردی احمدی‌نژاد چه کاری کرده wow و از این حرفا، همه ش تبلیغات، همه‌ش حرف. کدوم کارش به نفع مردم محروم بوده؟ ۵ برابر شدن قیمت مسکن تو ۳ سال؟ دیگه‌ طبقه‌ی متوسطی تو ایران وجود نداره، داره تبدیل می‌شه به دو طبقه‌ی شدیدا پولدار و فقیر. کسی که معاون شهرداری‌چی‌ش رو می‌کنه بلندپایه‌ترین مسئول ورزش کشور، دیگه از زیردست‌هاش انتظاری نمی‌ره که بتونند مدیریت کنند. تو دلت می‌خواد رئیس‌جمهورت بیشتر از خاتمی مردمی باشه؟ من هیچ مشکلی باهاش ندارم، خیلی هم خوبه، منتها وقتی داری با مهندس ساختمان مقایسه می‌کنی بذار این‌طور بهت بگم که: من ترجیح می‌دم یه مهندس ساختمان مدیر و وارد به کار، سر ساختمون باشه و دست به مصالح نزنه و پاچه‌ش رو هم بالا نده، تا اینکه کسی بیاد همچین ژستی از خودش نشون بده (یا اصلا همچین آدمی باشه در ذات) و کار بلد نباشه. تو دقیقا جزو همون مردمی هستی که گول ظاهر احمدی‌نژاد را می‌خورید، برایتان مهم است که به جای کت و شلوار ۱۵۰ هزار تومنی، کت و شلوار ۲۰ هزار تومنی بپوشه، ولی برایتان مهم نیست که با سوء مدیریت خودش و زیردست‌هاش، میلیون‌ها و میلیاردها تومن ضرر به کشور بزنه. مهم ظاهرشه. «داریم عکس می‌گیریم، لطفا لبخند بزنید!»

نمی دانم سانسور کردن کامنت چه معنایی میتواند داشته باشد ؟ کامنت را معمولاً یا چاپ نمیکنند یا کامل چاپ میکنند !

سلامی مجدد. با اینکه فرموده اید هر شخصی یک بار کامنت ثبت کند،ولی پاسخ شما به عرایض اینجانب مرا وادار به ارائه ی پاسخی مضاعف نمود. آقای درخشان شما روزگاری در کنار ایرانی های مقیم ایران خوش نقش بوده اید و زندگی کرده اید.شما کوچ کرده و ما هنوز به فراخور شرایط،همین جا مستقر هستیم. آقای درخشان وقتی این پست شما را خواندم احساس کردم که آنالیزی از این وضعیت است برای بدست آوردن Reaction خوانندگان این وبگاه.ولی با خواندن پاسخ شما کاملا متعجب شدم.فکر میکنم هودر را چیز خور کرده اند یا اینکه هودر هک شده است...!!! به نظر شما سید محمد خاتمی یک سبزی فروش بود ؟ یک سبزی فروش که کلمات کلیشه ای را از پیش حفظ کرده بود و به خورد ملت می داد؟ واقعا من متعجبم !!! شاید این تاثیر دوری از وطن و در بطن اجتماع نبودن است.شاید هم تاثیر قلم های فنری که در کامنت قبلی عرض کردم.شاید هم همان سنجیدن Reaction خوانندگان که باید عرض کنم اگر این باشد نکته ی ظریفی را انتخاب کرده اید. آقای درخشان،رئیس جمهور منتخب اداره ی یک کشور را با اداره ی یک استان یا شهر اشتباه گرفته است.مغز ایشان هنوز در حد همان شهردار و استانداری اردبیل است.مگر با خاکی (غیر علمی) صحبت کردن می توان شکم فرزندان ملت را سیر کرد؟وقتی سال 84 شیخ کروبی صحبت 50 هزار تومان را کردند شما اولین کسی بودی که بدان خندیدی و این موضوع را به چالش کشیدی ! حال صحبت از سفره ی نفتی احمدی نژاد می کنید؟البته این بنده ی حقیر منکر آن نیستم که اصولی کردن شاخه های یارانه(سوبسیت) ، سهمیه بندی بنزین و رساندن آن به قیمت واقعی یکی از کارهای بزرگ دولت احمدی نژاد است و در این 30 سال بی سابقه است . کاری که کشور های اروپائی و جهان اول سالهاست آن را پشت سر گذارده اند،ولی بدین نکته توجه نداشته اید که این مهندس شما بدون در نظر گرفتن زیر ساختها و فراهم آوردن بستر مناسب، یک شبه دست به این کار زده اند. راننده تاکسی می نالد!پمپ بنزین دار می نالد، سوپر مارکت ها می نالند، کارمندان و کارگران می نالند! جوانان فحش و ناسزا می گویند! و ........... بروید تا آخرش وی شما نمیبینید LOL روزهای سختی می گذرد. باور کنيم يا نه دنيا ديگر حتی حاضر نيست از ما پول بگيرد، چه رسد به اينکه به ما خيری برساند. ديگر بانکها پولهای ما را هم نگه نمی دارند. روزگاری نه چندان دور را به ياد می آورم که ناراحت بوديم که مورد احترام نيستيم و گله مند که چرا با ما بد حرف می زنند و يا کار می کنند. امروز ديگر کار از کار گذشته، ديگر جواب سلاممان را نمی دهند. واقعا احمدی نژادی شده ايم! همان طور که در کامنت قبلی خدمتتان عرض کردم ، من به شما قول خواهم داد که رئیس جمهور منتخب دورِ بعد به هیچ عنوان رای نخواهد آورد.بدین معنی که سیستم به هیچ عنوان پشتوانه ی پیش روی خود را خرج این فرد نمی کند... مهنای دقیق یک مهره ی سوخته ...

