برای اشتراک ایمیل‌تان را وارد کنید: یا به این نشانی یک ایمیل بفرستید: EditorMyself-subscribe@googlegroups.com
۲۵ شهریور ۱۳۸۷ | 15 September 2008

 به برادرم ابوذر، درباره‌ی دین

  لينک‌دونی هفته
Excerpt: A response to Aboozar about my views on religion.

فرصت خوبی است که به بهانه‌ی نامه‌ای که ابوذر، نویسنده‌ی وبلاگ پاسداران چند وقت برایم نوشته بود، توضیحاتی درباره‌ی نگاهم به مذهب بدهم. بنابراین نامه‌ی ابوذر را تکه‌تکه جواب می‌دهم. نوشته:

بدون تحمل هرگونه مجازاتی میخای بیایی و این خیلی خطرناکه . خودتم به اون کوچه نزن ، اگر بخواهند مجزارت را در مورد تو عادلانه در نظر بگیرند خیلی معیارهای شفافی داره جرائمی که تو انجام دادی . البته این حرفهای من رفقاتو خوشجال می کنه که دارم بهت میگم اگه اونا نباشن تو تهران میشه در موردت چقدر بشدت عدالت رو اجرا کرد و مشکل ممکت ما اینکه که معمولا مجرمهای مهم همین لایه ها اطرافشونه.

آقای حسین آقا، توهین کردن به فاطمه زهرا و مقایسه کردنش با زن های هرزه بی ارزش تر از دستمال نظافت سرویس بهداشتی ، چیزی نیست که یادم بره . توهین هایی که به فرزندانش - سید روح الله و سید علی - تو کردی ، چه جوری بی مجازات بمونه ؟ تو نمادجریان کفر بودی تو ذهن جوونا. تو اولین نمایشگاه وب و وپ و وبلاگ نویسی ، - که اون دوره من وبلاگ نداشتم فقط آی تی بلد بودم - یه بحثایی می کردیم با جوونای هم سن وسال ، گوش که می کردن می گفتن چرا وبلاگ نمی نویسی جواب حسین درخشان رو بدی ؟ اسمتو اولین بار اونجا شنیدم ! نماد جریان کفر بودی که اگه یه بچه مذهبی میگفت واقعا نظام و انقلاب قدرت دفاع از خودشو داره چرا جواب تو رو نمی ده . حالا ، باید ، بیایی ، تمام کنی .

اولا که لطفا الکی تهمت نزن. من قبول می‌کنم که یه دورانی آدم ضد مذهب بودم. ولی هرگز به‌قول تو فاطمه‌ی زهرا یا امامان و معصومان دیگر توهینی نکردم. چون همان موقع‌اش هم می‌دانستم که این تیپ کارها باعث رنجاندن کلی از خوانندگانم می‌شود. حالا خانواده‌ی خودم که همه مذهبی و اهل خدا و پیغمبر و نماز و دعا هستند به کنار. من هیچو‌قت منادی هیچ جریان ضد مذهبی نبودم و اتفاقا از همون موقع هم با یکسری از این جوجه مارکسیست‌های تیپ کمونیت کارگری دعواهای اساسی داشتم. اینها به تاسی از آن رهبر عقب‌افتاده و شارلاتانشان به اسم خسن آقا (که هر سال عید ایران می‌رود و چون اسم مستعار دارد کسی نمی‌فهمد و بعد همه را عامل جمهوری اسلامی می‌‌داند) همه‌شان به من متلک می‌انداختند. تنها یک بار یک طنز کوتاه نوشتم و هدفم آدم‌هایی بود که حرفهای خرافانه می‌زدند، نه امام زمان یا هیچ معصوم دیگری. تازه آن را هم الان با طرز فکر جدیدم نخواهم نوشت.

ولی الان چند سال است که تحت تاثیر مطالعات تازه‌ی تئوریک‌ام دیگر مذهب را الزاما بد یا خوب نمی‌دانم و اتفاقا بقول میشل فوکو اسلام خمینیست را داری پتانسلی بزرگ برای مقاومت دربرابر زور و ستم می‌دانم. همان‌طور که قبلا هم گفته بودم مذهب یک سینی است که می‌تواند هر چیزی را حمل کند. توی این سینی می‌تواند از سرمایه‌داری و خصوصی سازی و بی‌سوادی و رشوه خواری و دزدی و خودخواهی و زن‌فروشی و تجاوز و اعتیاد و عرفان تخدیرگر و دروغ و آدم‌کشی و مصرف‌ گرایی و شکنجه و استبداد و سرکوب و ضعیف‌کشی و نژادپرستی و دخترکشی و مادی‌گرایی و له کردن فقرا و ستم‌دیدگان بگذارید تا معنویت و عدالت و حمایت از مستنمندان و اعتماد به نفس و استقلال و احترام به سواد و دانش و آزادی و قناعت و مقاومت در برابر زور و احترام به زن و احترام به هم نوع و تحمل و مدارا با مخالف. بر اساس اینکه توی این سینی چه ترکیبی از این عناصر و ارزش‌ها بگذاریم هزار جور اسلام و مسحیت و یهودیت و بودیزم و هر جور مذهب و سیستم فلسفه‌ی زندگی دیگری که بخواهید داریم. اسلام مدل پهلوی داریم، مدل سعودی، مدل دوبی، مدل صدام، مدل محمود عباس، مدل ترکیه، مدل اندونزی، مدل بن لادن، مدل نصرالله و مدل خمینی. اینها همه فرم‌هایی از اسلام هستند که همه‌شان هم می‌توانند با تفسیر دلبخواهی از میلیون‌ها کلمه‌ی قران و سنت خودشان را توجیه کنند.

