برای اشتراک ایمیل‌تان را وارد کنید: یا به این نشانی یک ایمیل بفرستید: EditorMyself-subscribe@googlegroups.com
  لينک‌دونی هفته
Excerpt: The problem with the existing debates debate about the newly proposed family law bill is that it while it gives agency to the first wife of a man, it takes the agency of the potentially second wife completely away from her. Thus they eradicate the possibility that a women consciously and freely would like to marry an already married man. This contradicts their whole purpose to empower women. They only empower some women this way and take power from the rest.

تا حالا فرصت نشده که نظرم را راجع به این لایجه‌ی «حمایت از خانواده» بنویسم. البته دلیلش این بود که نمی‌خواستم بدون خواندن دقیق سیر تغییرات آن و بحث‌های حقوقی پیرامون آن الکی نظری بدهم. ولی الان دیدم که چون وقت نیست بهتر است بدون وارد شدن به جزییاتش، نظرم را درباره‌اش بنویسم.

اول اینکه این لایحه یک متن حقوقی است، نه یک بیانیه‌ی سیاسی. همینطور اجزا و لایه‌ها و تبعات مختلفی دارد و نمی‌شود همین‌جوری هیاتی راجع به آن نظر داد. برای همین خیلی کار زشتی است که شیرین عبادی و نوچه‌هایش دارند این لایحه را به یک تشویق‌نامه برای ازدواج مجدد مردان تقلیل می‌دهند. راه برخوردشان هم خیلی عقب‌افتاده است که چپ و راست تهدید می‌کنند که اگر تصویب شود اعتراض خیایانی راه می‌اندازند و اینها. این کار اسمش نقد نیست، بلکه نوعی لات‌بازی از نوع بالاشهری است.

آخرش فایده‌ای هم ندارد. کسی برای شیرین عبادی تره خرد نمی‌کند که پا شود و بیاید توی خیابان و کتک بخورد و بازداشت شود تا خانم «دکتر» به نان و نوایی برسد. از طرف دیگر، اصل ماجرا هم تبدیل می‌شود به مساله‌ی امنیتی و دیگر حتی در نقد و بررسی عالمانه‌ی آن هم بسته می‌شود.

دوم اینکه یکی از بزرگترین درسهایی که بقول دلوز همه‌مان باید از فوکو بگیریم این است که جای کسی حرف نزنیم. بلکه اگر کمکی به کسی می‌‌خواهیم بکنیم باید تمام تلاشمان این باشد که بگذاریم خود او حرفش را بزند. ما نمی‌توانیم کسی دیگر یا گروهی دیگر را به این معنی نمایندگی بکنیم. حالا با این منطق، من راجع به آن بندهایی از لایحه که می‌گویند بیش از یک زن گرفتن مردان را آسان می‌کند چه بگویم؟ من نه زن هستم و نه شوهر دارم و نه شوهرم می‌‌خواهد زن تازه بگیرد. پس بهتر است اجازه بدهم کسی که حداقل شرایطش به ماجرا نزدیک‌تر است حرف بزند.

برای همین خیلی خوشم آمد که دیدم زنان احزاب از مشارکت گرفته تا موتلفه جلسه‌ی عمومی می‌گذارند و موضوع را بدون لات‌بازی بحث و نقد می‌کنند. من کی هستم که بیایم و نظر بدهم این وسط و جای ۳۵ میلیون زن ایرانی با آن همه افکار جورواجور و پس‌زمینه‌های مختلف طبقاتی حرف بزنم.

