برای اشتراک ایمیل‌تان را وارد کنید: یا به این نشانی یک ایمیل بفرستید: EditorMyself-subscribe@googlegroups.com
۲۸ شهریور ۱۳۸۷ | 18 September 2008

 آقای مظفر، لطفا «حرف زیادی نزن»

  لينک‌دونی هفته
Excerpt: Hossein Mozaffar's hilarious letter of objection about a television series is a revealing example of how thirty years of stupid media policy has failed in Iran -- and who is blocking the emerging promising changes.

هیچ‌وقت از این حسین مظفر (که معلوم نیست کی دکتر شده) خوشم نیامده است. حالا هم که می‌بینم به عنوان رییس شورای نظارت بر صدا و سیما گیر داده به یک سریال ظاهرا بسیار محبوب که هر شب بعد از افطار از شبکه‌ی سه پخش می‌شود. من سریال را ندیده‌ام، ولی ایراد‌هایی که این «دکتر» مظفر به این سریال گرفته آن قدر مسخره است که واقعا آدم را یاد یک بچه‌ی دبستانی نازپروده‌ی دبستانی می‌اندازد که در عمرش فحشی بالاتر از بی‌ادب نشنیده. طرف خیلی جدی ورداتشه و یکی از خنده‌دارترین نامه‌های کل تاریخ جمهوری اسلامی را خطاب به ضرغامی بینوا نوشته:

... نمونه هايي از پخش الفاظ ركيك و زشت در سريال‌ بزنگاه آن هم در بهترين ساعات معنوي ماه مبارك رمضان از قبيل : « خفه شو، اينقدر زر نزن، ميترسم خريتش كار را خراب كنه، گاز بده لعنتي، تو كپه مرگت روبذار، درسته گاهي من خولم ولي تو هميشه خولي، حرف زيادي نزن، چه مرگته، اينا رو از كدوم گوري پيدا كردي، اي يارو عوضي، تا آن روي سگ من بالا نيومده، آشغال‌بر، مرتيكه مزاحم، برو گم‌شو، احمق‌هاي ديونه، و نمايش حركات ناپسند از قبيل بازي با انگشتان دست كه درعرف نماد و يا معناي زشتي را متبادر مي‌كند، انتخاب سوژه مكرر آبريزگاه و دستشويي، توهين به والدين كه در دستشويي مي‌گويد: « اينجا بوي آقاجون رو ميده.»

واقعا نمی‌دانم بخندم یا عصبانی شوم از این همه حماقت و خودشیرینی. آخر مردک بی‌سواد. تو اگر یک قصه در تمام عمرت خوانده بودی می‌دانستی که اگر تمام شخصیت‌های یک قصه مثل هم حرف بزنند و زندگی کنند و غذا بخورند و لباس بپوشند و راه بروند و شوخی کنند و اینها که دیگر آن «پیامی» هم که آدم‌های عقب‌افتاده‌ای مثل تو با آن مدل‌های تابلوی پروپاگاندا می‌خواهند توی کله‌ی مردم (به خیال خودشان) فرو کنند هم آن وسط گم می‌شود. تو واقعا با آن همه ادعایت نمی‌فهمی که سیاست‌های رسانه‌ای و فرهنگی احمقانه‌ی امثال تو چقدر باعث رانده شدن جوانان بعد از انقلاب از جمهوری اسلامی شده است؟

نمی‌فهمی که اگر طرز فکر نئاندرتال تو نبود امثال من لازم نبود که هفت سال بیرون از ایران زندگی کنیم تا بعد از فراموش کردن قیافه‌ی نحس امثال تو و پروپاگاندای شتری‌تان به اهمیت و بزرگی انقلاب این مردم و مظلومیت و حقانیت‌شان پی‌ببریم. در همان تهران هم می‌فهمیدیم که چرا باید جلوی دیوث‌های آمریکایی بایستیم و یک قدم عقب نیاییم، چون اینها همه چیزمان را بعد از همان یک قدم خواهند گرفت. کسانی که جانشان را دادند تا این انقلاب به ثمر برسد، آن همه جوان دسته‌گلی که تکه تکه شدند تا امثال تو به وزارت و ریاست برسی و شکمت را گنده کنی همه به همین زبانی که تو ریاکارانه «رکیک» می‌دانی حرف می‌زدند و زندگی می‌کردند و می‌جنگیدند.