من به خیلی از این اسلام‌ها کافرم، همان طور که تو کافری. من دیگر ضد مذهب نبستم، بلکه فرامذهبم. یعنی همین که مذهب را یک سینی می‌بینم که توی آن هر چیزی می‌شود گذاشت و در بین این سینی‌ها آن اسلامی را که در آن به آدم‌های ضعیف استقلال و عزت و عدالت و آزادی و احترام و قدرت و اراده و مقاومت و سواد و معنویت می‌دهد به شدت دوست دارم و تایید می‌کنم. به اسلامی که انقلاب ایران را تولید کرده و موجب پیدایش حزب‌الله و حماس شده و به صدها میلیون ضعیف‌نگاهداشته و ستم‌دیده در تمام دنیا برای اولین بار امید به آینده داده و قدرت و اراده بخشید و همزمان کثیف‌ترین و خونریزترین و فاسدترین قدرت‌های کل تاریخ بشریت را به دشمنی بلند کرده، نه تنها باید احترام گذاشت، بلکه باید به ترویج آن هم کمک کرد. اگر دین‌دار بودن به ایستادن پای این اصول و ارزش‌هاست، چه بسا آدمی مثل من از خود تو هم دین‌دارتر حساب بشود که با وجود این‌همه فشار و توهین و سانسور و بایکوت و بدنامی حاضر نشده‌ام شرف و وجدانم را مثل خیلی از دوستان سابقم که می‌شناسی و می‌شناسم برای چند هزار یورو و پوند و یکی، دو سال خوردن و کردن و خوابیدن بفروشم. نوشتی:

توبه ؟ واقعا توبه کردی ؟ باشه . از حرام کاریهایی که کردی و البته بازهم مهمترینشو داری می کنی دست بردار . تو از بوش برای این کشور خطرناکتری هزار بار گفتم . حسین اگه دلت برای این کشور می سوزه گوش کن حالیته آخه ؟ خب این که از بمب گذاری و جنگ مسلحانه و قطعنامه و هر کوفت دیگه بدتره که . چون تعامل کلان خصمانه با جمهوری اسلامی - دیگه دشمن هم فهمیده- نظام رو تقویت می کنه چرا؟ چون مولفه های فرهنگی تقویت میشن. ای خدا کی می خوای بفهمی. البته من که میگم می دونی .اما تو حداکثر می تونی ادعای نفهمیدن بکنی که داری می کنی. پس بفهم لطفا.

اگر معنی توبه اعتراف صادقانه‌ی آدم به اشتباهات قبلی‌اش باشد ودرس گرفتن از آنها، من همیشه در حال توبه بوده‌ام. چون همیشه سعی کرده‌ام با خودم روراست باشم و هیچ وقت از اینکه اعتراف کنم اشتباه کرده‌ام ترسی نداشته‌ام. اگه منظورت از حرام کاری چیزهای پیش پا افتاده‌ای مثل خوردن و نوشیدن و گوش دادن و دیدن چیزهایی است که بر اساس قوانین ایران غیر قانونی است، من هیچکدام از اینها را در ایران نکرده و نخواهم کرد چون غیرقانونی است و مجازات دارد. البته حرف زدن از آنها هم ممکن است بر اساس قانون مجازات اسلامی ترویج فحشا یا اصرار بر گناه محسوب شود که من درست نمی‌دانم و باید برم قانون را درست بخوانم. ولی اگر این‌طوری باشد من هیچ اصراری به شکستن این جور قوانین ایران (حتی اگر با آنها مخالف باشم) هم ندارم و اینکه بتوانم در مملکتم زندگی و به آن رفت و آمد کنم خیلی مهم‌تر است از اینکه چیزی بنوشم یا گوش بدهم یا هر چیز.

درباره‌ی پارادیم انقلاب اتفاقا درست می‌گویی. من می‌خواهم پارادایم به همان سالهای اول انقلاب و قبل از جنگ برگردد و گفتمان مقاومت، عدالت، آزادی اندیشه و انتقاد و مبارزه با استعمار و مصرف‌گرایی و سرمایه‌سالاری زنده شود. بزگترین دلیل من برای حمایت از احمدی‌نژاد همین است که دیدم پس از یک سال که دروغ‌هایی که راجع به او می‌گفتند رنگ باخت و آرام آرام خودش نشان داد که چقدر با آن تصویری که رفسنجانیست‌های داخل و خارج در اتحاد استراتژیک با اپوزیسیون مارکسیست یا سلطنت‌طلب از او ساخته بودند فرق دارد. و دیدم که این آدم گفتمان خمینی بزرگ و شریعتی و انقلاب را زنده کرده است و برای همین هم این همه دشمن تراشیده است. چون کارها و حرف‌هایش تاثیر دارد و پاردایم فرهنگی نئولیبرال و آمریکاپرست و خودباخته‌ی رفسنجانی و خاتمی را نابود کرده است و پارادیم تازه‌ و بی‌نظیری را در دنیا مطرح کرده است که باز هم بقول فوکو «روحی است در جهان بی روح امروز». گفتمانی با گذار از عقلانیت اروپایی روشنگری، پسااستعماری و فراساختاری. من هیچ سودی از حمایت از این مرد تنها و شجاع که شبیه‌ترین سیاستمدار ایران به خمینی بزرگ است نمی‌برم. همه‌اش تا حالا فحش و حمله و توهین و حذف و محو و بایکوت و محدودیت بوده است و هر چه هم یک زمانی داشتم بخاطر این مواضع از دست داده ام. از خانواده‌ای ثروتمند و سالم و بخشنده می‌آیم و هرگز قلمم را در مدح و ستایش قلابی از کسی نفروخته‌ام. برو تحقیق کن درباره‌ی دوران نوجوانی من در مدرسه‌ی نیکان و خواهی دید که من همیشه همین‌طور شورشی و مستقل بوده‌ام و این شخصیت من است.