البته شادی صدر و رفقایش هم هم آن قدیم‌ترها که هنوز به این نتیجه نرسیده بودند که نان توی لات‌بازی با پول اروپایی است و الان وقت نقد و گفتگو و بررسی و «تعامل» نیست، در یکی دو تا از این جلسه‌ها شرکت کرده بودند. ولی خب، آرام آرام که آن یوروهای بادآورده و توصیه‌های متصل به آن، نقششان را از متفکر و منتقد تبدیل به اکتیویست بی‌فکر و اپوزیسیون کرد، این بحث و گفتگوها را هم رها کردند و یک دفعه به این نتیجه رسیدند که جمهوری اسلامی در عرض دو، سال تبدیل به یک حکومت نوبنیادگرا شده است. ولی آن موقع که از دفتر امور زنان خاتمی میلیون میلیون پول و امکانات می‌گرفتند، بحث و گفتگو و تعامل هم چیزهای خوبی بودند و حکومت هم اصلاح‌پذیر و خیرخواه زنان بود.

سوم اینکه از نظر تئوریک یک اشکالی اینجا هست که اتفاقا کاملا با اصول این خانم‌های محترم در عاملیت بخشیدن به زنان در تضاد است. آنها از یک طرف می‌گویند مرد نباید برای زنش تصمیم بگیرد و بدون آگاهی او زن دوم بگیرد. درست. ولی خودشان جوری راجع به آن زن دوم حرف می‌زنند که انگار طرف اصلا آدم نیست و عقل و شعور و خواسته و نظر و خلاصه عاملیت ندارد. فرض را از همان اول بر این می‌گذارند که آن زن دوم به زور مجبور به ازدواج با این مرد شده است و چون هیچ عاملیتی برای او فرض نمی‌گیرند، احتمال این را که این زن به خواست خودش بخواهد با وجود زن اول با این مرد ازدواج کنند محال می‌گیرند. در واقع عاملیت را از زن دوم به کل می‌گیرند و زن اول می‌دهند.

این یک تناقض ظریف است که ندیده‌ام کسی به آن توجه کند و اتفاقا تبعات جالبی هم دارد. چون به نوعی تبعیض بین زنان ازدواج‌کرده و زنان مجرد می‌رسد که می‌توان آن را حتی تبعیض طبقاتی هم دید. چون کسانی که الان شوهر دارد احتمال بیشتری دارد که از نظر ثروت و سواد و امکانات بالاتر از بسیاری از هم‌سن‌های مجردشان باشند. این نکته‌ی آخر می‌تواند کل این استدلال را هم تلاشی توسط بورژوازی برای حفظ وضعیت موجود نگاه کرد.

دوست دارم نظر شما را هم را بدانم.


سردبیر: خودم و لینکدونی‌اش را هر روز با ایمیل دریافت کنید.
تازه درهمين باره:



دوستان و آشنايان

تبعیدی عصبانی
یک پزشک
خوابگرد
دوشیزه شین
سولوژن
عرب عصبانی
فلیسوف مآب رمانتیک
آهستان
حاجی واشنگتن
کوروش علیانی
دوم دام
بچه‌ی قلهک
زهرا
یادداشت‌هایی از کابل
بلوط
۳۵ درجه
آرش «کمانگیر» آبادپور
حسین پاکدل
۴ دیواری
یک وحید
مونتاژ انتقادی
پویان طباطبایی
نگارک‌ها
شب پیشگویی
آدم و حوا
کتابلاگ
دادابیس
از پشت یک سوم
حسین نوش‌آذر
عبدالقادر بلوچ
سینا دیلی
نانا
خورشید خانوم
پویان و سیما
گناهکار
ناهید رکسان
سیبستان
بامدادی
رویای آريایی
نگاه نو
نگاه نو
امنزیاک
فوکو بلاگ
مریم مومنی
خیاط باشی
فروغ
نیما دارابی
نازخاتون
مارسی نیومن
مرتضی نگاهی
هوشنگ دودانی
دستنوشته‌ها
روزنامه‌نگار ممسلمان
کریم ارغنده‌پور
شرح
کمال
راه من
مسعود بهنود
مریم ابریشم‌کار
فانتازیا
مسعود ده‌نمکی
روزنه
توکا نیستانی
مازوخیسم محاسباتی
زیتون پرورده
زيتون
جمهور
من راه نشین
آق بهمن
هپلی
امور ایران
حمید مافی
محمود فرجامی
پاسداران
حقوق‌دان پاریسی
طاها بذری
پاگرد
گردباد
خانوم حنا
میرزا پیکوفسکی
موج
صفا در ال.ای
فریادناممه
ملکوت
غلاف تمام فلزی
آن سوی دیوار
ارزیابی‌های شتابزده
لات‌لند
یک فتحی
شکرخواه
ایرانی طعنه‌آمیز
مهستی شاهرخی
جمال
پیاده رو
سمیرا سامانی
ایران‌شهر
آزادنويس
ایمیان
نوه‌ی غلامرضا تختی
لیلی نیکونظر
سبیل طلا
خط قرمز
لگوماهی
مسیح علی‌نژاد
تادانه
بابک داد
وب‌نگاشت
حسام‌الدین آشنا
محمد نوری‌زاد
افسون فسرده
هادی خرسندی
دردنوشته‌ها
دانشجوی مسلمان
منبر دات نت
مرصاد
بی‌بی‌گل
نسل خمینی
جواد کاشی
امیرحسین ثابتی
ف.م.سخن
آچار فرانسه
بی اجازه کوچیکترا نه
رزانیات
سوگلی ریچارد پرل
راهرو
کلنگ کمونیست کارگری
اکبر منتجبی
آی‌تی.ايران
خاکریزیسم
علیرضا شیرازی
احمد جلالی
خسرو نقیبی
حامد قدوسی
کیبرد آزاد
سلمان
ddmmyyyy
مهدی یوسفی
آزاده عصاران
نوک‌تیز
مریم اينا
میرزا
دلبستگی
روزها
انتخاب زنان
آشپزباشی
ابراهیم اسکافی
مشکات
خبرنگار مسلمان
مهدی محمدی
حسین رنجبران
سجاد صفارهرندی
فانونایت
شهرزاد
کامپیتور و ارتباطات
مهدی اسماعیلی
هنوز
زمستان است
شب‌نامه‌ها
گل‌آرا حمزه
چرک‌نویس
غربتستان
تبرمرد
محبوبه حسین‌زاده
احسان
بسیج جهانی
نگفتنی‌ها
هادی نیلی
انتخاب انسانی
خرچنگ زاده
یک استکاان چای داغ
نقیز
شنا در شنزار
مرد تنها
مرصاد امروز
شاخ به شاخ
مجید تفرشی
بازیگر آماتور
آرش صالحی
شبنم طلوعی
آرش غفوری
نیکی اخوان
عباس معروفی
سهند شمس
بیروت ریپورت
کافه ناصری
مطالعات فرهنگی رادیکال
لوبيا
سایه
جواد روح
ضدمورچه
پسر فهمیده
کشکول جوانی
حمید کریمیان
جوانفکر
حنیف مزروعی
پژمان نوزاد
نسرین افضلی
سهیل کریمی
امید معماریان
اسماعیل نیوز
فرنگوپولیس
کافه اندیشه
