برای اشتراک ایمیل‌تان را وارد کنید: یا به این نشانی یک ایمیل بفرستید: EditorMyself-subscribe@googlegroups.com
  لينک‌دونی هفته
Excerpt: New York Sun has called for kidnapping of Ahmadinejad in an editorail to scare him from coming to New York City. They don't know how big this man's balls are. Poor things, they don't know the man at all and want to confront him.

این همه مسخره‌اش کردید این مرد بینوا را وقتی که گفته بود قرار است او را بدزدند. حالا بعد از آن یارو مامور امنیتی سابق اسراییلی، روزنامه‌ی اسراییلی نیویورک‌سان هم رسما امروز در سرمقاله‌اش پیشنهاد داده که احمدی‌نژاد را در نیویورک بربایند و به دادگاه لاهه ببرند. دلم می‌خواهد قیافه‌ی آن مسخره‌کندگان سابق را ببینم که برایشان شاهد از کون آسمان افتاده روی زمین، جلوی چشمشان.

البته نباید این ماجرا را جدی گرفت. چون تنها برای ترساندن محمود خان است که امسال از رفتن به نیویورک منصرف شود. چون از نظر قانونی نمی‌توانند جلویش را بگیرند، مجبور به این بچه‌بازی‌ها شده‌اند. معلوم است دفعه‌ی پیش بخصوص سخنرانی دانشگاه کلمبیا خیلی به ضررشان تمام شده. فکر کرده‌اند آقا محمود خان من مثل جورج بوش خودشان ترسو است. یادشان نیست که او تنها مقام بلندپایه‌ی دنیا است که شبانه و مخفیانه از عراق بازدید نکرده و اگر قرار بود ازاین چیزها بترسد در این نوچه‌های رفسنجانی همان قبل از اینکه نامزد بشود تا حالا قورتش داده بودند. محمود خان بد نیست یک عکس اشعه‌ی ایکس از دو تا هندوانه‌ی مشهدی به نشانه‌ی اندازه‌ی تخم‌هایش برای نیویورک‌سان به عنوان هدیه بفرسد.

در ضمن، خیلی جدی پیشنهاد می‌کنم نمایندگی ایران در آمریکا یک شکایت چند میلیون دلاری از نیویورک‌سان بکند و نگذارد این حرامزاده‌ها قصر دربروند. این تهدید علنی به آدم‌ربایی جرم مسلم است و بهترین گزکی است که این دیوث‌های لابی اسراییل بعد از مدتها به ایران داده‌اند. خرجش فقط چند ده هزار دلار پول وکیل است. در ضمن، نیویورک سان را حتی می‌توان در خارج از آمریکا هم به دادگاه برد، چون مطالبش روی اینترنت در دسترس همه هست. جواب این کقافت‌ها را فقط باید به روش خودشان یعنی دادگاه و جریمه‌ی مالی و لاسوت داد، همانجوری که آن مهدی خلجی رذل می‌‌خواست من را از هستی ساقط کند و البته هنوز هم هیچ گهی نتوانسته‌ است بخورد. یادم باشد برایش یک دیلدوی گنده‌ی پلاستیکی بفرستم یکی از همین روزها. (بریکلا پسر خوب. بدو برو پرینت بگیر و به وکیلت زنگ بزن و بگو که آقا آقا... این هودر بی ادب به من فحش داد دوباره! آفرین کچل کوچولوی جاکش خودم. بدو پرینت بگیر که الانه که مطلبم رو ادیت کنم...)


سردبیر: خودم و لینکدونی‌اش را هر روز با ایمیل دریافت کنید.
تازه درهمين باره:



دوستان و آشنايان

تبعیدی عصبانی
یک پزشک
خوابگرد
دوشیزه شین
سولوژن
عرب عصبانی
فلیسوف مآب رمانتیک
آهستان
حاجی واشنگتن
کوروش علیانی
دوم دام
بچه‌ی قلهک
زهرا
یادداشت‌هایی از کابل
بلوط
۳۵ درجه
آرش «کمانگیر» آبادپور
حسین پاکدل
۴ دیواری
یک وحید
مونتاژ انتقادی
پویان طباطبایی
نگارک‌ها
شب پیشگویی
آدم و حوا
کتابلاگ
دادابیس
از پشت یک سوم
حسین نوش‌آذر
عبدالقادر بلوچ
سینا دیلی
نانا
خورشید خانوم
پویان و سیما
گناهکار
ناهید رکسان
سیبستان
بامدادی
رویای آريایی
نگاه نو
نگاه نو
امنزیاک
فوکو بلاگ
مریم مومنی
خیاط باشی
فروغ
نیما دارابی
نازخاتون
مارسی نیومن
مرتضی نگاهی
هوشنگ دودانی
دستنوشته‌ها
روزنامه‌نگار ممسلمان
کریم ارغنده‌پور
شرح
کمال
راه من
مسعود بهنود
مریم ابریشم‌کار
فانتازیا
مسعود ده‌نمکی
روزنه
توکا نیستانی
مازوخیسم محاسباتی
زیتون پرورده
زيتون
جمهور
من راه نشین
آق بهمن
هپلی
امور ایران
حمید مافی
محمود فرجامی
پاسداران
حقوق‌دان پاریسی
طاها بذری
پاگرد
گردباد
خانوم حنا
میرزا پیکوفسکی
موج
صفا در ال.ای
فریادناممه
ملکوت
غلاف تمام فلزی
آن سوی دیوار
ارزیابی‌های شتابزده
لات‌لند
یک فتحی
شکرخواه
ایرانی طعنه‌آمیز
مهستی شاهرخی
جمال
پیاده رو
سمیرا سامانی
ایران‌شهر
آزادنويس
ایمیان
نوه‌ی غلامرضا تختی
لیلی نیکونظر
سبیل طلا
خط قرمز
لگوماهی
مسیح علی‌نژاد
تادانه
بابک داد
وب‌نگاشت
حسام‌الدین آشنا
محمد نوری‌زاد
افسون فسرده
هادی خرسندی
دردنوشته‌ها
دانشجوی مسلمان
منبر دات نت
مرصاد
بی‌بی‌گل
نسل خمینی
جواد کاشی
امیرحسین ثابتی
ف.م.سخن
آچار فرانسه
بی اجازه کوچیکترا نه
رزانیات
سوگلی ریچارد پرل
راهرو
کلنگ کمونیست کارگری
اکبر منتجبی
آی‌تی.ايران
خاکریزیسم
علیرضا شیرازی
احمد جلالی
خسرو نقیبی
حامد قدوسی
کیبرد آزاد
سلمان
ddmmyyyy
مهدی یوسفی
آزاده عصاران
نوک‌تیز
مریم اينا
میرزا
دلبستگی
روزها
انتخاب زنان
آشپزباشی
ابراهیم اسکافی
مشکات
خبرنگار مسلمان
مهدی محمدی
حسین رنجبران
سجاد صفارهرندی
فانونایت
شهرزاد
کامپیتور و ارتباطات
مهدی اسماعیلی
هنوز
زمستان است
شب‌نامه‌ها
گل‌آرا حمزه
چرک‌نویس
غربتستان
تبرمرد
محبوبه حسین‌زاده
احسان
بسیج جهانی
نگفتنی‌ها
هادی نیلی
انتخاب انسانی
خرچنگ زاده
یک استکاان چای داغ
نقیز
شنا در شنزار
مرد تنها
مرصاد امروز
شاخ به شاخ
مجید تفرشی
بازیگر آماتور
آرش صالحی
شبنم طلوعی
آرش غفوری
نیکی اخوان
عباس معروفی
سهند شمس
بیروت ریپورت
کافه ناصری
مطالعات فرهنگی رادیکال
لوبيا
سایه
جواد روح
ضدمورچه
پسر فهمیده
کشکول جوانی
حمید کریمیان
جوانفکر
حنیف مزروعی
پژمان نوزاد
نسرین افضلی
سهیل کریمی
امید معماریان
اسماعیل نیوز
فرنگوپولیس
کافه اندیشه