بزرگترین هدف فعلی در زندگی این است که هر کاری از دستم برمی‌آید برای تقویت گفتمان انقلاب ۱۳۵۷ و حرکت سریعتر و موثرتر و موفق‌تر بکنم و هر جور می‌توانم و با آشنایی‌ای که از دنیای اروپا و آمریکا شمالی پیدا کرده‌ام از آن در برابر این استعمار نقاب‌دار دفاع کنم. بخصوص از نظر فرهنگی و تئوریک که به نظرم پاشنه‌ی آشیل جمهوری اسلامی در دهه‌های آینده است و اگر نتواند از سیطره‌ی تئوریک آموزه‌های اروپامحور لیبرالیزم / مارکسیسم بیرون بیاید و با ااستفاده از گشایش‌های تئوریک بیست، سی سال اخیر در اروپا که در واقع زمینه‌ی رهایی از هژمونی تفکر اروپامحور را فراهم می‌کنند و به کمک از تاریخ و تجریه و فرهنگ و مذهب همین مردم و مردم دیگر ستم‌دیده‌ی دنیا، خودش را بازتعریف یا بازچینش یا آرتیکیولت (Articulate) نکند، شکست می‌خورد -- و این همه امید و فداکاری و خون و اشک و عرقی را که به پایش ریخته شده به هدر خواهد داد. نوشتی:

بدون اینا ، پاتو میشه بذداری تهران؟ خدا شاهده که بدون اینها انشاء الله نخواهیم گذاشت. اما با اینها ، چرا. بابا بهائیس میاد توبه می کنه. تو که چیزی نیست. اما بدون بازگشت کامل؟ الله اکبر. بچه شدی؟ بدون روشن شدن تکلیف این موضوع تلاشت برای تغییر پارادایم فرهنگی نظام - که منجر میشه در حقیقت و مستقیما به براندازی - میخوای بیایی و این خطرناکه. و از کسانی که تو رو حمایت می کنن باید پرسید چرا.

فقط حسین پاتو بذاری تهران من وب رو منفجر می کنم از این سئوال. تنها راه حل اینه که قبل از این که بیایی این بحث ها شده باشه.

ابوذر عزیز. من برای پا گذاشتن به تهران نیست که این چیزها را می‌نویسم. بلکه برعکس، بخاطر سیر آفاق و انفس این چند ساله و نتایج تازه‌ای که به آنها رسیده‌ام است که تصمیم گرفته‌ام به ایران برگردم و بعد از هفت سال دوباره در غم و شادی مردم خودم شریک باشم و با توجه به چیزهایی که در این سالها آموخته‌ام هر کاری از دستم بر می‌آید برای خوشحالی و موفقیت این مردم انجام دهم. من دنبال پول و مقام و شهرت نیست که می‌خواهم به ایران برگردم. بلکه می‌خواهم اگر توانی دارم برای مردمی که یکی از مهمترین انقلاب‌های تاریخ معاصر دنیا را با آن همه قربانی کرده است صرف کنم، نه برای این برده‌خانه‌های سرمایه‌داری و هنوز استعماری اروپا و آمریکا.

اتفاقا اشتباه است اگر این حرفها را به نشانه‌ی ملی‌گرایی ببینی. ناسیونالیست ریشه در نژادپرستی دارد و نژادپرستی هم ریشه در ذات‌گرایی (اسنسیالیزم) که مادر تمام خطاهای فکری دنیا است و من هم با تمام اینها شدیدا مخالفم. دفاع من از مردم سرزمینی به اسم ایران بخطر این نیست که خودم تصادفا در همین سرزمین به دنیا آمده‌ام. بلکه اگر هر جای دیگر هم به دنیا آمده بودم و پی به بزرگی و یگانگی این انقلاب بی‌نظیر می‌بردم هر کاری از دستم بر می‌آمد برای آن می‌کردم. از طرف دیگر، اگر روزی هم ایران به جایی برسد که ببینم کمکی از دست من برنمی‌آید یا از من بهتر خیلی هست که بهتر از من در همین مسیر جلو می‌رود، می‌روم سراغ کشورهای دیگر دنیا که همین مسیر استقلال و آزادی و عدالت را می‌روند. لبنان و ونزوئلا و بولیوی و کوبا یا هر جای دیگری که فکر کنم می‌توانم فایده‌ای داشته باشم. حمایت و دفاع من از انقلاب ایران از روی انترناسیونالیسم است، نه ملی‌گرایی احمقانه و نژادپرستانه‌ی بورژوایی که این روزها در ایران متاسفانه بین کاخ‌نشین‌ها مد شده است.