می گم حتماً خیلی به خودت می بالی که اینهمه آدم علاف (یا شاید هم الاف) میان اینجا و روی لاطائلاتت کامنت میزارن. این بزرگترین وجه مشترک تو و رییس جمهورمشنگ ماست. "سرکارگذاشتن خلق الله"

پسر جان! 1-تو چی از مهندسی حالیته آخه ؟ 2- کدوم مجری آزززززززاااااددداااانننههههه هر چی میخواد میپرسه؟ 3-اگه این مردک تحمل شنیدن انتقاد داشت نکنه اینهمه روزنامه رو بابای من بسته؟ 4-شما بهتره جنگ(ضمه روی ج) هفته اجرا کنی که همه یه حالی از حرفات برده باشند...

شما در جواب مرجان نوشتيد كه : "بابا گیر نده حالا دیگه. یه متافور بود برای اینکه بگم این آدم اهل کار و زحمت و ریسک و مدیریته."

ولي در واقع مشكل استدلال يا متافور شما همين جاست. اين متافور رو من اينجوري تصحيح مي كنم كه احمدي نژاد مثل بنناي زحمتكش ساختمان ميمونه كه به قول شما پاچه رو بالا مي زنه و .... بننايي كه از تجربش مي دونه كه چطور بايد خوب آجرها رو روهم بذاره و چطور با كارگرها سروكله بذنه اما نمي تونه نقشه ساختمان رو طراحي كنه يا حتي نقشه اي كه مهندس طراح طراحي كرده رو درست بخونه. لطفا جواب ندين كه احمدي نژاد كه خودش مهندس عمرانه چونكه اولا من نمي دونم چقدر مدرك ايشون معتبره و دوما ما داريم در مورد متافورتون صحبت مي كنيم و اداره كشوري مثل ايران خيلي فرق مي كنه با مهندسي عمران.

Well I think you can not judge an a civil enginneer by his looks you should judge them by their performance and the result.So let me ask you this after 3 years of your beloved ahmadinejad what is better in Iran?Economy?Culture?politics? society in general? give me just one aspect of Iran that is better off under his management rather than the past managements and I agree with you. By the same token you can compare Islamic republic with The pahlavies. Is Iran better off now after 30 years or then after 50 years of them? Please answer and do not beat around the bush.

وای که تو خیلی خری حسین!

سلام. اي كاش احمدي نژاد قدر اين موقعيت و امتياز ويژه خودش را بهتر مي دانست. يادم هست كه در آخرين روزهاي رياست جمهوري امير كبير ايران، همين بيژن نوباوه خبرنگار در تلويزيون سوالي را از آقاي هاشمي پرسيد كه نقره داغ شد! به نظر من نتونست خيلي خوب و درست و حسابي از اين همه فرصت بدست آمده استفاده كند . البته دلايل زيادي داره . يكي اينكه بعد از سالها نهادينه شدن گردن كلفتي، اين جور ادبيات براي خيلي ها زجر آوره!

