<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<rss version="2.0" 
  xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
  xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
  xmlns:admin="http://webns.net/mvcb/"
  xmlns:rdf="http://www.w3.org/1999/02/22-rdf-syntax-ns#">

<channel>
<title>سردبیر:خودم - حسین درخشان</title>
<link>http://i.hoder.com</link>
<description>This is a Persian (Farsi) weblog, written by Hossein Derakhshan (aka, Hoder), an Iranian Multimedia designer and a journalist who lives in Toronto since Dec 2000. He also keeps an English weblog with the same name.</description>
<dc:language>en-us</dc:language>
<dc:creator>hoder@hoder.com</dc:creator>
<dc:date>2008-05-12T03:12:42+01:00</dc:date>
<admin:generatorAgent rdf:resource="http://www.movabletype.org/?v=3.35" />
<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
<sy:updateBase>2000-01-01T12:00+00:00</sy:updateBase>


<item>
<title>لينکدونی‌ | راجز واترز، جودیت باتلر، کن لوچ: ۶۰ سال رقص اسراییل بر گور فلسطینیان رانده شده جشن ندارد</title>
<link>http://inpursuitofjustice.wordpress.com/2008/05/10/israels-60th-anniversaryno-reason-to-celebrate/</link>
<description>تقددیم به کسانی که می‌خواهند مخالفان اسراییل را فقط خامنه‌ای و احمدی‌نژاد و حماس و حزب الله نشان بدهند</description>
<guid isPermaLink="false">17340@http://i.hoder.com/</guid>
<dc:subject>israel visit</dc:subject>
<dc:date>2008-05-12T03:12:42+01:00</dc:date>
</item>

<item>
<title>لينکدونی‌ | اخبار لحظه به لحظه از لبنان در پرس تی وی</title>
<link>http://www.presstvbeirut.com/</link>
<description></description>
<guid isPermaLink="false">17338@http://i.hoder.com/</guid>
<dc:subject>Middle East</dc:subject>
<dc:date>2008-05-09T12:14:36+01:00</dc:date>
</item>

<item>
<title>لينکدونی‌ | مرور ویدیویی دیروز تلویزیون‌های خاورمیانه درباره تحولات تازه‌ی لبنان</title>
<link>http://www.linktv.org/mosaic/20080508</link>
<description>البته خرج این پروژه‌ی موزاییک را آمریکایی‌ها می‌دهند</description>
<guid isPermaLink="false">17337@http://i.hoder.com/</guid>
<dc:subject>Middle East</dc:subject>
<dc:date>2008-05-09T12:01:01+01:00</dc:date>
</item>

<item>
<title>لينکدونی‌ | اولین آهنگ رپ ساخته و پخش شده از تلویزیون جمهوری اسلامی</title>
<link>http://simaeiran.com/joomla/index.php?option=com_content&amp;task=view&amp;id=328&amp;Itemid=1</link>
<description>البته مضمونش خیلی چرت است، ولی ریمیکس باحالی است.</description>
<guid isPermaLink="false">17336@http://i.hoder.com/</guid>
<dc:subject>iran</dc:subject>
<dc:date>2008-05-09T09:55:49+01:00</dc:date>
</item>

<item>
<title>لينکدونی‌ | متن مصاحبه مطبوعاتی دیروز نصرالله</title>
<link>http://www.presstvbeirut.com/pages/?cid=3200</link>
<description></description>
<guid isPermaLink="false">17334@http://i.hoder.com/</guid>
<dc:subject>Middle East</dc:subject>
<dc:date>2008-05-09T09:20:05+01:00</dc:date>
</item>

<item>
<title>لينکدونی‌ | هفت افسانه درباره‌ی اسراییل؛ سیروس صفدری</title>
<link>http://www.iranaffairs.com/iran_affairs/2008/05/israel-turns-60.html</link>
<description>آقا این وبلاگ ایران افرز محشر است... سعی کنید هر روز آن را بخوانید</description>
<guid isPermaLink="false">17333@http://i.hoder.com/</guid>
<dc:subject>israel visit</dc:subject>
<dc:date>2008-05-08T23:19:42+01:00</dc:date>
</item>