علیرضا خدابخش
زن نوشت
کلاشینکف دیجیتال
کلفه گینزبورگ
امیرعلی قاسمی
سفره ماهی
سفره‌ماهی
پاک‌نویس
لیلا خدابخشی
تکینسون
علی معظمی
عنکبوت
سرزمین آفتاب
چخوف منو نديدی؟
امشاسپندان
علی مزروعی
خارج از جعبه
مريم نبوی نژاد
ققنوس
بچه‌های سوم تیر
منقل، مخده و پلوراليسم ديني
فالشیست
شهاب اسفندیاری
فانوس خيال
آینه ایرانی
محمد تاج‌دولتی
معصومه ناصری
نیما نامداری
مژده
چلـــغوز
پرگلک
پیام یزدانجو
پیام یزدانجو
من و مانی
شبح
کاملیا انتخابی فرد
خودمونی
حرف غریب
شادی شاعرانه
و اما بعد
امير حسابدار
پاسداران
ایمان
پاگنده
بارانی آبی
اندیشه امروز
معصومه اتبکار
دفترچه‌ی ممنوع
حسن عابدینی
دیدی گفتم
مه‌زود
میان خطوط
جنگ و صلح
صبحانه
کوچه مدرسه حجتیه
آسمانِ سرپناه
حسام فروزان
حقیقت ایرانی
رازیگر
نیستان
یک وبلاگ ساده
تلخوش
قائم‌پناه
ژرف
یولداش
روزگاری که سپری می‌شود
رنگارنگ
مرمرو
کاپیتان هادوک
خاطرات مشبک
کوچ
افکار خصوصی
سیاحت‌نامه میرزا
روی جاده نمناک
کنج
دلتنگستان
کتابدار
نکته
يوتی‌اف-هشت
بازيگر آماتور
نفیسه مطلق
با شما نيستم
سکتور صفر
پارکينگ
پياله
ايستادن در مقابل باد
مهندس سعيد
يه وجب خاک اينترنت
احسان پريم
مهاجر
افعانستان امروز
از امروز
آذر و آيينه‌اش
بهنود کوچک
وبلاگ گوبا
روزگار من
يادداشت‌های سينمايی
اسپ‌سوار
دنيا دست کيه
نمای تزديک
عصيان
ایگناسیو
کتابچه
علاف تمام فلزی
تن‌تن‌سک
آسمان
یک جعبه شکلات
حرفهایم...
از کانادا
ندای امروز
دنيای يک ايرانی
عمو حميد
احسان و هزاره سوم
روزنگار
وب‌نوشت ابطحی
بزرگمهر حسین‌پور
دندانپزشک
پريشان بلاگ
سياست از نگاه دوم
برما چه گذشت
خاکستری
حرف‌های يک الپر
کاوه شجاعی
کاکتوس تيلا
کاپوچينو
خط سوم
ترزا
آبکش
خبرنگار
نيمه‌شب
صادق الوندی
الپر
صورتک
ساده‌تر از آب
مرتضی و ما
پرنیان
علی قدیمی
الفبا
کلانتر
زوزه
ریویو
محسن طالب
یلدا معیری
شهروند نصف‌جهانی
اسکورپیو
نعمت احمدی
لباس شخصی
علی خلیق
این مرد
یادداشت‌های فرهنگ
روزهای زندگی‌ام
یک بلاگر
دانشگاه غیرانتفاعی کیش
بچه‌های قلم
یاک
وحید پوراستاد
وب‌نامه
علی‌اکبر قزوینی
پناه
نوشی و جوجه‌هایش
اینجا و اکنون
مهاجرانی
جمیله کدیور
فانوس
صنوبر
پرنوشت
نادر فتوره‌چی
جنبشی استشهادی
بهزاد بلور
اشکان خواجه‌نوری
مصطفی تاجزاده
عباس عبدی
مسرت امیرابراهیمی
سبقت
عطا خلیقی
لیلی پوررند
آخوندها از مریخ نیامده‌اند
زرنوشت
گل‌دختر
علیرضا حقیقی
نگاه ایرانی
پاپتی
گوز آن‌لاین
وب‌گشت
لوبیسمم
فاطمه رجبی
نگاه یک ایرانی
هزاران نقطه
ریچارد سمبروک
نامحرمانه
غربت‌نوشته‌ها
رشید اسماعیلی
احمدی‌نژاد
شهیر شهید ثالث
احمد شیرزاد
موشک انداز
مژده غضنفری
ابراهیم فیاضی
فواد صادقی
نظرات ديگران