علیرضا خدابخش
زن نوشت
کلاشینکف دیجیتال
کلفه گینزبورگ
امیرعلی قاسمی
سفره ماهی
سفره‌ماهی
پاک‌نویس
لیلا خدابخشی
تکینسون
علی معظمی
عنکبوت
سرزمین آفتاب
چخوف منو نديدی؟
امشاسپندان
علی مزروعی
خارج از جعبه
مريم نبوی نژاد
ققنوس
بچه‌های سوم تیر
منقل، مخده و پلوراليسم ديني
فالشیست
شهاب اسفندیاری
فانوس خيال
آینه ایرانی
محمد تاج‌دولتی
معصومه ناصری
نیما نامداری
مژده
چلـــغوز
پرگلک
پیام یزدانجو
پیام یزدانجو
من و مانی
شبح
کاملیا انتخابی فرد
خودمونی
حرف غریب
شادی شاعرانه
و اما بعد
امير حسابدار
پاسداران
ایمان
پاگنده
بارانی آبی
اندیشه امروز
معصومه اتبکار
دفترچه‌ی ممنوع
حسن عابدینی
دیدی گفتم
مه‌زود
میان خطوط
جنگ و صلح
صبحانه
کوچه مدرسه حجتیه
آسمانِ سرپناه
حسام فروزان
حقیقت ایرانی
رازیگر
نیستان
یک وبلاگ ساده
تلخوش
قائم‌پناه
ژرف
یولداش
روزگاری که سپری می‌شود
رنگارنگ
مرمرو
کاپیتان هادوک
خاطرات مشبک
کوچ
افکار خصوصی
سیاحت‌نامه میرزا
روی جاده نمناک
کنج
دلتنگستان
کتابدار
نکته
يوتی‌اف-هشت
بازيگر آماتور
نفیسه مطلق
با شما نيستم
سکتور صفر
پارکينگ
پياله
ايستادن در مقابل باد
مهندس سعيد
يه وجب خاک اينترنت
احسان پريم
مهاجر
افعانستان امروز
از امروز
آذر و آيينه‌اش
بهنود کوچک
وبلاگ گوبا
روزگار من
يادداشت‌های سينمايی
اسپ‌سوار
دنيا دست کيه
نمای تزديک
عصيان
ایگناسیو
کتابچه
علاف تمام فلزی
تن‌تن‌سک
آسمان
یک جعبه شکلات
حرفهایم...
از کانادا
ندای امروز
دنيای يک ايرانی
عمو حميد
احسان و هزاره سوم
روزنگار
وب‌نوشت ابطحی
بزرگمهر حسین‌پور
دندانپزشک
پريشان بلاگ
سياست از نگاه دوم
برما چه گذشت
خاکستری
حرف‌های يک الپر
کاوه شجاعی
کاکتوس تيلا
کاپوچينو
خط سوم
ترزا
آبکش
خبرنگار
نيمه‌شب
صادق الوندی
الپر
صورتک
ساده‌تر از آب
مرتضی و ما
پرنیان
علی قدیمی
الفبا
کلانتر
زوزه
ریویو
محسن طالب
یلدا معیری
شهروند نصف‌جهانی
اسکورپیو
نعمت احمدی
لباس شخصی
علی خلیق
این مرد
یادداشت‌های فرهنگ
روزهای زندگی‌ام
یک بلاگر
دانشگاه غیرانتفاعی کیش
بچه‌های قلم
یاک
وحید پوراستاد
وب‌نامه
علی‌اکبر قزوینی
پناه
نوشی و جوجه‌هایش
اینجا و اکنون
مهاجرانی
جمیله کدیور
فانوس
صنوبر
پرنوشت
نادر فتوره‌چی
جنبشی استشهادی
بهزاد بلور
اشکان خواجه‌نوری
مصطفی تاجزاده
عباس عبدی
مسرت امیرابراهیمی
سبقت
عطا خلیقی
لیلی پوررند
آخوندها از مریخ نیامده‌اند
زرنوشت
گل‌دختر
علیرضا حقیقی
نگاه ایرانی
پاپتی
گوز آن‌لاین
وب‌گشت
لوبیسمم
فاطمه رجبی
نگاه یک ایرانی
هزاران نقطه
ریچارد سمبروک
نامحرمانه
غربت‌نوشته‌ها
رشید اسماعیلی
احمدی‌نژاد
شهیر شهید ثالث
احمد شیرزاد
موشک انداز
مژده غضنفری
ابراهیم فیاضی
فواد صادقی
نظرات ديگران