<item>
<title>لينکدونی‌ | پروپاگاندای پنتاگون در نیویورک‌تایمز به قلم مایکل گوردون</title>
<link>http://www.iranaffairs.com/iran_affairs/2008/05/sources-say-mic.html</link>
<description>این حرام‌زاده در دروغ‌های منتهی به حمله به عراق هم خیلی نقش داشت</description>
<guid isPermaLink="false">17331@http://i.hoder.com/</guid>
<dc:subject>media</dc:subject>
<dc:date>2008-05-08T12:38:50+01:00</dc:date>
</item>

<item>
<title>لينکدونی‌ | الاهرام:  اسراییل در ظاهر  قوی است، ولی در نهایت غرق‌شدنی است</title>
<link>http://weekly.ahram.org.eg/2008/895/op2.htm</link>
<description></description>
<guid isPermaLink="false">17330@http://i.hoder.com/</guid>
<dc:subject>israel visit</dc:subject>
<dc:date>2008-05-08T12:27:52+01:00</dc:date>
</item>



<item>
<title>==صبحانه را هر روز بخوانید==</title>
<link>http://sobhaneh.org</link>
<description></description>
<guid isPermaLink="false">15170@http://vagrantly.com</guid>
<dc:subject>ads03</dc:subject>
<dc:date>2006-04-12T19:43:26+01:00</dc:date>
</item>






<item>
<title>دولت باید دیه‌ی بزهکاران از روی فقر را بدهد</title>
<link>http://i.hoder.com/archives/2008/05/080512_017339.shtml</link>
<description>
&lt;p&gt;تیتر مطلب وبلاگ آسیه امینی را خواندم که نوشته بود: «&lt;a href=&quot;http://varesh.blogfa.com/post-652.aspx&quot;&gt;دیه فقط ثروتمندان را نجات می‌دهد&lt;/a&gt;.» راست می‌گوید و این حقیقتی تلخ است که فقر موجب هم بزهکاری می‌شود و هم راه نجات بزهکار را از مرگ می‌بندد. در عوض، ثروت نه تنها زمینه‌ی بسیاری از بزهکاری‌ها را از بین می‌برد، بلکه باعث می‌شود بزهکار در بهترین حالت حتی گیر قانون هم نیفتد یا در بدترین حالت بتواند مجازات قانونی‌اش را با پول بخرد.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;حالا که ماشین پیشنهاددهی‌ام به احمدی‌نژاد روشن شده می‌خواهم پیشنهاد بدهم یک صندوقی درست کند به هر اسمی که دوست دارد و دیه‌ی کسانی را که از روی فقر و نداری و تنگنا دست به قتل زده است، چه مرد یا چه زن، از بیت المال بدهد و موجبات آزادی آنها را فراهم کند. این هم از نظر انسانی خوب است، هم اسلامی، هم کاری ضد قانون نیست، هم برای محبوبیت احمدی‌نژاد خوب است، و هم برای وجهه‌ی جمهوری اسلامی. دهان جانورهایی مثل شیرین عبادی و رفقای آمریکایی‌اش را هم بیزنس «حقوق بشر» کمی می‌بندد.&lt;/p&gt;

</description>
<guid isPermaLink="false">17339@http://i.hoder.com</guid>
<dc:subject>iran-soc&amp;pol</dc:subject>
<dc:date>2008-05-12T01:59:33+01:00</dc:date>
</item>
<item>
<title>هدف انقلاب چه بود</title>
<link>http://i.hoder.com/archives/2008/05/080509_017335.shtml</link>
<description>
&lt;p&gt;جالب است که سفرهای پی در پی احمدی‌نژاد به این طرف و آن طرف ایران حتی روی آقای خامنه‌ای هم تاثیر گذاشته است و او را ناچار به &lt;a href=&quot;http://farsi.khamenei.ir/FA/Speech/index.jsp&quot;&gt;رابطه‌ی نزدیک‌تری با مردم &lt;/a&gt;و سفرهای بیشتر کرده است که خیلی مساله‌ی جالبی است و بهرحال سودش به کل جمهوری اسلامی می‌رسد که رهبرانش به مردم هر چه نزدیک‌تر باشند. &lt;/p&gt;