سلام جناب درخشان دومین کامنت من در وبلاگ شما است. اولین بار نام وبلاگ شما که به اسم پدر وبلاگ ایرانی نام گرفت من را به خود جذب نمود و این موضوع باعث شد گاهی به سراغ وبگاه شما آیم و پندی با خود همراه کنم. من نگارش شما را به سه اپیزودِ جدا تقسیم میکنم. به نظر این بنده ی حقیر اپیزود اول را تقریبا درست و منطقی پیش بردید؛آنجا که اغراق رئیس جمهور منتخب را به چالش کشیدید شما در مصاحبه ها و گزارش های دوست خوبم کامران نجف زاده که یکی از پاشنه های خبر 20:30 است کاملا می توانید درک کنید که این نوع گزارشبرداری نیز یک نوع مفعولِ خبر فرمایشی است. من سئوالی از شما دارم: آیا یک گزارشگر می توانست با این سطح از یک روحانی که منتسب به دین و روحانیت است، اینوطر سین جیم کند؟خیر!به هیچ عنوان ... من معتقدم این نوع برخورد نیاز این نوع سیستم است و این نوع برخورد یک برخورد خاکی (شما بخوانید خاکی نمائی-سیاه نمائی) است. بدیهی است گزارشگران به عنوان سوپاپ اطمینان عمل کرده و ما در برنامه های مختلف و برخورد با مسئولینی خاص آن را به وضوح مشاهده می کنیم. نمونه هایی چون: چراغ خاموش-کوله پشتی-مثلث شیشه ای و .... و اما اپیزود آخر در مورد حرف زدن احمدی نژاد : دوست بزرگوارم، جناب درخشان آقای احمدی نژاد مانند یک مهندس در پیِ یک ساختمان نیمه ساز نیست ایشان همه را به چشم خریدار سبزی می پندارد.نمی داند که هر آن کسی که به سبزی فروشی می آید برای خریدنِ سبزی نمی آید. من به شما قول خواهم داد که رئیس جمهور منتخب دورِ بعد به هیچ عنوان رای نخواهد آورد.بدین معنی که سیستم به هیچ عنوان پشتوانه ی پیش روی خود را خرج این فرد نمی کند که به قول خود گاهی دور تا دور با رهبری می نشینند و به آمریکا میخندند. گاهی فکر میکنم که چرا حسین درخشان قلم تعویض کرده و به جای قلمِ از جنس ایرانی با قلمی از جنسِ فنری می نویسد !!! آقای درخشان ؛ پرتوان باشید با روحی بلند. محمد میرزائی

-----------

&bull ; هودر: اتفاقا حرف زدن خاتمی مثل یه سبزی فروش بود که چهارتا اصطلا تئوریک یاد گرفته و هرجا میره همونها رو تکرار میکنه. احمدی‌نزاد مهندسه، خاتمی آخوند منبری.

سلام، فقط خواستم بگم تو کجا مهندسی‌ دیدی که پاچه‌اش را واسه کار بالا بزند?

-----------

&bull ; هودر: بابا گیر نده حالا دیگه. یه متافور بود برای اینکه بگم این آدم اهل کار و زحمت و ریسک و مدیریته.

حسین خان من خیلی از حرفات را قبول دارم ولی به نطرم در کل از وضعیت مردم ایران ، وضع معیشتی و نظر مردم ایران به احمدی نژاد درک درستی نداری که اون هم به خاطر دوری از ایران طی این سه سال بوده است ، می دونم که الان زیر این کامنت طبق معمول می نویسی ، مردم ایران همه مثل من سرمایه دار نیستند بلکه بخش اعظم مردم ایران اون ادم های فقیر و پا پتی جنوب شهرها و روستا ها هستند ، می دونم می گی که من سرمایه دار باید با احمدی نزاد دشمن باشم چون به طبق نظر تو سرمایه دارم و طرفدار رفسنجانی !! اول که من یه دانشجوی ساده هستم و پدر و مادرم هم کارمند هستند و نمی دونم از کجا شما در جواب های قبلی مرا به عنوان سرمایه دار مفتخر کرده اید ؟ دوم کاش هر چه زودتر تشریف میاوردید ایران و با چشم خودتون می دیدید که فشار اقتصادی و تورم و مشکلات معیشتی مردم ، بیش از همه به همون بیچاره های پا پتی جنوب تهران و شیراز و اصفهان و ... فشار اورده تا من سرمایه دار ، زودتر تشریف بیاورید و با چشم خودتون ببینید نظر اکثریت مردم ایران را درمورد رییس جمهور

خوب برو زیر دستش کار کن بابا تو که اینقده علاقمندی پدرسوخته ی کثیف

این چرندیات و این مقایسه های ابکی که هیچ ربطی به هم ندارند را از کجا می آوری. مقایسه دو چیز غیر قابل مقایسه با ادبیات کوچه بازاری. گهی به در زدن و گهی به تخته زدن.

i agree that rafsanjani had a totally king-like attitude towards governance... but don't forget that the psychology of iranian people have also changed over time.... at the time that rafsanjani beame president , the society was enjoying his attitude towards governance.... anyway i guess we some how agree on rafsanjani....but your judgement about khatami is totally non-sense.... khatami never talked from a position of monarchy with people... he was constantly humble and hated any sort of wave riding... he was against heoism.... "jav gir" people like you who love to worship someone at a time, tried to make a hero from khatami. something that he didn't want to be.... you now continue with ahmadi nejad.... but now ahmadi nejad doesn't even have any credential for such position. you might be right, he's like that person who really gets his hands dirty in the field. but he's not that knowledgable engineer. he's like that average labor