افرین بر تو عزیز که نوانستی در اثر دید باز ئ هوشیاری خود بسیاری از حقایق را در یابی نه خدا من از بیگانگان و کسابی که در خارج هستند هیچ هراسی ندارم وحشت من از دست نشستهگان و همکاران داخلی انهاست که در لبای دوست و دلسوز ملت اجرا کنندگان اهداف دشمنان هستند شما را سوگند میدهم نها را رسوا کنید ملت ما دیگر تاب و نحمل خیانت های وطنی را ندارد انها باید برای مردم شناخته شوند

این بچه آخوندهای خورده بورژوا همه همینطوری هستند. از نزاکت به عنوان وسیله ای برای بستن دهن طبقه پایین استفاده می کنند. "چون نزاکت کافی نداری (تو بخوان چون بابات پولدار نبوده یا چون نتونستی مدرسه درست و حسابی بری) پس حق نداری حرف بزنی. یا اگرهم بزنی چون خارج از نزاکت هستی حرفت مهم نیست". خود این نزاکت و سنجیده حرف زدن یکی از عوامل اقتدار طبقه بالا است بر مردم عادی. خمینی را ببین که عین مردم عادی کوچه و خیابان حرف میزد حال آنکه او آدمی است که چهل حدیثش را در 28 سالگی نوشته . اگر می خواست لفظ قلم حرف بزند کسی حریفش نبود. یکی از محورهای اصلی حمله این دو خردادی ها به آدمهایی مثل مثلاً دهنمکی همین ایده نزاکت و ادبیات لفظ قلم است که فکر می کنند وسیله خوبی است برای خفه کردن طرف مقابل.

من نمی دونم چرا هر وقت احمدی نژاد کشوری رو تهدید می کنه قوانینه بین الملل مهم نیستن یا اون همکارت شریعتمداری مطلبی بر علیه تمام دنیا می نویسه کسی نمی تونه شکایت کنه چون ناف آقایون به آسمونها وصله ولی حالا یک روزنامه یک چیزی نوشته همه می هخوان ازش شکایت کنن می دونی حسین استدلالهایی که تازگی میاری مثل بچه این بچه کونیها هست که می خوان کونی بودن خودشون رو یکجوری توجیه کنن بدبخت مردم ایران نون ندارن بخورن برقشون هی پشت سر هم قطع میشه و حرف هم که بزنی می ندازنت زندان . جرات داری در مورد اینا بنویس نه هی اون ور دنیا با دوست دخترت لاسه خشکه بزن بدش هم بشین از اسلام ناب انقلابی دفاع کن بوی گندت همه جا رو گرفته

----------

• هودر: ایران هیچوقت هیچ کشوری یا مقام کشوری رو تهدید نکرده. لطفا چرت نگو و سعی کن اطلاعاتت رو از منابع دست اول بگیری، نه از مغرض‌های حروم‌زاده‌ای مثل سی.ان.ان و نیویورک تایمز.

احمدی‌نژاد باید در سخنرانی‌هاش در آمریکا، یک نسخه نیویورک سان رو داشته باشه و نشون بده، و در موردش بتونه درست صحبت کنه، طوری که رسانه‌های آمریکایی مجبور بشن پوشش بدن و نتونن سانسورش کنند، اینطوری میتونه حرف خودش رو بزنه!

If this is true and actually happens, it will be the greatest help to Iranian to get rid of one of the shit heads in Iran. I hope it happens.

----------

• Hoder: A strong majority of this 'shithead' have chosen this man to run their country.So by this attitude you just prove what kind of a man he is to have such arrogant bastard thugs like you as his enemies.

بچه كوني رفتي تپيدي توي اروپا و عشق مي كني و به قول خودت به دوست دخترت مي چاپوني اونوقت حمايت احمدي نژاد مي كني كه اينجا نمي گذاره نفس بكشيم. مرتيكه خبيث نفرت آور.

-------------

• هودر: من که دارم برمیگردم ایران. ولی تو اگه خیلی تاراحتی مگه کسی مجبورت کردی که توی ایران بمونی؟

بوی گند میاد از اینجا، بوی گند جوراب احمدی نژاد

-------------

• هودر: ببین رفیق. تو پاهای احمدی‌نژاد رو چطوری بو کردی؟ بجز این، بوی پای عرقی این آدم از صدتا عبای حریر اون خاتمی و رفسنجانی شکم‌سیر و بچه‌آخوند بیشتر می‌ارزه.