نظر نميدم تا بسوزي!

خیلی خوبه که بحث رو به صورت منطقی پیگیری می کنید. ولی ازدواج،اونم پنهانی با مردی که زن دیگه ای هم داره مثل خریدن مال دزدی با علم به دزدی بودنشه. نمی شه از زن دوم سلب مسئولیت کرد. آیا کسی حق داره به خواستگاری یه زن شوهر دار بره؟

پفیوز بى وجدان، آخه كدوم لات بازى؟؟ اينكه آدم بره توى مجلس و اعتراضش رو بيان كُنه لات بازى هست جاكش بى سواد؟ آخه يك چيزى بگو كه بگنجه. اگه حرف سر لات بازى و لمپنیسم باشه كه تو دست همه رو از پشت بستى. آدم شو بابا، به خدا قسم من آدم لجن تو عمرم زياد ديدم، ولى تو از گه هم گه تری با اين طرزِ فكرت.

----------

• هودر: رفتن توی مجلس و وارد تعامل و گفتگو شدن با حکومت خیلی هم خوبه و من هم همیشه ازش دفاع کرده‌ام. ولی جمع شدن جلوی مجلس و شلوغ‌بازی درآوردن لات بازی محضه. البته خوشبختانه شیرین عبادی انگار دارد آدم می‌شود و لات بازی را حداقل در این مورد خاص کنار گذاشته است و کاری را کرده که باید خیلی وقت پیش می‌کرد. یعنی وارد تعامل شدن با حکومت.

آقای محترم! من فقط يک خواهش از شما و کسانی که مثل شما "فکر" می کنند دارم. خيلی از نوع شما که افکار و نظراتتون با صد من سريشم به دلوز و فوکو و امثال اين ها نمی چسبد در نوشته هاتون اسم اين فيلسوف ها را می آوريد بدون اين که اصلا اين ها را بشناسيد. اصلا نظرات اين ها کجا و شمايی که اعتراض مدنی را به "لات بازی" تعبير می کنيد کجا؟ يک نگاه ديگر به نوشته خودتان بيندازيد ببينيد "لات" شما هستيد يا زنانی که به درستی کار و اعتراض اجتماعی خود را پيش می برند؟ آقای محترم با دو واحد درس خواندن فکر می کنيد فوکو يا دلوز را فهميده ايد؟ اين لاف های "حزب اللهی" را برويد جايی که چهار تا بی سوادی مثل خودتان جمع هستند بگوييد. با اين نظرياتی که در مورد اعتراضات مدنی - اجتماعی می زنيد، به جان مبارکتان روح فوکو دارد تو قبر می لرزد! جمع کنيد بساط معرکه گيری تان را! هر کسی که با دو کلام از اين متفکرين آشنا باشد عمق بی سوادی شما را می فهمد. آخر اين نوع "فکر" را از کجا درآورده ايد که مثلا نقد لايحه خانواده را بايد کسی بکند که شوهرش می رود زن ديگر بگيرد! و درست مثل تازه به دوران رسيده ها برای اين "فکر" مشعشعتان از فوکو هم فاکت بياوريد! آن هم فوکويی که خود به خيابان هم می آمد و اعتراض هم می کرد... جان کلام اين که هر نظری داريد جان مادرتان دست از سر فوکو و دلوز و... برداريد!

----------

• هودر:‌ببخشید. دفعه‌ی بعد هر وقت خواستم کتاب بخوانم و فکر کنم حتما از شما اجازه می‌گیرم. در ضمن شما اگر فرق فرانسه‌ی استعمارگر را با ایران زیر استعمار و تهدید نمی‌فهمید فکر کنم بد نیست به پزشک مراجعه کنید. همینطور اگر فرق کمپین یک میلیون امضای وزارت خارجه‌ی آمریکا را با فرق کمپین فوکو برای پایان شرایط غیرانسانی زندانیان دهه‌ی شصت فرانسه را نمی‌بینید. آدم‌هایی مثل شما اصلا استعمار و امپراطوری را همیشه نادیده می‌گیرید و بعد قربانیان آن را سرزنش می‌کنید.

نکته اصلی این نیست که مردی چند تا زن بگیرد یا زنی چند تا مرد یا چند تا زن چند با چند تا مرد ازدواج کنند. من شخصا با هیچ کدوم مشکلی ندارم. مشکل اینه که اگر یک زن اول این سبک زندگی رو دوست نداشته باشه طبق قانون جدید اجازه نداره ازش خارج شه چون حق طلاق با مرده. و این به نظر من نهایت آپارتایده. و تو داری از چنین آپارتایدی دفاع میکنی. کار مشکلیه.