&lt;p&gt;از بین سخنرانی‌های آقای خامنه‌ای در شیراز من چند پاراگراف را از &lt;a href=&quot;http://farsi.khamenei.ir/FA/Speech/detail.jsp?id=870214U&quot;&gt;دیدار با دانشجویان&lt;/a&gt; خوشم آمد و در واقع به نوعی همان استدلال من هم هست که اسلام (یا اصولا هر دین یا فلسفه‌ی زندگی دیگر) خودش بخودی خود چیزی نیست جز یک حامل برای یک سری «ارزش». انواع گوناگون اسلام بر اساس اینکه چه ارزشهایی را حمل می‌کنند از هم جدا می‌شوند.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;این استدلال برای فهم این مساله که چرا اینقدر جمهوری اسلامی به مذهب حساس است و  جلوی هرجور تضعیف یا کم‌رنگ کردن آن را می‌گیرد مهم است. چون با ضعیف شدن مذهب در جامعه‌ی امروز ایران در واقع سینی حمل کننده‌ی این ارزشها که هدف انقلاب بودند نابود خواهد شد و اثری از آنها باقی نخواهد ماند. البته این استدلال بی‌جواب نیست، ولی بحثش در فرصتی دیگر. فعلا این بخش از سخنرانی رهبر را که دیدگاهش را به مذهب نشان می‌دهد ببینید:&lt;/p&gt;

&lt;blockquote&gt;&lt;p&gt;... هدف انقلاب چه بود؟ هدف انقلاب عبارت بود از ساختن يك ايرانى با اين خصوصياتى كه عرض ميكنم: مستقل، آزاد، برخوردار از ثروت و امنيت، متدين و بهره‏مند از معنويت و اخلاق، پيشرو در مسابقه‏ى جامعه‏ى عظيم بشرى در علم و بقيه‏ى دستاوردها - كه از اول و ازل بين آحاد بشر يك مسابقه است در دستاوردهاى بشرى، در علم و در بقيه‏ى خواسته‏ها و دستاوردهاى بشرى - برخوردار از آزادى با همه‏ى معانى آزادى. آزادى فقط آزادى اجتماعى نيست - اگرچه آزادى اجتماعى، يكى از مصاديق مهم آزادى است - هم آزادى اجتماعى مورد نظر است، هم آزادى به معناى رها بودن و آسوده بودن و آزاد بودن كشور از دست‏اندازى بيگانگان و استيلاى آنها - كه گاهى كشور بظاهر مستقل هم هست، اما زير نفوذ است - و هم آزادى معنوى، كه آن رستگارى انسان و تعالى اخلاقى انسان و عروج معنوى انسان است، كه هدف اعلى‏، اين است. همه‏ى كارها مقدمه براى تكامل انسان و عروج انسانى است. اين بايد در جامعه‏ى اسلامى خود را نشان بدهد.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;ايران با اين خصوصيات، مطلوب انقلاب بود. شما بپرسيد كه از كجاى انقلاب، اين خصوصيات در مى‏آمد؟ كجا تدوين شد؟ من عرض ميكنم از كلمه‏ى اسلامى. اسلام اصلاً همين‏هاست. آن كسى كه غير از اين در مورد اسلام تصور ميكند، اسلام را نشناخته. آن كسى كه تصور ميكند اسلام فقط به جنبه‏هاى معنوى، آن هم با برداشت و تلقى خاص از جنبه‏هاى معنوى - عبادت و زهد و ذكر و امثال اينها - ميپردازد، به دنياى مردم، به لذات مردم، به خواسته‏هاى بشرى مردم نميپردازد، او اسلام را درست نشناخته؛ اسلام اينجورى نيست. همه‏ى اين چيزهائى كه گفتيم؛ هم آن چيزى كه مربوط به مسائل دنيائى جامعه است - مثل عدالت، مثل امنيت، مثل رفاه، برخوردارى از ثروت، برخوردارى از آزادى و استقلال - هم آنچه كه مربوط به مسائل اخروى است؛ مثل رستگارى، تقوا، پرهيزگارى، رشد اخلاقى، تكامل معنوى انسان، در كلمه‏ى اسلامى مندرج است&lt;/p&gt;&lt;/blockquote&gt;