این نوشته رو انگلیسی می کنم (یا یک چیزی شبیه به این خودم می نویسم) می فرستم برای هاآرتص و نیویورک تایمز و همه مادر به خطاهای اسراییلی. دو سه بار این کار رو کردم جواب داده اساسی .لینکش رو برات می فرستم بعدا همینجا D:

بابا نكنه تو امر به خودت هم مشتبه شده كه واقعا گهى هستى. آخه تو كى هستى كه ميخواى قدرتهای بزرگِ دنيا رو به چالش بكشى نكبت؟ يادت نيست ازت شكايت شد چى جورى به ننه من غریبم افتادى كه آى ملت به دادم برسيد. برو بابا، برو جمعش كن.

Im not quite surprised when i hear that iranian intellectuals are bunch of faggots and at the end of the day they are as same as ignorants in islamic republic. i can see how u deal with your opposition.i dont know that short bold ugly guy who wnated to put you in trouble but i know that you are using the language which suits you and your culture the most.and im quite sure you even havent seen a dildo properly!! shame on you

-------

• Hoder: I would like to see you sued for $2m for one of your blog posts by the Israel lobby think-tank to see how you would react.

اتفاقا آمریکا هم به هندونه هاش نیست که احمدی نژاد بره اونجا یا نره. در ضمن آقای میردامادی معاشرتهای جدید مبارکتون باشه

یک ساعت یه مطلب نوشتم موقع فرستادن پرید . یعنی اینترنت اکسپلورر نتونست پیدات کنه مطلب منم پاک شد . باکی نیست ! از اول مینویسم . - هودر جان تو خودت یه پا احمدی نژادی تو دنیای اینترنت . منتها در یک فضای متفاوت . بابا احمدی نژاد کارش درسته . از روز اول جلوی موج تهمتها و تمسخرهای دل ازار ایستاد و خم به ابرو نیاورد . من که خودم به احمدی نژاد رای داده بودم به شدت این فضای دروغ و نامردی و گاهی هم جهل و دهان بینی می ازردم . گرچه من هرگز در روستا نبودم چرا که حامیان اصلی احمدی نژاد محرومین روستا ها هستند . من در همین قشر از خود متشکر پر فیس و افاده پر مدعای روشنفکر نمای تیره فکر از احمدی نژاد حمایت کردم و خواهم کرد . این جماعت نوه نتیجه های همون هایی هستن که زمان ملی شدن نفت میگفتن ایرانی شمع نمیتونه بسازه چه برسه به پالایشگاه - و در حقیقت نگران از دست دادن موقعیتشون بودن که به واسطه تغییرات اجتماعی یا پیشرفت مملکت ممکن بود رخ بده . - من نه بچه مسلمونم نه مذهبی . نه نماز میخونم چون اصولا بلد نیستم و نه روزه میگیرم . حجاب ندارم که هیچی از بی حجابم یه پا اونور ترم . اینو واسه اونایی گفتم که فکر میکنن حمایت از احمدی نژاد لازمه اش مذهبی بودنه . بابا صمیمی ترین رفقای احمدی نژاد در سطح بین المللی خدا روهم قبول ندارن . اینه مصداق عملی باور داشتن یک مذهبی به الملک یبقی مع الکفر و لا یبقی مع الظلم . احمدی نژاد تابوی خیلی چیزا رو شکسته . رفاقت با روسیه . صمیمیت با کشور های کمونیستی امریکای لاتین . پیشنهاد مذاکره مستقیم با امریکا . نقد هولوکاست ( نقد با نفی خیلی فرق داره . من فکر میکنم که هولوکاست رو میشه نقد کرد چون صرفا یک حادثه تاریخی نیست . بزرگنمایی های این ماجرا در بعضی موارد نشون میده که یک ایده و یک هدف سیاسی پشت واژه مقدس شده هولوکاست وجود داره . ) هولوکاستی که حتی اگه به عنوان یک محقق یا روشنفکر بخوای در کشور های دموکرات متمدن ازاد راجع بهش بودار حرف بزنی دوشماره سرتو زیر اب میکنن . گرچه من معتقدم مطرح کردن این موضوع اصولا به نفع ایران نبود . - سهمیه بندی و متعاقب اون ازاد سازی بنزین با قیمت معقول که با درایت و با کمترین عوارض اجتماعی انجام شد ( و به نظر من یک طرح ملی بسیار ارزشمند بود ) . و به قول هودر تنها رییس جمهوری بود که در عراق زیر پاش فرش قرمز انداختن . بابا در دنیای سیاست و مذهب غیر از سیاه و سفید رنگهای دیگه ای هم هست . چشمهاتون رو بشورید . یه شکل دیگه ببینید . سهراب جان اینو گفته بود انگار . - حالا اگه ما برای دزدیدن بوش طرح میدادیم اسممون میشد یاغی و وحشی و تروریست و جنگلی . - در مورد شکایت از روزنامه من هم با هودر موافقم . همونطور که در مورد کاریکاتورهای دانمارکی باید خیلی جدی تر این کار رو انجام میدادیم .