من نمی‌خواهم مخفیانه به ایران برگردم و از هیچ مجازات و برخورد قانونی‌ای هم که قرار است با من بکنند نمی‌ترسم و نمی‌خواهم فرار کنم. ولی می‌‌خواهم با بحث و گفتگو با امثال تو (که یک مویشان را به صدهزارتا از بچه سوسول‌های بورژوای بی‌درد شکم‌سیر عوض نمی‌کنم) صداقت و وفاداری‌ام را نشان دهم. باز هم هر ابهام و سوال و ایرادی داری برایم بنویس، برادر جوانم.


سردبیر: خودم و لینکدونی‌اش را هر روز با ایمیل دریافت کنید.
تازه درهمين باره:



دوستان و آشنايان

تبعیدی عصبانی
یک پزشک
خوابگرد
دوشیزه شین
سولوژن
عرب عصبانی
فلیسوف مآب رمانتیک
آهستان
حاجی واشنگتن
کوروش علیانی
دوم دام
بچه‌ی قلهک
زهرا
یادداشت‌هایی از کابل
بلوط
۳۵ درجه
آرش «کمانگیر» آبادپور
حسین پاکدل
۴ دیواری
یک وحید
مونتاژ انتقادی
پویان طباطبایی
نگارک‌ها
شب پیشگویی
آدم و حوا
کتابلاگ
دادابیس
از پشت یک سوم
حسین نوش‌آذر
عبدالقادر بلوچ
سینا دیلی
نانا
خورشید خانوم
پویان و سیما
گناهکار
ناهید رکسان
سیبستان
بامدادی
رویای آريایی
نگاه نو
نگاه نو
امنزیاک
فوکو بلاگ
مریم مومنی
خیاط باشی
فروغ
نیما دارابی
نازخاتون
مارسی نیومن
مرتضی نگاهی
هوشنگ دودانی
دستنوشته‌ها
روزنامه‌نگار ممسلمان
کریم ارغنده‌پور
شرح
کمال
راه من
مسعود بهنود
مریم ابریشم‌کار
فانتازیا
مسعود ده‌نمکی
روزنه
توکا نیستانی
مازوخیسم محاسباتی
زیتون پرورده
زيتون
جمهور
من راه نشین
آق بهمن
هپلی
امور ایران
حمید مافی
محمود فرجامی
پاسداران
حقوق‌دان پاریسی
طاها بذری
پاگرد
گردباد
خانوم حنا
میرزا پیکوفسکی
موج
صفا در ال.ای
فریادناممه
ملکوت
غلاف تمام فلزی
آن سوی دیوار
ارزیابی‌های شتابزده
لات‌لند
یک فتحی
شکرخواه
ایرانی طعنه‌آمیز
مهستی شاهرخی
جمال
پیاده رو
سمیرا سامانی
ایران‌شهر
آزادنويس
ایمیان
نوه‌ی غلامرضا تختی
لیلی نیکونظر
سبیل طلا
خط قرمز
لگوماهی
مسیح علی‌نژاد
تادانه
بابک داد
وب‌نگاشت
حسام‌الدین آشنا
محمد نوری‌زاد
افسون فسرده
هادی خرسندی
دردنوشته‌ها
دانشجوی مسلمان
منبر دات نت
مرصاد
بی‌بی‌گل
نسل خمینی
جواد کاشی
امیرحسین ثابتی
ف.م.سخن
آچار فرانسه
بی اجازه کوچیکترا نه
رزانیات
سوگلی ریچارد پرل
راهرو
کلنگ کمونیست کارگری
اکبر منتجبی
آی‌تی.ايران
خاکریزیسم
علیرضا شیرازی
احمد جلالی
خسرو نقیبی
حامد قدوسی
کیبرد آزاد
سلمان
ddmmyyyy
مهدی یوسفی
آزاده عصاران
نوک‌تیز
مریم اينا
میرزا
دلبستگی
روزها
انتخاب زنان
آشپزباشی
ابراهیم اسکافی
مشکات
خبرنگار مسلمان
مهدی محمدی
حسین رنجبران
سجاد صفارهرندی
فانونایت
شهرزاد
کامپیتور و ارتباطات
مهدی اسماعیلی
هنوز
زمستان است
شب‌نامه‌ها
گل‌آرا حمزه
چرک‌نویس
غربتستان
تبرمرد
محبوبه حسین‌زاده
احسان
بسیج جهانی
نگفتنی‌ها
هادی نیلی
انتخاب انسانی
خرچنگ زاده
یک استکاان چای داغ
نقیز
شنا در شنزار
مرد تنها
مرصاد امروز
شاخ به شاخ
مجید تفرشی
بازیگر آماتور
آرش صالحی
شبنم طلوعی
آرش غفوری
نیکی اخوان
عباس معروفی
سهند شمس
بیروت ریپورت
