برای اشتراک ایمیل‌تان را وارد کنید: یا به این نشانی یک ایمیل بفرستید: EditorMyself-subscribe@googlegroups.com
۱ شهریور ۱۳۸۷ | 22 August 2008

 در دفاع از شیرین عبادی

  لينک‌دونی هفته
  • نامه‌ی مشایی به حداد عادل

    بابا مجلس اگر خیلی ادعا دارد باید کردان را که با دروغ وشیاد‌ی به اعتبار حکومت لطمه زده تنبیه کند، نه این مشایی بینوا را که حرفش به نفع ایران ا

  • عکس مدرک قلابی علی کردان؛ الف

    بیایید همه برای خودمان با فتوشاپ از همین دکتراها از آکسفورد جعل کنیم و برای مجلس بفرستیم. این یارو همه را مثل خودش الاغ فرض کرده!

Excerpt: Accusing Shirin Ebadi of converting to Bahaism has been baseless, unjustified and wrong. As a strong critic of her actions and words in the past few years, I think there are many other arguments one can use against her that would not cross the line of ethics and even religion.

هرکس این وبلاگ را خوانده باشد می‌داند که من چقدر با شیرین عبادی و بسیاری از اعمال و نظرهایش مخالفم. ولی نمی‌توانم چشمم را بر این برخورد غیراخلاقی‌ای که این روزها با او می‌کنند ببندم. اینکه بدون هیچ سند و مدرک محکمی به او اتهام بهایی شدن بزنند، واقعا کار زشت و غیرقابل توجیهی است و او هم حق دارد که از ایرنا که با بیت المال اداره می‌شود بخاطر این کار شکایت کند. به علاوه، اتهام بهایی شدن در بطن خودش یک اتهام سنگین‌تر ارتداد را هم جا می‌دهد که مجازاتش همان طور که می‌دانیم بر اساس نظر اکثر فقیهان، مرگ است.

من خودم اولین کسی بودم که درباره‌ی رابطه‌ی آکادمیک نرگس توسلیان (دختر شیرین عبادی و عضو رسمی کانون دفاع از حقوق بشر) با پیام اخوان در دانشگاه مک‌گیل در این وبلاگ نوشتم و به عبادی جایزه‌ی دورویی دادم. ولی با اینکه می‌دانستم اخوان بهایی است و رییس موسسه‌ی جمع آوری اسناد حقوق بشر هم که بودجه‌اش را آشکارا وزارت خارجه آمریکا می‌دهد است، اصلا به خودم اجازه ندادم تا برای لطمه زدن به اعتبار عبادی ماجرا را به بهاییت ربط بدهم. انتقاد من از دورویی عبادی بود که بالای منبر به بودجه‌ی ۷۵ میلیون دلاری آمریکا بد و بیراه می‌گوید و در خلوت اجازه می‌دهد که عضو رسمی موسسه‌ی زیر نظرش با رییس مرکز اسناد حقوق بشر همکاری کند. این ریاکاری و دروغ بود که مورد نقد من بود، نه اینکه چه کسی بهایی است و چه کسی نیست.

البته من اگر سند محکمی پیدا کرده بودم که مثلا خود عبادی بهایی شده است، حتما آن را رو می‌کردم و خیلی هم معنی‌دار بود. ولی من حتی برای اتهام بهایی شدن دخترش هم هیچ مدرکی ندیده‌ام، چه برسد به خودش. تازه، گیرم که دخترش اصلا به فرض بهایی باشد، چه دخلی به خود عبادی دارد؟ کجای قوانین ایران مسوولیت اعمال یک فرد بالغ و عاقل با پدر و مادر او است؟

می‌دانم که هدف این شایعه در واقع این بوده است که عبادی را مجبور به اعلام موضع درباره‌ی بهاییان، رنجاندن آنها از خودش و در نهایت فاصله انداختن بین او و جامعه‌ی بهایی کنند. اتفاقا طراحان این شایعه به این هدف خود هم رسیدند و عبادی هم از ترس جانش حرفهایی زد که برای بهایی‌ها از صدتا فحش بدتر بود و احتمالا الان خیلی از آنها را به این فکر انداخته که آیا اصلا وکیلی که این طوری به شیعه بودنش افتخار می‌کند و از بهاییت تبری می‌جوید، شایستگی دفاع از هفت متهم‌شان را دادگاه‌های ایران دارد یا نه. ممکن است اصلا خود آنها بی‌خیال دوستی خاله خرسه‌ی عبادی شوند و این چیزی است که طراحان آن شایعه از آن خوشحال خواهند شد. ولی آیا از نظر اخلاقی و قانونی موجه است؟