</description>
<guid isPermaLink="false">17335@http://i.hoder.com</guid>
<dc:subject>iran-soc&amp;pol</dc:subject>
<dc:date>2008-05-09T09:47:41+01:00</dc:date>
</item>
<item>
<title>ایستادن دربرابر سه اسراییلی در میزگرد بی.بی.سی</title>
<link>http://i.hoder.com/archives/2008/05/080508_017329.shtml</link>
<description>
&lt;p&gt;دو هفته‌ی پیش دعوت شدم تا در یکی از برنامه‌‌های رادیویی سرویس جهانی بی.بی.سی درباره‌ی این سوال که آیا همه‌ی دنیا حق دارند اتمی شوند به همراه چند میهمان دیگر مناظره کنم. ولی جایتان خالی، هر سه میهمان دیگر (دوتا با تلفن و یکی در استودیو) آمریکایی‌های شدیدا دلبسته‌ی اسراییل بودند که خط به خط فقط دروغ‌ها و حدس و گمان‌های اسراییل را درباره‌ی ایران و برنامه‌ی اتمی‌اش تکرار می‌کردند. (این هم از بی‌طرفی بی.بی.سی است لابد) &lt;/p&gt;

&lt;p&gt;ولی خب، من چون که دیگر آب از سرم گذشته و دیگر ملاحظه و اینها حالیم نیست و همیشه طوری حرف می‌زنم که انگار آخرین باری است که دعوتم می‌کنند، تا جایی که توانستم جلوی آنها ایستادم. &lt;/p&gt;

&lt;p&gt;یک جایی در همان اول نیم ساعت دوم برنامه دو جمله گفتم که به محض تمام شدنشان یک دفعه میهمانان تلفنی چنان همزمان جیغشان به آسمان رفت که واقعا شنیدنی است. یک جایی هم رسما شیلنگ را گرفتم به خود بی.بی.سی و بعدش هم گفتم که البته ممکن است بخاطر این حرفی که زدم دیگر دعوت نشوم، ولی خب، من برایم مهم نیست و می‌گویم.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;بشنوید:&lt;br /&gt;
&lt;embed src=&quot;http://hoder.com/radio/audioplayer/mediaplayer.swf&quot; width=&quot;320&quot; height=&quot;20&quot; 
type=&quot;application/x-shockwave-flash&quot; pluginspage=&quot;http://www.macromedia.com/go/getflashplayer&quot; 
flashvars=&quot;file=http://hoder.com/radio/hoder_BBC_whys_20080425-1940.mp3&amp;amp;displayheight=0&amp;amp;id='Derakhshan challenges BBC's pro-Israel guests'&quot; /&gt;&lt;/p&gt;


&lt;p&gt;دریافت فایل:&lt;br /&gt;
- &lt;a href=&quot;https://hoder.com/radio/hoder_BBC_whys_20080425-1940.mp3&quot;&gt;مناظره در بی.بی.سی بر سر برنامه‌ی اتمی ایران و اتهامات اسراییل (MP3 File)&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;