کافه ناصری
مطالعات فرهنگی رادیکال
لوبيا
سایه
جواد روح
ضدمورچه
پسر فهمیده
کشکول جوانی
حمید کریمیان
جوانفکر
حنیف مزروعی
پژمان نوزاد
نسرین افضلی
سهیل کریمی
امید معماریان
اسماعیل نیوز
فرنگوپولیس
کافه اندیشه
علیرضا خدابخش
زن نوشت
کلاشینکف دیجیتال
کلفه گینزبورگ
امیرعلی قاسمی
سفره ماهی
سفره‌ماهی
پاک‌نویس
لیلا خدابخشی
تکینسون
علی معظمی
عنکبوت
سرزمین آفتاب
چخوف منو نديدی؟
امشاسپندان
علی مزروعی
خارج از جعبه
مريم نبوی نژاد
ققنوس
بچه‌های سوم تیر
منقل، مخده و پلوراليسم ديني
فالشیست
شهاب اسفندیاری
فانوس خيال
آینه ایرانی
محمد تاج‌دولتی
معصومه ناصری
نیما نامداری
مژده
چلـــغوز
پرگلک
پیام یزدانجو
پیام یزدانجو
من و مانی
شبح
کاملیا انتخابی فرد
خودمونی
حرف غریب
شادی شاعرانه
و اما بعد
امير حسابدار
پاسداران
ایمان
پاگنده
بارانی آبی
اندیشه امروز
معصومه اتبکار
دفترچه‌ی ممنوع
حسن عابدینی
دیدی گفتم
مه‌زود
میان خطوط
جنگ و صلح
صبحانه
کوچه مدرسه حجتیه
آسمانِ سرپناه
حسام فروزان
حقیقت ایرانی
رازیگر
نیستان
یک وبلاگ ساده
تلخوش
قائم‌پناه
ژرف
یولداش
روزگاری که سپری می‌شود
رنگارنگ
مرمرو
کاپیتان هادوک
خاطرات مشبک
کوچ
افکار خصوصی
سیاحت‌نامه میرزا
روی جاده نمناک
کنج
دلتنگستان
کتابدار
نکته
يوتی‌اف-هشت
بازيگر آماتور
نفیسه مطلق
با شما نيستم
سکتور صفر
پارکينگ
پياله
ايستادن در مقابل باد
مهندس سعيد
يه وجب خاک اينترنت
احسان پريم
مهاجر
افعانستان امروز
از امروز
آذر و آيينه‌اش
بهنود کوچک
وبلاگ گوبا
روزگار من
يادداشت‌های سينمايی
اسپ‌سوار
دنيا دست کيه
نمای تزديک
عصيان
ایگناسیو
کتابچه
علاف تمام فلزی
تن‌تن‌سک
آسمان
یک جعبه شکلات
حرفهایم...
از کانادا
ندای امروز
دنيای يک ايرانی
عمو حميد
احسان و هزاره سوم
روزنگار
وب‌نوشت ابطحی
بزرگمهر حسین‌پور
دندانپزشک
پريشان بلاگ
سياست از نگاه دوم
برما چه گذشت
خاکستری
حرف‌های يک الپر
کاوه شجاعی
کاکتوس تيلا
کاپوچينو
خط سوم
ترزا
آبکش
خبرنگار
نيمه‌شب
صادق الوندی
الپر
صورتک
ساده‌تر از آب
مرتضی و ما
پرنیان
علی قدیمی
الفبا
کلانتر
زوزه
ریویو
محسن طالب
یلدا معیری
شهروند نصف‌جهانی
اسکورپیو
نعمت احمدی
لباس شخصی
علی خلیق
این مرد
یادداشت‌های فرهنگ
روزهای زندگی‌ام
یک بلاگر
دانشگاه غیرانتفاعی کیش
بچه‌های قلم
یاک
وحید پوراستاد
وب‌نامه
علی‌اکبر قزوینی
پناه
نوشی و جوجه‌هایش
اینجا و اکنون
مهاجرانی
جمیله کدیور
فانوس
صنوبر
پرنوشت
نادر فتوره‌چی
جنبشی استشهادی
بهزاد بلور
اشکان خواجه‌نوری
مصطفی تاجزاده
عباس عبدی
مسرت امیرابراهیمی
سبقت
عطا خلیقی
لیلی پوررند
آخوندها از مریخ نیامده‌اند
زرنوشت
گل‌دختر
علیرضا حقیقی
نگاه ایرانی
پاپتی
گوز آن‌لاین
وب‌گشت
لوبیسمم
فاطمه رجبی
نگاه یک ایرانی
هزاران نقطه
ریچارد سمبروک
نامحرمانه
غربت‌نوشته‌ها
رشید اسماعیلی
احمدی‌نژاد
شهیر شهید ثالث
احمد شیرزاد
موشک انداز
مژده غضنفری
ابراهیم فیاضی
فواد صادقی
نظرات ديگران