دو تا هندوانه‌ی مشهدی ! ای شیطون حالی می کنی با هندونه های طرف...

التماست می کنم ، زودتر به ایران برگرد تا متوجه بشی چه قدر از واقعیات به دور افتاده ای ، التماست می کنم زودتر به ایران برگرد

به دلیل دانستن نظراتت بیننده ی گاه به گاه وبلاگت بوده ام. امروز با خواندن پستت، تنم لرزید! نوشته ای مملو از کینه، گشودن عقده و رکیک. این طبیعی است که هر کس دیدگاهی داشته باشد. اگر تو امروز کسی را از طریقی متهم کنی، ممکن است او هم تو را از روش دیگری متهم کند. او دفاعی می کند و تو دفاعی. این قاعده زندگی شهری است. روش نگارش تو منتها، نه روش یک منتقد است، نه روش یک مصلح است، نه روش یک روزنامه نگار است، نه روش یک نفی کننده است، نه روش یک اثبات کننده است و نه روش یک صاحب اندیشه. به نظر می رسد همه چیز را به سطح بسیار مبتذلی فرو کاسته ای و این اول وزن باقی مطالب فکری ات را نیز کاسته است. ممکن است تو هیچگاه این چیزها را نپذیری، برایم مهم نخواهد بود. من متاسفم که تصمیم گرفتم دیگر به این ستون روزانه ام نیایم و در نخستین گام آنرا از لینک های مورد علاقه ام پاک کردم. شاید بود و نبود یکی برای تو هم مهم نباشد، خوب البته که نیست. اما دیلدویی که برای کسی فرستاده ای اول از حدقه های چشم خوانندگانت خواهد گذشت.

--------

• هودر: به درک آقا. نیا. به نفع خودته اگه بیای اینجا و یه زاویه‌ی نگاه دیگه رو هم به مسایل ببینی. حالا اگه فکر می‌کنی من قبل از ابراز نظر یا اعتراض نسبت به وضعیت خودم باید اول با تو هماهنگی کنم باید بگم که احتمالا نمیدونی لاسوت دو میلیون دلاری یعنی چی. برو آقا خوش باش با همون مزخفرات تکراری‌ای که همه جا می‌تونی بخونی.

حسین خان حرفهای تلویزیون ایران را کپی میکنی؟ پاراپاگاندا را به مرحله جدیدی رساندی دوست عزیز! آرزوی آمریکاییهاست که احمدی نژاد نرود آنجا؟ هاها! و این احمقانه ترین ترفند برای این کار است! کی فکر میکند احمدی نژاد از دزدیده شدن میترسد وقتی جلوجلو قضیه اش را با آب و تاب تعریف میکند؟!! اگر مثلا میگفتند اعدامش میکنند که پاه برهنه تا آمریکا میدوید! مخصوصا اگر جلوی دوربین باشد! خیلی در رویا سر میکنید دوست من.

you're funny به فارسی چی میشه؟ I enjoyed it very much به فارسی چی میشه؟

بابا هودر ما این همه سه ساعت و نیم تو رو نصیحت کردیم که ادبیات ات رو یک کم پاستوریزه تر کن تو باز بلافاصله ترن گرفتی رفتی خونه به روز کردی و از دیلدو و اینها نوشتی! خاکم به دهن مگر تو مستی هودر! نگفتم ... که سه وساعت و نیم حرف ما هیچ تاثیری در این بشر ندارد.

--------

• هودر: هه هه. بابا من این قسمت حرفاتون رو که قبول نکردم. :) شماها نگاهتون به زبان و به اخلاق خیلی محافظه‌کارانه است. شما زبان براتون فقط نقش ارتباط داره. برای من نقشش به چالش گرفتن روابط قدرت هم علاوه بر ارتباط هست.