Look at this Mr lier:

http://www.bbc.co.uk/persian/iran/story/2008/08/080831_mg_majilis_women.shtml

"تا حالا فرصت نشده که نظرم را راجع به این لایجه‌ی «حمایت از خانواده» بنویسم. البته دلیلش این بود که نمی‌خواستم بدون خواندن دقیق سیر تغییرات آن و بحث‌های حقوقی پیرامون آن الکی نظری بدهم." این تیکه رو یکبار دیگه خودت بخون مرغ آب پز لای پلو خندش میگیره :) ما نفهمیدیم آخر سر فرصت نشد ؟ یا اینکه میخواستی سیر تغییرات رو بشنوی بعد ببینی لاریجانی چه موضعی میگیره بعد تو درموردش "منطقت" رو عوض کنی ;) در مورد لات باز هم باید بگم آقای روشنفکر منطقی اعتراضات خیابانی نشانه بلوغ فکری جامعه هست میدونی همانگونه که نماز که ستون دین هست با یک گوز میشکنه ، اعتراضات خیابانی برای جمهوری اسلامی هم همین حکم را داره :) حالا تو ماله بکش ما هم روش جفتک میزنیم :)) -------------

• هودر: ایران اگه زیر اینهمه تهدید و فشار نبود تمام این اعتراض‌ها رو هم تحمل می‌کرد. ولی با توجه به تجربه‌ی رفقات در گرجستان و اوکراین حق داره اینها رو تهدید امنیتی بدونه.

so one shouldn't talk on behalf of someone else? then please stop talking on behalf of the Afghan children.

-------------

• Hoder: Darling, they are already dead. I think that's the loudest one can speak. But the subaltern can't speak, anyway, as Spivak has famously said.

با یا بدون لات بازی فعلا موضوع منتفی شد. یادمه بچه که بودم ( و زمانی که "اجازه" زن اول لازم بود) همسایه محترم همسرش و مادر 4 بچه اش را چنان با چوب (آقا نجار بود) زد و پرت کرد وسط خیابان که نگو و نپرس. خانم بالاخره راضی شد. نتیجه این که مرد های حشری ایرانی هر غلطی که بخواهند میکنند و نیازی هم به قانون ندارند.

حسین جان بیا و دست از این شیرن عبادی بردار خوب نیست ، یعنی حرفه ای نیست وقتی داری در مورد مساله ای ابراز عقیده میکنی به مسائل حاشیه ای هم بپردازی اگر هم حقی از او ضایع میشود او با اختیار خود آمده و زن دوم مردی همسر دار شده ! به خاطر همین هست که کسی به این نکته ظریف توجه نمیکند

-------------

• هودر: کی گفته اینها حاشیه‌اند؟ کی تعیین می‌کنه چی حاشیه است و چی نیست؟ مساله‌ی حق هیچ ربطی به مساله‌ی عاملیت که مورد بحث من بود نداره. من وارد بحث حق نمی‌شم، چون خیلی پیچیده میشه و کلی کار تئوریک و حقوقی می‌بره.

اتفاقا در اين مورد خاص بهت حق ميدم. نتيجتا لطف کنين بجای مردم عراق و افغانستان حرف نزنين بعد از اين. دوما، هر وقت راجع به چهارصد هزار نفر قتل عام شده در دارفور سودان عزاداری کردين، بعدا حرفتونو راجع به عزاداری برای کودکان افغانی باور ميکنم. مشکل شما افغانی يا عراقی نيست. مشکل شما آمريکا است که چون راهتون ندادن باهاشون چپ افتادين. برای ما ديگه قر و غميش نياين.