اگر فقط مغزت به اندازه‌ی معده‌ات کار می‌کرد، باید پس از اینکه فیلم کوچک و ساده‌ و خاکی‌ای مثل «اخراجی‌ها» رکورد میزان فروش و تعداد تماشاچی را در تاریخ سینمای ایران شکست، می‌فهمیدی که روشی که امثال تو نزدیک سی سال بر رسانه‌ها وفرهنگ و هنر این مملکت حاکم کردید هیچ فایده‌ای نداشته است. مردم هیچ جای دنیا نمی‌نشینند جلوی تلویزیون تا چهارتا ریاکار کودن و ابله مثل تو برایشان تصمیم بگیرید که چه چیز به صلاحشان است و چه چیز نه، چه چیز رکیک است و چه نه، چه چیز موهن است و چه نیست.

رادیو و تلویزیون جمهوری اسلامی پس از سالها رقصیدن به ساز نکره‌ی امثال تو دارد به راهی تازه می‌رود که مردم را خیلی باهوش‌تر و محترم‌تر و بالغ‌تر از چیزی که تو تصور می‌کنی می‌بیند و در نتیجه از آن سانسور خجالت‌آوری که امثال تو سه دهه به آن تحمیل کرده بودید دارد فاصله می‌گیرد. برای اینکه در اثر سیاست‌های شماها مردم آرام آرام به شوی لونا شاد و صدای آمریکا بیشتر نگاه می‌کنند تا برنامه‌های عصاقورت‌داده و پر از ریا و تظاهر و ادب مصنوعی‌ای که شماها می‌ساختید. همین خطر امنیتی کل رادیو تلویزیون ایران را تکان داده و حالا که نشانه‌هایی از این راه و روش تازه و امیدوارکننده به چشم می‌آید، امثال توی بی‌شعور دارید جلویش سنگ می‌اندازید.

آقای حسین مظفر، شکی ندارم که شما وقتی می‌گوزی بوی گلاب همه جا را پر می‌کند، وقتی می‌رینی بجای گه فالوده شیرازی تولید می‌کنی، وقتی در حد مرگ عصبانی می‌شوی بجای فحش دادن صلوات می‌فرستی، وقتی روزه می‌گیری نفست بوی گند نمی‌گیرد، وقتی پورن می‌بینی هرگز جلق نمی‌زنی، وقتی می‌خوابی همیشه کت و شلوار به تن داری، و... ولی بدان کسانی که این ممکلت را از گزند آمریکای جاکش و اسراییل حرام‌زاده نگه‌داشته‌ و خواهند داشت تمام این عیب و اشکالاتی را که تو نداری دارند. پس لطفا «خفه شو».


سردبیر: خودم و لینکدونی‌اش را هر روز با ایمیل دریافت کنید.
تازه درهمين باره:



دوستان و آشنايان

تبعیدی عصبانی
یک پزشک
خوابگرد
دوشیزه شین
سولوژن
عرب عصبانی
فلیسوف مآب رمانتیک
آهستان
حاجی واشنگتن
کوروش علیانی
دوم دام
بچه‌ی قلهک
زهرا
یادداشت‌هایی از کابل
بلوط
۳۵ درجه
آرش «کمانگیر» آبادپور
حسین پاکدل
۴ دیواری
یک وحید
مونتاژ انتقادی
پویان طباطبایی
نگارک‌ها
شب پیشگویی
آدم و حوا
کتابلاگ
دادابیس
از پشت یک سوم
حسین نوش‌آذر
عبدالقادر بلوچ
سینا دیلی
نانا
خورشید خانوم
پویان و سیما
گناهکار
ناهید رکسان
سیبستان
بامدادی
رویای آريایی
نگاه نو
نگاه نو
امنزیاک
فوکو بلاگ
مریم مومنی
خیاط باشی
فروغ
نیما دارابی
نازخاتون
مارسی نیومن
مرتضی نگاهی
هوشنگ دودانی
دستنوشته‌ها
روزنامه‌نگار ممسلمان
کریم ارغنده‌پور
شرح
کمال
راه من
مسعود بهنود
مریم ابریشم‌کار
فانتازیا
مسعود ده‌نمکی
روزنه
توکا نیستانی
مازوخیسم محاسباتی
زیتون پرورده
زيتون
جمهور
من راه نشین
آق بهمن
هپلی
امور ایران
حمید مافی
محمود فرجامی
پاسداران
حقوق‌دان پاریسی
طاها بذری
پاگرد
گردباد
خانوم حنا
میرزا پیکوفسکی
موج
صفا در ال.ای
فریادناممه
ملکوت
غلاف تمام فلزی
آن سوی دیوار
ارزیابی‌های شتابزده
لات‌لند
یک فتحی
شکرخواه
ایرانی طعنه‌آمیز
مهستی شاهرخی
جمال
پیاده رو
سمیرا سامانی
ایران‌شهر
آزادنويس
ایمیان
نوه‌ی غلامرضا تختی
لیلی نیکونظر
سبیل طلا
خط قرمز
لگوماهی
مسیح علی‌نژاد
تادانه
بابک داد
وب‌نگاشت
حسام‌الدین آشنا
محمد نوری‌زاد
افسون فسرده
هادی خرسندی
دردنوشته‌ها
دانشجوی مسلمان
منبر دات نت
مرصاد
بی‌بی‌گل
نسل خمینی
جواد کاشی
امیرحسین ثابتی
ف.م.سخن
آچار فرانسه
بی اجازه کوچیکترا نه
رزانیات
سوگلی ریچارد پرل
راهرو
کلنگ کمونیست کارگری
اکبر منتجبی
آی‌تی.ايران
خاکریزیسم
علیرضا شیرازی
احمد جلالی
خسرو نقیبی
حامد قدوسی
کیبرد آزاد
سلمان
ddmmyyyy
مهدی یوسفی
آزاده عصاران
نوک‌تیز
مریم اينا
میرزا
دلبستگی
روزها
انتخاب زنان
آشپزباشی
ابراهیم اسکافی
مشکات
خبرنگار مسلمان
مهدی محمدی
حسین رنجبران
سجاد صفارهرندی
فانونایت
شهرزاد
کامپیتور و ارتباطات
مهدی اسماعیلی
هنوز
زمستان است
شب‌نامه‌ها
گل‌آرا حمزه
چرک‌نویس
غربتستان
تبرمرد
محبوبه حسین‌زاده
احسان
بسیج جهانی
نگفتنی‌ها
هادی نیلی
انتخاب انسانی
خرچنگ زاده
یک استکاان چای داغ
نقیز
شنا در شنزار
مرد تنها
مرصاد امروز
شاخ به شاخ
مجید تفرشی
بازیگر آماتور
آرش صالحی
شبنم طلوعی
آرش غفوری
نیکی اخوان
عباس معروفی
سهند شمس
بیروت ریپورت
کافه ناصری
مطالعات فرهنگی رادیکال
لوبيا
سایه
جواد روح
ضدمورچه
پسر فهمیده
کشکول جوانی
حمید کریمیان
جوانفکر
حنیف مزروعی
پژمان نوزاد
نسرین افضلی
سهیل کریمی
امید معماریان
اسماعیل نیوز
فرنگوپولیس
کافه اندیشه
علیرضا خدابخش
زن نوشت
کلاشینکف دیجیتال
کلفه گینزبورگ
امیرعلی قاسمی
سفره ماهی
سفره‌ماهی
پاک‌نویس
لیلا خدابخشی
تکینسون
علی معظمی
عنکبوت
سرزمین آفتاب
چخوف منو نديدی؟
امشاسپندان
علی مزروعی
خارج از جعبه
مريم نبوی نژاد
ققنوس
بچه‌های سوم تیر
منقل، مخده و پلوراليسم ديني
فالشیست
شهاب اسفندیاری
فانوس خيال
آینه ایرانی
محمد تاج‌دولتی
معصومه ناصری
نیما نامداری
مژده
چلـــغوز
پرگلک
پیام یزدانجو
پیام یزدانجو
من و مانی
شبح
کاملیا انتخابی فرد
خودمونی
حرف غریب
شادی شاعرانه
و اما بعد
امير حسابدار
پاسداران
ایمان
پاگنده
بارانی آبی
اندیشه امروز
معصومه اتبکار
دفترچه‌ی ممنوع
حسن عابدینی
دیدی گفتم
مه‌زود
میان خطوط
جنگ و صلح
صبحانه
کوچه مدرسه حجتیه
آسمانِ سرپناه
حسام فروزان
حقیقت ایرانی
رازیگر
نیستان
یک وبلاگ ساده
تلخوش
قائم‌پناه
ژرف
یولداش
روزگاری که سپری می‌شود
رنگارنگ
مرمرو
کاپیتان هادوک
خاطرات مشبک
کوچ
افکار خصوصی
سیاحت‌نامه میرزا
روی جاده نمناک
کنج
دلتنگستان
کتابدار
نکته
يوتی‌اف-هشت
بازيگر آماتور
نفیسه مطلق
با شما نيستم
سکتور صفر
پارکينگ
پياله
ايستادن در مقابل باد
مهندس سعيد
يه وجب خاک اينترنت
احسان پريم
مهاجر
افعانستان امروز
از امروز
آذر و آيينه‌اش
بهنود کوچک
وبلاگ گوبا
روزگار من
يادداشت‌های سينمايی
اسپ‌سوار
دنيا دست کيه
نمای تزديک
عصيان
ایگناسیو
کتابچه
علاف تمام فلزی
تن‌تن‌سک
آسمان
یک جعبه شکلات
حرفهایم...
از کانادا
ندای امروز
دنيای يک ايرانی
عمو حميد
احسان و هزاره سوم
روزنگار
وب‌نوشت ابطحی
بزرگمهر حسین‌پور
دندانپزشک
پريشان بلاگ
سياست از نگاه دوم
برما چه گذشت
خاکستری
حرف‌های يک الپر
کاوه شجاعی
کاکتوس تيلا
کاپوچينو
خط سوم
ترزا
آبکش
خبرنگار
نيمه‌شب
صادق الوندی
الپر
صورتک
ساده‌تر از آب
مرتضی و ما
پرنیان
علی قدیمی
الفبا
کلانتر
زوزه
ریویو
محسن طالب
یلدا معیری
شهروند نصف‌جهانی
اسکورپیو
نعمت احمدی
لباس شخصی
علی خلیق
این مرد
یادداشت‌های فرهنگ
روزهای زندگی‌ام
یک بلاگر
دانشگاه غیرانتفاعی کیش
بچه‌های قلم
یاک
وحید پوراستاد
وب‌نامه
علی‌اکبر قزوینی
پناه
نوشی و جوجه‌هایش
اینجا و اکنون
مهاجرانی
جمیله کدیور
فانوس
صنوبر
پرنوشت
نادر فتوره‌چی
جنبشی استشهادی
بهزاد بلور
اشکان خواجه‌نوری
مصطفی تاجزاده
عباس عبدی
مسرت امیرابراهیمی
سبقت
عطا خلیقی
لیلی پوررند
آخوندها از مریخ نیامده‌اند
زرنوشت
گل‌دختر
علیرضا حقیقی
نگاه ایرانی
پاپتی
گوز آن‌لاین
وب‌گشت
لوبیسمم
فاطمه رجبی
نگاه یک ایرانی
هزاران نقطه
ریچارد سمبروک
نامحرمانه
غربت‌نوشته‌ها
رشید اسماعیلی
احمدی‌نژاد
شهیر شهید ثالث
احمد شیرزاد
موشک انداز
مژده غضنفری
ابراهیم فیاضی
فواد صادقی
نظرات ديگران