من کاملا با آگاه کردن مردم به اعمال و گفتار خائنانه‌ی امثال شیرین عبادی که در ناف تهران حرفهای دل تل آویو و واشنگتن را می‌زنند موافقم. ولی اگر چیزی هست باید سند و مدرک محکم داشته باشد، وگرنه اصل این آگاه‌سازی و انتقاد را زیر سوال می‌برد. در این ماجرا، اتهام ایرنا چنان سنگین و بی‌سند بود که حتی کیهان هم که قبل‌تر خیلی راجع به این مسایل بی‌احتیاط بود (و هنوز هم گهگاه هست) درست ندید که آن را منتشر کند و این را رسما هم اعلام کرد.

مقابله به مثل چه از نظر اخلاقی و چه از نظر دینی حد و حدود دارد. ما، چه متدین باشیم و چه نه، با این آموزه بزرگ شده‌ایم که اگر دشمن آب را بر ما بست، ما این کار را دشمن نکنیم. اگر دشمن غیرنظامیان بی‌گناه را کشت، ما نکشیم. مبنای فتوای رهبر هم بر حرام بودن بمب اتمی حتی برای مصرف دفاعی همین است که مقابله به مثلی غیر اخلاقی است که ترو خشک را با هم می‌سوزاند.

وقتی برای بی‌اعتبار کردن امثال شیرین عبادی هزار راه اخلاقی و استدلال محکم و مستند هست، چرا باید برای زودتر به نتیجه رسیدن از محدوده‌ی اخلاق و مذهب خارج شد؟


سردبیر: خودم و لینکدونی‌اش را هر روز با ایمیل دریافت کنید.
تازه درهمين باره:



دوستان و آشنايان

تبعیدی عصبانی
یک پزشک
خوابگرد
دوشیزه شین
سولوژن
عرب عصبانی
فلیسوف مآب رمانتیک
آهستان
حاجی واشنگتن
کوروش علیانی
دوم دام
بچه‌ی قلهک
زهرا
یادداشت‌هایی از کابل
بلوط
۳۵ درجه
آرش «کمانگیر» آبادپور
حسین پاکدل
۴ دیواری
یک وحید
مونتاژ انتقادی
پویان طباطبایی
نگارک‌ها
شب پیشگویی
آدم و حوا
کتابلاگ
دادابیس
از پشت یک سوم
حسین نوش‌آذر
عبدالقادر بلوچ
سینا دیلی
نانا
خورشید خانوم
پویان و سیما
گناهکار
ناهید رکسان
سیبستان
بامدادی
رویای آريایی
نگاه نو
نگاه نو
امنزیاک
فوکو بلاگ
مریم مومنی
خیاط باشی
فروغ
نیما دارابی
نازخاتون
مارسی نیومن
مرتضی نگاهی
هوشنگ دودانی
دستنوشته‌ها
روزنامه‌نگار ممسلمان
کریم ارغنده‌پور
شرح
کمال
راه من
مسعود بهنود
مریم ابریشم‌کار
فانتازیا
مسعود ده‌نمکی
روزنه
توکا نیستانی
مازوخیسم محاسباتی
زیتون پرورده
زيتون
جمهور
من راه نشین
آق بهمن
هپلی
امور ایران
حمید مافی
محمود فرجامی
پاسداران
حقوق‌دان پاریسی
طاها بذری
پاگرد
گردباد
خانوم حنا
میرزا پیکوفسکی
موج
صفا در ال.ای
فریادناممه
ملکوت
غلاف تمام فلزی
آن سوی دیوار
ارزیابی‌های شتابزده
لات‌لند
یک فتحی
شکرخواه
ایرانی طعنه‌آمیز
مهستی شاهرخی
جمال
پیاده رو
سمیرا سامانی
ایران‌شهر
آزادنويس
ایمیان
نوه‌ی غلامرضا تختی
لیلی نیکونظر
سبیل طلا
خط قرمز
لگوماهی
مسیح علی‌نژاد
تادانه
بابک داد
وب‌نگاشت
حسام‌الدین آشنا
محمد نوری‌زاد
افسون فسرده
هادی خرسندی
دردنوشته‌ها
دانشجوی مسلمان
منبر دات نت
مرصاد
بی‌بی‌گل
نسل خمینی
جواد کاشی
امیرحسین ثابتی
ف.م.سخن
آچار فرانسه
بی اجازه کوچیکترا نه
رزانیات
سوگلی ریچارد پرل
راهرو
کلنگ کمونیست کارگری
اکبر منتجبی
آی‌تی.ايران
خاکریزیسم
علیرضا شیرازی
احمد جلالی
خسرو نقیبی
حامد قدوسی
کیبرد آزاد
سلمان
ddmmyyyy
مهدی یوسفی
آزاده عصاران
نوک‌تیز
مریم اينا
میرزا
دلبستگی
روزها
انتخاب زنان
آشپزباشی
ابراهیم اسکافی
مشکات
خبرنگار مسلمان
مهدی محمدی
حسین رنجبران
سجاد صفارهرندی
فانونایت
شهرزاد
کامپیتور و ارتباطات
مهدی اسماعیلی
هنوز
زمستان است
شب‌نامه‌ها
گل‌آرا حمزه
چرک‌نویس
غربتستان
تبرمرد
محبوبه حسین‌زاده
احسان
بسیج جهانی
نگفتنی‌ها
هادی نیلی
انتخاب انسانی
خرچنگ زاده
یک استکاان چای داغ
نقیز
شنا در شنزار
مرد تنها
مرصاد امروز
شاخ به شاخ
مجید تفرشی
بازیگر آماتور
آرش صالحی
شبنم طلوعی
آرش غفوری
نیکی اخوان
عباس معروفی
سهند شمس
بیروت ریپورت
کافه ناصری
مطالعات فرهنگی رادیکال
لوبيا
سایه
جواد روح
ضدمورچه
پسر فهمیده
کشکول جوانی
حمید کریمیان
جوانفکر
حنیف مزروعی
پژمان نوزاد
نسرین افضلی
سهیل کریمی
امید معماریان
اسماعیل نیوز
فرنگوپولیس
کافه اندیشه
علیرضا خدابخش
زن نوشت
کلاشینکف دیجیتال
کلفه گینزبورگ
امیرعلی قاسمی
سفره ماهی
سفره‌ماهی
پاک‌نویس
لیلا خدابخشی
تکینسون
علی معظمی
عنکبوت
سرزمین آفتاب
چخوف منو نديدی؟
امشاسپندان
علی مزروعی
خارج از جعبه
مريم نبوی نژاد
ققنوس
بچه‌های سوم تیر
منقل، مخده و پلوراليسم ديني
فالشیست
شهاب اسفندیاری
فانوس خيال
آینه ایرانی
محمد تاج‌دولتی
معصومه ناصری
نیما نامداری
مژده
چلـــغوز
پرگلک
پیام یزدانجو
پیام یزدانجو
من و مانی
شبح
کاملیا انتخابی فرد
خودمونی
حرف غریب
شادی شاعرانه
و اما بعد
امير حسابدار
پاسداران
ایمان
پاگنده
بارانی آبی
اندیشه امروز
معصومه اتبکار
دفترچه‌ی ممنوع
حسن عابدینی
دیدی گفتم
مه‌زود
میان خطوط
جنگ و صلح
صبحانه
کوچه مدرسه حجتیه
آسمانِ سرپناه
حسام فروزان
حقیقت ایرانی
رازیگر
نیستان
یک وبلاگ ساده
تلخوش
قائم‌پناه
ژرف
یولداش
روزگاری که سپری می‌شود
رنگارنگ
مرمرو
کاپیتان هادوک
خاطرات مشبک
کوچ
افکار خصوصی
سیاحت‌نامه میرزا
روی جاده نمناک
کنج
دلتنگستان
کتابدار
نکته
يوتی‌اف-هشت
بازيگر آماتور
نفیسه مطلق
با شما نيستم
سکتور صفر
پارکينگ
پياله
ايستادن در مقابل باد
مهندس سعيد
يه وجب خاک اينترنت
احسان پريم
مهاجر
افعانستان امروز
از امروز
آذر و آيينه‌اش
بهنود کوچک
وبلاگ گوبا
روزگار من
يادداشت‌های سينمايی
اسپ‌سوار
دنيا دست کيه
نمای تزديک
عصيان
ایگناسیو
کتابچه
علاف تمام فلزی
تن‌تن‌سک
آسمان
یک جعبه شکلات
حرفهایم...
از کانادا
ندای امروز
دنيای يک ايرانی
عمو حميد
احسان و هزاره سوم
روزنگار
وب‌نوشت ابطحی
بزرگمهر حسین‌پور
دندانپزشک
پريشان بلاگ
سياست از نگاه دوم
برما چه گذشت
خاکستری
حرف‌های يک الپر
کاوه شجاعی
کاکتوس تيلا
کاپوچينو
خط سوم
ترزا
آبکش
خبرنگار
نيمه‌شب
صادق الوندی
الپر
صورتک
ساده‌تر از آب
مرتضی و ما
پرنیان
علی قدیمی
الفبا
کلانتر
زوزه
ریویو
محسن طالب
یلدا معیری
شهروند نصف‌جهانی
اسکورپیو
نعمت احمدی
لباس شخصی
علی خلیق
این مرد
یادداشت‌های فرهنگ
روزهای زندگی‌ام
یک بلاگر
دانشگاه غیرانتفاعی کیش
بچه‌های قلم
یاک
وحید پوراستاد
وب‌نامه
علی‌اکبر قزوینی
پناه
نوشی و جوجه‌هایش
اینجا و اکنون
مهاجرانی
جمیله کدیور
فانوس
صنوبر
پرنوشت
نادر فتوره‌چی
جنبشی استشهادی
بهزاد بلور
اشکان خواجه‌نوری
مصطفی تاجزاده
عباس عبدی
مسرت امیرابراهیمی
سبقت
عطا خلیقی
لیلی پوررند
آخوندها از مریخ نیامده‌اند
زرنوشت
گل‌دختر
علیرضا حقیقی
نگاه ایرانی
پاپتی
گوز آن‌لاین
وب‌گشت
لوبیسمم
فاطمه رجبی
نگاه یک ایرانی
هزاران نقطه
ریچارد سمبروک
نامحرمانه
غربت‌نوشته‌ها
رشید اسماعیلی
احمدی‌نژاد
شهیر شهید ثالث
احمد شیرزاد
موشک انداز
مژده غضنفری
ابراهیم فیاضی
فواد صادقی
نظرات ديگران

