جای دوستان خالی چیزهای خفنی دربارهی خاتمی و روابطش با گروههای «ترویج دموکراسی» اروپایی که در واقع نمایندههای پروژهی نواستعماری ترویج دموکراسی هستند پیدا کردهام. ولی تا وقتی خاتمی رسما اعلام نکرده که میآید یا نمیآید آنها را رو نمیکنم تا کسی فکر نکند این موضوع ربطی به انتخابات دارد و من مثلا از طرف کسی مامور شدهام که برای خاتمی دردسر درست کنم و اینها.
این اسناد و مدارک مهماند، بخاطر اینکه دورویی خاتمی را نشان خواهند داد که از یک طرف مثلا شیرین عبادی را آلت دست آمریکا میداند و جایزهی نوبل حقوق بشرش را بیاهمیت و سیاسی میخواند، و بعد خودش دقیقا وارد همان بازی و همان روابط و همان مناسبات میشود. البته به دلیل محرمانه بودن بسیاری از این جلسات و آدمهای مشکوکی که در آنها با خاتمی و نوچههایش معاشرت میکنند، انتقادهایی هم به خاتمی میتوان از نظر امنیتی و سیاسی وارد کرد که جزییاتش بماند برای بعد از اعلام نامزدی یا عدم نامزدیاش.
ولی کلا بگویم که آن احترامی که برای این آدم بخاطر صداقت و مواضع ضد استعماریاش یک زمانی قائل بودم، آرام آرام با دیدن رفتار و گفتار و روابط او در این یکی دو سال از بین رفته است. (دروغ وقیحانهاش را در تکذیب دستدادن مثل روز روشنش با خانمها در ایتالیا برای مثال به یاد بیاورید) خاتمی یا از فرط دشمنی با احمدینژاد واقعا عوض شده است، یا اینکه همیشه همینطور بوده است ولی ما تازه داریم میبینم.