حسین فقط میتونم بگم چاکرتم، ایول دمت گرم، واقعاً خوب نوشتی. یه Oktoberfestbier ناز نفست همین الان میرم بالا.

نصفه شبی بدجوری خندوندی ما رو هودر! دمت جیز با این ادبیات .... تمیزت!

واقعا عرف بشری رو برای عشق به خودت زیر پا میذاری. من سال ۱۹۸۸ بعز از پایان سربازی درست وسط موشک باران ها بطور قانونی اومدم کانادا پناهنده هم نشدم. سال ۱۹۹۳ برگشتم و سر زدم من از سال ۱۹۹۵ تا سال ۲۰۰۱ مخالف رژیم جمهوری اسلامی و کلا اسلام سیاسی و فرهنگ اسلامی بودم اما در این مخالفت هیچ عمل غیر قانونی وجود نداشت من شدیدا از انتخاب خاتمی نگران بودم و حتی همون موقع برای خامنه ای و کیهان احترام قائل بودم چون احساس میکردم رو راست تر و صادقانه تر حرفهاشونو میزنن. بعداز وقایع یازده سپتامبر شروع به مطالعه مطالبی کردم که آرام آرام منو آورد به اونجایی که هستم. من این داستان رو بارها برای تو تعریف کردم. متاسفانه همونطوری که توی پست اصلی گفتم تو وقتی مردم باهات حرف میزنن اصلا گوش نمیدی. فقط تظاهر به گوش دادن میکنی و متنظر میشی که صحبت رو به خودت برگردونی. دوست دارم لحن بازجویانه خودت رو هم نگاه کنی که واقعا شخصیت تو رو پایین میاره. درباره سریال تلوزیونی من بارها از مادرم شنیده بودم که مزخرف و منحرف کننده هست. تو بدون تحقیق زیاد دوست داری وارد قضیه بشی. دلیلش هم اینه که میخواهی بگی با تمام سیاست های جمهوری اسلامی موافق نسیتی. این ژست گرفتنها رو برای جلوی غربی ها احتیاج داری میفهمم. اما لا اقل سعی کن مثالت درست باشه. لان میفهمم که تو اصولا لجن و لجن بازی رو دوست داری. ایرادی هم نداره. فقط فکر نکن همه مثل تو دوست دارن جلوی انظار عمومی بپرن توی لجن و کثافت کاری کنن. بیا دست بردار از این مسخره بازی ها و مثل آدم جواب انتقادهای منو بده... من سربازی خودمو در بوشهرپایگاه نیروی هوایی انجام دادم و دو بار(هر بار ۴۵ روز) در طول ۱۸ ماه برای دفاع پدافندی به خط مقدم اعزام شدم و همراه سربازهای دیگه از مرزهای ایران دفاع کردم. البته من بدلیل نمره های خوب در دوره آموزشی به عنوان گروهبان درجه سه خدمت کردم نه سرباز معمولی. حالا خیالت راحت شد. یاد بگیر معذرت خواستن رو بخاطرحرف زیادی و تهمت های ناروا