هودر . تو اصلا نیازی نداری برای عقایدت به این آدم جواب پس بدی. تو اگر یک موی ابوذر را به بچه سوسولها ترجیح می دهی بده ، اما من بعنوان یک جوان از طبقه خیلی متوسط جامعه ایران هیچوقت این تیپ را ترجیح نمی دهم . اینها همانهایی هستند که با چوب و چماق دختر و زن مردم را در خیابان می زنند و دستگیر می کنند. حتی آزادی در وب را هم بر نمی تابند. اینها خودشان را صاحب ایران می دانند و برای همه تعیین تکلیف می کنند.

-----------

• هودر: ابوذر بالاخره نماینده یه سری از آدمهاست که وجود دارن و باید باهاشون حرف زد و ازشون هیولا نساخت. اینطوری هم اونها بهتر حرف ما رو میفهمن، و هم ما اونها رو. در ضمن، حتی اکثریت طرفداران احمدی‌نژاد هم مثل این پسر تند نیستند. ابوذر تقریبا اون آخر طیف رو نمایندگی میکنه. ولی به هر حال بچه‌ی خوب و صادق و سالم و خیرخواهیه ونباید نادیده گرفتش.

با سلام از اینکه می بینم در ظاهر متحول شده ا ی خوشحالم . امید دارم درون تو هم به حقانیت تفکر انقلابی حزبالله پی ببری .رهبری فرزانه تر ومدبرتر از ایشان نمی توانی پیدا کنی .در ضمن اگر روزی لو برود که از این کارها قصد زیر ابی رفتن داشته ای به خدا قسم حسابت با کرام الکاتبین خواهد بود.یاحق

بابا بیخیال، طرف یه بسیجی‌نمای کم سن و ساله که همش تو کار ظواهر هست و این که تو پیارسال فلان چیز رو گفتی و من دهنت رو سرویس می‌کنم. بذار یک کم بالغ بشه و کار کنه و زن بگیره، همه نظراتش عوض می‌شه.

I knew you wouldn't dare to publish my last comment. You are lower than the lowest in my eyes now. You went beating down on Khatami and Khatami's alike for changing thier stories and not standing up for what they've said and done. Like that time when Khatami went shaking hands with some women and he denied it... Now you are shitting your pants and you come up with regrets and "to'be" for not being religiuos....

You explain yourself with terms like "lefties" and "righties" and bla bla "rafsanjanists" and bla bla "nationalists" as if this goosfand who threatens you even is interested in what you have to say... He doesn't care... He wants you dead you idiot... you have dishonored Fati and Mehdi!!!!!!! You truly are an idiot...

Even Mugabe made peace with his people... A person who killed and raiped and put Zimbawe through hell but at last he understood that he couldn't deny the people their rights...

But these assholes sitting in Tehran have Emame Zaman and God behind themselves... They would never stop killing and raiping and you are still justifying what they stand for... even though you get threatend and you have to say "Goh khordam" A

--------

• Hoder: No comment was published until now and that included yours. So don't be too quick to judge, because you'd be embarrassed like now.

Welcome to IRI! this is what people mean when they talk about suppression of freedom of thought. Hossein you do not have to explain why you thought different. it was your right to think and talk the way that you thought was right and you should not be questioned about that. But in IRI you are guilty if you think different. That is why a theocratic regime is not acceptable in modern world. Because you get inspected for your thoughts.Do you get it or not yet.

------------

• Hoder: What I'm stopping in Iran wuld not be thinking differently, but to respect the laws against drinking Alcohol, etc. You'll see soon how my thinking is still different from many in Iran.

کس خل برو اول زندگی این ابوذر رو ببین بعد بگو به بچه بورژواها ترجیحش می دی. رفقای خودش بهش می گن تو زیادی از شکم سیری حرف می زنی. ابوذر همیشه پول و پلش لبریز بوده.

الان برای اولین بار سری به وبلاگ پاسداران زدم . هودر فکر میکنی دلیل اینکه خیلی ها با وجود اینکه حس وطن پرستی هم دارند اما بر خلاف من و شما و اندک وبلاگ خوانان و وبلاگ نویسان دیگه به احمدی نژاد فحش میدند چیه ؟ علاوه بر تبلیغات وی او ای و امثال وی او ای در داخل - وجود امثال همین برادر ابوذره که وجه ی امثال احمدی نژاد رو دانسته یا ندانسته و یا شاید هم کاملا عامدانه خراب کردند . چون خیلی ها احمدی نژاد رو نماینده یک قشر متعصب میشناسند . این پاسدار عزیز درست مثل همونهایی عمل میکنه که در خارج از ایران سعی دارند حکومت اسلامی رو تند رو تر از اون چه که هست نشون بدند . به هر حال این حکومت پره از این برادران که البته ما از برادری اونها چیزی نفهمیدیم . و متاسفانه با این رویه شون ایرانی های زیادی رو اواره کردند . و باز هم متاسفانه باید بگم همون خمینی بزرگ هم از این قاعده مستثنی نبود . یعنی حفظ اسلام ( با تعبیر خودش ) به هر قیمتی برای او مهمتر بود تا منافع ایران . همون طور که در ماجرای فتوی علیه سلمان رشدی حفظ اسلام مهمتر از بدنامی ایران بود . و اصولا چه کار اشتباهی بود اون فتوی - سلمان رشدی یک شبه از گمنامی شهره خاص و عام شد و احتمالا تنها کسی که در اروپا کتابشو نخوند خواجه حافظ شیرازی بود . از نظر من حفظ اسلام یا به طور کلی دین بر خلاف خاک و سرزمین نیاز به شمشیر نداره - چرا که جایگاهش در دلهاست - و اصولا در دل انسانه که دین یا ایمان معنی پیدا میکنه و نه مستقل از اون . این دوستان در حقیقت برای پیاده کردن { قوانین } اسلامه که اینقدر تند روی میکنند غافل از اونکه دین به معنی حقیقی یعنی معنویت و ایمان قلبی و چنین موجودیتی هرگز نیاز به دفاع یا جنگ نداره - چرا که دین مال دله و دل از بند زور و شمشیر رهاست . هیچ شمشیری هرگز نتوانسته دلی رو نابود کنه گرچه پیکر رو هزار تکه کنه . اگر برای عدالت میجنگید که فبها - اما در یک جامعه عدالت مدار حقیقی همه انسانها چه دیندار و چه بی دین یکسانند . همیشه فکر میکنم که حسین هم اگر شهید شد برای عدالت بود که شهید شد . خون داد تا زیر بار ظلم و ناحق نره . این رو برای اون جناب اقای پاسدار عاشق سپاه نوشتم که طنز رو با جدی یکی فرض کرده و به عقایدش توهین شده و بابتش خون جلوی چمشهاشو گرفته . یک نکته دیگه - اقای پاسدار : من ( من رو نمونه فرض کن دوست عزیز به نمایندگی از خیلی ها ) مذهبی نیستم . من علی رو دوست دارم چون برای من سمبل عدالته فارغ از اتصالش به ملکوت چون اصولا معتقد به ملکوت نیستم . من منتظر ظهور امام زمان هم نیستم - من ایرانیم - و در ایران زندگی میکنم - و به اندازه جنابعالی و نه یک سر سوزن کمتر حق زندگی و حق بیان عقایدم رو دارم - و در اخر : نه ایران و نه اسلام ارث پدری شما نیست . - کاش از حزب الله لبنان یاد میگرفتید که مسلمان بودن و وطن پرست بودن و ازاد اندیشی در کنار هم یعنی چه .