تو نه من را می‌شناسی نه از اعتقادم خبر داری. دوباره باید تکرار کنم: مجبوری در هر موردی نظر بدهی؟

پس «بهاییت الان یک دین نیست، بلکه یک حزب سیاسی اپوزیسون مورد حمایت اسراییل و آمریکا است»؟ حسین، جدا از توهینی که داری به نیم میلیون ایرانی بهایی می‌کنی، بی‌سوادی و ناآگاهی خودت را داری به رخ می‌کشی. مجبور که نیستی در هر موردی نظر بدهی.

-------------

• هودر: معلومه. توهین رو تو خودت به خودت داری می‌:نی که سرت رو کردی توی برف و نمی‌بینی به اسم مذهب چطوری آدم‌های صاف و ساده‌ای مثل تو رو گول زدن.

سلام.راستش من سالها پیش تو یکی از مجلات ایران از حیسن درخشان خوندم..حالا وبلاگش رو فیلتر می کنن!!!من یکی که عادت کردم..منم با عبادی خیلی جاها موافق نیستم ولی این واقعا نا مردیه...خوش باشین..فعلا

بهائئ شده که شده. اسلام یک دین تحمیلی به دنیا بوده و اکثر ایرانیان قبولش نرارند.

Religion is someone's most private issue. Baha'i or not Baha'i is her own personal affair and non of anybody's else business. You talk in a way that being Baha'i means being a criminal. Nobody needs to defend her/his-self because of believing in a certain religion. I expected more from you.