-----------

• هودر: من اولین بار است که اینها را میشنوم. بهرحال اگر اشتباه کردم عذر می‌خوام. ولی به هر حال خودت هم تایید می‌کنی که ازسال ۹۳ تا الان یعنی نزدیک به شانزده سال است که ایران را فقط از روی اینترنت و رسانه‌ها می‌شناسی. از این نظر فرقت با امثال لوس‌آنجلیسی‌ها چیه؟

سلام مجدد. باور كن ديشب همه نوشته ات را نخونده بودم. حواسم فقط به فيلم هاليوودي بود و بس. ولي الان يه بار ديگه از اول تا آخرش رو خوندم. باور كن كه اشتباه كردي و به قول دوستان زياده روي كردي. حق حسين مظفر كه هيچ، حق هيچكس ديگري هم نيست كه اينطوري درباره اش بنويسي. مخصوصا اون قسمتهاي آخر نوشته ات رو اگر شد دوباره ويرايش كن. كاري به عقايد مظفر ندارم ولي سريال مورد نظر اونقدر مزخرف و سطح پايين ساخته شده كه در مسخره كردن جامعه و مردم ايران فرقي با فيلمهاي خارجي نداره.

موضوع اصلا این چرندیاتی که این مردک بهانه کرده نیست؛ موضوع این است که عطاران رسما ترکمون زده به کل بلاهت ها و حقارت های امثال همین مظفر. به دولت و پلیس هم انداخته. سریال را که ببینی می فهمی داستان از چه قرار است... به هر حال ممنون از همه ی کسانی که با همین وبلاگ هایشان مخالفت شان را با این ستاد بزرگ امر به معروف و نهی از منکر نشان دادند.

بهتر بود اول میدیدی، بعدن اظهار نظر میکردی. چون بدون اینکه بخواهی، غیر مستقیم از سریال دفاع کردی. کلا رضا عطاران ذهنش خرابه، و دست خودش نیست. از وقتی‌ با این داوودنژاد میگرده که بدتر هم شده. ضمنا، اینکه میگی‌ باید صبر کرد آخرش رو دید، در مورد فیلم سینمایی میتونه درست باشه، اما نه در مورد سریال!! چون حالا اومدیم و کسی‌ اون قسمت آخرش رو که قراره یه پیام لوس آموزنده بده رو ندید! اونوقت فقط بداموزیش میمونه. این فیلم همش تبلیغ اعتیاده و بدی کردن رو عادی نشون میده. درسته که تو خودت ادبیاتت پاستوریزه نیست، اما تیپ مخاطبهای تو فرق میکنه. بحث ما، سر پربیننده ترین ساعت تلویزیونه ، یعنی‌ درست بعد از افطار توی ماه رمضان. اگه خودت نگاه کنی می بینی که فقط مونده طرف شرتش رو در بیاره تا خنده دار بشه، اما خنده دار هم نیست. ضمنا من هم از مدیر شبکه 3 خوشم می آمد، اما الان مدتیه که دیگه نه.