-------------

• هودر: دارفور رو تمام آمریکا و اسراییل و اروپا دارن براش سالهاست عزاداری می‌کنند و کلی هم توش تازه اغراق و دروغ هست. ولی من هیچ مشکلی ندارم و از اون‌ها هم دفاع می‌کنم. ولی مهمتر اینه که آدم از کسایی دفاع کنه که هیچکس به فکرشون نیست. آدم باید دست ضعیفها رو بگیره. قوی‌ها صداشون بلنده و حمایت و امکانات هم خیلی بیشتر دان. در ضمن، کی گفته من رو آمریکا راه نداده؟

حالا به غیر از اینکه فرض مسلم همیشه این است که زن دوم اصلاً آدم نیست و تصمیم ندارد یک فرض دیگه هم همیشه هست واون اینه که مردها برای شهوترانی زن دوم میگیرند. لااقل توی این دوره زمانه هیچ مرد شهوتران عاقلی فقط برای شهوت نمی رود زن دوم بگیرد که هزار تا محدودیت قانونی و ارث و نفقه و بدبختی گریبانش را بگیرد. معمولاً ازدواج دوم کارکرد اجتماعی دارد تا بیولوژیک. مثلاً کسی زن برادرش را که جوان مرده می گیرد که بچه های برادرش و زن او بدبخت نشوند. و کل ماجرا هم بر اساس اخلاقیات مسیحی است که هزار سال بیشتر تمام حمله اش به اسلام سر همین تعدد زوجات بوده و هنوز هم هست.

Shirin ebadi has also gone to parliment together with Shadi Sadr! and guess what! the parliment has stepped back! :)

----------

• Hoder: Are you being sarcastic? Ebadi and Sadr have never been to the parliament. They don't believe in dialogue with the state anymore, since their European backers would like them to play the role of opponents.

لایحه که ظاهرا کنار گذاشته شده، اما خنده‌داره که بی‌بی‌سی این وسط با شادی صدر مصاحبه کرده که شاید کم‌اثرترین فعالیت‌ها رو روی این قضیه انجام داده. واقعا گاهی گندش رو در میارن.

آخه زنای ایرونی نسبت به همجنساشون تو کشورای دیگه بی پناه ترن و امکان خودفروشی قانونیشون (ازدواج دوم بدون عشق ) بیشتره .واسه همین اون زنه رو هم براحتی می شه ستم دیده جامعه در نظر گرفت و تقصیر رو ازش صلب کرد. و مردیم که بخواد زن دوم بگیره حتما می گیره فقط مشکل با بحث قانونی بودنشه که به نظر من با اجازه ندادن به مرد از لحاظ قانونی باعث می شه . زن حداقل بتونه با پولی که بدست میاره و حقوقی که جامعه بهش می ده زندگیشو جمع و جور کنه

یک سوال : مگه الان که این لایحه تصویب نشده اقایون زن دوم نمیگیرن ؟ مگه زنای اول همه از وجود زن دوم خبر دارن ؟ ایا اون چیزی که مرد رو تشویق به گرفتن زن دوم میکنه فرهنگ و عرفه یا قانونه ؟ حاج اقای بازاری قرتی همه از وجودش خبر دارن ولی به روشون نمیارن - تازه تو دلشون به حاجی حق هم میدن - خوب دلیل حاج اقا موجهه حالا فکر کردین امثال حاجی منتظرن تا لایحه مجلس تصویب شه ؟؟؟ بابا زیاد خودتونو ناراحت نکنید . فکر کردید قانون از جایی غیر از همین مردم در میاد ؟ فکر کردید مجلسی ها از مریخ اومدن و جزئئ از ما نیستن ؟ خیلی در اشتباهید . - تازه - نه اینکه ما ادمایی هستیم که خیلی در بند قانونیم (نمیدونم چرا یاد ناصر محمد خانی افتادم ! )