"اتفاقا طراحان این شایعه به این هدف خود هم رسیدند " برخلاف آنچه كه ميگوئي از دنبال كردن اخبار چنين نتيجه اي به دست نمياد. "با این آموزه بزرگ شده‌ایم که اگر دشمن آب را بر ما بست، ما این کار را دشمن نکنیم. اگر دشمن غیرنظامیان بی‌گناه را کشت، ما نکشیم." آخي. جيگرم كباب شد از طبع لطيف و دلت نازكت ننه جون ! كاش احكام حبس و اعدام در پشت درهاي بسته رو هم بعنوان شاهد گفته هات مي آوردي .

سلام . من مایلم شما توضیح بدین چطور رساله دکترای خود را زیر نظر فلان استاد نوشتن معادل همفکری و همکاری با پروژه هایی شخصی یا سیاسی یک استاد دانشگاه هست. اگر فکر میکنید دانشجوی دکترا در غرب معمولا مرید استادش هست سخت در اشتباهید. در بعضی مواقع (من جمله مورد خودم) حتی بر عکس هم هست و استاد منتقد دانشجو و دانشجو منتقد استاد است.

خوب شما که از ایرنا بخاطر بی ربط گویی شان بخوبی انتقاد کردید ای کاش که قبل از برچسب زدن به افراد به اصطلاح هوم ورک تان را انجام میدادید که به اشتباه کسی را محکوم نکرده و حیثیتش را صدمه نزده باشید.

بدانید که تهمت زدن خیلی آسان است ولی زدودن تهمت های نا روا خیلی سخت هست. پس بیشتر انصاف بخرج دهید.

Hossein, The correct term is “the Bahai Faith.” Not only outdated, the word “Bahaism” to Bahais is as offensive as "Muhammadan" is to Muslims. Also, the same is true for the Persian term “بهاییت.” The correct term is “آیین بهایی.” Regardless of how you view the issue, using the correct terms and avoiding unquoted, judgmental words like “accusation” and “charge” makes your post, at least, sound fairer and more balanced. (You are not implying that being a Bahai is a crime, are you? being Bahai in the current Iranian legal system is not a felony or offense of any sort; the Islamic law simply doesn’t guarantee Bahais’ basic human rights. That’s why persecutions of the Iranian Bahais, regardless of its moral and humane aspects, have always been unlawful.)

خط دوم پاراگراف یکی مونده به آخرت مو رو به تنم سیخ کرد...

"البته من اگر سند محکمی پیدا کرده بودم که مثلا خود عبادی بهایی شده است، حتما آن را رو می‌کردم..." چرا؟

------------

• هودر: پایین جواب دادم. چون این اتفاق معنی و اهمیت سیاسی داره اگه به فرض یه روز بیفته. بهاییت الان یک دین نیست، بلکه یک حزب سیاسی اپوزیسون مورد حمایت اسراییل و آمریکا است. تو که خودت در جریانی بابا.

بدلیل همین تحلیلهای احمقانه امثال بیشعوری مثل حسین درخشانه که یک عده بیشعورترازخودت آتو دستشون میاد که طرف مقابل رو بهر روش ممکن(غیراخلاقی وغیرقانونی) خفه کنند!

U know what? you make me want to puke! You R so full of shit. fuck off an die somewhere

------------

• Hoder: I'm glad I'm messing with your brain so much that despite all your disgust, you keep coming and read my stuff. This is a good sign that something is changing in your mind, man.

همانطور که گفتی هدف از این کار این بود که عبادی وادار شود موضع شفاف در برابر بهائیت بگیرد. حالا این موضع شفاف هرچه می خواهد باشد فرقی ندارد. اما این بیزینس من های مثل شیرین خانم باید یاد بگیرند که نمی شود هم از توبره خورد و هم از آخور.

جناب "سردبير خودم", فرموديد: البته من اگر سند محکمی پیدا کرده بودم که مثلا خود عبادی بهایی شده است، حتما آن را رو می‌کردم و خیلی هم معنی‌دار بود. شما حتي اگر مدركي دال بر بهائي شدن عبادي بدستتان برسد, نبايد به خودتان اجازه بدهيد آن را در وب سايتتان عنوان كنيد. مذهب هر كس به خود او ربط دارد, نه به شما و خوانندگان سايت شما.

---------------

• هودر:‌ بهاییت مذهب نیست، حزب سیاسی است. اگر یک فعال سیاسی یا حقوق بشری ضد ایران بهایی باشد خیلی معنی‌دار است، چون نشان می‌دهد که احتمالا از کجاها حمایت می‌گیرد و هدف نهایی‌اش چیست و اینها.