حسین. چیزی که متوجه آن نیستی اینست که وبلاگ تو شرایطش با دو سه سال قبل متفاوت است. تعداد و نوع مخاطبین تو عوض شده اند. فکر کنم خودت فیدبک های مختلف در رسانه های داخل را تحت نظر داری. لذا اگر یکی دو سال پیش فحش و بد و بیراه و الفاظ عجیب و غریب بکار می بردی، خواننده ات چند تا وبلاگ نویس آس و پاس بیشتر نبودند. اما وقتی امروز با این طیف مخاطبین (نمی دانم حواست هست که چه کسانی اینجا را می خوانند یا نه) پست هایی با این ادبیات تند و بعضا بالای 18 می نویسی، تاثیر بسیار منفی بر مخاطبین جدیدت گذاشته و حتی آن ها را فراری می دهد. لذا لطفا این موضوع را از یاد نبر و در استخدام کلمات بیشتر دقت کن

---------

• هودر:مرسی از تذکرت. ولی آدم اگه بخوا نگران از دست دادن خواننه باشه اصلا نباید چیزی بگه یا بنویسه. بالاخره ممکنه یه جاییش یه کسی رو ناراخت بکنه دیگه. بعدش هم این کجاش بالای ۱۸ بود. جلق زدن رو معلمولا آدمها از ۱۳، ۱۴ سالگی شروع میکنن. :)

افشين، كشتي اش! نگفتم بكشش! گفتم دعواش كن

RIGHT ON BROTHER RIHT ON

به نظرم تو فقط کامنت هایی رو منتشر می کنی که بتونی بهشون جواب بدی، که معمولاً جواب هات پر از سفسطه و کمرنگ کردن واقعیت ها (حتماً میگی واقعیتی وجود ندارد و همه چیز ذهنیته) است. کامنت من راجع به نامه ات به ابوذر چطور منتشر نشد؟ نه توهینی داشت و نه چیز دیگه ای (مگه این که صفتی مثل بی شعور برای تو بچه مؤدب فحش حساب بشه).

---------

• هودر:کدوم کامنت دوست من؟ من هیچ چیزی را حذف نمی کنم. چی نوشته بودی؟ مطمئنی حذف شده؟ برو ببین. گاهی توی تایید کامنت‌ها تاخیر چند روزه پیش میاد.

من کاملا با حرفهای آقای مظفر موافق هستم. اين سریال بدآموزی زیادی دارد. عزیز دلم اینجا امریکا نیست.چرا کسی با کارهای قبلی عطاران که انها هم پر بیننده وخنده دار بودند کاری نداشت ؟ يک کم فکر کنی بعد حرف بزنی بد نیست. آماده مناظره در این رابطه هستم هر جور که دوست داری.

---------

• هودر: من از این سریال که هنوز ندیدمش دفاع نمی‌کنم. به انتقاد مظفر حمله می‌کنم که واقعا بچگانه و احمقانه است و به این انقلاب تا حالا خیلی ضربه زده.

واقعا خجالت آوره که منو به فرار از جنگ متهم میکنی. این حرف تو تهمته و من ار تو میخوام که تهمت دروغی خودتو درباره من از این سایت ورداری و معدرت بخواهی. تو اینتوری با شرکت کنندگان دفاع مقدس برخورد میکنی؟ من دوسال از زندگی ام رو در سربازی و در جنگ گذروندم. اینو که میدونستی چون بارها برات تعریف کرده بودم. تو چرا وقتی از دلیل کم میاری حمله های بی جا میکنی مرد حسابی. ببین واقعا بحثت با من بی دلیل و احمقانه هستش. دست وردار حسین ندار همون یک ذره احترامی هم که برات داشتم رو از دست بدم. در آخر بگم دوباره اشتباه میکنی و نمیتونی منو به داخل لجنی که توش تنفس میکنی بکشونی. حالا میفهمم که تو واقعا اهل تهمت زدنهای ناروا و درغی هستی.

---------

• هودر: شلوغش نکن. من نه هرگز از تو شنیدم و نه خوندم که سربازی رفته باشی، اون هم زمان جنگ. ولی حالا که پیش اومد یه تاریخچه بده از خودت ببینیم. کی از ایران رفتی و چند سالت بود و چرا و آیا قانونی رفتی یا غیرقانونی و اینکه چرا و کی به کانادا پناهنده شدی و چرا جرات نداری برگردی؟ فکر نکن میتونی این ابهامها رو زیر خایه‌مالی‌هات از «دفاع مقدس» و ولایت فقیه و خمینی و خامنه‌ای مخفی کنی.

هودر: می‌دانم اینها را. یارو تمام عمر سیاسی‌اش را از نردبان خون آن دو برادرش بالا رفته. همیشه هم هرجا با آن عقل ناقصش فکر کرده قدرت آنجاست رفته دنبالش. یک روز رفسنجانی و یک روز خاتمی و یک روز احمدی نژاد و الان هم که لاریجانی و قالیباف و خوشچهره و خلاصه دشمنان احمدی‌نژاد در اصول‌گرایان....

Are you talking about yourself?