لطفا منبع نقل قول فوکو را دقیق بده.

---------

• هودر: دادم که. دوباره می‌گم: oucault and the Iranian Revolution: Gender and the Seductions of Islamism by Janet Afary and Kevin B. Anderson (2005)

با توجه به بلاگ حباب پاسخ و نقدي بر آرا شما نوشته ام !

برادرحسین ، بابا تو خودت یه سروگردن از هخا بالاتری. هخا سگه کی باشه پیش تو. البته هرچه که خوبان دارند تو دو صد داری. در زمینه خایه مالی هم بی همتایی، پس نمره اتم بیسته . اما ئمیدونم با این هوش و ذکاوت چرا رفوزه میشی . آها فهمیدم آخه احمق جون تو الان تو کلاس 5 هستی رفتی درسهای کلاس اول رو حفظ کردی. خوب معلومه دیگه رد میشی. بابا ریتارد جان یه کمی دیر فهمیدی نون تو چیه. وگرنه تو هم الان یه وزیری ، وکیلی با رییس جمهوری بودی. مگه تو چیه ات کمتربود از دکتر احمدی نژاد ، دکتر کردان ، دکتر رحیمی ، آیت اله العظمی خمینی ، آیت اله العظمی خامنه ایی ، آیت اله رفسنجانی و ..... . اونها هم نصفه نیمه ایی درس خونده بودند شدند دکتر یا آیت اله و تو هم یه نصفه ایی درس خوندی تو ملی حالا که بزودی دکتر میشی . اما توهم مثل داستان بانووکنیز مولوی کیر رو دیدی دل و هوشت رفت بابا کدو هم ببین . بهر حال این بد چیزیه اگه کدو رو میس کنی .

---------

• هودر: صبر کنی یه کم معلوم میشه خیلی چیزها. من دنبال پول و مقام و قدرت رسمی هرگز نبودم.

سلام. من یه سوال کوتاه از ابوذر دارم که از دریچه ی نظرات بلاگت مطرح میکنم: آقا ابوذر چرا شرب خمر و رابطه جنسی رو که فرا تاریخ، نژاد ، دین و ... هستند، وارد گفتمان انقلاب ایران و اصل وجودی مبارزه میکنی؟ (خدا وکیلی تو رو به هر کی بهش اعتقاد داری، الان شرب خمر و سکس نا محرمان بیشتره تو ایران یا قبل از انقلاب؟- به نظر من هر چه بیشتر برای این دو قضیه محدودیت ایجاد بشه میزان آسیب پذیری انقلاب بیشتر میشه)

فکر نمیکنم که جنگیدن برای وطن یا وطن پرستی یا ملی گرایی با جنگ برای عدالت تفاوت عمده ای داشته باشد و در حقیقت بخشی از انست . اگر خاک وطنت به نامردی اشغال شود برای ان میجنگی . چون عدالت میگوید این خاک { توست } و نه دیگری و این همان مفهوم وطن پرستیست .

hahaha, was a cool conversation. remember to post a photo with "Abu-Zar" once you met him. You make a perfect couple. Both full of shit

هودر عزيز حالا كه تو فرامذهبي هستي، بيا و يك پست بگذار براي كساني كه در راديو زمانه براي افاضات اكبر گنجي كامنت مي گذارند و راديو زمانه خيلي راحت كامنت هايشان را ديليت مي كند. حالا ديگه براي من ثابت شده راديو زمانه فقط دغدغه خوشحال كردن آدم هاي پرحرف و بي فكررا دارد . آدم هايي كه پر از ادعاهستند و به اندازه ي يك بز هم سواد ندارند و هر را از بر تشخص نمي دهند . چي ميگي ؟

---------

• هودر: بد فکری نیست. شاید یه کار ابتکاری کردم در این باره.

ابوذر رو دیگه حتی بین رفقای حزب اللهیشم کسی تحویل نمی گیره. دیگه دوره ی این سیاه و سفید بینی ها گذشته. دوره انگ چسبوندن ها و محاکمه ها و جنجال ها گذشته یکبار شیرین عبدی گفت: هرکس از طرف مذهبی ها طرف ما آمد از ماست. من هم می گم: اگر جسین هورا کش جبهه حسینان باشد با همه ی عرق و شرابش قدمش روی جشم. خیلی ها توی همین جبهه ها اهل عرق و شراب بودن. خیلی ها خیلی کارها رو می کردند. عباس دوران شدن همونهایی که لایعقل مست می کردن. پس هرکه کافر به جبهه جهانی دشمنه از ماست.

---------

• هودر: امیدوارم این رو از اختلافات شخصی با ابوذر ننوشتی باشی. ولی قرار نیست همه عین هم باشن. خیلی ها هستن که مثل اون فکر میکنن و خیلی ها هم مثل تو. مهم اینه که آدم برای «تفاوت» ارزش قائل باشه و بهش اخترام بذاره و سعی کنه اون رو با گفتگو بفهمه.