سلام. تصمیم داشتم بخشهایی از تن بی مقدارم را نثار حلق جدو آبادت کنم تا منظورم را بهتر به تو برسانم . ولی پشیمان شدم و تصمیم گرفتم تا معقولانه تر بنویسم . ببین حسین جان ، من نمی دانم تو چگونه از طریق وبلاگ درست کردن و نیز - بنا به ادعای خودت - جنده عوض کردن ، به مدارجی رسیده ای که تو را در زمینه مسائل سیاسی داخلی و بین المللی کارشناس کرده ، اما بهرحال بعضی نوشته هاست جالب است . در این تحلیل تخمی - مافیایی ات اصل را بر این گذاشته ای که صرف بهایی بون یک جنایت بزدگ است و از موضع به اصطلاح یک بچه مسلمان! پشکل افشانی کرده ای . تا اینجای کار اشکالی ندارد . اشکال زمانی شروع می شود که تو در سه پست اخیرت کم کم داری وارد مباحث مذهبی و فقاهتی می شوی و خودت را مثل سگ خیسی که می خواهد برای خود شیرینی خودش را به عبای پیشنماز مسجد بمالد ، سعی می کنی آخرین گره کارت با عملهء روزنامه کیهان (یعنی سوابق ننگینت در همکاری ات با سرویسهای امنیتی اسرائیل ، کانادا و انگلیس ، بی اعتقادی ات به وجود خدا ، عرق خوری و نیز جنده بازی هایت) را با نوشتن مطالبی محتوی مضمونهایی مایل به دین اسلام! رفع و رجوع کنی . صرف اینکه یک چنین طرح احمقانه ای را در کلهء پوکت پرورش داده ای و تا این اندازه عوامل کیهان نویس را ساده لوح و هالو تصور کرده ای به خودی خود عمق بی شعوری ات را نشان می دهد . اما بهرحال بهتر است بجای بچه مسلمان شدن ( آنهم همزمان با شراب خوری در سواحل مارسی و پیرزن بازی هایت با عجوزه های فرانسوی!) راه حل دیگری را برای ورود به قلب کیهانی ها پیدا کنی . مرسی .

---------------

• هودر:‌ کافر همه را به کیش خود پندارد. شما اگه با این روش پیشرفت کردین توی زندگیتون دلیل نمیشه همه هم از همون راه به جایی رسیده باشن.

دو نکته : اولا - ارتباطات و عقاید دختر خانم عبادی به شخص خانم عبادی دخلی نداره . دختر ایشون یک ادم عاقل و بالغه - و لزوما هم ارتباطش با اقای استاد در دانشگاه مک گیل کاری و درسی نیست و ممکنه اصولا این ارتباط بیشتر عاطفی باشه تا کاری . پس نمیشه سازمانی رو که بودجه اش رو امریکا میپردازه به خانم عبادی ربط داد . این داستان در بد ترین حالت هم به دختر ایشون مربوطه ( ارتباط داشتن با یک سازمان امریکایی به فرض ) - و نه به خود ایشون . من اصولا از ادمهایی که در { صدای امریکا } مینشینن و از ازادی یا حقوق بشر حرف میزنن زیاد خوشم نمیاد . چرا که امریکا خودش یکی از بزرگترین ناقضان حقوق بشر در سراسر دنیاست . البته خاطرم هست که خانم عبادی در کنار در صدای امریکا نشستن و دم از حقوق بشر زدن به دادگاهی در امریکا برعلیه یکی از قوانین ضد حقوق بشری که به ضرر جهان سومی ها و خاور میانه ای ها بود شکایت کرد و دادگاه ( حداقل برای تظاهر هم که شده ) به نفع ایشون رای داد و اون قانون رو لغو کرد . این داستان وجهه ایشون رو نزد من قابل احترام نگاه داشت . دوما - درسته قانون مملکت یا چه میدونم شرع گفته ارتداد مساویه با اعدام - ولی خدا وکیلی چرت تر از این مجازات در دنیا وجود نداره . بابا اصلا عبادی یا هر کس دیگه دلش میخواد شیطون بپرسته . اخه به کسی چه مربوط ؟؟