من کار زیادی به این ندارم که این قانون گرفتن زن دوم را توجیه میکنه یا نه . چون اصولا معتقدم کسی که بخواد بره زن دوم بگیره چه با این قانون و چه با قانون قبلی این کار رو میکنه . اما یه نکته اساسی توی این قانون هست که به نظر من باید با طلا نوشته بشه : اخذ مالیات از مهریه . این باعث میشه که خیلی از آقایون بجای شعار احمقانه مهریه رو کی داده کی گرفته از همون اول مجبور بشن درصد کمی از همون تعهد مالی رو از اول پرداخت بکنن . مطمئنا این بهشون تلنگر خواهد زد و همین باعث خواهد شد وقتی پای عمل بیافته کمی بیشتر فکر کنن . این همه آدم که بخاطر مهریه پشت میله های زندان هستند برای چیه ؟ غیر از اینه که روز اول داغ بودن و فقط فکر کردن هیچ وقت کارشون به پرداخت مهریه نمیکشه ؟ زیاد هم نباید به چرت و پرتهای عبادی شیرین عقل اهمیت داد . این خودش هم نمیدونه میخواد چه غلطی بکنه

you said shadi sadr and others wanna go to streets! but they've gone to parliment for talks...you are such a dirty lier!

-----------

• Hoder: I said Shirin Ebadi wants to organise street protest in front of the parliament, not Shadi Sadr. You're twisting my words.

ولي سرو صدا راه انداختن بيشتر حال ميده. مخصوصاً که آدم يک لپ تاپ هم داشته باشه و مقدار زيادي وقت اضافي که خوشبختانه دوستان دانشگاهي مان زياد دارند. ميشد بدون جار وجنجال و هياهو با اين لايحه ويا هربند آن مخالفت کرد. ولي خير، شيرين عبادي و نوچه هايش به دنبال هياهو هستند. مي خواهند مشروعيت نظام را زير سوال ببرند. بهرحال از همه اين حرفها که بگذريم اين نوع مشکلات مربوط به طبقه متوسط به بالا مي شه. طبقه زحمتکش وقت اين حرف ها را نداره و بايستي به دنبال يک لقمه نون باشه که شکم بچه هايش را سير کنه. امروز هم اعلام شد که از دستور کار مجلس خارج شده. يک پيروزي ديگر براي سلحشوران راه آزادي، هيومن رايتز و دموکراسي!

ایول! خدا بود. «ولی الان دیدم که چون وقت نیست بهتر است بدون وارد شدن به جزییاتش، نظرم را درباره‌اش بنویسم.» هاهاها! با حال بود. کلی خندیدم. واقعاً وقت چقدر زود می گذره. «ایول! خدا بود.» رو نوشتم که اگه دوباره خواستی مثل دفعه ی قبل سانسور کنی، فقط از خط دوم به بعد رو پاک کنی. من هم موافقم. اصلاً شاید زنها خودشون دوست داشته باشن حقوقشون پایمال بشه. راستی، اگه می شه، دستور تهیه ی ژامبون-طالبی رو بذار تو وبلاگت. دمت گرم!

جیره خور! لات بازی و تو در میاری که به خیال احمقانه ات داری نقد می کنی، تو هموم مردی هستی که زن دوم که هیچی به سه تاش هم راضی نمیشی، تو ازون مرد بیچاره ای که از روی جهل فکر می کنه زن اسباب بازی بدتری طرز فکر و حماقت همونه ولی تو کثیف تری! فقط امیدوارم روزی برسه که آدمایی مث تو نسلشون بیفته یا به طور معجزه آسایی اهل بشن همین

من لااقل ندیده ام زنی که بخواهد با مرد شوهر دار ازدواج کند مگر اینکه مشکل شدید مالی درکارباشد یا امیدی به جدایی مرد از زن اول داشته باشد که در آنصورت اجباری به ازدواج رسمی نیست. این یک مسئله ایست بجا که باید بیشتر در موردش تحقیق کرد، بقیه چیز هایی که نوشته بودی مثل همیشه حمله الکی به عبادی بود، و خودت میدانی بهترین تبلیغ برای اوست. بهتر است سوژه بهتری پیدا کنی ، قضیه یورو گرفتن به درد خوانندگان کیهان میخورد و بچه های فلسطین و افغان به درد کسی که نداند اینها فعالان ایرانی هستند نه بین المللی. در ضمن یاد بگیر بجای دیگران حرف نزنی ، خودت که استاد اینکاری الان به بقیه درس اخلاق میدهی؟