</description>
<guid isPermaLink="false">17329@http://i.hoder.com</guid>
<dc:subject>iran-soc&amp;pol</dc:subject>
<dc:date>2008-05-08T12:02:07+01:00</dc:date>
</item>
<item>
<title>بهترین مرکز مطالعات پست‌کلنیال دنیا در ایران</title>
<link>http://i.hoder.com/archives/2008/05/080506_017322.shtml</link>
<description>
&lt;p&gt;ایران پولش را دارد، انگیزه‌اش را دارد، مخاطب و نیازش را هم بد جوری دارد.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;اگر من جای احمدی‌نژاد بودم، حالا یا تنهایی یا به کمک مثلا ونزوئلا، یک مرکز دانشگاهی مستقل و  جمع و جور بین‌المللی در تهران یا اصفهان یا شیراز یا رشت درست می‌کردم که در عرض یکی، دوسال تبدیل شود به مهمترین مرکز &lt;a href=&quot;http://www.english.emory.edu/Bahri/Intro.html&quot;&gt;مطالعات پست‌کلنیال&lt;/a&gt; در دنیا. بهترین استادان دنیا را از برکلی و کلمبیا و سواز و این جا و آن جا می‌کشاندم که در آن با حقو‌ق‌های عالی فوق لیسانس و دکترا درس بدهند و درهای آن را هم به اضافه‌ی بورسیه‌ها و کمک‌های مالی گوناگون به روی باهوش‌ترین دانشجویان دنیا و ایران باز می‌کردم تا بیایند در این دانشگاه درس بخوانند و مقاله و پایان‌نامه بنویسند. یکی دو تا جورنال علمی هم با بالاترین استانداردهای جهانی درمی‌آوردم که بشود مهمترین مرجع مطالعات پست کلنیال دنیا.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;احمدی‌نژاد &lt;a href=&quot;http://president.ir/fa/?ArtID=9603&quot;&gt;حرف‌های درست و مهمی&lt;/a&gt; در هند زده است که همه‌مان باید خودمان را برای دوران پس از سیطره‌ی آمریکا آماده کنیم. ولی به نظر من و احتمالا خیلی‌های دیگر، تمام سلطه‌ی اروپا و آمریکا بر دنیا از طریق این علم و دانشی است که در دانشگاه‌هایشان درس می‌دهند و با آن مغزهای من و شما را استعمار می‌کنند. سلطه‌ی آمریکا تا موقعی که در مغزهای ما و از طریق «عقلانیت» و دانش اروپامحوری که قرنها تولید کرده است ادامه دارد، از بین نخواهد رفت.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;اگر دستتان به احمدی‌نژاد می‌رسد کمی درباره‌ی مطالعات پست‌کلنیال و اهمیتش برای او توضیح دهید و ایده‌ی این دانشگاه را که هزار نفع برای ایران و تمام ملت‌های ضعیف‌نگاه‌داشته‌ی دنیا دارد در فکرش بیندازید. در ضمن اضافه کنید، که اگر این پروژه خوب انجام شود، احمدی‌نژاد چنان نام نیکی از خودش بجا خواهد گذاشت که اثرش تا دهه‌ها بعد از این هم و چه بسا بیشتر مشهود خواهد بود. این کار تنها از عهده‌ی آهنگرزاده‌ی شیردلی مثل او برخواهد آمد.&lt;/p&gt;

</description>
<guid isPermaLink="false">17322@http://i.hoder.com</guid>
<dc:subject>ideas</dc:subject>
<dc:date>2008-05-06T00:03:16+01:00</dc:date>
</item>
<item>
<title>زن پشمالو یا زن بی مو، ‌مساله این نیست</title>
<link>http://i.hoder.com/archives/2008/05/080505_017318.shtml</link>
<description>
&lt;p&gt;من تازگی‌ها کمی از بحث‌ها عقب افتاده‌ام، ولی مهم این است که آدم اگر دلش ماهی می‌خواهد آن را تازه  از آب بگیرد و کباب کند و بخورد. زمانش مهم نیست. مهم این است که فریزری نباشد.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;من به شدت با اینکه هر آدمی بیاید و در عرصه‌ی عمومی اعلام کند که چه می‌خواهد و دنیا را چطور می‌بینید موافقم. خوشحالم که وبلاگ این امکان را به یک سری از گروه‌های معمولا خاموش که صدایشان از آنها گرفته شده داده است. هرچند که به خیلی‌ها هم نداده است، چون این خیلی‌ها اصلا پول یا آموزش کافی برای داشتن اینترنت و کامپیوتر و اینترنت ندارند. ولی باز همین که هست هم ارزش دارد.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;دقیقا از همین رو است که با این بحث چند وقت پیش بین یک سری از وبلاگ‌ها پیش آمد (و طبق معمول آن یک سری فکر کردند کل وبلاگستان یعنی خودشان، در صورتی‌که خیلی‌ها هرگز متوجه آن نشدند) درباره‌ی ترجیحات جنسی‌شان موافقم و آن را برای همه‌مان مفید می‌دانم. از دو نظر، یکی اینکه این یک قدمی است برای بازیافتن عاملیت برای کسانی که این عاملیت از آنها با وادار کردنشان به سکوت گرفته شده بود. &lt;/p&gt;

