یک چیزی که من در این یک سال درس خواندن در یکی از بهترین دانشگاههای خاورمیانهشناسی دنیا (که البته هنوز هم متاسافنه از کارکرد اولیهی استعماریاش زیاد دور نشده)، یعنی مدرسه ی مطالعات شرقی و آفریقایی دانشگاه لندن (SOAS) یاد گرفتن این است که «نمایاندن» (Representation) روی هوا و همینطوری کلی بیمعنی است. نمایاندن همیشه دربارهی یک چیز به شکل یک چیز اتفاق میافتد. (بقول نلسون گودمن، Representation of something as something). یعنی اینکه هر جور نمایاندنی از یک سری فیلترها از جمله ذهن ما، تاریخ، زبان، مکان و زمان میگذرد. نمایاندن هرگز جهانشمول یا همیشه درست نیست و همیشه خیلی موردی و محلی و جزیی است. (البته نقدهای جدی بر کل تئوری نمایاندن هم وجود دارد که الان جایش نیست به آن اشاره کنم.)
برای همین، یاد گرفتهام برای اینکه ببینم مثلا فلان سیاستمدار چه گفته است، بجای خواندن خلاصهاش یا گزارشهایی که خبرنگاران گوناگون دربارهی آن نوشته یا درست کردهاند، فیلم ادیت نشدهی آن یا حداقل متن کامل پیاده شدهی آن را بخوانم. اینطوری خیلی بهتر میتوانم منظور طرف و معنی او را درک کنم، چون این جور نمایاندن از سخنرانی یک نفر خیلی جزییتر و محلیتر و کمفیلترتر است. (البته به هر حال خودش باز یک نمایاندن است از طریق کلمه یا صدا یا تصویر و در عین حال باز هم از یک فیلترهایی میگذرد.)
برای همین همیشه سعی میکنم حرفهای مثلا رهبر یا رییسجمهور را هم گوش بدهم یا متن کامل پیادهشدهشان را بخوانم تا گزارشهای مربوط به آنها را. به شما هم توصیه میکنم همین کار را با رفتن به وبسایتهای رسمی اینها بکنید، چون قصاوتهایتان خیلی عمیقتر و مطلعانهتر خواهد بود.
این روضهها را خواندم که دعوتتان کنم متن کل خطبهی دوم نماز جمعهی امروز آقای خامنهای را در وبسایت رسمی او بخوانید تا ببینید واقعا چه گفته است. بخصوص دربارهی مسالهی مشایی و مردم اسراییل که میدانم دوباره از فردا، با وجود خواست رهبر برای پایان دادن بحثش، یک سری شروع میکنند به کوبیدن احمدینژاد با استفاده از بخشی از این سخنان که به نفعشان است. این قسمت را در پایین میآورم و پیشنهاد میکنم باز هم متن کاملش را در وبسایت رسمی رهبر بخوانید:
آنچه كه من، امروز براى كشورمان مثل گذشته از همه چيز لازمتر ميدانم، وحدت كلمهى آحاد ملت و وحدت كلمهى نخبگان و مسئولان در مبانى اصولى است. يكى از چيزهائى كه براى كشور ما حقيقتاً مهم است اين است كه مردم احساس امنيت سياسى و روانى بكنند؛ فضاى روانى جامعه دچار التهاب نباشد. سعى ميكنند التهابآفرينى كنند؛ اين هست. اين، جزو سياستهاى مخالفان نظام جمهورى اسلامى است. البته خود ما هم گاهى اوقات، نادانسته اين التهابها را افزايش ميدهيم. من توصيه ميخواهم بكنم - حالا مردم عزيز ما بحمداللَّه از بسيارى از كارهائى كه در اين زمينه انسان مشاهده ميكند، بركنارند. مردم نگاه ميكنند به بعضى از گفتگوها و بگومگوهاى بيجا و بيمورد كه گاهى در بين نخبگان سياسى مشاهده ميشود؛ نگاه مردم نگاه رضايتمندانه نيست. اين را ما از مراجعات مردم بخوبى ميفهميم - و حالا دو سه مسئلهى كوچك و كماهميتى را كه وجود دارد و سعى ميشود كه از اينها براى التهاب استفاده شود، عرض ميكنم، براى اينكه درِ گفتگوها بسته بشود.
يك نفر پيدا ميشود دربارهى مردمى كه در اسرائيل زندگى ميكنند، اظهار نظرى ميكند. البته اين اظهار نظر، اظهار نظر غلطى است. اينى كه گفته شود ما با مردم اسرائيل هم مثل مردم ديگر دنيا دوستيم! اين حرف درستى نيست؛ حرف غيرمنطقىاى است. مگر مردم اسرائيل كىهايند؟ همان كسانى هستند كه غصب خانه، غصب سرزمين، غصب مزرعه، غصب تجارت به وسيلهى همينها دارد انجام ميگيرد. سياهىِ لشگرِ عناصر صهيونيسم، همينهايند. نميشود ملت مسلمان نسبت به افرادى كه اينجور عامل دست دشمنان اساسى دنياى اسلام هستند، بىتفاوت باشد. نه، ما با يهودىها هيچ مشكلى نداريم، با مسيحىها هيچ مشكلى نداريم، با اصحاب اديان در دنيا هيچ مشكلى نداريم؛ اما با غاصبان سرزمين فلسطين چرا؛ مشكل داريم. غاصب هم فقط رژيم صهيونيستى نيست. اين موضع نظام است، اين موضع انقلاب است، موضع مردم است. حالا كسى حرف اشتباهى ميزند، عكسالعملهائى هم در مقابل آن نشان داده ميشود. خوب، مسئله را بايد تمام كرد. اين كه يك روز يك نفر از اين طرف بگويد، يكى از آن طرف بگويد، يكى اينجور استدلال كند، يكى از آن طرف حرف بزند، درست نيست. اين التهابآفرينى است. حرفى بود، گفته شد و اشتباه بود و تمام. موضع دولت جمهورى اسلامى هم اين نيست. اين با كشورهاى ديگر فرق ميكند كه مردمش روى سرزمين غصبىاى ننشستند. شهركهاى يهودىنشين، امروز به وسيلهى همين مردمى كه گفته ميشود مردم اسرائيل هستند و به وسيلهى همينها پر شده؛ همينهايند كه دولت جعلى صهيونيست، اينها را مسلح كرده است عليه مردم مسلمان فلسطينى، كه فلسطينىها جرأت نكنند نزديك اين شهركها بشوند. خوب، اين حرف خطائى بود، حرف درستى نبود. اين را نبايد وسيلهى التهاب قرار داد. من خواهش ميكنم از همه، اينجور مسائل كوچك و مسائل جزئى را - حرفى كه بر زبان كسى جارى ميشود؛ مطلبى گفته ميشود - وسيلهاى قرار ندهند براى اينكه مدتى جريانسازى و مسئلهآفرينى در سرتاسر كشور بشود؛ يك عده مخالف، يك عده موافق، سر قضيهاى پوچ. موضع نظام هم معلوم است. تمام شد.