---------

• Hoder: You tell me. Are you comparing me to a former minister who has always had senior political jobs? I've been a journalist and observer and if all your claims to freedom of thought doesn't even allow me to change my mind about things, I don't think you have integrity.

آقای گل آرا حمزه، تو که الان یک دفعه مودب شدی و از وقتی درخشان اونقدری که احتیاج داری بهت توجه نکرده باهاش چپ افتادی مگه خود نبودی که گوز آن لاین را راه انداختی و توی اون شماره اولش حرف از ان قلاب و این چیزها زدی؟ لااقل وقتی میخوای ایراد بگیری یه چیزی بگو که کون گهی خودت رو نشون نداده برادر من.

Hoder! with all due respect dude, you are not talking anymore, it is just barking!

---------

• Hoder: Then why do you still bother reading and even leaving comments?

اون تیکه که گفتی ماها باید به خاطر عوضی هایی مثل این یارو هفت هشت سال خارج می موندیم تا قدرانقلاب را بفهمیم رو خیلی درست اومدی. قبول دارم. البته اوایل و خود انقلابی ها اینجوری نبودند. اصلاً لاتها بودند که رفتند جنگ. بچه مسجدی آبکشیده تکبیر گو و دست حاج آقا ببوس کجا تخم می کرد جبهه بره.

زیاده روی کردی حسین، خیلی. سوای لحن اشتباهت، هر چی هست اون نماینده مردمه و نباید این طوری بهش فحش بدی. نه به خاطر مقامش، بلکه به خاطر عده ی زیادی که بهش رای دادن.

---------

• هودر: حسین مظفر نامزد ائتلاف فراگیر از تهران بود و حتی چهلم هم نشد و در نتیجه اصلا نماینده‌ی مجلس نیست. بعدش هم، حقشه. آدم مزخرفیه و باید یک نفر بالاخره یه بار توی روش حالش رو بگیره.

فکر کنم حسابی گند زدی، مظفر جناح اش را بعد از دولت خاتمی عوض کرد و الان در جناح مطبوع تو است. فکری برای پست ات بکن و یکم بیشتر بخوان تا خودی و غیرخودی را بشناسی.

---------

• هودر: ببین دوست من. اگر تو تمام مواضع سیاسی‌ات رو بر اساس خودی و غیرخودی میگیری، دلیل نداره همه مثل تو باشند. من یه چیزی دارم به نام تفکر که بهم نشون میده که سیاسی‌کاری حزبی یکی از بچگانه ترین و احمقانه ترین محصولات کاپیتالیزم است که توی ایران هم متاسفانه دارد مد میشود. این حزب‌بازی‌ها خلاف منطق و خلاق اخلاق و خلاف اصول اخلاقی اسلام است. جدا از این، مظفر از بزرگترین دشمنان احمدی نژاد در بین اصول گرایان محسوب میشود و در انتخابات مجلس هم که البته رای نیاورد عضو لیست خوشچهره و اینها بود که بدجوری هم کنف شد.

1- حسین مظفر خودش برادر سه شهید است. از همانها که تو سنگشان را در این یادداشت، به سینه زده ای. خودش هم در زمان جنگ رزمنده بوده است. باز هم از همانها که سنگشان را به سینه زده ای. عکس معروفی هم از او در جبهه هست که پیکر خونین برادر شهیدش را در آغوش کشیده است و دارد زار می زند. 2- سریال مورد اعتراض مظفر، یک افتضاح به تمام معنا است. بهتر بود اول آن را می دیدی بعد قضاوت می کردی.

---------

• هودر: می‌دانم اینها را. یارو تمام عمر سیاسی‌اش را از نردبان خون آن دو برادرش بالا رفته. همیشه هم هرجا با آن عقل ناقصش فکر کرده قدرت آنجاست رفته دنبالش. یک روز رفسنجانی و یک روز خاتمی و یک روز احمدی نژاد و الان هم که لاریجانی و قالیباف و خوشچهره و خلاصه دشمنان احمدی‌نژاد در اصول‌گرایان. برادر سه شهید بودن هیچ افتخاری برای کسی نمی‌آورد. بلکه نشان میدهد که اتفاقا طرف چقدر جان‌دوست و ترسو بوده برخلاف برادرانش. این سریال هرچقدر مزخرف باشد ایرادهای مظفر به آن آنقدر احمقانه است که به سریال آبرو و ارزش میدهد. بعد هم بقول مقامات تلویزیون آخر سریال را باید صبر کرد و دید. فعلا هنوز کی از آن مانده و نتیجه گیری قصه و اینها هنوز پخش نشده. باید صبر کنید.