&lt;p&gt;عاملیت به معنی Agency است که خودمانی‌اش می‌شود اینکه من هم وجود دارم و خودم نظر و سلیقه و ذهنیت و تمایل و تقاضا دارم. تسلط پیدا کردن بر دیگران همیشه از راه گرفتن این عاملیت از یک انسان و وادار کردنش به سکوت از راه‌های گوناگون انجام گرفته است که اتفاقا علم و فلسفه (دین را هم می‌شود یک جور فلسفه دید) نقشی بزرگ در آن ایفا کرده‌اند. مثلا دلیل اینکه سفیدها قرنها سیاهان را به برده‌گی کشیده‌اند این بوده که مثلا گفتمان علمی یا فلسفی حاکم آن زمان سیاهان را از نظر عقلانیت دست‌پایین می‌دانسته و در نتیجه بهتر می‌دیده که عاملیت آنها ازشان بگیرد و خودش خودش جای آنها حرف بزند و تصمیم بگیرد. با زنها هم همین طرفتار شده است و همین‌طور با خیلی اقلیت‌های دیگر و الان به نظر من حتی با نوجوانان هم همین رفتار می‌شود. (نباید فراموش کنیم که تا قبل از جنگ جهانی دوم در همین اروپای غربی «خیلی متمدن» خیلی کشورها به زنان حق رای نداده بودند.)&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;اینکه یک زن ایرانی که همیشه وادار به سکوت شده است بیاید و بگوید که من هم آدمم و این جوری و آن جوری از بودن با یک مرد یا زن لذت می‌برم، فارغ از محتوایش ارزش دارد. همان‌قدر که مثلا یک زن دیگر هم بیاید و بگوید که من هم مثل شماها زنم و آدمم و دل و هوس دارم، ولی دوست ندارم این چیزها را در وبلاگم بنویسم. این هم به هرحال عاملیت است، چون شکستن سکوت درباره‌ی چیزی است که اصولا در رد و اثبات آن همیشه سکوت حاکم بوده است.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;راستش را بخواهید من از همین نگاهِ عاملیت است که از اصل با این کمپین «یک میلیون امضا» مخالفم. یعنی حتی اگر جنبه‌های سیاسی و امنیتی آن را هم کنار بگذارید، باز هم کاری که این کمپین می‌کند یک جور گرفتن عاملیت از آدم‌های ساکت‌شده است، منتها در شکلی دیگر که بهتر است برای حرام نشدنش در مطلبی جداگانه توضیحش دهم.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;جنبه‌ی دوم این است که نباید به دام گوهرگرایی یا اسنسیالیزم در ماجرای جنس (sex) و جنسیت (sexuality) و جنس‌گونگی (gender) بیفتیم. تصور اینکه یک نوع آرمانی از «زن سکسی» یا «مرد سکسی» وجود دارد که همه‌ی ما باید سعی کنیم به آن برسیم، یک افسانه و دروغ زیبا است. نه تنها هیچ زن یا مرد سکسی آرمانی‌ای وجود ندارد، بلکه اصولا چیزی بنام تمایل جنسی خالص مردانه یا زنانه هم وجود ندارد و در نتیجه، بقول جودیت باتلر، حتی چیزی به اسم زن یا مرد خالص هم وجود ندارد. تمام این مفاهیم ساخته‌هایی ذهنی و بشری هستند که در اثر یک جور بازیگری یا نمایش (&lt;a href=&quot;http://www.cla.purdue.edu/English/theory/genderandsex/modules/butlerperformativity.html&quot;&gt;Performativity&lt;/a&gt;) بطور ناآگاهانه و با تکرار تولید می‌شوند.