This is disgusting! you are a hore! look what you would do to get a small peice of shit from the islamic republic ! oh my god what is happening to us.your tone and the way you were leaking the arse of our dear brother was terribly shocking. I have read your weblog on daily basis but i have never ever seen such an acceptance of being dominated in a free talk by you that was absolutely disgusting!it seems psychologically you have a serious problem with (bacheh soosoolhaa) i know that when you were a young boy you were dying to be in the circle of those people who you hate today and of course that wasnt successful at all. but i dont know what happened when you successfully washed out all your younghood complexes when you started to see the world i clearly mean the girls the wine the disco the fun and all you have been deprived from just because of your family social class you know better than me that you have never been from even a middle class family from both cultural and economical point of view.but now you wnat to take revenge by leaking the arse of few people who would definitely consider you as a hore like me even if you could leak their arse so nicely and never leave a bare space!

----------

• Hoder: Thank for you examining my for free, doctor. You solved all my problems and I don't how to thank you for changing my life. :) By the way, check the dictionary to see how to spell whore.

Yes you should go back to that country run by idiots and murderers. Freedom of speach doesn't become you. Pray for foregiveness and maybe they let you live. And no more pictures of you standing with a drink in your hand...they'll cut it off. IDIOT

"اسلام خمینیست را داری پتانسلی بزرگ برای مقاومت دربرابر زور و ستم می‌دانم." خداييش خودت خنده ات نمی گيره از اين حرفا؟ زور و ستم فقط مال آمريکاست و اصلاً به کسی تو ايران ستم نشده!؟ مخصوصاً دوران خمينی با اون جنگ خودخواهانه و کشتار جوون ها و همينطور سه سال اخير که با وجود اينهمه پول نفت، فقر و فساد تو ايران بيداد می کنه؟ ولی آمريکا که برای امثال تو بهشت محسوب می شه، شده مظهر ظلم و ستم؟ اگر برات بهشت نبود برای راه ندادنت به آمريکا اون همه ننه من غريبه ام بازی در نمی آوردی. يادت هم نره رسانه های آمريکا چقدر بزرگت کردند و مزخرفاتت رو منتشر! ولی همون کيهان هم که می خواد چرندياتت رو غرغره کنه، صد تا تهمت و وصله هم بهت می چسبونه. ببين می خوای بدون درد و خونريزی برگردی ايران، راه های ديگه ای هست تا اينکه همچين حرفايی بزنی که حتی برادر شريعتمداری هم می دونه مزخرفه.

----------

• هودر: تاریخ رو دیگه تغییر نده لطفا. جنگ رو ایران شروع نکرد. ولی وقتی شروع شد انتظار داشتی بشینه تا صدام بیاد تهران رو اشغال کنه؟ این تفاوت نگذاشتن بین جنگ و دفاع یه مغلطه‌ی خیلی احمقانه است که شماها همیشه می‌کنین. آمریکا هرگز بهشت نبوده برای من و نیست. یکی دو تا شهر جالب داره، ولی اونهام در مقابل شهرهای دیگه‌ی دنیا بعد از یه کمی سفر کردن آدم می‌فهمه که هیچی نیستن. در ضمن، من مشکل آمریکام پارسال رفع شد و جات خالی رفتن دانشگاه روزنامه‌نگاری کلمبیا و توی پانل شرکت کردم. برو آرشیو پارسال حدود اکتبر و نوامبر رو بخون. الان هم هر وقت بخوام میتونم برم آمریکا.

حسین فقط یه چیزی: کمتر مطالب بیمحتوا و چرت و پرت از قبیل چل غوز بنویس. بیش از این ارزش خودت رو کم نکن. با این کارها ارزش و اعتباری که بین جوونهای ایرانی داشتی بعنوان پدر وبلاگ نویسی از بین بردی. هیچوقت اون ویدیوی مزخرفی که به دوست اسراییلیت (من با اسراییلی بودنش مشکلی ندارم چون همه انسانن) یه مشت فحش و بدبیراه به فارسی یاد داده بودی از یادم نمیره...

----------

• هودر: سخت نگیر آقا جان. خودت رو مرکز دنیا و دوستها و آشناهاتو تمام جوونهای ایران فرض نکن. یه کم برو بچرخ توی مملکت و ببین چجور آدمهایی زندگی میکنن.

حسین جان ایران مثل غرب نیست که اگر در گذشته‌ات اشتباه کرده باشی یا بخوای ۱۸۰ درجه تغییر مسیر بدی کسی بهش کاری نداشته باشه و بتونی از صفر شروع کنی. همیشه به چشم کسایی که به نهوی در ارتباط خواهی بود همان وبلاگر ناراضی و متوهم و یاغی به نظر میآی که خیلی حریم ها رو شکسته. برای اینها مجازاتی هست که باید بپردازی. ایران رفتن را باید در حد یک خواب و خیال بهش بپردازی.

----------

• هودر: ایران قانون داره و توی قانونش داشتن هر عقیده‌ای آزاده. اینهمه آدم بودن که برعکس من چزخیدن و هیچ کسی هم کاریشون نداشته. از امثال مخملباف بگیر تا سروش و مجتهد شبستری و اشکوری و کلی از دوم خردادی‌ها. تا وقتی در حد تفکر متفاوت باشه تحمل میشه. بی‌انصافیه.

به برادرم ابوذر!!! آخر خایه‏مالی بود. آخرشی جناب سلمان فارسی.