هاها، حال کردم با این نوشته‌ات، خداییش در یکی از گردهمایی‌ها، یکی باید بره پای بلندگو این نوشته رو برای مظفر خایه مال در حضور خودش بخونه، به عنوان نامه‌ای از شهروندان، بعدش عکس‌العمل خودش رو ببینیم. شاهکار میشه.

حالا خود پدرسگش معلوم نیست که وقتی بچه‌هاش رو دعوا می‌کنه چجور فحش و فضیحتی بارشون می‌کنه!

هودر دمت گرم بابا کلی خندیدم . منم دیروز که نامه این اقا رو خوندم تعجب کردم چون اولش فکر کردم شاید زبونم لال زبونم لال تو این سریال کسی به کسی فحش خواهر مادر داده بوده . بابا اینا اگه انقدر جهالت نکرده بودن ملت هر شب پای صدای امریکا و جفنگیات نوری زاده و اون یکی سازگارا و چهار تا خائن وطن فروش دیگه نمی نشستن که . حالا باز لونا شاد که خوبه ( راستی میگم یادته قدیما هفته ای یه بار شنبه ها اوشین داشت که جمعه قبلشم هفت سامورایی داده بود برای بار هفتم ؟! )

موضوع اينه كه ديدن مكرر كاسه ي دستشويي و تاكيد بر دستشويي رفتن افراد و بوي دستشويي ، خوردن آبي كه دندان هاي مصنوعي مرد مرده در ان است توسط افراد گيج ، سبيل هاي بلند و مردانه ي شخصيت دختر خانواده ، دائما دنبال سيخ گشتن مرد معتاد و اشتغال فكر دائمي او براي زدن مواد كه جور ناجوري زننده است ، سر سفره ي افطار اصلا لطفي ندارد . بد نيست فيلم را بخصوص از قسمت هاي اولش ببيني بعد آن ناظر تلويزيون رافحش كش كني

---------

• هودر: قرار نیست همه از هر چیزی که تلویزیون میده خوششون بیاد. ولی این سریال کلی مراحل ارزشیابی و نظارت رو گذرندوه قبلا و این مزخرفات امثال مظفر فقط برای خودشیرینی و لوس بازیه.

نه حسین واقعا تو خفه شو! من خوشحالم که این آشغالات فرهنگی رو از تلوزیون ایران بیرون میکنن. تو باید واقعا محو رکیک کاری های خودت باشی که نفهمی یک چنین زبانی چه بلایی بر سر جامعه ما میاره. مشکل تو همینه و این پرخاشگرایی که تو از غربی ها یاد گرقتی، بی تربیتی و فحش دادن، زمانی که بخصوص فحش دادن لازم نیست. در ضمن خفه شدنت شاید به تعقل و کتاب خوندن تو یه خورده وقت بده. حالا بازم بیا بگو من عقده دارم که از تو ایراد میگیرم. تو فکر میکنی چون سیاه پوستها توی رپ فحش میدن، فحش انقلابیه کشش تو بطرف جوک کشش غلطیه. برو یه خورده حمید مولانا بخون بجای فوکو و لاکلاو...

---------

• هودر: ببین به نظر من بد نیست بعد از حداقل ۲۵ سال به اون مملکتی که این قدر ادعا می‌کنی میشناسیش سری بزنی. امثال تو که قبل از جنگ فرار کردن و توی هیچ کدوم از اون مصیبت‌ها شریک نبودن چی میفهمن از اینکه ایران یعنی چی؟ تو ۲۵ ساله که حتی تلویزیون ایران رو ندیدی. البته میدونم که جرات نداری و دلیل عصبانیتت هم از من همینه که من مثل تو ترسو و خایه‌مال نیستم. دنیای تو یا سفیده یا سیاه. چون فقط روی جلد کتابهای رو می خونی، اون هم برای پز دادن بین رفیق‌های همیشه مست و نعشه‌ی «هنرمند» ونکووریت.

بعد از سالها حال کردم با نوشتت. Sometimes your writing gives same feeling as did Mozafar's to you

اولاً که لحن تو روی این بنده خدارا سفید کرد دوماً بنده هم از این بابا خوشم نمیاد ، زر زیادی زده هیچ جذابیت دیگه ای واقعاً از نظر تلویزیونی غیر از همین روابط روتینی که نشون میده همه اتوکشیده حرف نمیزنن و رفتار میکنن نداره !

خیلی وقت یه نوشته لجن مال کن حسابی خفن خنده دار ندیده بودم ، خدا رو کولت

بابا ایول. ایول