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;خودمانی‌اش کنم: اینکه من یا شما از زن یا مرد بور یا مومشکی، چاق یا لاغر، پشمالو یا بی‌مو، خجالتی یا وحشی، قدبلند یا قد کوتاه، چشم تاریک یا چشم روشن، لب‌دار یا بی‌لب خوشمان می‌آید و یا دوست داریم با همخوابه‌مان دهانی یا مقعدی یا واژنی یا لمسی یا هر جور دیگری که به عقل بشری می‌رسد «حال»‌ کنیم، هیچ اهمیتی ندارد. همه‌ی ما عادی هستیم، چون اصلا چیزی به اسم طبیعی وجود ندارد. تمام اینها بر اساس تکرار و عادت و تجربه شکل گرفته است و هیچکدام ارزش ذاتی خاصی یا برتری خاصی به همدیگر ندارند.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;ما در رختخواب (و اصولا همیشه) در حال بازیگری و نمایش هستیم و بر خلاف فلسفه‌ی افلاطونی که همیشه یک اصلی را برای چیزها قايل است و می‌گوید ما همیشه سایه‌ها را روی دیوار غار می‌بینیم، باید راحتتان کنم:‌ هیچ اصلی وجود ندارد، همه چیز همین سایه‌ها است.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;حتی یک قدم هم می‌شود فراتر از مفهوم «بازیگرانه بودن هویت جنسی» برداشت و به اصل خود مفهوم جنس رسید. حرف باتلر این است که اصلا مفهوم جنس (sex) هم بیشتر از اینکه طبیعی باشد خود ما آن را طبق جنسیت یا تمایل جنسی‌ (sexuality) می‌سازیم. یعنی وقتی می‌گوییم فلان مرد خیلی حالتش زنانه است یا فلان زن خیلی حالت مردانه دارد، یا مثلا در زوج‌های همجنس می‌بینیم که یکی مثلا مادر است و یکی پدر، این یعنی حتی پیش‌فرض ما در طبیعی دانستن وجود چیزی به اسم مرد یا چیزی به اسم زن آن طورها هم که فکر می‌کنیم روشن و طبیعی و آشکار نیست.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;نقد او به تئوریهای فمینیزم هم از همینجا است که می‌گوید آنها تمام استدلالشان را برای پیش‌آوردن شرایط آزادی زن بر پایه‌ی همین دوگانه‌ی زن/مرد بنا می‌کنند، بدون اینکه خود آن را مورد سوال قرار دهند. در نتیجه یادشان می‌رود که وقتی از زن در مقابل مرد حرف می‌زنند، در واقع عاملیت را از کسانی که در جایی بین زن و مرد خود را می‌بینند، می‌گیرند و این نکته آن آزادی مفروض آنها را هم برای عده‌ای تبدیل به ظلم و سرکوب و سکوت می‌کند. وجه دیگر این نقد که به درد جوامعی مثل ایران هم خیلی می‌خورد این است که با زیر سوال بردن دوگانه‌ی زن/مرد می‌توان از افزایش تنش اجتماعی که در ایران امروزی عواقب شدیدا امنیتی هم دارد جلوگیری کرد، بدون اینکه اصل تلاش برای بهبود وضعیتت حقوقی زنان را زیر سوال برد. این هم بحثش مفصل است.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;خلاصه اینکه بهترین کاری که ما می‌توانیم برای دیگران بکنیم، این است که به آنها امکان بدهیم حرف بزنند، نه اینکه جایشان حرف بزنیم. این خیلی مهم است.&lt;/p&gt;

</description>
<guid isPermaLink="false">17318@http://i.hoder.com</guid>
<dc:subject>ideas</dc:subject>
<dc:date>2008-05-05T13:19:30+01:00</dc:date>
</item>



</channel>
</rss>